با اینکه آدمربایی و اقدامات تروریستی آمریکاییها و صهیونیستها مسبوق بهسابقه بوده و از ابتدای شکلگیری حکومت آنها بارها تکرار شده است، اما متأسفانه هیچیک از سازمانهای بینالمللی و هیچکدام از کشورهای جهان (حتی کشورهای هدف)، از روی ترس و یا به هر علت دیگری واکنش مناسبی در برابر این اقدامات جنایتکارانه دشمنانِ بشریت نشان ندادهاند و همین مسئله سبب شده تا روز به روز بر وقاحت و گستاخی آنها در این زمینه افزوده شود.
در این رابطه خوب است که بدانیم، بعد از انقلاب اسلامی بیش از ۱۷۰۰۰ نفر از مسئولین، فرماندهان، دانشمندان و مردم ایران اسلامی توسط عوامل و مزدوران داخلی و خارجی آمریکا و اسرائیل در داخل یا خارج از کشور ترور شده و به شهادت رسیدهاند.
ترور هدفمند و علنی رهبر معظم انقلاب و تعدادی از فرماندهان و دانشمندان کشورمان در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و همچنین حمله سبوعانه به یک مدرسه فعال در میناب که شهادت بیش از ۱۸۰ کودک خردسال را در پی داشت، نشان میدهد که آنها علیرغم ادعای دفاع از حقوق بشر، هیچگاه حاضر نیستند، دست از شرارت، جنایت و آدمکشی بردارند.
البته اَعمال تروریستی آنها محدود به ایران و حتی محدود به کشورهای اسلامی نمیشود، با اینحال بیشترین اهداف تروریستی آمریکاییها و صهیونیستها مربوط به کشورهای اسلامی است و جمهوری اسلامی ایران، فلسطین، لبنان، مصر، سوریه، سودان، لیبی، عراق و چندین کشور اسلامی دیگر در صدر ترورهای این جنایتکاران قرار داشته و دارند.
به عنوان مثال؛ بعد از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی، بین ۲۵۰ تا ۷۵۰ نفر از دانشمندان این کشور در مدت کوتاهی ترور و یا ناپدید شدند، اما اقدامات تروریستی آمریکاییها فقط به ترور و حذف فیزیکی افراد محدود نمیشود، همچنانکه ۳۶ سال پیش رئیسجمهور پاناما، مانوئل نوریهگا را ربودند و در جدیدترین اقدام تروریستی خود نیز، خیلی راحت اقدام به ربایش رئیس جمهور قانونی ونزوئلا نمودند، بدون این که با برخورد جدی نهادهای بینالمللی و یا جامعه جهانی مواجه شوند.
البته در این رابطه صهیونیستها پرچمدار عملیات تروریستی در جهان محسوب میشوند و عملیات گسترده تروریستی پیجرها در لبنان و ترورهای مستمر فرماندهان و نخبگان ایرانی، لبنانی و فلسطینی نمونه بارز اقدامات تروریستی آنها به شمار میرود.
البته در همه موارد ترور دانشمندان و متخصصین و نخبگان کشورهای اسلامی در اولویت فهرست ترور آنها قرار داشته است.
اما آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که چرا ترور نخبگان و دانشمندان کشورهای اسلامی در اولویت اقدامات تروریستی آنها قرار دارد؟
آیا این ترورها برای جلوگیری از رشد و پیشرفت کشورهای اسلامی و استمرار بخشیدن به مشکلات آنها نبوده است؟
آیا صرفنظر از همه خباثتهای دشمن، مسلمانان فقط به خاطر همین جنایت (ترورها) حق ندارند پرچم آنها را زیر پا له کنند؟
آیا مسئولین ما حق دارند خیلی ساده از کنار این ترورها بگذرند و به بیان این که جایگزین خواهیم کرد، اکتفا کنند؟
این درست است که ایران زمین، سرزمین نخبگان و فرهیختگان است، اما آیا واقعا ارزش خون شهدای والامقام اعم از مسئول و نخبه و مردم عادی در همین حد است؟
آیا این درست است که وقتی فلان کشور میگوید؛ اگر رهبر ما را بکشید، با سلاح اتمی به شما حمله میکنیم، مسئولین ما خیلی راحت صرفاً از امکان جایگزینی سخن میگویند؟
آیا این نوع گفتار و رفتارهای منفعلانه مسئولین ذیربط کشور باعث فزونی یافتن گستاخی، جسارت و شرارت دشمن خبیث نمیشود؟
کلام آخر این که مسئولین محترم باید بدانند که از نگاه افکار عمومی جامعه اگر هر رفتار و اقدام خصمانه دشمن قابل اغماض باشد، قطعاً ترور مردم و مسئولین کشور بهویژه ترور امام شهیدمان حضرت آیتالله خامنهای (ره) قابل چشمپوشی نیست و باید به عنوان دعوای اصلی جمهوری اسلامی، در محاکم قضایی بینالمللی مطرح و تا اخذ نتیجه نهایی و محاکمه مرتکبین این جنایت جنگی و یا انتقام از آنها، با جدیت پیگیری شود.
یادمان باشد اگر نگوییم تربیت نیرو و یا ظهور و بروز و شکوفایی استعدادها در این سطح بعضاً ناممکن است، باید بدانیم که حداقل یک نسل به درازا میکشد و لذا از جهات مختلف بهخصوص از نظر زمان، هزینه، کمیت و کیفیت چیزی نیست که جبران آن به سادگی میسر باشد و لذا از نگاه مردم، همه اقدامات خصمانه و حداقل این جنایت دشمن یعنی ترور مردم، نخبگان و مسئولین گناهی نابخشودنی و غیرقابل گذشت است.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.