اعتمادسازی و شفافیت پادزهر پروژه کشتهسازی
روزنامه قدس نوشت:
«کشتهسازی» تکنیکی تکراری اما پرکاربرد در جعبه ابزار عملیات روانی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ پروژهای که هر بار همزمان با بروز اعتراضات اجتماعی، با هدف ملتهبسازی فضا، تحریک افکار عمومی و القای ناکارآمدی حاکمیت، از سوی اتاقهای فکر رسانهای خارجنشین فعال میشود. نگاهی به وقایع سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و حتی اعتراضات محدود روزهای اخیر نشان میدهد این سناریو نخنما شده با وجود تغییر ظاهری بازیگران، همچنان با همان منطق و همان اهداف دنبال میشود.
در این میان، آنچه بیش از پیش اهمیت مییابد، ضرورت طراحی و اجرای راهکارهای دقیق، پیشدستانه و هوشمندانه از سوی مسئولان برای مقابله با این پروژه سازمانیافته است؛ پروژهای که «احساسات اجتماعی» را به عنوان اهرم اصلی، در بستر رسانهای دشمن به کار میگیرد و تلاش دارد واقعیتهای میدانی را قربانی روایتسازیهای هدفمند کند.
محمدجواد اخوان، کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با روزنامه قدس با اشاره به سابقه تکرار سناریو «کشتهسازی» در جریان اعتراضات و اغتشاشات سالهای اخیر، این پروژه را یکی از روشهای تحریک هیجانات و احساسات عمومی توصیف کرد؛ روشی که به گفته او، نه تنها در ایران بلکه بر اساس الگوهای جهانی و تجربهشده در کشورهای دیگر نیز بارها مورد استفاده قرار گرفته است.
وی با بیان اینکه در این سناریو معمولاً افرادی خاص برجسته میشوند، افزود: «در جریان این روایتسازیها، کشته شدن افرادی که جوان هستند، زن هستند یا ویژگیهای احساسی بیشتری دارند، بهصورت هدفمند بزرگنمایی میشود تا با مظلومنمایی، افکار عمومی به نفع جریان آشوب تحریک و همزمان حکومت و دستگاههای انتظامی و امنیتی به خشونت افسارگسیخته متهم شوند. شفافیت، اطلاعرسانی بهموقع و روایت دقیق واقعیتها میتواند مانع جا افتادن سناریوهای ساختگی شود و اجازه ندهد احساسات عمومی قربانی پروژههای رسانهای طراحیشده از سوی جریانهای آشوبطلب شود».
******
شریفیزارچی و همصدایی با پروژه التهابآفرینی
روزنامه خراسان نوشت:
در شرایطی که فضای اجتماعی و امنیتی کشور در حساسیت مضاعف قرار دارد و تهدید علنی حمله نظامی از سوی ترامپ علیه ایران وجود دارد، انتظار از نخبگان دانشگاهی مانند علی شریفی زارچی، استاد دانشگاه شریف، ایفای نقش در آرامسازی فضا و تبیین مسئولانه منافع ملی است. با این حال، مواضع اخیر او، بهجای روشنگری، به همصدایی با پروژههای التهابآفرین دشمن و تشدید شکافها روی آورده است. اما در اوج تهدید خارجی، زارچی مسیر معکوس را برگزیده است: نه پاسخ به تهدیدکننده، بلکه حمله به کسانی که به تهدید ترامپ واکنش نشان دادهاند! این چرخش موضعی، همان نقطهای است که افکار عمومی را به این پرسش وامیدارد که چرا تمرکز او نه بر دفع شر خارجی، بلکه بر داخل متمرکز شده است؛ وضعیتی که بسیاری آن را «پیادهنظام بیمزد دشمن» مینامند.اما به راستی باید از آقای زارچی پرسید که مرز نقد کجاست؟ جایگاه دانشگاهی تریبونی فراتر از کاربر عادی است.
این استاد دانشگاه از این تریبون برای بازنشر روایتهایی استفاده میکند که مشخص شده نادرست یا مبتنی بر سناریوسازی بودهاند؛ نظیر انتشار تصویری از «شلوغیهای تهران» با این ادعا که «در تاریخ ثبت میشود»، در حالی که پلیس آن را جعلی اعلام کرد. یک استاد علوم داده دقیقاً میداند تصویر جعلی چه اثری بر افکار عمومی میگذارد. او ادعا می کند که جوانی ۲۲ ساله (ساغر اعتمادی) کشته شده است درحالی که بلافاصله ادعای او توسط رسانه های رسمی تکذیب می شود. علاوه بر این، حمایت از عامل موساد نیز کارنامه او را تکمیل میکند. زارچی پیش از این از فردی که به اتهام جاسوسی برای موساد محاکمه شده بود، حمایت کرد و پس از افشای ماهیت عنصر شیطانپرست مورد حمایتش، در مسیر روایت غلط باقی ماند.
این رفتارهای متناقض، نشان میدهد هدف او، تعریف دستاوردی سیاسی از طریق رادیکالسازی فضا است، مسیری که تنها به نفع نتانیاهو و اسرائیل است.ماجرا اما جایی جالب شد که او برای آن که بیشتر مورد توجه قرار بگیرد در صفحه ایکس خود به شکلی خیلی غیر مرتبط نوشت که « علی خامنه ای رهبر من نیست» نیاز به دیده شدن زارچی اما موجی از وکنش ها را به همراه داشت. در همین باره علی قلهکی فعال رسانه ای از دو رویی او سخن گفت و نوشت: «آقای شریفی زارچی، شما که امروز صراحتاً میگویید «علی خامنهای» رهبر من نیست؛ چطور در اسفند ۱۴۰۲، وقتی حکم اخراجتان از دانشگاه شریف قطعی گردید، ناگهان ایشان برای شما «آیت ا... سیدعلی خامنه ای (مدظله العالی)» شدند؟!«خامنهای»، فقط در نامهنگاریهایِ پنهانی، رهبرِ شماست و در فضایِ علنی، خیر؟!»
******
ناتوانی اپوزیسیون از روایتسازی برای آشوب
روزنامه جوان نوشت:
دشمن برای فراهم کردن فضای اجتماعی ایران جهت پیادهسازی دور جدید توطئههای خود علیه ایران نیاز دارد آشوبهایی گستردهتر از آنچه در پاییز ۱۴۰۱ در ایران رخ داد، در برهه کنونی شکل بگیرد، اما تاکنون این اتفاق شکل نگرفته است. در واکاوی تفاوت آشوبهای کنونی با آشوبهای ۱۴۰۱ هم باید گفت که اپوزیسیون در ۱۴۰۱ توانست روایتی نسبتاً فراگیر از واقعه مرگ مهسا بسازد، اما اکنون ناتوان از روایتسازی است و شرایط حساس کشور هم امکان این امر را برای اپوزیسیون دشوار کرده است.
در تطبیق این شرایط با آشوبهای کنونی باید گفت که پیرنگی که اپوزیسیون در آشوبهای ۱۴۰۱ انتخاب کرده بود، مبتنی بر گذار از جمهوری اسلامی طراحی شده بود؛ بدین ترتیب که دوره طلایی ایران را قبل از انقلاب اسلامی تعریف کرده بود و وقوع انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی را نقطه بحران و بختبرگشتگی جامعه در نظر گرفته بود و بنابراین، راهحل را در گذار از جمهوری اسلامی تعریف کرده بود.
با توجه به آنچه گفته شد، اپوزیسیون در ۱۴۰۱ اگر توانست آشوبهایی نسبتاً فراگیر ایجاد کند، یکی از مهمترین دلایل آن عبارت بود از اینکه توانست گذار از جمهوری اسلامی را بهعنوان نقطه اوج پیرنگ خود انتخاب کند و در ادامه، با ایجاد درک مشترک از آن و برساختن خیرجمعی پیرامون آن، کنش جمعی اعتراضی ایجاد کند. با این حال، واقعیت غیرقابلانکار آن است که هماکنون، بهویژه بهدلیل جنگ ۱۲ روزه، این پیرنگ فاقد اعتبار است، زیرا در طول این جنگ و پس از آن برای افکار عمومی در ایران اثبات شد که نبود جمهوری اسلامی میتواند چه مخاطرات بزرگی برای ایران در پی داشته باشد.
علاوه بر آنچه گفته شد، اکنون درک مشترکی از مسئله نیز وجود ندارد. در حالی که عموم مردم و بازاریان خواهان شنیده شدن صدایشان درباره وضعیت اقتصادی هستند، اقلیت آشوبگر درصدد کانالیزه کردن این اعتراضات بوده و در تلاش است کشور را گرفتار ناامنی کند. بنابراین، درک مشترکی از مسئله میان عموم مردم و اقلیت آشوبگری که میخواهد با خرابکاری، رهبری اعتراضات را برعهده بگیرد، وجود ندارد. به تبع این، آشوبگران ناتوان از برساختن خیرجمعی هستند و به همین دلیل، اقدامات آنها حمایت و همراهی عمومی را در پی ندارد.
******
تمجید سروش از خویشتنداری مسئولین با معترضین
«عبدالکریم سروش»، متفکر و پژوهشگر و دینی در اظهارات جدیدش در اینستاگرام، درباره اتفاقات ونزوئلا و مداخله آمریکا و اسرائیل در اغتشاشات ایران صحبت کرده که بخشهایی از صحبتهای وی به شرح زیر است:
* نحوست قرن ۲۱ بیشتر بود؛ بدترین اتفاق در غزه بود و حالا میبینیم تجاوز مسلحانه و آدمربایی در روز روشن صورت میگیرد و جهانیان یا به احتیاط سخن میگویند یا هیچ نمیگویند. همه آنچه درباره نظم بینالملل و حقوق بشر و جنبههای زیبای ظاهری تمدن کنونی بود، لگدمال و همه در پای قدرتهای وحشی له میشوند. جهان آشکارا ناعادلانه است و سران قدرتها به زورگویی و قلدری افتخار میکنند و جنگ را بر صلح ترجیح میدهند.
* در ایران میبینیم که گرانیها مردم را به خیابان میآورد؛ من البته خشنودم که مسئولان تا حدود زیادی خویشتنداری میکنند و به تعبیری که خودشان گفتند به ندای معترضان گوش میکنند و برخورد مسلحانه ندارند ولی اصل کار این است که سومدیریتها درمان شود.
* مایه تاسف است که نخست وزیر اسرائیل به میدان میآید، باید به اینها بگویم که سرجای خود بنشینید مردم ایران مسائلشان را میان خودشان حل میکنند و هیچ نیازی به شما آدمکشهای خونریز و غارتگر ندارند. تودهنی محکمی به اینها باید زد و من نمیدانم اینها با چه رویی این حرف را میزنند وقتی به ایران حمله کردند و هنوز فکر میکنند میتوانند مردم را بفریبند، چرا برخی را مسلح میکنید؟
******
حمله به ونزوئلا هم وسط مذاکره انجام شد
روزنامه کیهان نوشت:
در میان جزئیاتی که از تجاوز نظامی آمریکا به ونزوئلا و دزدیدن مادورو منتشر میشود، یک نکته مهم دیده میشود: آمریکا اینجا نیز از تاکتیک فریب «حمله حین مذاکره» استفاده کرده است! با گذشت چند روز از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا و دزدیدن «نیکولاس مادورو» و همسرش، انتشار جزئیات این عملیات به خوبی نشان میدهد که آمریکا از همان ترفند همیشگی حمله وسط مذاکره استفاده کرده است. گزارشهای رسانههای آمریکایی مثل «آکسیوس» و «نیویورکتایمز» نشان میدهد که برنامهریزی این عملیات از ماهها قبل آغاز شده است. نیروهای متجاوز آمریکا حتی ماکتی شبیه به محل اقامت مادورو ساخته و نحوه دزدیدن رئیسجمهور ونزوئلا را بارها تمرین کرده بودند.
به گفته ترامپ در مصاحبه با فاکسنیوز «آنها خانهای کاملاً مشابه دژ مادورو ساختند؛ با تمام گاوصندوقها و فولادکاریها». همزمان به نوشته «آکسیوس»، تیم کوچکی از سازمان سیا ماهها داخل ونزوئلا حضور داشته و محلها و عادات مادورو را با دقت زیر نظر گرفته است. نکته قابل تامل ماجرا این است که دولت آمریکا اعلام کرده بود خواهان مذاکره و گفتوگو با مادورو است و ترامپ نیز به صراحت گفته بود که مسیر دیپلماسی را ترجیح میدهد. تصاویری از مادورو نیز منتشر شده است که از گفتوگوی تلفنی خود با ترامپ بر سر حل مسائل از طریق مذاکره خبر میدهد؛ غافل از اینکه در همین ایام ماموران «سیا» در ونزوئلا و نیروهای «دلتافورس» در آمریکا در حال تمرین دزدیدن رئیسجمهور ونزوئلا بودند!
در همین ارتباط نشریه «والاستریت ژورنال» بامداد دوشنبه به نقل از «منابع مطلع» نوشت که «دونالد ترامپ» از شش ماه قبل دولت ونزوئلا را با ادعای تمایل به مذاکره و توافق فریب داده بود و سپس تجاوز نظامی علیه کاراکاس را انجام داد. به گزارش فارس، والاستریت ژورنال میافزاید: «مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا با رویکرد دیپلماتیک درباره ونزوئلا مخالف بود...»
گفتنی است حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان نیز، وسط مذاکره انجام شد!
******
یک هفته بعد از تجمعات کسبه جای وزیر کشور در روایت رسمی کجاست؟
خبرگزاری آنا نوشت:
از روز یکشنبه ۷ دیماه، تجمعات اعتراضی جمعی از کسبه و فعالان صنفی در برخی مناطق شکل گرفت؛ تجمعاتی که ریشه در دغدغههای اقتصادی، مالیاتی و شرایط معیشتی دارد. این تحرکات در چارچوب مطالبات صنفی مطرح شد و در بسیاری موارد، با تأکید بر حفظ آرامش و پرهیز از تنش همراه بود؛ موضوعی که نشان میدهد معترضان بیش از هر چیز به دنبال شنیدهشدن مطالبات خود از مسیرهای رسمی هستند.
همزمان با تداوم تجمعات در برخی نقاط، انتظار افکار عمومی برای ارائه یک روایت رسمی، منسجم و فراگیر از سوی دولت افزایش یافت؛ روایتی که بتواند هم به دغدغههای معیشتی پاسخ دهد و هم نحوه مدیریت شرایط اجتماعی را برای جامعه روشنتر کند.
بر اساس روالهای اجرایی کشور، وزارت کشور مسئولیت اصلی مدیریت امور داخلی، ساماندهی اجتماعات و هماهنگی میان دستگاههای مرتبط را بر عهده دارد. در چنین شرایطی، نقش این وزارتخانه بهطور طبیعی نقشی محوری و اثرگذار تلقی میشود؛ نقشی که نحوه ایفای آن میتواند بر فضای اجتماعی و رسانهای تأثیرگذار باشد.
با این وجود، با گذشت حدود یک هفته از آغاز تجمعات و در حالی که نهادها و چهرههای مختلف به این موضوع واکنش نشان دادهاند، نبود موضعگیری روشن یا گزارش رسمی از سوی وزیر کشور، به نکتهای قابل توجه در فضای رسانهای تبدیل شده است؛ موضوعی که بهطور طبیعی این پرسش را در افکار عمومی ایجاد میکند که رویکرد وزارت کشور برای پاسخگویی به مطالبات صنفی چیست و چگونه دنبال میشود.
نبود حضور رسانهای وزیر کشور لزوماً به معنای عدم پیگیری موضوع در میدان نیست؛ اما در شرایطی که سرعت انتشار اخبار، تحلیلها و روایتهای غیررسمی بالاست، خلأ اطلاعرسانی رسمی میتواند به شکلگیری برداشتهای متفاوت منجر شود. تجربههای پیشین نشان میدهد که فقدان توضیح شفاف، حتی در بازههای زمانی کوتاه، میتواند فضای اجتماعی را پیچیدهتر کند.
در مقطعی که مسائل اقتصادی و معیشتی از دغدغههای اصلی جامعه به شمار میرود، ارائه توضیح مستمر و رسمی از سوی بالاترین مقام مسئول امور داخلی، بیش از آنکه اقدامی تشریفاتی باشد، یک ضرورت ارتباطی و مدیریتی تلقی میشود. افکار عمومی انتظار دارد بداند مطالبات مطرحشده از چه مسیری پیگیری میشود، چه نهادهایی درگیر موضوع هستند و برنامه دولت برای مدیریت این شرایط چیست.
******
در اعتراضات، همه یک نیت ندارند/ دولت باید نقش خود را به درستی بر عهده بگیرد
مصطفی هاشمیطبا، فعال سیاسی اصلاح درباره اعتراضات و اغتشاشات اخیر و چالشهای اقتصادی کشور با سایت فرارو مصاحبه کرده که بخشهایی از اظهارات وی به شرح زیر است:
* در خصوص آن چه در اعتراضات میگذرد قبل از هر چیز باید به این نکته دقت کنیم که انواع و اقسام افراد در این اعتراضات حضور دارند و حتی بین آنها ضدانقلاب هم دیده میشود. همانطور که پمپئو هم صراحتا نوشته بود نیروهای موساد در ایران حضور دارند و فعال هستند. بنابراین نمیشود همه معترضان داخل خیابان را از یک قماش دانست یا گفت همه یک حرف میزنند. درواقع هر شخصی ساز خود را میزند و نیت خاص خود را دارد.
* در طولانی مدت درباره مسائل مهم کشور باید روش درستی را در پیش گرفت و دولت باید نقش خود را به درستی بر عهده بگیرد. در واقع اگر از پشت پردههای برون مرزی و دشمنان بگذریم، که بسیار پیچیده است، بد نیست نگاه جدیتری هم داشته باشیم به مشکلات داخل کشور. اداره مسائل اقتصاد کشور همانقدر که پیچیده به نظر میرسد ساده است. برای مثال ۲۰ میلیارد دلار قاچاق وارد کشور شده است. این اتفاق به ارز کشور فشار وارد میکند. چرا جلوی قاچاق گرفته نمیشود؟ چرا جلوی قاچاق در این حجم گرفته نمیشود؟ این قاچاق همچنان ادامه دارد.
* من از مسائل داخلی اقتصاد کشور صحبت میکنم و کاری به سیاست خارجی ندارم. درواقع اشاره من به مسائل داخلی است که شاید خودمان بتوانیم تا حدودی حل کنیم. نکته عجیب این است که این موارد را هم حل نمیکنیم. ما مدام دور خودمان میچرخیم. کشوری که عاقلانه اداره میشود هزینههای اضافی را به خود تحمیل نمیکند.
* ما با این رفتارها در حال خودتحریمی و دامن زدن به مشکلات هستیم. اگر مسئولان نمیتوانند یا نمیشود در حوزه سیاست خارجی کاری کنند، پس چرا اصلاح ساختارهای پر ایراد و مشکلات زیرساختی را به امان خدا رها میکنند. این همه سر بودجه بحث و جدل شد، این همه بودجه رفت و آمد، در نهایت باز هم ایرادات قبلی در حال تکرار است.
* مسئله تورم و مشکلات اقتصادی که با اندکی افزایش حقوق حل نمیشود. مسئله که با از این جیب به آن جیب کردنها حل نمیشود. اگر واقعا دولت قصد عبور از بحرانهای موجود و رسیدن به شرایطی با ثباتتر را دارد، باید به دنبال راهکارهای ملموس و تغییر هر چیزی بوده که تا کنون اقتصاد داخلی را تهدید کرده است. با شعار و وعده چیزی درست نمیشود.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.