جنگ است و بلا، اما در همین لحظههای بلا هم گاه جلوههایی خلق میشود که مظهر شأن جمیل خداوند محب جمال اند.
از آسمان آتش می بارد و از زمین آوار برمیخیزد. مرگ سینه سپر می کند اما به چشم می بینیم که، هنوز مردمانی هستند که مرز میان «وظیفه» و «ایثار» را با حضورشان رنگ میزنند؛ مردمانی که نامشان را در روی لباس قرمز میبینیم، اما معناشان در سپیدی دلهایشان جا گرفته است: خانواده جمعیت هلالاحمر. آنان که وقت انفجار، حادثه، آوار و دود، برخلاف جهت دیگران میدوند. خلقی میگریزند و اینان میرسند؛ جمعی میترسند و اینان آرامش میبخشند؛ مردمی میخواهند زنده بمانند و اینان گاهی جان میدهند تا دیگری از میانه آوار مرگ جان بگیرد.
چه کسی میتواند لحظهای را تصور کند که امدادگری، در دل ویرانی، دست کودکی را میگیرد و زیر لب میگوید: «نترس… رسیدم.» یا آن سکوت کوتاهی که قبل از فرو رفتن زیر آوار بهقصد نجات جان یک انسان رخ میدهد؛ سکوتی که بلندتر از هر فریادی است. فریاد را که نمیباید فقط هوار کشید. در سکوت فریاد کردن هنر مردان خداست. این زنان و مردان، نه قهرمان داستانها، که قهرمان روزهای واقعیاند. درست وقتی خطر چون دیو تنوره می کشد اینان قد می کشند در برابر آن. نه در صفحات کتاب، که در صفحه زندگی مردم. ایران را با گام هاشان میگردند، با دلشان میفهمند و با جانشان پاس میدارند.
روایت ایثار امدادگران و نجاتگران هلال احمر را به زبان نمیشود توضیح داد؛ نمیشود در قالب کلمات قاب گرفت. با قلب باید درک کرد که اهالی قبله باور دارند که در این قبیله چه می کنند. آری، ایثار را باید در نگاه خستهامدادگری دید که بعد از ساعتها عملیات فشرده، هنوز میگوید: «یکی دیگر؛ شاید هنوز کسی زنده باشد» باید در دستهایی خواند که خراش برداشته، در چهرههایی که گرد حادثه نشسته و در دلی که همیشه برای مردمش میتپد. بله، جنگ است و دشمن آن را به جنایت جنگی رسانده است اما ما اهل زندگی هستیم. این را از رهبر شهیدمان داریم که در جنگ ۱۲ روزه فرمودند بروید زندگی کنید. این زندگی اما حافظ می خواهد. نگهبان میخواهد و ناجی می خواهد که آن را از زیر آوار بیرون کشد. اینجاست که یک هلال زیبا به رنگ خون شهید در ذهن نقش می بندد.
اینجاست که لازم است تیمهای حمایتهای روانی جوانان و نیروهای متخصص داوطلب به جنگ اضطراب اذهان جنگزدگان آمده و آماده باشند تا برای ارتقای تابآوری اجتماعی و همدلی بیشتر، آرام روح و تسکین آلام هممیهنانمان شوند با سامانه تلفنی ۴۰۳۰ که این روزها پاسخگوی مخاطبان است.
از سوی دیگر برای اعضای خانههای هلال و داوطلبان هلال احمر هم فرقی ندارد اینکه آسیبدیدگان و حتی مددجوها چه کسانی هستند یا از کجا آمدهاند؛ هر که انسان باشد، عزیز است؛ هر که محتاج باشد، اولویت است و باید خواست تا به مدد الهی و عزم عمومی بازسازی خانههای آسیبدیده و اماکن آغاز شود. و این مبارزه هلال احمریهاست در زمانی که دشمن مرگ میبارد. باید به حراست از زندگی همت کرد.
آموزش کمکهای اولیه و پناهگیری در شرایط جنگی از دیگر اولویتهای این ایام است و از سوی دیگر ضرورت تبیین مظلومیت بچههای میناب و مردم بیگناه و تلاش در راستای نیل به صلح پایدار با محکومیت متجاوزان نیز میبایست از طریق صلیب سرخ جهانی و سایر مجامع بینالمللی پیگیری شود و میشود؛ بهطوریکه جهانیان متخاصمان را محکوم کردند و به گفته رئیس جمعیت هلال احمر کشور، نماینده و فرستاده ویژه سازمان ملل در یکی از جلسات عملیاتی هلال احمر گفت که ایکاش دنیا مردمی با اقتدار مردم جمهوری اسلامی ایران داشت»
و امروز هلالاحمر ایران به پشتوانه اراده و ایمان مردمان وطن، آوازهای جهانی دارد؛ نامی است بر پرچمی که در سختترین لحظهها بالا میرود؛ پرچمی که چکیده معنایش یک چیز است: «انسانیت» و این انسانیت، موهبتیست که هلال احمریها در سختترین شرایط، زنده نگه داشتهاند و توأمان با صیانت از جان انسانها درپی کرامت و سلامت آنها هستند.
ای کاش میشد هر بار که حادثهای رخ میدهد، نام بلندبالای تکتک اعضای این نهاد مردمی را بلندبلند خواند. نه فقط انسانهای نیکاندیش و مهرورزی که پای کارند که مضاف بر آنان، این روزها حتی نام سگهای زندهیاب هلال احمر هم خواندنی ست که هر کدامشان ناجی زیرآوارماندگان بسیاری شده و حکایت حضور موثرشان حیرت رسانهها را برانگیخته است.
ای کاش میشد سایه خستگی را از شانههای هلال احمریها برداشت. اما آنها نه نام دارند، نه نشان؛ تنها آرزویشان این است که وطن بماند ومردمشان سالم بمانند. پس امروز، در میان هزاران خبر تلخ، بیایید یک خبر خوب را بلند تکرار کنیم: هنوز کسانی هستند که جان میدهند تا دیگران جان بگیرند و هنوز این سرزمین، به داشتن چنین انسانهایی میبالد. با زنان و مردانی چنین است که میگوئیم ما پیروزیم. شکست سهم کسانی است که با شکستن دیوارها و آوار کردن سقفها میخواهند پرچم ایران را پایه بشکنند و البته که کور خواندهاند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.