اخیراً با بازدید وزیر کار از شرکت هواپیمایی آسمان، مشکلات عمیق مدیریتی این مجموعه دوباره به صدر اخبار آمد. وزیر کار ضمن انتقاد شدید از وضعیت فعلی، دستور داد تا بدون تزریق پول دولتی، این شرکت فوراً به بخش خصوصی واگذار شود.
در مقابل، رئیس کمیسیون عمران مجلس با این طرح مخالفت کرد و تأکید داشت که ابتدا باید منابع مالی لازم به شرکت تزریق شود و پس از ساماندهی و کسب سوددهی، به واگذاری آن اقدام کرد.
این دو دیدگاه متضاد، این پرسش کلیدی را مطرح میکند: کدام راهکار برای نجات هواپیمایی آسمان و حفظ سرمایه بازنشستگان بهتر است؟
بررسی کارشناسی بینالمللی: راهکار میانه
فرایندهای خصوصیسازی در صنعت حساس هوانوردی نشان میدهند که راهکار ایدهآل، ترکیبی از هر دو رویکرد است که بر اصلاحات ساختاری و شفافیت پیش از واگذاری تمرکز دارد.
ارزیابی دقیق و همهجانبه (Due Diligence)
پیش از هر تصمیمی، یک ارزیابی جامع و دقیق از وضعیت شرکت ضروری است. این ارزیابی باید شامل موارد زیر باشد:
۱-وضعیت مالی: بررسی دقیق بدهیها و زیانهای انباشته.
۲- وضعیت عملیاتی: ارزیابی ناوگان (هواپیماهای فعال و غیرفعال)، مسیرهای پروازی و بهرهوری کارکنان.
۳- ساختار مدیریتی: شناسایی ریشههای اصلی سوءمدیریت و فساد.
۴- ارزش واقعی داراییها: تعیین ارزش واقعی داراییها (هواپیماها، آشیانهها و...) در شرایط فعلی و پس از بازسازی.
بررسی مزایا و معایب دو رویکرد
-------------------------------------
رویکرد اول: واگذاری فوری (موافق با نظر وزیر کار)
مزایا: دولت فوراً از بار مالی یک شرکت ورشکسته رها میشود و از هدر رفتن منابع عمومی جلوگیری میکند.
معایب: این رویکرد میتواند به "واگذاری دارایی با تخفیف" (Fire Sale) منجر شود. در این شرایط، شرکت با قیمتی بسیار پایین به فروش میرسد که به سهامداران (صندوق بازنشستگی) آسیب جدی میرساند و ممکن است به از بین رفتن کامل برند "آسمان" منجر شود.
رویکرد دوم: بازسازی و سپس واگذاری (موافق با نظر رئیس کمیسیون عمران)
مزایا: در صورت موفقیت، ارزش شرکت افزایش مییابد و میتوان آن را با قیمت بهتری فروخت تا حقوق بازنشستگان حفظ شود.
معایب: این مسیر پرخطر و پرهزینه است. تزریق پول دولتی به یک شرکت زیانده، اگر برنامه بازسازی شکست بخورد، به هدر رفتن سرمایه بیشتر میانجامد. همچنین ممکن است این فرآیند طولانی شود و در برابر مقاومتهای داخلی ناکام بماند.
جمعبندی: راهکار نهایی چیست؟
بهترین راهکار از نظر کارشناسان بینالمللی، "اصلاح ساختاری پیش از فروش" است. این رویکرد بر شفافیت و توقف زیان قبل از هرگونه واگذاری یا تزریق مالی مستقیم تمرکز دارد.
توقف زیانها:
۱- بدون تزریق پول بیهدف، ابتدا باید یک تیم مدیریتی مستقل و متخصص از بخش خصوصی، مسئولیت توقف زیانها را بر عهده بگیرد.
۲- جذب سرمایهگذار به جای تزریق مستقیم پول:
۳- به جای پرداخت مستقیم پول دولتی، دولت میتواند با ارائه تسهیلات یا ضمانتهای مشخص، سرمایهگذاران خصوصی را برای بازسازی جذب کند.
۴- مشارکت با شرکای استراتژیک:
بهجای واگذاری کامل، میتوان ابتدا یک شریک استراتژیک (داخلی یا خارجی) با تجربه در صنعت هوانوردی پیدا کرد که با سرمایهگذاری و دانش فنی خود، شرکت را احیا کند.
واگذاری تدریجی و شفاف:
فروش نهایی شرکت باید طی یک فرآیند کاملاً شفاف و رقابتی انجام شود تا از واگذاری آن به افراد فاقد صلاحیت جلوگیری شود.
هرچند هر دو طرف (وزیر کار و رئیس کمیسیون عمران) نیت درستی دارند، اما راهکار نهایی باید بر اساس یک اصلاح ساختاری دقیق و شفاف باشد تا هم حقوق بازنشستگان حفظ شود و هم یک برند ملی احیا گردد.



