یک کارشناس ارشد فقه و مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در جنگ باید به مساله ادراک و شناخت توجه ویژهای شود، گفت: در طول تاریخ اسلام نمونههای مهمی از اهمیت جنگ نرم و ادراکی وجود دارد. مثلاً امام علی(ع) در میدان نبرد سخت حریفی نداشتند اما در میدان نبرد نرم با مشکلات زیادی مواجه بودند. یعنی در مواردی که دشمن با نبرد نرم به میدان آمده بود و روی ذهن و ادراک مخاطبان و لشکریان اثر منفی گذاشته بود؛ کار حتی برای اهل بیت که از آنها شجاعتر، قویتر و با تدبیرتر وجود نداشت هم سخت میشد.
علی عباسآبادی در این خصوص افزود: اساساً در جنگها کسی پیروز میشود که قبلاً در میدان شناختی پیروز شده است. یعنی ابتدا به دیگران میقبولاند که جنگ را برده و حریف را شکست داده و بعد در میدان پیروز میشود. در انقلاب اسلامی هم زمانی انقلاب را پیروز دانستیم که رادیو و تلویزیون توسط انقلابیون فتح و پیام انقلاب توسط شهید محلاتی برای مردم خوانده شد. به همین دلیل معروف است که حفظ صدا و سیما به اندازه حفظ اماکن نظامی مهم است.
مصادیق جنگ شناختی در قرآن
وی با بیان اینکه ادراک، تشخیص و جنگ ادراکی بسیار مهم و پیچیده است و سرنوشت جنگ را تعیین میکند، افزود: جنگ شناختی در قرآن هم خیلی پررنگ شده است. آیه 60 سوره انفال یکی از مصادیق پررنگ شدن جنگ شناختی و ادراکی در قرآن است. خداوند در این آیه میفرماید « وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ. و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنانی غیر ایشان را که نمی شناسید، ولی خدا آنان را می شناسد بترسانید. و هر چه در راه خدا هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده میشود، و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.» این یعنی قرآن از ما میخواهد تا با ایجاد آمادگی و رهبت، دل دشمن را خالی کنیم و ترس در دل دشمن بیندازیم. این یکی از مصادیق جنگ شناختی است.
این کارشناس ارشد فقه و مدرس حوزه و دانشگاه در ادامه گفت: همچنین خداوند در آیه 44 سوره انفال با اشاره به جنگ احزاب میفرماید که «وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ. و [یاد کنید] هنگامی را که در جنگ بدر با هم برخورد کردید، دشمن را در چشم شما اندک نشان داد و شما را نیز در چشم آنان اندک نشان داد [اگر چه در گرما گرم جنگ، شما را در نظر آنان بسیار و آنان را در نظر شما اندک نشان داد] تا خدا پیروزی شما و شکست آنان را که [بر اساس اراده اش] انجام شدنی بود، تحقّق دهد؛ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده می شود.» به بیان دیگر خداوند در جنگ، هزاران نیرو از دهها قبیله عرب در چشم مسلمین کوچک شود تا لشکریان اسلام شجاع شوند و در برابر کفار پا پس نکشند و آنها را فراری دهند. این یعنی بسیار مهم است که در زمان جنگ ته دل مجاهدین و مردم نسبت به دشمن خالی نشود.
وی با تأکید بر اهمیت اثرگذاری بر ادراک دشمن خاطرنشان کرد: در روایات آمده که خداوند با رعب پیامبر اسلام(ص) را یاری میداد و قبل از اینکه آن حضرت جایی را فتح کنند؛ ترس حضرت در دل دشمنان میافتاد.
نباید در میانه جنگ دل مردم را خالی کرد
عباسآبادی در ادامه به آیه 60 سوره احزاب و موضوع جنگ شناختی در این آیه اشاره و تصریح کرد: در این آیه آمده است که « لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا. اگر منافقان و آنان که در دل هایشان بیماری [ضعف ایمان] است و آنانکه در مدینه شایعه های دروغ و دلهره آور پخش می کنند [از رفتار زشتشان] باز نایستند، تو را بر ضد آنان بر میانگیزیم [که یا تبعیدشان کنی یا با آنان بجنگی]، آن گاه در این شهر جز اندکی [که خالص و پاک هستند] در کنار تو نخواهند ماند.» این آیه به گروهی اشاره دارد که در مدینه دل مردم را خالی میکردند. قرآن این افراد را در جنگ احزاب به عنوان «مرجفون» معرفی میکند. مرجفون کسانی بودند که در دلها لرز میانداختند و مدام حرف از ضعف و ناتوانی در برابر دشمن میزدند و بر تسلیم تأکید میکردند. طبق این آیه، خداوند سپس درباره مرجفون به پیامبر اسلام(ص) میگوید که « مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا » یعنی به اینها بگو یا از این خالی کردن دل مردم دست بردارید یا دستور میدهیم که به آنها حمله کنید و آنها را بکشید.
این کارشناس ارشد فقه عنوان کرد: بر همین اساس در تاریخ اسلام داریم و برخی اساتید فقیه هم به آن قائل هستند که در زمان جنگ تعریف از دشمن و بیان ضعف جبهه خودی حتی اگر به قصد اصلاح هم باشد؛ کاری حرام است و مجازات به دنبال دارد.
وی در ادامه به مواردی که دشمن با جنگ ادراکی و شناختی و جنگ نرم توانست بر مسلمین غلبه کند، گفت: در جنگ احد، ابتدا مسلمین پیروز شدند اما 50 نفری که مسئول حفاظت از تنگه بودند؛ آنجا را برای جمعآوری غنیمت رها کردند و خالد ابن ولید فرصت حمله به مسلمانان را پیدا کرد. در این میان، لشکر اسلام در حال مقاومت بود که یکی از کفار یکی از مسلمانان که به پیامبر اسلام(ص) شبیه بود را به شهادت رساند و فریاد زد که من محمد را کشتم. در این لحظه سپاه اسلام از هم پاشید. یعنی دشمن ورق جنگ احد را با خالی کردن دل مسلمین برگرداند.
وی افزود: بعد از این ماجرا خداوند در آیه 144 سوره آلعمران به شدت افرادی که تحت تأثیر این جنگ روانی قرار گرفتند را توبیخ و عنوان کرد که « وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ. و محمّد جز فرستاده ای از سوی خدا که پیش از او هم فرستادگانی [آمده و] گذشته اند، نیست. پس آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، [ایمان و عمل صالح را ترک می کنید و] به روش گذشتگان و نیاکان خود برمی گردید؟! و هر کس به روش گذشتگان خود برگردد، هیچ زیانی به خدا نمی رساند؛ و یقیناً خدا سپاس گزاران را پاداش می دهد.» در واقع قرآن به این افراد نمیگوید که چرا فکر کردید پیامبر به شهادت رسیده است بلکه میگوید چرا وقتی فکر کردید ایشان به شهادت رسیده است؛ میدان را
خالی کردید.
جنگ شناختی امام علی(ع) با معاویه
عباسآبادی به رجزهای امام علی(ع) برای معاویه هم به عنوان نوعی جنگ شناختی و ادراکی یاد کرد و گفت: حضرت میتوانستند در برابر جسارتها و مطالبی که معاویه در آن دوره بیان میکرد؛ بگویند که جواب ابلهان خاموشی است و سکوت کنند اما آن حضرت برای اینکه ته دل دوستان خالی نشود و ترس و وحشت به جان دشمنان بیفتد؛ جواب معاویه را با قاطعیت میدادند. مثلاً زمانی که معاویه به حضرت نامه نوشت که برای واگذاری حکومت به من فشار وارد کنی به جنگ تو میآیم؛ امام جواب داد که «ولَیسَ لَکَ ولِأَصحابِکَ عِندی إلَا السَّیفُ. و برای تو و اصحاب تو جز شمشیر چیزی نزد من نیست» و میفرمایند که نمیدانم از این تهدید بخندم یا گریه کنم. تو کی دیدهای که ما از شمشیر بترسیم. مگر کسی میتواند ما را با جنگ تهدید کند. لازم نیست تو به سمت ما بیایی و ما پیشدستانه به تو حمله میکنیم و... امام در این جنگ روانی به معاویه میگوید که من با لشکر مهاجرین، انصار و تابعین و پاکان عالم که پیراهن شهادت به تن کردهاند و برایشان چیزی شیرینتر از شهادت نیست، به سمت تو که اراذل و اوباش را دور خود جمع کردهای میآیم و... حضرت اینگونه با عظمت سپاه معاویه را شکست داد اما جایی که دوباره مساله ادراکی پیش آمد و ذهنها را به هم ریختند و قرآن را سر نیزه کردند شیرازه امور از دست حضرت خارج شد.
حربههای معاویه برای جنگ شناختی علیه امام حسن(ع)
این کارشناس ارشد فقه به صلح امام حسن(ع) و نقش جنگ ادراکی هم اشاره و تصریح کرد: بعد از شهادت امام علی(ع) امام مجتبی(ع) در یک شرایط سخت خلافت را در دست گرفتند و لشکری برای جنگ با معاویه فراهم کردند و دو لشکر در مقابل هم قرار گرفت. معاویه متوجه شد که این لشکر آمادگی شکست در برابر جنگ روانی را دارد و با حربه خود، سرلشکر این سپاه یعنی عبیداللهابنعباس و سایر فرماندهان را با یک میلیون درهم خرید و این افراد شبانه حضرت را ترک کردند و گریختند. این موضوع برای لشکر امام حسن(ع) خیلی گران تمام شد و از نظر ادراکی آنها را به هم ریخت تا جایی که لشکر را از پیش شکست خورده تلقی کردند و حضرت ناچار به صلح شدند. این یک صلح تحمیلی بود که جنگ برده را به جنگ باخته تبدیل کرد و میتوانست رخ ندهد. حال این ماجرا را مقایسه کنید با فرماندهان ما که قبل از جنگ با بسیاری از آنها تماس گرفتند؛ به برخی وعده دادند، برخی را تهدید کردند اما حتی یک نفر از فرماندهان نظامی ما در برابر این تهدیدها جا نزد. نه در جنگ 12 روزه و نه در جنگ فعلی و همه با قاطعیت ایستادهاند.
وی ادامه داد: در مورد جنگ شناختی و روانی دشمن در موضوع صلح امام حسن(ع) یک نکته تاریخی دیگر هم قابل طرح است. در این موضوع، معاویه افرادی را برای گفتگو با امام حسن(ع) فرستاد؛ این افراد که از نزدیکان معاویه بودند بعد از گفتگو، بدون اینکه امام مجتبی(ع) حرفی از صلح زده باشد شایع کردند که ایشان راضی به صلح هستند. نیت آنان از این شایعه ایجاد اختلاف و دودستگی در سپاه و تحریک خوارج بود. در واقع معاویه دو حقه به کار گرفت؛ یکی تطمیع فرماندهان لشکر و فرار کردن آنها و دیگری شایعه پذیرش صلح از طرف امام که این دو حقه عملاً سپاه را از هم پاشید و به دو گروه طرفدار صلح و مخالف صلح تبدیل کرد و حتی یک نفر به پای امام خنجر زد و امام در میان سپاهیان امنیت جانی نداشتند.
این کارشناس ارشد فقه بیان کرد: قرآن درباره این موضوع دستور داده وقتی فاسقی خبری میآورد آن خبر را بررسی کنید و بدون بررسی نپذیرید تا از بروز فتنه و پشیمانی جلوگیری شود. بررسی خبر پیش از پذیرش به قدری اهمیت دارد که حتی اگر فرد مومنی خبری را بیاورد؛ شریعت دستور داده که دو نفر عادل باید در مورد آن شهادت دهند حال درباره اینکه فردی فاسق خبری را بیاورد مانند همان فرستادگان معاویه که سر تا پا رذالت بودند تکلیف کاملاً مشخص است و نباید بدون بررسی خبر آنها پذیرفته میشد. اکنون هم وقتی یک فرد خبیث مانند ترامپ و رسانهها و شبکههای اجتماعی آنان اخباری را بیان میکنند باید حتماً تحقیق کرد که موضوع از چه قرار است.
وی با بیان اینکه طبق دستور قرآن باید با مرجفون و کسانی که چنین اخباری را نقل میکنند و دل مردم را خالی میکنند هم به شدیدترین وجه ممکن برخورد شود، افزود: در تاریخ اسلام، وقتی پیامبر مکه را فتح کردند همه را به جز چند گروه مورد بخشش قرار دادند و دستور دادند این افراد را هر جا که یافتید حتی اگر به پرده کعبه هم آویزان بودند؛ بکشید. یکی از این گروهها، افرادی بودند که علیه پیامبر و مومنین شعر میگفتند. افرادی که جنگ شناختی و فرهنگی راه انداخته بودند و میخواستند افکار را به هم بریزند. بنابراین اگر فاسقی خبری آورد نباید به راحتی درستی آن را پذیرفت و همچنین باید با کسانی که اینگونه اخبار را پخش میکنند با قاطعیت برخورد کرد.



