چرا بحران ما را مدیریت می‌کند؟

  4050221025 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

شاید ستاد بحران در وزارت کشور سالها پیش برای بحران‌های بخشی و محلی کافی به نظر می‌رسید، اما برای «چندبحرانی»های امروز - جایی که زلزله، خشکسالی، مهاجرت، ناترازی انرژی و بحران اعتماد عمومی همزمان عمل می‌کند - نه ابزار دارد و نه اختیار. 

چرا بحران ما را مدیریت می‌کند؟

به گزارش الف، محمد خدادی معاون پیشین مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در یادداشتی نوشت:

بحران‌ها در تمام طول تاریخ و در تمام گستره جغرافیایی زمین وجود داشته است، اما امروز به‌ندرت بتوان مخاطراتی یافت که تک‌بعدی باشد و به‌تنهایی رخ دهد. نکته اینجاست امروز بحران‌ها دومینووار روی یک خط زمانی پدید نمی‌آیند، بلکه به دلیل درهم تنیدگی زیستگاه‌های اقلیمی، اجتماعی، اقتصادی و ... به‌صورت همزمان ظاهر می‌شوند و با اثر متقابل روی همدیگر مخاطرات را تشدید می‌کند؛ برای مثال در گذشته بحران کمبود یا قحطی تابع خطی جنگ‌های نظامی یا خشکسالی بود، اما امروز تهدیدی مانند زلزله نیز به‌محض وقوع، مخاطرات دیگر را فعال می‌کند؛ مانند تخریب زیرساخت‌های حیاتی، قطع زنجیره تأمین آب و غذا، تعطیلی مدارس و اختلال در آموزش، مهاجرت اجباری جمعیت و ... . 

به زبان ساده امروز ریسک‌ها هم‌پوشانی دارند و بحران‌ها همدیگر را تقویت و تغذیه می‌کنند. به همین دلیل سیستم‌های سنتی مدیریت بحران که برای مواجهه با رویدادهای منفرد طراحی شده‌اند، در برابر چندبحرانی امروز کارایی ندارند و نیازمند گذار از رویکردهای خطی و بخشی به راهبردهای سیستمی، یکپارچه و مشارکتی هستند. واقعیت این است که تنها با درک چنین پیچیدگی‌هایی می‌توان ساختار و سیستم‌های مدیریت بحران را به‌شیوه‌ تطبیقی بازتعریف و طراحی کرد. 

ایران به‌عنوان سرزمینی با تنوع اقلیمی و ویژگی‌های خاص ژئوپلیتیکی طی چند دهه گذشته صحنه‌ وقوع طیف گسترده‌ای از بحران‌ها بوده؛ از بحران‌های طبیعی مانند زلزله، سیل، خشکسالی و فرونشست زمین گرفته تا بحران‌های زیست‌محیطی و سلامت مثل آلودگی هوای کلانشهرها، ریزگردها و همه‌گیری کرونا. 

کشور ما در یکی دو دهه گذشته هم بحران‌های اجتماعی و جمعیتی مانند مهاجرت‌های اجباری داخلی و خارجی، حاشیه‌نشینی و اعتراضات مدنی را پشت سر گذاشته و هم با بحران‌های امنیتی و نظامی ازجمله حملات عراق، امریکا و رژیم صهیونیستی، ناترازی انرژی، زلزله‌های ویرانگر، سیل‌های خروشان و خشکسالی‌های طولانی‌مدت مواجه شده. اما آنچه تجربه این سال‌ها را تلخ‌تر کرده، فقدان نهادی است که با واقعیت «چندبحرانی» تطبیق و تطاببق داشته باشد و بتواند با نگاه سیستمی و فرابخشی، همزمانی و تداخل این مخاطرات را مدیریت کند. 

ناظر به چنین نیازی است که به‌تازگی تلاش‌ها برای خروج مسئولیت مدیریت بحران از ذیل وزارت کشور و تعریف آن به‌عنوان یکی از معاونت‌های ریاست‌جمهوری شدت گرفته است. 

 تا امروز ستاد مدیریت بحران کشور، ذیل ساختار وزارت کشور تعریف شده؛ نهادی که هرچند از ظرفیت‌های عملیاتی-استانی برخوردار است، اما به اذعان صاحبنظران این حوزه، سال‌هاست به دلیل محدودیت و فقر اختیارات فرابخشی به یک «هماهنگ‌کننده تشریفاتی» بدل شده که می‌تواند جلسه بگذارد، اما نمی‌تواند نقش فرماندهی و هدایت راهبردی را ایفا کند؛ زیرا فاقد چتر حاکمیتی لازم برای مطالبه از وزارتخانه‌های همتراز و سایر نهادها مانند هلال احمر، پدافند غیرعامل و ... است. به گفته کارشناسان ساختار فعلی به دلیل عارضه‌های یادشده منجر به ایجاد وضعیتی شده که از آن به‌عنوان خلأ فرماندهی واحد یاد می‌شود.  

شاید ستاد بحران در وزارت کشور سالها پیش برای بحران‌های بخشی و محلی کافی به نظر می‌رسید، اما برای «چندبحرانی»های امروز - جایی که زلزله، خشکسالی، مهاجرت، ناترازی انرژی و بحران اعتماد عمومی همزمان عمل می‌کند - نه ابزار دارد و نه اختیار. 

تجارب تلخ چند دهه گذشته به ‌ویژه سالهای اخیر به‌روشنی نشان داده تا زمانی که نهاد متولی بحران در سطح وزارتخانه‌ای باقی بماند، پاسخگویی عملی به پدیده «چندبحرانی» ناممکن خواهد ماند؛ لذا باید امیدوار بود نقل‌‌مکان این ساختار به‌عنوان یکی از معاونت‌های رئیس‌جمهور با حمایت توأمان و همه‌جانبه نهادهای تقنینی، اجرایی و ... همراه و عملی شود

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین