گروه تعاملی الف
جناب آقای چمران ریاست محترم شورای شهر تهران، اخیراً بمناسبت هفته کودک: اعلام داشتهاید: «وجود کودکان کار چهره شهر را زشت کرده است» خدمتتان عرض کنم که پدیدههای اجتماعی را بایستی در کلیت خود مورد واکاوی و بررسی قرار داد، کودکان کار چهره شهر را زشت نکردند بلکه این کودکان قربانیان شرایط دشوار زندگی هستند؛ کودکانی که همگی دارای ویژگی خاص و مبتلا به فقر اند که محصول نابسامانیهای اقتصادی و بیکاری گسترده هستند اگر نهادهای متولی از جمله شورای شهر در وظیفه ذاتی خود شایسته عمل میکرد شاهد کودکانی معصوم نبودیم که به زعم شما چهره شهر را زشت جلوه دهند.
افزایش روز افزون کودکان کار به عنوان کدهایی است که بایستی ما را به تامل وا دارد. این تفکر ساده انگارانهای است که انتظار داشته باشیم با جمع اوری این کودکان از سطح شهر، وجود کودکان کار بر طرف گردد متاسفانه رویه جمع اوری و بر گرداندن کودکان به شهرهای شان که سالها است در مدیریت شهری حاکم بوده و جنابعالی نیز بر ان تاکید دارید نوعی پاک کردن صورت مسئله است در واقع به جاي ريشه کن کردن علل پيدايش آسيب هاي اجتماعي، تنها با نگاهي زيبا شناختي سعي در جمع آوري و يا به اصطلاح ساماندهي موقتي قربانيان جامعه دارید. در اکثر مواقع شاهديم که با جابه جايي فيزيکي معتادان و کودکان کار به شهرهاي اقماري اين گونه به افکار عمومي القا ميشود که مسأله آسيب ديدگان اجتماعي حل شده است در حالي که این الگوی رفتاری تکرار شونده و بی اثر، نوعی مسئولیت گریزی اشکار است.
نقد دیگری که به جنابعالی و مدیران شهری وارد است بکارگیری از مفاهيم غير انساني «جمع آوري » و يا «ساماندهي » دررابطه با کودکانی است که خود قرباني شرايط موجود هستند. مفهوم جمع آوري يعني تقليل يک انسان در حد اشياي اضافي شهر که باید آنان را از نگاه شهروندان مخفي نگه داشت در حالي که ريشه مسائل و اسیب های اجتماعي که به اشکال مختلف خود نمایی میکند انعکاس ضعف عملکردی نهادهاي مسئول میباشد ما دائماً از سوي دولت و مديران شهری ميشنويم که در راستاي توانمندسازي زنان و کودکان آسیبپذیر گامهاي فراواني برداشته شده اما واقعاً جاي سؤال است که معني توانمندسازي آسيبهاي اجتماعي چيست؟ آيا خدمات مشاورهاي با هدف تغيير نگرش يا سازگاري با وضعيت موجود براي افراد بيپناه و خيابان گرد شهري مثمر ثمر خواهد بود؟ آيا آموزشهاي به اصطلاح «درک موقعيت خود در شرايط بحراني » مشکلات مالي و مسأله بيکاري آنان را بهبود بخشید؟ آيا اقدامات نظري و گفتار درمانی براي اين طبقات فرودست اجتماعي ناني به سفره نداشته آنان اضافه ميکند؟ سؤال اينجاست که به رغم وجود نهادهاي گسترده و موازی که متولي رسيدگي و پيشگيري از وقوع آسيبهای اجتماعي هستند چرا بايد کودک کار در سطح شهر تهران وجود داشته و از حداقل نيازهاي زيستي محروم باشند؟
یادآور میگردد که این کودکان در آینده نزدیک صاحب حجم عظیمی از سپردههای بزه کاری و ویروس ایدز خواهند شد؛ کودکانی که به شدت آسیب پذیر و آسیب رسان هستند و در مقطع خاصی که میرسند این آسیب پذیری را به گروههای دیگراجتماعی نیز منتقل میکنند. آنچه ميتواند ما را در حل معضلات خياباني ياري دهد واکنشهای نمایشی نیست بلکه اقدامي مسئولانه و بنيادي است، جناب اقای چمران، چهره شهر نه با «ساماندهي» و «جمع آوري»کودکان کار، بلکه با ارائه خدمات حمايتي براي تداوم و بقاي عمر با کيفيت از قبيل: ايجاد نظام سیستماتیک کارا براي تضمين خدمات حمايتي مستمر به کودکان و زنان آسيب ديده و در فاز بعدي اولويت بخشي به اشتغال آنان با هدف بهبود دائمي وضعيت زندگي حاصل میگردد.
*عضو انجمن جامعه شناسی ایران



