روایت حاج قاسم سلیمانی از شکل گیری تیپ نیروهای کرمان در دفاع مقدس/ چرا «ثارالله» انتخاب شد؟

گروه سیاسی الف،   3990631011

شهید قاسم سلیمانی می‌گوید: صحبت تشکیل تیپ و لشکر نبود. صحبت از تشکیل نیروهای کرمان بود. کلمه «ثارالله» را از همان خط ثارالله شوش گرفتیم. بسیار کلمه مبارک و ارزشمندی بود.

روایت حاج قاسم سلیمانی از شکل گیری تیپ نیروهای کرمان در دفاع مقدس/ چرا «ثارالله» انتخاب شد؟

به گزارش تسنیم، سپهبد شهید قاسم سلیمانی در دوران هشت سال دفاع مقدس فرماندهی لشکر 41 ثارالله را بر عهده داشت که متشکل از رزمندگان کرمان بود. لشکر 41 ثارالله در سال 1359 در قالب یک گردان از نیروهای سپاه پاسداران استان کرمان شکل گرفت، سال 1360 به تیپ ارتقاء پیدا کرد و از سال 1361 با گسترش سازمان آن به 3 تیپ و یک گردان زرهی، به‌عنوان لشکر 41 ثارالله به فعالیت ادامه داد. در سال 1386 در پی شکل‌گیری سپاه‌های استانی، نام آن به سپاه ثارالله استان کرمان تغییر پیدا کرد. لشکر 41 ثارالله در طول هشت سال دفاع مقدس در عملیات‌های مختلفی نظیر نصر 4، کربلای 1، کربلای 4، کربلای 5، بدر، خیبر، والفجر یک، والفجر 3 ، والفجر 4، رمضان، بیت‌المقدس و بیت‌المقدس 7 ، فتح‌المبین و طریق‌القدس حضور داشت. حاج قاسم سلیمانی در روایت خاطرات شفاهی خود از نحوه تشکیل این لشکر چنین می‌گوید:

مدتی از حضورم در خط گذشته بود. اسم خط، جبهه شوش، خط ثارالله بود. علت این که نام ثارالله را برای آن خط انتخاب کرده بودند، از حجم زیاد شهادت‌هایی بود که آنجا انجام می‌گرفت. جبهه بسیار پرتحرکی بود و دشمن آتش زیادی آنجا می‌ریخت و چون خط تازه به وجود آمده بود، مجموعاً تلفات زیاد بود. وقتی من به آنجا رفتم، سومین مسئول خط به شهادت رسیده بود.

بعد از اینکه جبهه شوش تقریباً تثبیت شد، من به مقر گلف فراخوانده شدم. به اتفاق سردار غلامعلی رشید و حسن باقری و محمدجعفر اسدی که جمعاً چهار نفر بودیم، با تویوتای قهوه‌ای رنگی که حسن داشت، غنیمت جنگ بود و خودش هم رانندگی می‌کرد، به طرف جبهه‌های دشت عباس رفتیم. راه اصلی دشت عباس از پل نادری یا به تعبیر خوزستانی‌ها از جسر نادری می‌گذشت.

نرسیده به دزفول، جاده‌ای بود که از کنار فرودگاه اضطراری بالای شوش جدا می‌شد و به طرف دشت عباس و عین خوش و دهلران می‌رفت؛ ولی چون این منطقه تا کنار رودخانه کرخه دست دشمن بود، ما بالاجبار باید از جاده پلدختر می‌رفتیم. نرسیده به پلدختر منطقه‌ای به نام پاعلم بود که از ارتفاعات بسیار سخت بلند منطقه، احتمالاً لرستان محسوب می‌شد و از این طریق به سمت جبهه دشت عباس می‌رفتیم.

آن روز تا دوکوهه با یک ماشین رفتیم و از دوکوهه با یک لندکروز، سه نفری به سمت تی شکن رفتیم. روی ارتفاعات تی شکن دیدگاهی وجود داشت. آن روز نتوانستیم دقیق تشخیص بدهیم که «چاه نفت» کجاست. درست یادم هست رشید دقیقاً دستش توی جیب اورکتش بود. چرخید به سمت ارتفاع و گفت: «آن ارتفاع را می‌بینی؟» گفتم: «بله.» گفت: «این چاه نفت است. برو آنجا را تحویل بگیر.» البته من «سنگ بهرام» را دیدم نه چاه نفت را؛ چون خیلی ارتفاعات شبیه هم بود.

شهدای دفاع مقدس , هفته دفاع مقدس , دفاع مقدس , شهید سپهبد قاسم سلیمانی ,

ناهار را نزد بچه‌های تیپ امام حسین(ع) خوردیم. آن‌ها نیروهای اطلاعاتی خودشان را مستقر کرده بودند و در دالپری مشغول کار بودند. همگی نزد آن‌ها رفتیم و بعد از ناهار، وقتی خداحافظی کردم، با یکی از ماشین‌های بین راهی رفتم و از نزدیک، چاه نفت را دیدم.

در هر حال، جبهه‌ دشت عباس به من واگذار شد. جبهه شاوریه به احمد متوسلیان، جبهه عین خوش به «حسین خرازی» و جبهه تا مقابل شوش تقریباً بین شش تا هفت نفر از بچه‌هایی که تقریباً جوان بودند و بین 21 تا 23 سال سن داشتند، تقسیم شد. محور عین خوش را خرازی، دشت عباس را من، محور شاوریه را متوسلیان و گذر مقابل پل نادری را «رئوفی» تحویل گرفت و تا پایین، محورهای عملیاتی ادامه داشت که پایین مقابل شوش، مرتضی و «احمد کاظمی» بودند.

بعد از تحویل گرفتن جبهه دشت عباس، طبیعتاً تنها بودم و حتی یک ماشین که بتوانم با آن برگردم، وجود نداشت. ناچار سوار ماشین‌های بین راه که بچه‌های جبهه تردد می‌کردند، شدم و به دزفول آمدم. از دزفول به اهواز و بلافاصله به کرمان آمدم. تعدادی از کادرهای با سابقه جبهه را که در عملیات‌های مختلف مثل ثامن الائمه و طریق القدس و عملیات‌های قبل از آن در جبهه سوسنگرد و حمیدیه انجام گرفته بود، حضور داشتند، در ذهن خودم شناسایی کرده بودم و سابقه آشنایی قبلی هم در بحث جنگ با خیلی‌ها داشتم، مثل شهید کازرونی، اقای بنی اسدی و منصور همایون فر و من منصور را نمی‌شناختم. آن موقع بیشتر بچه‌ها را بنی اسدی معرفی می‌کرد.

تقریباً 10 تا 12 نفر از بچه‌ها را یک به یک پیدا کردم و با آن‌ها صحبت کردم. این اولین مرکزیت بچه‌های کرمان بود که داشت به وجود می‌آمد. صحبت تشکیل تیپ اصلاً نبود. صحبت از تشکیل نیروهای کرمان بود و گرفتن جبهه برای کرمان. اساسش این بود که نیروهای کرمان بیایند جبهه دشت عباس را تحویل بگیرند. حسن باقری پرسید: «شما می‌توانید این کار را بکنید؟» گفتم: «بله.» گفت: «این سازمان و ساختار را برای بچه‌های کرمان شکل بدهید تا در جبهه‌ها پراکنده نباشند.»

شهدای دفاع مقدس , هفته دفاع مقدس , دفاع مقدس , شهید سپهبد قاسم سلیمانی ,

ولی بین خود بچه‌های کرمان یک بحث‌هایی داشتیم. بچه‌های کرمان عمدتاً در جبهه‌های مختلف پراکنده مشغول فعالیت بودند؛ یعنی بخشی در کردستان و بخشی در جبهه‌های خوزستان. در حداقل دو یا سه نقطه به صورت پراکنده مشغول فعالیت بودند. این پراکندگی نمی‌توانست رشد مناسبی را در ابعاد کیفی برای نیروهای خلاق استان کرمان فراهم کند. در حالی که می‌دانستیم در بین بچه‌ها، ده‌ها نفر از فرماندهان لایق و ارزشمند وجود دارد که می‌تواند تاثیر محوری و اساسی در صحنه کلّ جنگ داشته باشد. به همین منظور، این انگیزه تیپ ثارالله را با جدّیت دنبال کردیم و تیپ ثارالله به وجود آمد.

آن موقع، جنگ فقیر بود. هنوز یک تدارکات یا لجستیک قوی در جنگ شکل نگرفته بود. جبهه‌ها عموماً در محرومیت خاصی بودند. با فرماندار آن زمان کرمان صحبت کردم و ایشان از مجموعه استان، دو خودرو برای ما تدارک دید و همراه ما کرد. یکی جیپ شهباز معمولی بود و یک پیکان استیشن که از قبل داشتیم و از آن در جبهه سوسنگرد استفاده کردیم. همین پیکان را وقتی ما مقابل مسجد جامع پارک می‌کردیم، به قدری تیر و ترکش خورده بود و مثل آبکش شده بود که مردم به تماشای آن می‌آمدند. این دو دستگاه خودرو، تنها دارایی ما بود که با آن به عنوان امکانات خودرویی خودمان، تیپ ثارالله را راه اندازی کردیم.

محل استقرار اولیه ما «دوکوهه» بود. در آنجا، قبل از اینکه بچه‌های تیپ محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) مستقر شوند، بچه‌های تیپ امام حسین(صلوات الله علیه) مستقر شده بودند. وقتی ما نیروها را به دوکوهه آوردیم، هنوز امکانات، آشپزخانه، سلاح و مهمات نداشتیم. تغذیه و تسلیحات ما را تیپ امام حسین(صلوات الله علیه) تأمین می‌کرد. غذای ما را آن‌ها می‌دادند. بعد هم قرار شد تسلیحات ما را هم بدهند. بعد خودمان آرام آرام خودکفا شدیم.

آنجا کسی ما را به عنوان تیپ به رسمیت نمی‌شناخت. این جا را به عنوان عقبه اصلی و محل آموزش نیروها و پشتیبان اصلی قرار دادیم. بعد روی ارتفاعات چاه نفت، قرارگاه اصلی خودمان را دایر کردیم. چادرها را به عنوان محل استقرار بعدی نیروها روی همین تپه برقرار کردیم.

کلمه «ثارالله» را از همان خط ثارالله شوش گرفتیم. بسیار کلمه مبارک و ارزشمندی بود. طبیعتاً تمام دوستانی که جبهه های مختلف را تحویل گرفته بودند، سازمان رزم را برای جبهه سازمان دادند و هر کدام نامی انتخاب کردند. ما هم کلمه مبارک و مطهر «ثارالله» را برای بچه‌های کرمان انتخاب کردیمکه بعداً مهر دادند. عدد دادند. عدد41 را قرارگاه بعداً به ما داد.

پربحث‌های اخیر

    پربحث‌های هفته

    1. صحبت‌های کوبنده نماینده ایلام: کجا دشمن گفته است پراید بنجل ۸ میلیونی را ۱۳۰ میلیون بفروشیم

    2. یا رومی روم یا زنگی زنگ !

    3. نقدي بر سخنان رييس‌جمهور درباره صلح امام حسن (ع)

    4. اگر بایدن پیروز شود ...

    5. پایان یک تحریم داوطلبانه/ وقتی «خودتحریمی تسلیحاتی» را «فتح الفتوح» جا ‌زدند!

    6. وقت فریاد است، از ساحت علم تاریخ دفاع کنید

    7. استیضاح روحانی و آزمون ولایتمداری

    8. خیانت یا حماقت ؟+فیلم

    9. آقای دکتر؛ جدیدترین گزینه ریاست جمهوری ۱۴۰۰

    10. چهار دلیل ریزش عجیب دلار

    11. دوباره برگشتیم به اول داستان کرونا !

    12. دلایل عجیب سلبریتی‌ها برای ازدواج‌نکردن!

    13. شهادت یک بسیجی در تهران‌پارس به دست اراذل و اوباش

    14. تازه‌ترین قیمت انواع خودرو/ پژو ۲۰۶ ارزان شد

    15. تماشاخانه جنگ قره باغ

    16. فرماندار آبادان: همه کسانی که در فیلم حاضرند بازداشت شدند

    17.  سر و کله ترامپ از کجا پیدا شد؟

    18. ارزهای خانگی از پستوها در آمد؟

    19. تهیه طرح استیضاح رئیس جمهور با ۶۰ امضاء در مجلس + اسامی نمایندگان و محورهای استیضاح

    20. با مروجان «بی‌بند‌ و ‌باری» با قاطعیت برخورد‌‌ می‌کنیم/ اسیر جوسازی‌‌ نمی‌شویم

    21. علی مطهری: با مذاکره مخالفم، اینکه رهبری مخالف مذاکره هستند مانع اظهارنظر دیگران نیست

    22. علت واجب بودن عفاف و حجاب برای زنان/ حیثیت زن، حریم خداوند است

    23. همتی: انتظار داریم صندوق بین المللی پول تقاضای وام ایران را تصویب کند

    24. نرخ جالب تورم در فنلاند و سوئد

    25. عدم خوشبینی مقام معظم رهبری به مذاکره با آمریکا

    پربحث‌های اخیر

      پربحث‌های دیروز

        پربحث‌های هفته

        1. یا رومی روم یا زنگی زنگ !

        2. پایان یک تحریم داوطلبانه/ وقتی «خودتحریمی تسلیحاتی» را «فتح الفتوح» جا ‌زدند!

        3. استیضاح روحانی و آزمون ولایتمداری

        4. خیانت یا حماقت ؟+فیلم

        5. آقای دکتر؛ جدیدترین گزینه ریاست جمهوری ۱۴۰۰

        6. تهیه طرح استیضاح رئیس جمهور با ۶۰ امضاء در مجلس + اسامی نمایندگان و محورهای استیضاح

        7. علی مطهری: با مذاکره مخالفم، اینکه رهبری مخالف مذاکره هستند مانع اظهارنظر دیگران نیست

        8. جهانگیری: امروز زمان انتقام و فشارآوردن نیست/ نمی‌توانیم برای مردم همه مسائل مرتبط با تحریم را بازگو کنیم

        9. عارف: اصلاح طلبان حاضر به عذرخواهی هستند

        10. محدودیت‌های تسلیحاتی ایران، پس از ۱۳ سال رسما به پایان رسید

        11. سه استان رکوددار مرگ‌و‌میر کرونا/پشت‌پرده حمایت کارگزاران از لاریجانی/طوفان دلار کارنامه مدیریتی همتی را درنوردید/آیا محمدرضا خاتمی و ظریف کاندیداهای احتمالی ۱۴۰۰ هستند؟

        12. قالیباف: بگومگوهای سیاسی برای مردم نان و آب نمی‌شود/ حرف نجیبانه مردم این است که مسئولان فکری برای گرانی‌ها کنند

        13. موضع گیری حسین شریعتمداری درباره استیضاح روحانی؛ چرا «دولت بی‌سر»؟!

        14. پاسخ حمید انصاری به سخنان فائزه هاشمی درباره رژیم صهیونیستی

        15. دلیل انصراف مجلس از استیضاح روحانی/ پشت‌پرده حمایت اصلاح‌طلبان از نامزدی محمدرضا خاتمی/نمکی: برای دود شدن آمده‌ام/ آیا لاریجانی در پاستور مستقر شده است؟

        16. روحانی: حفظ سلامت و جان مردم اولویت اول است/ برنامه‌های دولت برای ثبات در بازار ارز و کنترل گرانی

        17. رکورد هولناک کرونا/تصمیم قطعی محسن هاشمی برای انتخابات/ جزئیات جلسه شبانه قالیباف/شوآف با استیضاح روحانی/فرشته‌های نجات اصلاح‌طلبان وارد میدان می‌شوند

        18. امیرآبادی فراهانی: در مجلس به این نتیجه رسیده‌ایم که استیضاح روحانی انجام نشود/ حقوقی‌ها بزرگترین خیانت را به بورس کردند

        19. محکومیت رئیس سابق هلال احمر به ۱۲ سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی

        20. وزارت خارجه: تمام محدودیت‌های انتقال اقلام تسلیحاتی به و از ایران خاتمه یافت

        21. روحانی: رئیس جمهوری بعدی آمریکا ناچار به تسلیم در برابر ایران است/ پیروزی‌های بین‌المللی می‌تواند مرهمی بر آلام مردم باشد

        آخرین عناوین