خرده‌مالکی و فروپاشی حاکمیت ملی بر منابع آب

احمد رشیدی نژاد: پژوهشگر هیدروپلیتیک، گروه اقتصادی الف،   4050226028 ۱۸ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
خرده‌مالکی و فروپاشی حاکمیت ملی بر منابع آب

از منظر جغرافیای سیاسی، اصل بنیادین حاکم بر منابع و سرزمین این گونه تقریر می‌شود که «فراتر از عرصه زمین، سرزمین ملی(قلمرو) به مثابه میراثی جمعی به ملت تعلق دارد، نه فرد، گروه، قوم یا خانواده». بر این اساس، آب، خاک، معادن و سایر منابع طبیعی درون حاکمیت ملی، دارایی مشترک نسل‌ها و مقید به حاکمیت ملی‌اند. مالکیت خصوصی، هرچند در نظام حقوقی ایران به رسمیت شناخته شده و محترم است، همواره در چارچوب «امانتداری» و «کارکرد اجتماعی» (مطابق با اصولی چون اصل ۴۵ قانون اساسی و فقه امامیه) تعریف می‌شود. بدین معنا که هیچ شخص حقیقی یا حقوقی مجاز نیست از طریق بهره‌برداری انحصاری و خودسرانه از زمین و آب، منافع جمعی و امنیت ملی آینده را به مخاطره اندازد.

اما تحولات هفتاد سال اخیر در ایران، به‌ویژه در بخش کشاورزی، نشان‌دهنده فاصله‌گیری تدریجی از این اصل است. اصلاحات ارضی دهه ۱۳۴۰، اگرچه در بستر تاریخی خود گامی در جهت برچیدن نظام ارباب‌- رعیتی و عدالت‌محور به شمار می‌رفت، اما ناخواسته این انگاره را تقویت کرد که زمین و به تبع آن آب «کالایی کاملاً شخصی» اند و مالک، اختیار مطلق تصرف در آنها را دارد. این تحول، هم‌راستا با غلبه نگاه کالایی به منابع در برنامه‌های توسعه‌ی اقتصادی، موجب شد که اصل تابعیت منابع از حاکمیت ملی و کارکرد اجتماعی مالکیت تدریجاً به حاشیه رانده شود. پیامد امروزین آن، بحران بی‌سابقه آب در کشور است که نه صرفاً معلول خشکسالی، بلکه حاصل نهادینه شدنِ نوعی تصرف فردی و فراروی از حدود امانتداری در منابع همگانی به شمار می‌آید. بازخوانی این اصل در چارچوب حقوق اساسی و جغرافیای سیاسی ایران، ضرورتی انکارناپذیر برای خروج از بحران کنونی است.

از اصلاحات ارضی تا معمای زمین‌های خرد شده

نیم قرن پیش، اصلاحات ارضی ایران به‌عنوان یکی از عمده‌ترین پروژه‌های تحول اجتماعی، ساختار مالکیت زمین را از نظام ارباب‌رعیتی به الگوی خرده‌مالکی دگرگون ساخت. در آن دوره، زمین از چنگ مالکان بزرگ و خاندان سلطنتی همراه با نهادهای وقفی (که روی هم بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد زمین‌های قابل کشت کشور را در اختیار داشتند) خارج شد و میان کشاورزان کم‌زمین یا بی‌زمین توزیع گردید. حاصل این فرایند، هرچند در ظاهر عادلانه، تکثیر قطعات ریز و پراکنده کشاورزی بود؛ چندان که اکنون سازمان جهاد کشاورزی گزارش می‌دهد بیش از ۷۵ درصد اراضی کشاورزی کشور زیر پنج هکتار قرار دارد. اگر این روند خردشدگی تداوم یابد، طی یک دهه آینده بیش از ۸۰ درصد زمین‌های کشاورزی به زیر سه هکتار تنزل خواهد یافت- معمایی ساختاری که ریشه در همان گذار تاریخی از تمرکز اربابی به پراکندگی خرده‌مالکی دارد.

اما آنچه امروز در بسیاری از مناطق روستایی ایران می‌بینیم، نه کشاورزی صنعتی و پربازده است و نه حتی کشاورزی معیشتیِ هدفمند است. در برخی مناطق هر زمین کوچکی به باغچه‌ای شخصی تبدیل شده که بیشتر برای تفریح و استفاده خانوادگی کاربرد دارد تا تأمین نیاز غذایی کشور. این پدیده که می‌توان آن را «تفریحی‌شدن کشاورزی» نامید، فارغ از جنبه‌های اجتماعی و احساسی آن، یک پرسش اساسی را پیش روی حکمرانی منابع کشور قرار داده است: آیا می‌توانیم با الگوی کنونی، هم امنیت غذایی را تأمین کنیم، هم از منابع آبی شکننده خود صیانت کنیم و هم در عرصه صادرات محصولات کشاورزی حضوری مؤثر داشته باشیم؟ آیا زمان آن نرسیده که با یک «اصلاحات ارضی معکوس»، از پراکندگی خرده‌مالکی به سوی یکپارچگیِ هوشمندانه و جمعی زمین گام برداریم؟

بحران آب و وابستگی پنهان آن به خرده‌مالکی

شاید هیچ پدیده‌ای به اندازه بحران آب، پیوند خود را با ساختار مالکیت اراضی نشان ندهد. ایران در منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک قرار دارد که میانگین بارش آن یک‌سوم میانگین جهانی است، اما الگوی پراکنده و غیرمتمرکز خرده‌مالکی، فشار بر منابع آبی را به سطحی بی‌سابقه رسانده است. حقیقت تلخ این است: هر قطعه زمین کوچک و جدیدالتشکیلی که در نتیجه اصلاحات ارضی یا تقسیمات ارثی به وجود آمده، به یک «منطقه آبی کاملاً مستقل» تبدیل شده است. 

تلخ‌ترین پیامد خردشدن اراضی، نقشی است که در تشدید بحران آب ایران ایفا کرده است. یک مطالعه علمی که رابطه بین اصلاحات ارضی و بحران آب را بررسی کرده، به روشنی نشان می‌دهد که پراکندگی اراضی کشاورزی در کنار ورود فن‌آوری چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق، سبب شد هر خرده‌مالکی برای زمین تازه‌به‌دست‌آمده خود دست به حفر چاه زده یا از منابع آب سطحی به صورت خودسرانه بهره برداری نماید.؛ چرا که در این باره، برآوردها نشان می‌دهد حدود ۳۵۰ هزار چاه غیرمجاز در سفره‌های زیرزمینی ایران حفر شده است. به‌تازگی نیز گزارش‌ها از افزایش تعداد چاه‌های غیرمجاز به بیش از ۱۰۰ هزار حلقه حکایت دارد که سبب افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی شده است.

اما فراتر از آمار چاه‌ها، مسئله «حکمرانی آب» است. در الگوی خرده‌مالکی، آب به یک کالای خصوصی و محلی تبدیل می‌شود که هر مالکی حق برداشت از آن را برای خود می‌داند. این نگرش، هر گونه برنامه‌ریزی متمرکز برای تخصیص آب را با مانع روبه‌رو می‌کند. وقتی هر باغچه‌ای صاحب یک چاه یا یک پمپ غیرمجاز از رودخانه باشد، عملاً «حاکمیت ملی بر آب» از میان می‌رود. از نگاه جغرافیای سیاسی، وقتی یک خرده‌مالک در عمق صد متری زمین خود چاه می‌زند، در واقع از «سفره آب زیرزمینی» که متعلق به همه ساکنان آن حوزه آبریز (و حتی نسل‌های آینده) است، برداشت می‌کند. این چاه، به هیچ وجه تنها «دارایی شخصی» او نیست؛ بلکه عملی است با پیامدهای جمعی و ملی. دشت‌های ایران مانند مشهد، کرمان، یزد و اصفهان سال‌هاست که با کسری شدید مخزن آب زیرزمینی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ کسری که حاصل هزاران تصمیم کوچک و پراکنده خرده‌مالکان است، نه نتیجه یک طرح بزرگ صنعتی.

باید صادقانه گفت: حدود نود درصد از آب مصرفی ایران در بخش کشاورزی استفاده می‌شود و بیشتر این مصرف با روش‌های بسیار ناکارآمد همراه است؛ کمتر از ۲۵ درصد زمین‌های کشاورزی از آبیاری مدرن بهره می‌برند و بقیه همچنان به روش غرقابی آبیاری می‌شوند. در این میان، خرده‌مالکان که اغلب توان مالی برای سرمایه‌گذاری در سیستم‌های نوین آبیاری را ندارند، بیش از دیگران به منابع آب زیرزمینی فشار می‌آورند. این فشار مضاعف، نه فقط سفره‌های آب را تخلیه می‌کند، بلکه کیفیت آب باقی‌مانده را نیز با نفوذ آب شور یا آلوده کاهش می‌دهد. به این ترتیب، چه از سر ناچاری و چه از سر ناآگاهی، هر صاحب زمین کوچکی به یک چاه‌دار جدید تبدیل شده و سفره‌های آب زیرزمینی- این سرمایه ملی نسل‌ها- را یک‌به‌یک به یغما می‌برد.

خرده‌مالکی قدرت حاکمیت را تضعیف می‌کند

از منظر جغرافیای سیاسی، حاکمیت ملی بر منابع اقتضا می‌کند که عناصری چون آب، به دلیل ماهیت اشتراکی و سیال خود، از شمول مالکیت مطلق فردی خارج باشند. مدیریت پایدار چنین منابعی مستلزم وجود نهادی فرامحلی (دولت) است که ضمن واگذاری حقوق بهره‌برداری مشروط، مسئولیت حفظ و بازتولید منبع را نیز بر عهده گیرد. اما الگوی خرده‌مالکیِ برآمده از اصلاحات ارضی، این رابطه کارکردی را گسسته است. دولت امروز در مواجهه با ده‌ها هزار مالک خرد که هر یک مدعی حقوق عرفی یا قانونیِ تصرف‌اند، عملاً توانایی اعمال سیاست‌هایی چون ممنوعیت کشت در دشت‌های بحرانی یا تخصیص متمرکز آب را از دست داده است. افزون بر این، خردشدگی اراضی به بازتولید مناقشات محلی، ناامنی آبی و حتی درگیری‌های منطقه‌ای (به‌ویژه در پهنه‌های مرکزی و شرقی ایران) دامن زده است. بنابراین، پراکندگی زمین‌های کشاورزی صرفاً یک معضل فنی یا اقتصادی نیست، بلکه به مسئله‌ای در ژئوپلیتیک داخلی بدل شده که قدرت حاکمیت ملی را در اعمال اصل «امانتداری» و «کارکرد اجتماعی» بر منابع همگانی- به ویژه آب- به شدت تضعیف می‌کند. در چنین وضعیتی، بازگشت به یکپارچگی هوشمندانهٔ اراضی (اصلاحات ارضی معکوس) نه یک گزینه، بلکه یک الزام ساختاری برای بازتعریف رابطه ملت، حکومت و سرزمین است.

یکپارچه‌سازی اراضی؛ تجارب جهانی 

در بسیاری از کشورهای جهان، یکپارچه‌سازی اراضی کشاورزی به عنوان راهکاری منطقی و عملی برای حل چالش خردشدگی اراضی به کار گرفته شده است. تجارب کشورهای اروپای شرقی نشان می‌دهد که ادغام زمین‌های پراکنده، بهبود زیرساخت‌ها و افزایش بهره‌وری را به دنبال داشته است. مطالعات موردی در ایران نیز این ادعا را تأیید می‌کند. پژوهشی در شهرستان شازند نشان داد که پس از اجرای طرح یکپارچه‌سازی، تفاوت معناداری در عملکرد محصولات، کاهش هزینه‌های کاشت و داشت و نیز کاهش مصرف آب ایجاد شده است. تا آنجا که برخی گزارش‌ها حاکی از افزایش چهار برابری تولید و کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی هزینه‌ها در پی یکپارچه‌سازی اراضی است.

اما در ایران، با وجود تصویب قانون «جلوگیری از خردشدن اراضی کشاورزی» در سال ۱۳۸۵، اجرای آن با تأخیرهای فراوان همراه بوده است. آیین‌نامه اجرایی این قانون پس از ده سال، در سال ۱۳۹۵ تصویب شد. با این حال، نشانه‌هایی از حرکت در مسیر اصلاح وجود دارد. اردیبهشت ۱۴۰۲، اولین بخشنامه اجرایی این قانون نوشته شد و هم‌اکنون ۴۱۱ طرح پایلوت به مساحت ۱۶۶ هزار هکتار در ۲۵۶ شهرستان در حال اجراست. در شهرستان دهلران نیز که رتبه برتر کشور در یکپارچه‌سازی را کسب کرده، مدیر جهاد کشاورزی بر نقش این طرح‌ها در کاهش هزینه‌های تولید، افزایش بهره‌وری و توسعه مکانیزاسیون تأکید کرده است.

پیشنهادات
از منظر جغرافیای سیاسی، اصل تعلق سرزمین به «ملت» به مثابه یک حوزۀ عمومیِ فرانسلی، نافی حقوق مشروع بهره‌برداری فردی نیست، اما این حقوق را همواره مقید به کارکرد اجتماعی و مسئولیت در قبال منابع مشترک می‌کند. بنابراین، راهبرد پیشنهادی نه مصادره یا بازگشت به نظام ارباب‌رعیتی، بلکه طراحی یک سازوکار نهادیِ مرحله‌ای برای تجمیع اراضی و مدیریت یکپارچۀ منابع است. هستۀ مرکزی این سازوکار، تبدیل خرده‌مالکی‌های پراکنده به سهامداران واحدهای بهره‌برداری جمعی (نظیر تعاونی‌های سهامی زراعی) است که در آن هم «عدالت توزیعی» (بهره‌مندی متناسب از منافع تجمیع) و هم «کارایی تخصیصی» (بهبود بهره‌وری آب و زمین) تأمین شود.

پیشنهاد مشخص در سه سطح قابل صورتبندی است.

1- انتخاب پایلوت‌های منطقه‌ای: حداقل سه تا پنج حوزۀ آبریز یا شهرستان با درجات مختلف خردشدگی و تنش آبی (مانند مناطق مرکزی و شرقی ایران) به عنوان نمونه‌های آزمایشی انتخاب شوند.

2- طراحی الگوی ترکیبی: با بهره‌گیری از تجارب فرانسه (گروه‌بندی کشاورزی)، آلمان (نظام تشکل‌های آب‌محور) و هلند (بازار سهام زمین)، الگویی بومی بر پایۀ «شرکت‌های تعاونی سهامی» تدوین گردد که ضمن تضمین حقوق مالکانه در قالب سهام، مشوق‌های مالیاتی، تسهیلات بانکی برای تجهیز به سامانه‌های نوین آبیاری و حمایت فنی از سوی سازمان جهاد کشاورزی را دربر گیرد.

3- ارزیابی شواهد‌محور: اثرات این سیاست بر شاخص‌هایی چون بهره‌وری آب (محصول به ازای مترمکعب)، تغییرات سطح آب زیرزمینی، درآمد خرده‌مالکان و امنیت غذایی در بازۀ پنج‌ساله ثبت و با روش‌های تحلیل سری زمانی یا تطبیقی (مقایسه با مناطق کنترل) ارزیابی شود. چنین رویکرد گام‌به‌گامی، امکان آزمون ریسک‌پذیری نهادی را بدون تحمیل هزینه‌های سراسری فراهم می‌کند.

جمع‌بندی 

وضعیت کنونی آب‌های زیرزمینی و الگوی بهره‌برداری از اراضی کشاورزی ایران را نمی‌توان صرفاً معلول خشکسالی یا کمبود سرمایه دانست. از دیدگاه جغرافیای سیاسی، تداوم خرده‌مالکیِ پراکنده به معنای نهادینه‌شدن «حاکمیت چندپاره» بر منابع ملی است؛ وضعیتی که در آن دولت به دلیل کثرت بازیگران خردِ دارای حقوق عرفی یا قانونی، توان اعمال سیاست‌های تخصیص بهینه، ممنوعیت کشت در دشت‌های بحرانی یا نظارت مؤثر بر برداشت از آب‌های سطحی یا چاه‌های غیرمجاز را از دست داده است. در چنین بافتی، تأمین امنیت غذایی برای جمعیت بیش از نود میلیون نفر و جلوگیری از فروپاشی اکوسیستم‌های آبی، دو هدف متعارض می‌نمایند.

هدف هنجاری حاکمیت سرزمینی- صیانت از منافع جمعی و توزیع عادلانۀ ثروت‌های طبیعی- ایجاب می‌کند که به‌جای تداوم وضع موجود، شجاعت بازاندیشی ساختاری به خرج داده شود. اصلاحات ارضی دهۀ ۱۳۴۰ گرچه در فضای سیاسی آن روز، اقدامی علیه نظام ارباب‌رعیتی بود، اما امروز بازخوانی انتقادی آن نشان می‌دهد که چگونه ناخواسته زمینۀ ناکارآمدی نهادی و بحران منابع را فراهم آورد. بنابراین، ضرورت کنونی نه بازگشت به گذشته، بلکه آغاز یک «گذار نهادیِ آگاهانه» با بهره‌گیری از روش‌های آزمایشی (پایلوت) و الگوبرداری تطبیقی است. تجربۀ میدانی یکپارچه‌سازی اراضی در چند منطقۀ نمونه، می‌تواند پاسخ‌های عینی به پرسش‌های نظری دربارۀ امکان‌پذیری، هزینه‌ها و منافع این تحول ارائه دهد. شاید این مسیر، همان جبران دیرهنگامِ خطای تاریخی در طراحی سیاست ارضی ایران باشد.

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۲۰۹۲۹۱۱۳:۱۴:۰۹ ۱۴۰۵/۲/۲۶
اینکه یک واقعیت! خیلی ها کارمندن، نظامین، حتی بازاری هستند(کلا شهرنشین شدند) اما از زمین های کشاورزی فقط بعنوان باغ و محل تفریح استفاده میکنن...
1۴۲۰۹۳۷۶۱۷:۴۶:۱۱ ۱۴۰۵/۲/۲۶
افزایش بهای برق چاه های آب و کاهش ساعات بهره برداری از برق تنها راهکار دولت است . بر خورد قهری با کشاورزان و باغداران بحران اجتماعی ایجاد خواهد کرد ، صاحبان باغات و اراضی کشاورزی آب های زیر زمینی و غیره را میراث پدری خود می دانند !
ناشناس۴۲۰۹۳۰۴۱۳:۵۶:۳۸ ۱۴۰۵/۲/۲۶
با کسانیکه خودخواهانه منابع ملی رو، چه آب چه خاک، چه محیط زیست و... از بین میبرنند باید قاطعانه برخورد بشه
ناشناس۴۲۰۹۳۹۳۱۹:۱۱:۱۸ ۱۴۰۵/۲/۲۶
با وجود فساد و عدم برخورد با آن شدنی نیست
ناشناس۴۲۰۹۳۱۵۱۴:۲۶:۲۴ ۱۴۰۵/۲/۲۶
دقیقا باید علاوه بر تجمیع زمین ها در قالب تعاونی ها ، کشت اقلیم محور و کشت گلخانه ای طبقاتی در جهت ممانعت از تبخیر آب نظیر سنگاپور و استفاده از تکنولوژی هوش مصنوعی در آبیاری بکار گرفته شود در غیر اینصورت مشکل جدی در منابع آب وخیم‌تر خواهد شد
ناشناس۴۲۰۹۳۹۷۱۹:۲۰:۵۸ ۱۴۰۵/۲/۲۶
ضمنا با توجه به پتانسیل بالای ایران در انرژی تجدید پذیر کلیه انرژی مصرفی از پانل های خورشیدی و بادی قابل تامین خواهد بود و یک مورد که کاملا خلاف آن حس میشود حضور کارشناسان اداره کشاورزی در مزارع است که نیاز به مدیریت دارد
ناشناس۴۲۰۹۴۰۲۱۹:۲۶:۱۱ ۱۴۰۵/۲/۲۶
راهکار:با توجه به مصرف ۹۰ درصد آب در بخش کشاورزی ضروریست در این بخش چاره اندیشی شود..‌‌.. لذا ضروریست برای ایجاد امکانات برای سوق دادن کشاورزی به سمت کشاورزی طبقاتی هیدروپوتیک و کشاورزی استریوپونیک و اکو واریس نظیر هلند و سنگاپور جهت بهبود بازدهی آب در کشاورزی و کاهش اقدام نمود این برای تامین امنیت غذایی کشور و تامین اشتغال کشاورزان و آینده ایران ضروریست .... در این راستا باید در روستاها تعاونی های کشاورزی ایجاد و با بسیج تمام امکانات مردمی و دولتی,حتی امکانات نظامی بسیج و ارتش و سپاه در این روستاها ، مزارع طبقاتی مرتفع(که می‌تواند در کارخانه بلوک ها آماده و در روستا سریعا مونتاژ شوند ) با قابلیت کشت صدها هکتار طبقاتی ، مطابق تجربیات کشورهایی نظیر هلند و سنگاپور با قید فوریت احداث نمود و در قبال سهیم نمودن کشاورزان در این مجتمع های تعاونی کشاورزی پر بازده و کم اب بر معادل زمین های موجود زیر کشت آنها که قبلاً بروش سنتی پر اب بر کشت میشدند ، چند دهه به منظور احیای آب خوانها کشاورزی به هر روشی من جمله روش سنتی ممنوع وهمزمان با آبخیزداری قابلیت سفره ها بازیابی شود.... ایران به آب وابسته است و بیشترین مصرف در کشاورزی است نه صنعت و اشامیدن لذا این راهکار بسیار به کشور ما برای مقابله با پدیده بحران بی آبی و خشکسالی و گرمایش زمین کمک خواهد کرد
ناشناس۴۲۰۹۴۰۳۱۹:۲۸:۴۲ ۱۴۰۵/۲/۲۶
ایجاد کلونی های کشاورزی در غالب تعاونی با پشتیبانی دانش محور در جهت اصلاح روند فعلی با یکپارچه سازی زمین های کشاورزی در قالب تعاونی روستایی و هدایت کشاورزی به سمت کشاورزی دانش محور بروز دنیا با بازده بالا و اتلاف کم آب ، نظیر کشت عمودی هیدروپونیک و ایروپونیک مبتنی بر فناوری روش‌هایی که منجر به ۰صد۹۰درصد مصرف آب کمتر خواهد شد ...در دنیا کشت در مزار ع عمودی در مساحت کم و بصورت طبقاتی با دویست هکتار فضا ی کشت احداث شده و در حال بهره‌برداری است ،اشتغالزا بوده ، و نیازی به سمپاشی ندارد و محصول کاملا ارگانیک است و مانع هدر رفت آب خواهد شد بزرگترین مزرعه عمودی دانمارک با مزایای گسترده در حفظ محیط زیست افتتاح شد مصرف آب توسط گیاهان در این مزرعه، یک لیتر آب برای هر کیلوگرم از محصول است؛ میزانی که ۴۰ بار کمتر از آب مصرفی در مزارع زیرزمینی و ۲۵۰ بار کمتر از آب مصرفی در مزارع سنتی است. یکی از بزرگترین «مزارع عمودی» اروپا در انباری در یک منطقه صنعتی در نزدیکی کپنهاگ، پایتخت دانمارک افتتاح شد. در این مزرعه بزرگ که مساحت زیر کشت آن به ۷ هزار متر مربع می‌رسد، گیاهان در چهارده قفسه عمودی آلومینیومی که تا سقف چیده شده‌اند، رشد می‌کنند. شرکت نوپای دانمارکی «Nordic Harvest» که طراح و اداره کننده این مزرعه است، تا پانزده بار در سال برداشت دارد
ناشناس۴۲۰۹۳۲۰۱۴:۴۶:۳۱ ۱۴۰۵/۲/۲۶
کلا خصوصی سازی اموال ملی و دولتی هم دولت را ضعیف کرده.
ناشناس۴۲۰۹۳۲۱۱۴:۴۹:۳۹ ۱۴۰۵/۲/۲۶
کار اونجا خراب شد که در دوره ای به ملت اجازه دادن هرکی هرجا دلش خواست چاه حفر کنه
ناشناس۴۲۰۹۳۴۱۱۵:۴۴:۴۶ ۱۴۰۵/۲/۲۶
دو باره برگردیم به ارباب رعیتی ؟ دو باره چهار تا ارباب بیفتند به جان‌ملت و اونها رو چپاول کنند ؟زور بهشون بگن ؟
ناشناس۴۲۰۹۴۰۰۱۹:۲۳:۵۶ ۱۴۰۵/۲/۲۶
نه تعاونی های تولیدی که موجبات حذف دلال ها را که امروزه خون کشاورزان را می مکند فراهم میکند این تعاونی ها امکان عرضه مستقیم محصول به بازار و انعقاد قرارداد با شرکت های مصرف کننده محصول را خواهند است . چین از این فرایند استفاده میکند و میزان درآمد کشاورزان با تجمیع و استفاده از روش های نوین آبیاری در ریشه و هوش مصنوعی چند برابر شده است و برای ایران با توجه به گرمایش اقلیمی ایران و مشکل آب که ۹۰ درصد در بخش کشاورزی است ضروری و حیاتی است
ناشناس۴۲۰۹۴۰۶۱۹:۳۱:۱۹ ۱۴۰۵/۲/۲۶
باید نظیر صنعت هسته ای و هوا فضا کشاورزی هم دانش محور و متحول شود و به سمت کشاورزی عمودی هیدروپونیک و ایروپونیک مبتنی بر فناوری و با مصرف کم آب برود ...در دنیا این نوع کشت مزار ع عمودی بصورت عمودی حتی تا ۲۰۰ هکتار فضا ی کشت احداث شده و در حال بهره‌برداری است .. بعنوان نمونه پلنتی(planty)، یک تولیدکننده‌ی سبزیجات صنعتی و در ابعاد بسیار بزرگ از مزارع عمودی است این شرکت ادعا می‌کند که مزارع زیادی برای افزایش عملکرد محصولات بیش از 350 برابر نسبت به کشاورزی سنتی طراحی شده است ...کشاورزی فعلی ایران در زمین های کوچک غیر علمی فاقد بهره‌وری است باید کشاورزی منفرد قطعه قطعه و آبیاری سنتی باید کنار گذاشته شود و باید مجتمع های کشاورزی با پشتیبانی کارشناسی دولت در جهت کشت اقلیمی و بذرهای پربازده و کم آب بر و با کمک شرکت های دانش بنیان در جهت کاهش مصرف آب (روش های نوین آبیاری مبتنی بر هوش مصنوعی و نظارت بهپادی ) جایگزین روش فعلی بی بازده و هدر دهنده آب شود با توجه به گرمایش زمین و جلوگیری از تماس مستقیم آب با خورشید و ممانعت از تبخیر و هدر رفت منابع آبی ، کشت گلخانه ای طبقاتی هیدروپونیک که در برجهای کشاورزی ،با توجه به ساختار این سیستم کشت، در حداقل فضا می توان بیشترین بازدهی و کشت را داشت و از تماس آب با تابش خورشید و تبخیر جلوگیری کرد و تا ۹۰ درصد مصرف آب کاهش می یابد بعنوان نمونه سیستم کشت عمودی هیدروپونیک ایروپونیک tower که دارای 5،7،11 طبقه می باشند ... سیستم های کشت عمودی، از روش هیدروپونیک و ایروپونیک برای کشت گیاهان بدون استفاده از خاک عمل می‌کنند، جایگزینی کامل برای سیستم‌های کشاورزی سنتی می باشند ریشه‌ها در محلول آب حاوی مواد مغذی قرار می‌گیرند یا مستقیماً توسط اسپرهای آب و محلول مغذی می‌شوند. این روش نه تنها باعث حداقل شدن استفاده از سم و افت کش شده، بلکه افزایش بهره‌وری و رشد گیاهان را نیز فراهم می‌کند.مزارع عمودی در جهان در حال گسترش هستند چنانکه بر اساس گزارش جدید منتشرشده در «پی‌آرنیوزوایر» انتظار می‌رود اندازه‌ی بازار جهانی کشاورزی عمودی تا سال 2030 به 33.02 میلیارد دلار برسد. افزایش استفاده از حسگرهای اینترنت اشیا (IoT) برای تولید محصولات زراعی احتمالاً تقاضای بازار را در دوره‌ی پیش‌بینی افزایش می‌دهد و انتظار می‌رود بخش کنترل آب‌و‌هوا در دوره‌ی پیش‌بینی، رشد بالایی داشته باشد زیرا می‌توان رشد محصولات را با نظارت و تنظیم غلظت مواد معدنی،کنترل کرد. البته بخش ایروپونیک به دلیل تسهیل رشد سریع گیاهان، مورد توجه است و انتظار می‌رود بازار منطقه‌ای آمریکای شمالی به دلیل گسترش مزارع عمودی تجاری در مقیاس کوچک، شاهد رشد قابل توجهی در این دوره‌ی پیش‌بینی باشد. اتوماسیون رو به رشد در کشاورزی و افزایش استفاده از داده‌های بزرگ و تجزیه‌و‌تحلیل‌های آن‌ها، پیش‌بینی برای به حداکثر رساندن بازده این بازار را افزایش می‌دهد. استفاده‌ی کمتر از آب، نیاز کمتر به مواد شیمیایی کشاورزی و وابستگی کم به نیروی کار کشاورزی، استفاده از بازتابنده‌های فلزی و نور مصنوعی برای به حداکثر رساندن نور طبیعی خورشید، مصرف‌کنندگان را تشویق به استفاده از این سبزیجات کرده است. روشنایی مصنوعی مانند نور پرفشار سدیم و نور ال‌ای‌دی می‌تواند در دسترس بودن محصولات را (در طول یک فصل) افزایش دهد. سیستم‌های نورپردازیLED ، با حرارت کم، طیف رنگی دو باندی تولید می‌کنند.اولین مزرعه‌ی عمودی در صنعت مهمان‌نوازی با عنوان «های کیوب»(HyCube™) در سال 2018 توسط تیم ECG در مرکز جهانی اورلاندو ماریوت تاسیس شد. این مرکز، بزرگ‌ترین ماریوت جهانی با 200 هکتار فضا است. این شرکت در آوریل 2019، به کارِلا تغییر نام دارد و دومین مزرعه را در مقیاس بزرگ‌تر در اورلاندو در مارس 2020 و سومین مزرعه را در آتلانتا در سال 2021 تاسیس کرد و مزرعه دیگری در هوستون و هم‌اکنون در حال ساخت پنج مزرعه دیگر در شهرهای مختلف ایالات متحده است. همچنین این شرکت مزارعی در کویت، سنگاپور و مونیخ راه‌اندازی کرده است. سطوح بالاتر مواد مغذی، عاری از مواد شیمیایی و آفت‌کش‌ها و رشد محلی از ویژگی‌های اصلی این توسعه هستند. وقتی کاهو یا سبزه‌ها بدون مزاحمت از آفات، نوسانات دما یا آفت‌کش‌ها رشد می‌کنند، بهترین عملکرد خود را ارائه می‌کنند. طعم غنی و سبزیجات این مزارع در مقایسه با سبزیجات ارگانیک هم‌نوع، 50 درصد یا بیشتر، افزایش پروتئین، ویتامین و مواد معدنی دارد. آنها همچنین دارای ماده‌ی خشک بالاتری هستند و به این معنی است که شما آب کمتری می‌خرید.
محسن۴۲۰۹۴۶۳۲۲:۱۵:۵۶ ۱۴۰۵/۲/۲۶
چه ارباب رعیتی چه رعیتخانی! وقتی منابع داره حیف و میل میشه، باید جلوش رو گرفت!
ناشناس۴۲۰۹۳۶۶۱۶:۴۴:۱۱ ۱۴۰۵/۲/۲۶
واسه امنیت غذایی کشور هم که شده باید فکری به حال بحران آب کرد
باهر۴۲۰۹۳۸۱۱۸:۰۳:۵۴ ۱۴۰۵/۲/۲۶
متاسفانه هر فرد زمینداری که میمیرد بلافاصله وراث زمین ها را بین خود تقسیم کرده و یا می فروشند و یا باغ شهر ایجاد می کنند برای فروش و یا برای خودشان!!! در واقع با مرگ زمین‌دار ،کشا‌ورزی در آن زمین هم عملا می میرد و هیچ‌کس هم نظارت و کنترلی ندارد!!!!
ناشناس۴۲۰۹۴۵۲۲۱:۵۰:۲۸ ۱۴۰۵/۲/۲۶
نیت نویسنده خیره ولی نتیجه راهکارهاش نه کعبه که ترکستانه. همونجا که نوشته خرده مالکیت باعث تضعیف حاکمیت میشه، یعنی خرده مالکیت باعث قوی شدن مردم میشه و یعنی به نفع مردمه. بگذریم که متوجه نشده علت العلل بروز این مشکلات، همان محترم نبودن اصل مالکیت خصوصی و مشروط بودنشه. اگه این درست شه، بقیه مشکلات دومینو وار حل میشه
ناشناس۴۲۰۹۷۶۵۱۶:۰۸:۳۹ ۱۴۰۵/۲/۲۷
در بسیاری از کشورها از جمله در کشورهای اروپایی دارای اقتصاد بازار آزاد حتی زمین و آب انحصارا متعلق به حاکمیت و دولت می باشد و نحوی اجاره و بهره برداری را دولت تعیین می کند نه وقف و ارث و...
yektanetتریبون

آخرین عناوین