اختلال در سیستم محاسباتی ایران، هدف مهم آمریکا
روزنامه وطن امروز نوشت:
سرانجام آمریکا بامداد ۱ تیر در یک تجاوز آشکار و نقض فاحش حقوق بینالملل، تاسیسات هستهای ایران مستقر در نطنز، اصفهان و فردو را هدف قرار داد. آمریکا با استفاده از بمبهای سنگر شکن در حالی به تاسیسات صلحآمیز ایران حمله کرد که ایران در هنگامه مذاکره با تروئیکای اروپا قرار داشت و بنا بود هفته آینده نیز در سطح وزرای خارجه این گفتوگوها ادامه داشته باشد. ترامپ بعد از حمله به ایران از سوی رژیم اشغالگر، در کنفرانس مطبوعاتی خود اذعان کرد او و نتانیاهو یک تیم هستند و بدین وسیله از تقسیم کار خود و نخستوزیر رژیم در خصوص ایران صحبت کرد. موضوعی که ناظران سیاسی را به فریبآمیز بودن ۵ دور مذاکره بین ایران و آمریکا هدایت میکند.
این عملیات از حیث استراتژیک، یک ویژگی عجیب داشت: بر خلاف انتظار و آمادگیهایی که وجود داشت و انتظار میرفت آنها یک حمله بسیار سنگینتر به تاسیسات مختلف با همراهی رژیم داشته باشند، اما به حملهای محدود به ۳ سایت هستهای اکتفا کردند. به هر روی با توجه به اینکه زمان حمله از قبل مشخص شده بود و آمادگی کشور برای سناریوهای بدتری وجود داشت، غافلگیری رخ نداد. به برداشت ناظران سیاسی «مشخصاً مهمترین هدف آمریکاییها، قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در دوراهی و ایجاد انشقاق در تصمیمگیری است. به واقع، با این حمله محدود، آنها یک دوراهی ایجاد کردهاند: از یک سو، تهدید میکنند اگر پاسخی صورت گرفت، حملات آنها چند برابر میشود و به جنگی فراگیر با آمریکا تبدیل خواهد شد و از سوی دیگر اگر پاسخی داده نشود، تجاوز آمریکا پذیرفته شده، بازدارندگی کشور خدشهدار شده و از این پس شاهد حملات گاه و بیگاه آمریکا خواهیم بود.
به عبارت دقیقتر آنها قصد دارند سیستم محاسباتی ایران را که بر هدف قرار دادن رژیم صهیونی اتفاق نظر وجود دارد، درگیر دوراهی کرده و مسؤولان را از اِعمال تصمیم موثر بازدارند. در واقع هدف آنها این بود - و هست - که اقدام کنند، اما این اقدام را کمتر از برآورد اولیه ایران، به حدی نرسانند که تهران را تحریک به جنگ همهجانبه کند. بنابراین به برداشت من بیپاسخ ماندن اقدام آمریکا اشتباه محاسباتی است. با این حال ایران باید از امکانات ویژه خود استفاده کند.
******
هدف قرار دادن پایگاه نظامی آمریکا در قطر
در پی تجاوز نظامی آشکار رژیم جنایتکار ایالات متحده آمریکا به تاسیسات هستهای صلحآمیز جمهوری اسلامی ایران و نقض صریح حقوق بینالملل، با تدبیر شورای عالی امنیت ملی و راهبری قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص) "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" با رمز مقدس یا اباعبدالله الحسین (ع) در عملیات بشارت فتح پایگاه العدید قطر را هدف تهاجم ویرانگر و قدرتمند موشکی قرار داده است. این پایگاه، مقر سرفرماندهی نیروی هوایی و بزرگترین دارایی راهبردی ارتش تروریستی آمریکا در منطقه غرب آسیا است.
******
محافلی در کشور، دشمن را برای این تعرضات گستاخ کردند
روزنامه کیهان نوشت:
محاسبات راهبردی دشمن در جنگ پیچیده اخیر با ایران، به هم ریخته و بسیار مهم است که جمهوری اسلامی ایران در ادامه، این محاسبه غلط را زیر ضرب شدیدتری بگیرد. بامداد 23 خرداد هنگامی که رژیم صهیونیستی با هماهنگی آمریکا، اقدام به ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای و بمباران تاسیسات هستهای ایران کرد، پیشبینی تلآویو - واشنگتن این بود که قدرت تصمیمگیری و اقدام مقابل ایران در اثر این شوک فلج میشود، از پا در میآید و ظرف حداکثر سه چهار روز تسلیم میشود. اما تحولات ده روزه جنگ و چیره شدن ایران بر میدان، کار را به جایی رسانده که اخبار متواتر، از فلج شدن و به ستوه آمدن اسرائیل حکایت میکند.
ابتکار عمل ایران در زدن ضربات کاری به رژیم صهیونیستی، آمریکا را مجبور کرد تا از پشت پرده خارج شود. با خبط آمریکا در حمله به تاسیسات هستهای ایران، اتفاق چندان جدیدی رخ نداده، اما پای آمریکا به مهلکهای که از آن گریزان بوده، باز شده است. این در حالی است که آمریکا در اروپا و شرق آسیا به شدت نگران گارد تهاجمی روسیه و چین است و در غرب آسیا هم آخرین بار به خاطر پنجه در انداختن با مقاومت یمن، چیزی جز سرشکستگی و عقبنشینی خفتبار عایدش نشد.
درباره این جنگ تحمیلی و ابعاد آن، چند نکته مهم درخور تامل است:
1- سالهاست خط تحریف و سیاسیون منفعل از شبکه نفوذ، ادعا میکنند که میان آمریکا و اسرائیل (و میان ترامپ و نتانیاهو در چند ماه گذشته) اختلاف وجود دارد و رویکرد مذاکراتی ایران میتواند شکاف آمریکا و اسرائیل را عمیقتر کند و کشور را از تهدید جنگ دور سازد(!) اما دونالد ترامپ پس از حمله به تاسیسات هستهای ایران گفت: «میخواهم از نخست وزیر نتانیاهو تشکر و به او تبریک بگویم. ما به عنوان یک تیم کار کردیم، شاید هیچ تیمی تا به حال این کار را نکرده باشد». همچنین نتانیاهو گفته است: «بمباران ایران توسط آمریکا کاملاً بین من و رئیس جمهور ترامپ هماهنگ شده بود. با هماهنگی کامل بین من و او، ایالات متحده به سه تأسیسات هستهای ایران حمله کرد». نتانیاهو قبلا هم فاش کرده بود: «ترامپ با درخواست علنی از ما برای عدم حمله - با علم به اینکه حمله خواهیم کرد - به تحقق عنصر غافلگیری در ایران کمک کرد».
2- محافلی در کشور، دشمن را برای این تعرضات گستاخ کردند که با ارسال پالس انفعال، ادعا میکردند مذاکره، مسیر تهدید و جنگ را میبندد. در حالی که دشمن به اعتراف خودش از آذرماه برای اقدام علیه ایران طراحی میکرد، چند عنصر سیاسی و مدیریتی بدسابقه مدعی بودند توافق، جذب دو هزار میلیارد دلار سرمایه خارجی و شراکت با آمریکا نزدیک است! آنها در حالی که هیچ دورنمایی از توافق در کار نبود، خوشخیالی و اعتماد به دشمن را در جامعه تزریق میکردند. این رویکرد، درست نقطه مقابل بیان حکیمانه امیر مؤمنان(ع) در نامه 53 نهجالبلاغه است که فرمود: «سخت از دشمن برحذر باش؛ چه بسا نزدیکی ورزد تا غافلگیر کند. بنابراين، احتیاط و دورانديشى پیشه کن و در اين باره، حسن ظن را متهم کن».
3- ورود مستقیم آمریکا به جنگ، قبل از هر چیز اعتراف صریح به شکست رژیم صهیونیستی است. البته آمریکا از پشت صحنه بیرون آمده وگرنه از روز اول هم بانی حمله بود. با وجود اینکه جنگ را دشمن شروع کرد، اما حالا ابتکار عمل دست ایران است.
******
مختصات جدید نبرد با یانکیها
روزنامه خراسان نوشت:
در نخستین ساعات سحرگاه یک شنبه، آمریکا در اقدامی کمسابقه و به شدت تحریکآمیز، به سه مرکز مهم هستهای ایران در فردو، نطنز و اصفهان حمله کرد. تجاوزی آشکار، غیرقانونی و فاقد هرگونه مشروعیت بینالمللی که در ادامه حملات یازده روزه رژیم صهیونیستی به ایران، نقطه عطفی در ماهیت جنگ جاری تلقی میشود. این حمله، نهفقط تجاوز به زیرساختهای راهبردی ایران، بلکه تلاش حسابشدهای برای وارد کردن جمهوری اسلامی به یک تله محاسباتی استراتژیک بود.
هدف آشکار این اقدام، تغییر معادله روانی و محاسباتی جمهوری اسلامی ایران است. طراحان این عملیات در کاخ سفید و پنتاگون میکوشند ایران را در برابر یک دوگانه ویرانگر قرار دهند: یا پاسخ دهد و وارد جنگ فراگیر با آمریکا شود، یا پاسخ ندهد و عملاً مشروعیت تجاوز آمریکا را بپذیرد. نتیجه هر دو گزینه، به زعم طراحان آمریکایی، تضعیف بازدارندگی ایران و باز شدن درِ حملات موردی در آینده خواهد بود. این همان لحظه حساس تصمیمگیری است؛ لحظهای که باید نه با احساس خشم، بلکه با عمقِ استراتژیک و عقلانیتی بازدارنده، وارد میدان شد. هر پاسخ ایران، باید هم پیام قدرت بدهد، هم معادله بازی دشمن را درهم بریزد، نه آن که با پیشبینیهایشان منطبق باشد.
رژیم صهیونیستی در نخستین روزهای حمله، به وضوح روی فروپاشی روانی جامعه ایران حساب کرده بود. اقدام بیسابقه نتانیاهو در خطاب مستقیم به مردم ایران، نشان از امیدواری او برای شکاف میان مردم و حاکمیت داشت. اما پاسخ ملت ایران و ایستادگی همهجانبه نظامی و رسانهای، این تصور را بهکلی باطل کرد. در واقع، ایران نهتنها در برابر تهاجم اسرائیل عقبنشینی نکرد، بلکه با بیش از ۲۰ مرحله حمله موشکی، مؤثرترین ضربات پس از دههها تقابل غیرمستقیم را وارد ساخت. حالا نوبت خطای محاسباتی دوم است: اینبار در کاخ سفید. تصور ترامپ و تیم امنیت ملیاش این است که حمله محدود به خاک ایران، هزینهای در بر ندارد و تهران از ترس جنگ با آمریکا واکنش معناداری نشان نخواهد داد. اما این تصوری است که باید در هم شکسته شود و آنهم نه با حمله شتابزده بلکه با ضربهای هوشمند، پرهزینه و غافلگیرکننده.
اگر آمریکا گمان کرده است که با تخلیه پایگاههایش در منطقه، میتواند از ضربه متقابل در امان بماند، باید با واقعیتی تازه مواجه شود: ضربه ایران، نباید صرفاً متقارن و در چارچوب محاسبات کلاسیک باشد. پاسخ باید بهگونهای طراحی شود که اولا مفهوم هزینه در ابعاد مختلف نظامی و اقتصادی برای آمریکا بازتعریف شود، ثانیا بازدارندگی ایران احیا شود و حتی ارتقا یابد وگرنه شاهد تکرار چنین تجاوزاتی خواهیم بود و در نهایت نکته مهم این که تمرکز ایران بر نابودی ساختاری رژیم صهیونیستی به هیچ عنوان نباید بر هم بخورد.پیشنهاد روشن، ضربهای محدود اما دردناک به حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس است؛ ضربهای که ترکیبی از حمله به یک نقطه حساس اقتصادی-نظامی و بهرهگیری از ظرفیت متحدان منطقهای ایران مانند یمن باشد. همزمان، استفاده از ابزارهای اقتصادی مانند تهدید به محدودسازی عبور انرژی از تنگه هرمز، باید در سطح رسانهای و دیپلماتیک پررنگ شود.
******
عملکرد نیروهای مسلح، آمریکا و اسرائیل را شگفتزده کرد
جنگ ایران و اسرائیل، پرسشهای متعددی را درباره واکنش جامعه ایران، انسجام ملی، عملکرد نظامی نظام جمهوری اسلامی و چشمانداز آینده این درگیریها به وجود آورده است. سایت خبرآنلاین در گفتوگو با صادق زیباکلام، تحلیلگر مسائل سیاسی، به بررسی این موضوعات پرداخته که بخشهایی از آن به شرح زیر است:
* چیزی که با اطمینان بمیتوانم بگویم این است که تصوری که اپوزیسیون خارج از کشور مثل «نتانیاهو»، «رضا پهلوی» و آمریکاییها داشتند محقق نشد. انتظار آنها این بود که اگر جنگ و درگیری صورت بگیرد مردم به خیابانها میریزند، اعتصاب میکنند، تظاهرات راه میاندازند و نظام سقوط خواهد کرد؛ اما مطلقاً چنین اتفاقی نیفتاد.
* ایرانیها، هرچقدر هم از نظام انتقاد، دلخوری یا نارضایتی داشتند، حاضر نشدند در زمانی که اسرائیل حمله کرده، با اسرائیل همراه یا هممسیر شوند. شبکه ایراناینترنشنال خیلی تلاش کرد تا چنین فضایی ایجاد کند؛ مثلاً گفتند در فلان منطقه تهران شعارهای ساختارشکن داده شده، در فلان منطقه رشت اتفاقی افتاده و ... اما واقعیت این است که خود آنها هم میدانستند، بهقول بچههای تهران، چقدر دارند خالی میبندند. واقعاً هیچکس حتی به این فکر هم نیفتاد که حالا بخواهد علیه نظام تظاهراتی به راه بیندازد.
* نکتهای که میتوان در آغاز هفته دوم جنگ گفت، این است که آن تصور اپوزیسیون خارج از کشور، سلطنتطلبها، رضا پهلوی، نتانیاهو، شبکه ایراناینترنشنال، کارشناسان و تحلیلگرانشان درباره سقوط قریبالوقوع نظام جمهوری اسلامی، کاملاً غلط از آب درآمد. هیچ نشانهای از فروپاشی نظام مشاهده نشد. بلکه اتفاقاً نظام، برخلاف تصور آنها، بسیار قرص، محکم، هماهنگ و منسجم ایستادگی کرد.
* تصورم این است که توان نظامی جمهوری اسلامی بسیار بیش از آن چیزی بود که آمریکاییها و اسرائیلیها انتظارش را داشتند. درست است که ما در طول یک هفته گذشته از نظر نظامی ضربات زیادی دریافت کردیم، اما بهنظر من همین توان نظامی جمهوری اسلامی هم آمریکا و هم اسرائیل را شگفتزده کرد. آنها فکر میکردند که بعد از چند روز، ایران پرچم سفید بالا میبرد و تسلیم میشود. اما ایران نهتنها تسلیم نشده، بلکه نشان داده از یک توان نظامی بالقوه نسبتاً خوبی اگر ایران تسلیم شده بود، اگر به عجز و لابه افتاده بود، دلیلی نداشت آمریکایی ها وارد شوند. همانطور که عرض کردم، توان نظامی جمهوری اسلامی ایران بسیار بیش از حد انتظار ظاهر شده؛ بیش از چیزی که آمریکاییها و اسرائیلیها تصور میکردند.
* در ابتدا، آمریکاییها نمیخواستند وارد جنگ شوند، چون فکر میکردند اسرائیلیها بهتنهایی کار را تمام میکنند. اما هرچه زمان میگذرد، جمهوری اسلامی دارد نشان میدهد که بیدی نیست که با این بادها بلرزد. اما دیدند که اسرائیلیها بهتنهایی نمیتوانند موفقیت نظامی به دست بیاورند، برخوردار است و از آن خبرها نیست که بخواهد پرچم سفید دست بگیرد و فوری عقبنشینی کند.
******
دوران بازرسیها تمام شده است
خبرگزاری فارس نوشت:
رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد که برای بررسی حملات تجاوزکارانه آمریکا به ایران در شامگاه روز یکشنبه برگزار شد، با تأکید بر «پتانسیل حضور گستردهتر آژانس در ایران در صورت اجازه ایران» ادعا کرد: «آمادهام برای اطمینان از کاربرد صلحآمیز فناوری هستهای ایران به این کشور سفر کنم.»
گروسی این روزها بیشتر از هر فردی از سوی ایران در مظان اتهام قرار دارد عنوان کرده که باید بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه پیدا کنند که به سایتهای هستهای ایران بازگردند و ذخایر اورانیوم، از جمله مهمتر از همه، ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد، را بررسی کنند. این اظهارات در حالی مطرح میشود که مقامات ایرانی نسبت به نقش مخرب آژانس بین المللی اتمی اعتراضات بسیاری دارند.
گروسی همچنین ادعا کرده: «آژانس از نزدیک وضعیت را زیر نظر دارد و از مرجع نظارتی ایران میخواهد که ارتباط حیاتی خود را با مرکز حوادث و فوریتهای آژانس حفظ کند. بازرسان آژانس باید اجازه داشته باشند به سایتهای هستهای ایران بازگردند و ذخایر اورانیوم را بررسی کنند.»
گویا گروسی در نقش مخرب خود بیش از حد فرو رفته است که در شرایطی که سایتهای هستهای ایران مورد حمله قرار گرفته است، بدون توجه به تبعات چنین اقدامی سعی دارد دوباره به نفع آمریکا عمل کند. با این حمله به خوبی مشخص شد که نه تنها حضور بازرسان انرژی اتمی در کشورمان برای تضمین امنیت و حفاظت از تاسیسات هستهای ایران موثر نیست بلکه مخرب نیز هست.
به نظر میرسد با این اوصاف گروسی برای اینکه طرف غربی اطلاعات خود را از میزان تخریب این حمله تکمیل کند بازهم به نقش بازرسان آژانس تاکید میکند و نه تنها حرفی از تاسیسات نمیزند بلکه بیشتر بر موجودی ایران در حوزه مواد غنی شده اشاره دارد. برخی از کارشناسان بر نقش اطلاعاتی آژانس برای حمله به تاسیسات هستهای کشورمان اشاره میکنند که بسیار قابل تامل است و در تصمیمات آینده باید حتما مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر باید گفت که نقش آژانس و npt تا زمانی مورد توجه بود که میتوانستند از حمله آمریکا به تاسیسات هستهای کشورمان جلوگیری شود. وقتی آژانس به هیچ یک از وظایف خود خصوصا حفاظت از تاسیسات هستهای کشورمان عمل نکرده است و حتی به ابزاری برای ضربه به برنامه هستهای کشورمان بدل شده است اینگونه گستاخانه از حضور در ایران سخن گفتن بیشتر از اینکه انجام وظیفه باشد به نوعی تاکید بر یک روند معیوب و منحرف کننده است که دیگر محلی از اعراب ندارد.
******
خودتان خواستید!
روزنامه فرهیختگان نوشت:
باراک اوباما، یک ماه پیش از امضای برجام (خرداد 94) در گفتوگو با تلویزیون2 اسرائیل و در واکنش به اعمال فشار صهیونیستها برای حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران بهعنوان گزینه مطلوب، گفته بود «عملیات نظامی (به تاسیسات هستهای) با مشارکت آمریکا، مشکلی را حل نمیکند... سرعت برنامه هستهای ایران را موقتا کاهش میدهد، اما آن را نابود نمیکند.» اوباما این موضوع را به خاطر هراسش از جنگ نگفته بود. ابعاد و دانش و فناوری هستهای ایران این گزاره را اثبات میکرد که حمله نظامی به تاسیسات، برنامه هستهای را نابود نمیکند و به همین خاطر رئیسجمهور پیشین آمریکا معتقد بود، دیپلماسی تنها گزینه مطلوب برای کنترل برنامه هستهای ایران است.
این نکته را رابرت گیتس، وزیر دفاع دولت بوش و اوباما هم تکرار کرد و گفت حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران «نهایتا یک تا دو سال برایمان زمان میخرد.» بامداد یکشنبه اما ترامپ با تصور آنکه آنچه نمیتواند، در میز مذاکره با ایران بگیرد در حمله نظامی به دست خواهد آورد، تجاوزاتی را به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان انجام داد و اشتباهی را مرتکب شد که مدعی بود اوباما به خاطر ناتوانی از امضای توافق با ایران، نهایتا آن را اجرایی میکرد.
جدای از آنکه میزان خسارات وارد شده به تاسیسات ایران، چقدر بوده و اینکه آیا این تجاوزات توانسته تمام این تاسیسات را نابود کند یا خیر، دانش و فناوری هستهای و سوختهای تولید شده در این سایتهای هستهای همچنان در اختیار ایران قرار دارد. شاید بهتر بود ترامپ به صحبتهای وزیر دفاع دولت بوش توجه میکرد که شاید حمله به تاسیسات هستهای بتواند یک تا دو سال برای آنها زمان بخرد اما برای نابودی فعالیت هستهای ایران، گزینه مطلوبی نخواهد بود؛ چراکه حالا و پس از تجاوز آشکار آمریکاییها به این تاسیسات، این احتمال وجود دارد که رفتار ایران برای ادامه همکاری با آژانس که رویکردی سیاسیکارانه دارد، تغییر کند و نکته دیگر که برای آمریکاییها و صهیونیستها تهدید بزرگتری خواهد بود، این است که این بار تاسیسات هستهای در مکانهایی احداث شود که حتی پیشرفتهترین بمبهای آمریکایی هم نتوانند به آن آسیب برسانند.
تجاوز آمریکاییها به تاسیسات هستهای ایران شرایط را برای آمریکاییها و صهیونیستها پیچیدهتر خواهد کرد. جدای از آنکه ممکن است دکترین هستهای ایران تغییر کند، تبعات تغییر رفتار ایران بعد از این تجاوز، مستقیما متوجه آمریکاییها خواهد بود.
******
کار را ما تمام خواهیم کرد
روزنامه جوان نوشت:
روز نهم جنگ امریکا کاری را که شروع کرده بود و نمیتوانست تمام نکند، تمام کرد و مارش موفقیت سر داد. اکنون کاری را که ما در دفاع از خود شروع کردهایم باید ادامه دهیم تا بتوانیم مارش آنان را ساکت کنیم. در روز اول جنگ نوشتم در چنین جنگهایی که نیروی زمینی وارد نمیشود کسی میتواند ادعای پیروزی کند که به آخرین تهدید پاسخ داده باشد.
رژیم صهیونی جنگ را از ابتدا با رهبری تیم امریکایی شروع کرد. هر دو میدانستند در نهایت باید اعلام کنند سایتهای هستهای ایران را نابود کردهاند وگرنه پایان جنگ بدون این هدف برای آنان مفهومی نداشت و دنیا از آنان میپرسید پس چه شد؟! اما آنان امید گزافی بسته بودند که با شروع جنگ، ایران چنان از هم بپاشد که نیازی به بمباران فردو و دیگر سایتها نباشد و پس از فروپاشی ایران، آنان دسترسی نزدیک و مالکیت بر این سایتها پیدا کنند! آن هدف، هدف اصلی و بزرگتر بود. برای همین با کار دیگری یعنی ترور فرماندهان و دانشمندان هستهای شروع کردند.
اکنون ایران چند امکان جنگی و چند امکان غیرجنگی برای ادامه دفاع دارد. مسئله این است که ما برای فهم اینکه کدام امکان مهمتر و شدنیتر است، اطلاعات کافی از تواناییها و شرایط ویژه نداریم و باید پشت سر تصمیم رسمی کشور قرار بگیریم و آن را تأیید و حمایت کنیم. ادامه حمله به رژیم، حمله به پایگاههای امریکا، و حمله به زیرساختهای انرژی منطقه سه امکان جنگی است. بستن تنگه هرمز نیز اگرچه کار نیروهای مسلح است، اما میتواند صرفاً با تهدید و اعلام رسمی باشد یا حتی بدون اعلام رسمی و با ناامنسازی تنگه، پس آن را یک امکان غیرجنگی مینامیم. اخراج بازرسان هستهای از ایران یک امکان مهم غیرهستهای دیگر است. دیروز هم نوشتم وقتی امریکا مدعی است برنامه هستهای ایران را نابود کرده است، خودبهخود چند مسئله را باید حلشده بداند.
یکی اینکه دلیلی وجود ندارد که ایران در سازمانهای بینالمللی مربوط به هستهای مانند منع اشاعه یا در آژانس باقی بماند زیرا مطابق ادعای امریکا اکنون در ایران برنامه هستهای وجود ندارد (اما خواهیم دید که آنان خروج ایران از این سازمانها را برنخواهند تابید). دوم، دلیلی بر ادامه تحریمها نخواهد بود (اما خواهیم دید که تحریمها را تشدید هم خواهند کرد). با اینحال اگر ایران درباره ادامه برنامه هستهای خود و سالمماندن یا نماندن تأسیسات و داشتن یا نداشتن مواد غنیشده هیچ اطلاعی (هیچ یعنی هیچ) به سازمانهای بینالمللی ندهد و همین ادعای امریکا را مفروض بگیرد که مطابق ادعای امریکا ما دیگر صنعت هستهای نداریم، آنگاه حل مسئله برای امریکا بسیار دشوارتر خواهد شد.
امریکا با تجاوز به خاک ایران، ملت ایران را به یکی از منسجمترین و همدلترین لحظات تاریخ خود رساند. اگر به نظام جمهوری اسلامی گفته میشد که حاضر است چه هزینهای یا چه بهایی بپردازد تا نیم قرن شعارهای انقلاب و نظام درباره دروغینبودن تمدن و فرهنگ غربی در مسائلی مثل لیبرالیسم، دموکراسی، گفتوگو، حقوقبشر، وعدههای بینالمللی، احترام به قوانین جهانی، واقعیبودن سازمانهای جهانی و تواناییهای فوقتصور نظام غرب به باور عمومی مردم تبدیل شود، بیگمان نمیتوانست نرخی برای این دستاورد تعیین کند، اما اکنون این باور در چنگ نظام است! و همین باور مهمترین عامل و بازوی ایران برای ادامه دفاع تا پیروزی نهایی است.
******
مذاکره در شرایط کنونی خطای راهبردی است
احسان قاضیزاده هاشمی، نماینده مجلس شورایاسلامی گفت و گویی را با سایت تابناک درباره جنگ ایران و اسرائیل و مذاکره دیپلماتهای ایران با کشورهای غربی داشته که بخشهایی از آن به شرح زیر است:
* به نظر من انشاءالله با وحدت، همدلی و انسجام میان تمامی نیروها، اعم از نیروهای مسلح، جریانها، گروهها و آحاد ملت، قطعاً در برابر دشمن متجاوز پیروز خواهیم شد. تاریخ ایران گواه روشنی دارد؛ هیچگاه در برابر یک دشمن خارجی، مردم این سرزمین تسلیم نشدهاند. از هر جنس و از هر کشوری که حمله کردهاند، مردم ایران با اتحاد و انسجام به دفاع از وطن پرداختهاند. ممکن است اختلافسلیقهها یا دیدگاههایی میان گروهها وجود داشته باشد، اما در برابر دشمن بیرونی، همه این اختلافات کنار گذاشته شده و انسجام ملی حاکم میشود
* واکنش ترامپ نشان داد که اساساً در این برهه، هرگونه مذاکره نهتنها بیفایده، بلکه گمراهکننده و نادرست است. این یک اشتباه راهبردی در زمانبندی بود. ما باید با درک دقیق شرایط بینالمللی، مواضع خود را تنظیم کنیم. اقداماتی از این دست، اگر بدون تحلیل عمیق و هماهنگی ملی انجام شوند، میتواند برای کشور هزینهآفرین باشند.
******
تنبیه نتانیاهو تا رسیدن به بیچارگیاش ادامه دارد
سرلشکر سیدعبدالرحیم موسوی رئیس ستادکل نیروهای مسلح طی پیامی تصویری اظهار داشت: ترامپ با زیر پا گذاشتن همه قوانین بین المللی وارد حریم کشور ما شد و به سه نقطه از خاک مقدس کشور ما حمله کرد و آسیبهایی هم وارد آورده است.
وی افزود: فارغ از اینکه میزان خسارات به چه میزان است، نفس این حرمت شکنی بی پاسخ نخواهد ماند. این اقدام ترامپ از سر استیصال و برای نجات نیروی نیابتیاش اسرائیل و بویژه شخص نتانیاهو است که وقتی آثار ضعف و شکست را در نتانیاهو دید تصمیم گرفت با این اقدام یک تنفس مصنوعی به او بدهد.
سرلشکر موسوی تاکید کرد : این اشتباه بسیار بزرگی بود و بارها عواقب آن را هشدار داده بودیم. ضمن آنکه تنبیه نتانیاهو را تا رسیدن به بیچارگی ادامه خواهیم داد، این قدام آمریکا را هم به صورت متناسب پاسخ خواهیم داد.
رئیس ستادکل نیروهای مسلح عنوان کرد: بنده خاضعانه از ملت عزیز، بی نظیر و زمانشناس ایران تشکر میکنم؛ همدلی و همبستگی مردم و اقداماتی که در پشتیبانی از نیروهای مسلح انجام میدهند قوت قلب ما است.حرارت عشق مردم به دست با کفایت رزمندگان اسلام تبدیل به سجیلهای آتشینی خواهد شد که ریشه دشمن را می سوزاند. ملت ایران از صمیم قلب شما را دوست دارم و کاملا بدیهی است فرزندان چنین ملتی در نیروهای مسلح با متجاوز به هیچ وجه مسامحه نخواهند کرد و با قدرت پاسخ خواهیم داد.
******
کیفرخواست ملت ایران علیه گروسی
سایت راهبرد معاصر است:
طی روزهای اخیر نام رافائل گروسی نه به عنوان مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، بلکه به عنوان «دشمن ملت ایران» در کنار بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا و مقامهای ارشد اروپایی شنیده میشود. گروسی رسماً خود را به عنوان دشمن قسم خورده مردم ایران و بازی ساز متحرک واشنگتن و تل آویو علیه کشورمان معرفی کرده است.
اگرچه وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی نسبت به عملکرد شخص گروسی و نقش پررنگ وی در حمله وقیحانه و بزدلانه اخیر صهیونیستها و آمریکا به تأسیسات هسته ای کشورمان درمحافل بین المللی اعلام جرم کرده اند، اما وی اکنون با کیفرخواست گسترده تری رو به روست که امضای ۹۰ میلیون ایرانی پای آن مشاهده می شود.
اتهامات این دیپلمات منفور آرژانتینی عبارتند از :
- تلاش برای تصویب قطعنامه های متعدد علیه ایران با هدف زمینه سازی برای حمله به تأسیسات هسته ای ایران
- ارائه اطلاعات فوق سری و محرمانه لازم به موساد و سازمانهای اطلاعاتی دشمن با هدف ترور دانشمندان و نابودی زیرساختهای هسته ای ایران
- سکوت عامدانه و مذبوحانه در برابر حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته ای ایران
- سکوت وقیحانه در خصوص لزوم بهره مندی ایران از حق ذاتی غنی سازی صنعتی (وفق اساسنامه آژانس و NPT) در طول مذاکرات نمایشی آمریکا
- ایجاد فضای حقوقی و سیاسی لازم برای استمرار فعالیتهای اتمی خطرناک رژیم صهیونیستی و علنی شدن تهدیدات رژیم نامشروع علیه فعالیتهای هسته ای صلح آمیز ایران
- اصرار بر باز نگاه داشتن پرونده های موسوم به "موارد ادعایی" در راستای تکمیل شبکه جاسوسی بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در ایران
اثبات هر یک از این موارد اتهامی با توجه به شواهد و مستندات متقنی که علیه گروسی وجود دارد، کار سخت و دشواری نیست. گروسی رسماً خود را به عنوان دشمن قسم خورده مردم ایران و بازی ساز متحرک واشنگتن و تل آویو علیه کشورمان معرفی کرده و ابایی نیز از استمرار این رویکرد غیرانسانی ندارد.
حال که مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی چنین انتخابی کرده است، دیگر زمانی برای مماشات و مدارا با وی و جایگاه حقوقی صوری و تشریفاتی اش وجود ندارد. خروج از NPT و اخراج بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از ایران کف مطالبات ایرانیان از مسئولان کشورمان محسوب می شود، اما این به تنهایی مصداق "مجازات گروسی" نیست.
قطعاً مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی به زودی درمی یابد نتیجه بازی عامدانه اش در منظومه عداوت ذاتی با ایران و مشارکت در ریخته شدن خون صدها ایرانی بیگناه چه خواهد بود. در آن صورت دیگر اربابان صهیونیست و آمریکایی گروسی و شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی دیگر نمی توانند به داد این عروسک خیمه شب بازی برسند.
گروسی در برابر ۹۰ میلیون ایرانی اعلان جنگ نموده و اکنون چاره ای جز مواجهه وی و همراهانش در آژانس با تبعات این اقدام ناجوانمردانه ندارد. تاریخ مصرف مدارا با مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در ساعات ابتدایی تاریخ اول تیرماه ۱۴۰۴ رسماً به پایان رسید.



