به گزارش الف، دکتر علی دارابی نوشت: آیتالله سید علی خامنهای، بعد از معمار کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره)، ۳۷ سال در مسئولیت رهبری انقلاب اسلامی انجام وظیفه کردند و سرانجام در آغاز جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ چهل روزه در اثر بمباران دفتر کارشان به شهادت رسیدند. «عاش سعیداً و مات سعیداً».
بازخوانی افکار، اندیشهها و منظومه فکری امام شهیدمان نیاز اکنون و فردای جامعه است تا از رهگذر آن بتوانیم به واکاوی بهتر و بیشتر زوایای فکری و آراء آن مجتهد و فقیه فرزانه، مسیر آینده انقلاب اسلامی را هموارتر طی کنیم.
چند اصل و راهبرد را باید در میان گفتمان امام شهید، برجستهتر از سایر موضوعات ملاحظه کرد؛ در یک دسته بندی کلی، آن اصول ده گانه به شرح زیر است:
یکم) ایرانیت و اسلامیت: امام خامنهای را باید ایرانیترین روحانی در یک قرن اخیر برشمرد. تأکید همواره ایشان بر تاریخ و تمدن ایرانی، زبان و ادبیات فارسی و توسعه فراگیر آن در کشورهای دیگر، یک نشانه آشکار و روشن بر این امر است. رهبری حتی در برههای در دعوت از مردم برای مشارکت در انتخابات فرمودند: «اگر نظام را قبول ندارید، به خاطر ایران رأی دهید.»
ایشان اسلام را همواره به مثابه خط قرمز خود بر میشمرد و دوگانه ایرانیت و اسلامیت را قبول نداشت. نظریه حکومت اسلامی را متأثر از استاد خود، حضرت امام خمینی، در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تحت عنوان «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» در سال ۱۳۵۴ مطرح کردند و با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ تا زمان شهادت برای «تحقق عملی اسلام» از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. از نگاه رهبری شهید، «اسلام ناب محمدی» در برابر «اسلام آمریکایی» همواره نشانههای راه محسوب میشود.
دوم) امام خمینی و ولایت فقیه: از نگاه امام خامنهای، ولایت فقیه همان است که امام خمینی آن را «استمرار راه انبیاء» میدانست و بر این باور بود که ولی فقیه آگاه، عادل و زمانشناس با اتکاء به «عنصر جهاد» و «بهره گیری از فقه پویا» با استدلالات فقه سنتی صاحب جواهر میتواند «گره از مشکلات و چالشهای کشور» مبتنی بر عنصر «زمان، مکان» و «حکمت، مصلحت و عزت» در عرصه سیاست داخلی و خارجی بگشاید. بر این اساس بود که همواره تأکید داشت که این: «انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست». رهبری شهیدمان، امام خمینی را «شناسنامه انقلاب اسلامی» میدانست و تا زمان شهادت استوار و جاویدان برای دفاع از اندیشههای مؤسس جمهوری اسلامی، بسط و گسترش آن تلاش کرد. او بزرگترین افتخار خود را شاگردی امام خمینی میدانست. ولایت فقیه را ستون نظام سیاسی و استمرار ولایت در عصر غیبت میدانست.
سوم) مردم سالاری دینی: در منظومه فکری امام خامنهای «مردم» نقش اساسی را دارند. همان که امام خمینی «رأی و نظر آنان را ملاک و میزان در اداره جامعه میدانست». رهبری همواره تأکید داشت که «کشور متکی به آراء مردم است» و «نظر و رأی مردم را حقالناس» میدانست و صیانت از آراء آنان را وظیفه حاکمیت بر میشمرد. سنت حسنه رهبری شهید، حمایت از همه دولتها و منتخبان ملت در نهادهای مختلف بود.
امام خامنهای در ۲۶ دیماه ۱۴۰۲ در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور در بیان اهمیت نقش مردم فرمودند: «حضور، خواست و اقدام مردم یک اصل اساسی در اسلام است. نقش آفرینی و حق مردم در نظام اسلامی به گونهای است که به فرموده امیر مؤمنان علی(ع): اگر مردم نخواهند و نیایند، تکلیف از شخص صاحب حقی مانند ایشان هم ساقط است. اما اگر مردم خواستند، پذیرش مسئولیت بر او واجب میشود». این یعنی «جمهوریت» و «مردم سالاری» مدل و الگویی از حکومت ترکیبی از مشروعیت اسلامی و مقبولیت مردمی.
چهارم) دشمن شناس و بیگانه ستیز: بیگمان از پر بسامدترین کلید واژهها که در بیانات رهبری هویدا است، «دشمن شناسی» است. ایشان بارها انذار میداد که دشمن امری موهوم و تخیلی نیست که برای غیریت سازی و ارجاع مشکلات کشور، پای آن را وسط معرکه بیاوریم. دشمنی استکبار جهانی، صهیونیستم بینالملل و ارتجاع برخی شیوخ در منطقه خاورمیانه با انقلاب اسلامی یک واقعیت محض و آشکار است. آنان با اسلام سیاسی و انقلابی که طرفدار عدالت، صلح، دموکراسی و مخالف ظلم و وابستگی و استعمار است مخالفاند و امروزه جمهوری اسلامی مظهر اسلام سیاسی است.
دشمنیها، شرارتها و جنایات آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و برخی متحدان منطقهای آنان در جنگ ۱۲ روزه و سپس در جنگ رمضان ثابت کرد که «نظریه دشمن شناسی» رهبری شهید بر سازههای حقیقی استوار بود.
پنجم) مشارکت سیاسی: امام شهید راهبردهای انتخاباتی روشن و شفافی داشتند که در طول عمر پر برکت ایشان ذرهای از آن کاسته نشد. «مشارکت گسترده و پر شور مردم»، «تأمین امنیت و سلامت انتخابات»، «رقابتی بودن»، همراه با «حضور آگاهانه مردم» بود. امام شهیدمان انتخابات را «آبروی جمهوری اسلامی» میدانست و آن را «نشانه استحکام نظام» بر میشمرد. در دیدار با مردم آذربایجان شرقی در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۲ فرمودند: «راه اصلاح کشور انتخابات است. انتخابات رکن اصلی نظام جمهوری اسلامی است».
سفارش اکید ایشان این بود که «انتخابات مال ایران است، مال رهبری نیست». در راهبردهای انتخاباتی امام شهید «صیانت و حمایت از آزادی و سلامت انتخابات» از جایگاه خاصی برخوردار بود و همواره تأکید داشتند که «دو کلمه جمهوری و اسلامی» هر دو وابسته به انتخابات است و «اگر انتخابات در کشور نباشد، یا دیکتاتوری است یا هرج و مرج». رهبر شهیدمان از انتخابات به مثابه «جشن ملی» یاد میکردند.
ششم) مفاهیم سیاسی و راهبردی: «استقلال» سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از قدرتهای خارجی، «استکبار ستیزی» و مقابله با نظام سلطه جهانی، «مقاومت» و ایستادگی در برابر فشار خارجی، (هم در سطح داخلی و هم در سطح منطقهای)، «امنیت ملی» پیوند خورده با قدرت دفاعی، بازدارندگی و نفوذ منطقهای از مفاهیم چهارگانهای است که در مواضع و گفتمان رهبری شهید از جایگاه مهمی برخوردار بود.
هفتم) مفاهیم فرهنگی و اجتماعی: از آنجا که مفاهیم به مثابه «کلید واژههایی طلایی» و «درگاه ورودی مسائل راهبردی» هستند، اشاره و تأکیدات مستمر رهبری شهید، بیانگر منزلت و اهمیت آن مسائل است؛ از جمله:
«جنگ نرم» مفهومی برای اشاره به تقابل فرهنگی، رسانهای و فکری با غرب و «تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی» که هشدار نسبت به تأثیرات فرهنگی غرب بر جامعه ایرانی است. «سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی» الگوی مطلوب زندگی فردی و اجتماعی براساس ارزشها و هنجارهای ملی و دینی است. «بصیرت» که به منزله آگاهی سیاسی ـ اجتماعی برای تشخیص حق از باطل در عرصه تحولات سیاسی ـ اجتماعی جامعه است.
هشتم) گفتمان اقتصادی: رهبری شهید در نامگذاری سالها همواره «مسأله اقتصاد» را اصل قرار میدادند. اقتصاد ملی که مدلی مبتنی بر درون زایی، کاهش وابستگی و تابآوری در برابر تحریم بود. «تولید ملی» که در بر گیرنده حمایت از تولید داخلی و «خود اتکایی» محسوب میشد. «عدالت اجتماعی» که توجه جدی به طبقه محروم و کاهش فاصله طبقاتی را مد نظر داشت. «حمایت از کارآفرینان، مولدان ثروت و نیکوکاری» که همواره در سر لوحه گفتمان اقتصادی رهبری شهید بود.
نهم) رهبری شهید همواره مبدع و مشوق: «تلفیق با تجربهها و جوانان» در مدیریت کشور با تأکید بر «میدان دادن به جوانان» بود. ایشان پیشتاز در حمایت از دانش، فناوری و زیرساختها بودند. «فساد ستیزی» را لازمه یک نظام کارآمد بر میشمردند و «پاکدستی کارگزاران» را مهمترین عامل سلامت نظام اداری میدانستند.
رهبری شهید درخصوص «شفافیت امور»، «نظارت مؤثر و کارآمد»، «پاسخگو بودن مسئولان»، «حاکمیت شایسته سالاری در عزل و نصبها» و «دوری از باند بازی و قبیله گرایی» و «جناح بازیهای سیاسی» در قلمرو حاکمیتی شدیداً انذار میدادند. ایشان«قانون» را فصل الخطاب امور میدانست.
دهم) جهاد تبیین: رهبری شهید بر این باور بودند که برای روشنگری و تنویر افکار عمومی باید در همه عرصهها «نهضت تبیین» به راه افتد. رسانهها و مطبوعات و به خصوص صدا و سیما نقش اصلی را در روایت اول و برتری بر رسانههای بیگانه داشته باشد. در جهاد تبیین «اعتماد، سرعت عمل، باور پذیری، مستند نگاری، خرد گرایی و عالمانه بیان کردن، هنرمندانه از ابزارها و تکنیکهای هنری و فرهنگی بهره بردن» شرط اول است. به فرموده حکیم ابوالقاسم فردوسی:
جهان یادگار است و ما رفتنی به گیتی نماند به جز گفتنی




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.