یکی از مهمترین ارکان لفاظیهای دولت آمریکا، تهدید به افزایش تنش و نابودی زیرساختهای ایران است؛ اما مسئلهای که مقامات آمریکایی غافلاند یا خود را به تغافل میزنند، آثار و تبعات ضربات تلافیجویانه احتمالی ایران بر اقتصاد امریکا است. سناریوی فرض شده، وضعیتی است که در پی به نهایت رسیدن تنش ایران و آمریکا، زیرساختهای منطقه متقابلا بصورت کامل تخریب شود. برای تسهیل ارزیابی تبعات این وضعیت بر طرف آمریکایی، تصور میشود که در ازای آسیب کامل به تمام زیرساختهای اقتصادی کشور، جمهوری اسلامی ایران در گام اول تمام زیرساختهای تولید نفت خام در منطقه را از بین ببرد. برای فهم بهتر موضوع پیامدهای سناریوی مذکور بر ایران و آمریکا مورد بررسی قرار میگیرد.
1) آسیبهای اقتصادی به آمریکا
از بین رفتن زیرساختهای تولید نفت در منطقه خلیج فارس، مشخصاً دکلها، چاهها، بهویژه تاسیسات تمرکز فرآیند میادین نفتی (CPF) به معنی از دست رفتن حدود 25 میلیون بشکه نفت خام در روز از تولید جهانی (معادل %25 از تولید جهانی) و %40 نفت قابل عرضه در بازارهای جهانی و ایجاد شوک نفتی بسیار شدید است. برآوردهای اقتصادی نشان میدهد که قیمت جدید نفت در چنین شرایطی، بسته به کشش مصرف جهانی و مصرف داخلی تولیدکنندگان نفت، میتواند بسیار فراتر از ارقام فعلی باشد و یک رکود تورمی تمامعیار را ایجاد کند. افزایش بهای نفت، کرایههای حمل را شدیدا افزایش خواهد داد؛ مواد اولیه پایه نفتی و حتی غیرنفتی را دچار جهش خواهد کرد و علاوهبر این با افزایش هزینههای خانواده، مصرف جهانی را به شدت کاهش خواهد داد. با وجود برخورداری آمریکا از ذخایر نفت، این کشور از آثار ناگوار این بحران اقتصادی جهانشمول بر کنار نخواهد بود و حتی آسیبهای شدیدتری خواهد دید. تمرکز عمده فعالیتهای بازار مالی در این کشور و فرهنگ مصرفگرایانه مردم آن، آثار سوء این رکود تورمی در آمریکا را تشدید خواهد کرد و به وخامت اوضاع خواهد افزود. ادغام اقتصادی جهان و پیوستگی اقتصادی نیز باعث سرایت بحران به سرتاسر جهان شده و مشکلات را تشدید میکند.
خسارت مهم دیگری که در پی توقف تولید نفت خلیج فارس به آمریکا وارد خواهد شد، از بین رفتن «پترودلار» و پیامدهای آن است. پترودلار به بیان ساده سازوکاری است که باعث شده آمریکا با چاپ دلار یا انتشار اوراق قرضه، کالا و خدمات مورد نیاز خود را تقریبا به صورت رایگان تامین کند. از سالها پیش کشورهای نفتی حاشیه خلیج فارس نفت خود را به دلار آمریکا به فروش میرسانند. این عمل باعث شده است تا اولین انگیزه برای خرید و نگهداری دلار آمریکا در سطح جهانی، پرداخت هزینههای انرژی به کشورهای نفتی (متقاضیان همیشگی دلار) باشد. در این حالت، کشورها برای خرید نفت و گاز، باید کالا یا خدماتی به دلارِ آمریکا صادر کنند تا دلار مورد نیاز خود را به دست آورند.
البته سازوکار پترودلار تنها در فروش دلاری نفت خلاصه نمیشود؛ کشورهای نفتی با درآمدهای دلاری خود، کالاهای مورد نیاز خود اعم از سلاح، غذا و خودرو را خریداری میکنند. مسئله مهم دیگر آن است که این کشورها بخش قابل توجهی از درآمد خود را به خرید اوراق قرضه دولتی آمریکا اختصاص میدهند. بنا به آمار رسمی، عربستان و امارات به ترتیب 161 و 120 میلیارد دلار اوراق قرضه دولتی آمریکا خریداری کردهاند و دلارهای بدست آمده خود را برای مدت نامحدودی به آمریکا برگرداندهاند. سازوکار فوق در حقیقت یک چک سفید امضا در اختیار آمریکا قرار داده تا کالا و خدمات مورد نیاز خود را تقریبا به صورت رایگان تامین میکند.
توقف یا کاهش عرضه انرژی دلاری، انگیزه خرید و نگهداری دلار آمریکا را کاهش میدهد؛ خرید اوراق قرضه توسط کشورهای عربی را متوقف میکند و حتی به دنبال تلاش کشورهای عربی برای فروش اوراق قرضه دلاری خود، تقاضای دلار را کاهش میدهد. با تضعیف دلار به عنوان اصلیترین عنصر قدرت اقتصادی آمریکا، موقعیت این کشور در بحبوحه رقابتهای جهانی با بازیگرانی نظیر چین و روسیه، به شکلی جبرانناپذیر، بهشدت تضعیف میشود. این یک نقطه غیر قابل بازگشت برای اقتصاد آمریکا خواهد بود؛ قدرتی که در صورت نابودی پترودلار توان خود را به کلی از دست خواهد داد و دیگر نخواهد توانست جایگاه خود را در نظم جدید احیا کند.
2) آسیبهای اقتصادی به ایران
تحلیل آثار و پیامدهای این وضعیت بر ایران قسمت دیگر این بررسی بشمار میرود. مسلما نابودی زیرساختها به معنی توقف خدمترسانی در عرصههای مختلف برای بازهای قابل توجه است؛ اما کشور ما ایران بهعلت تجارب تاریخی خود، از سالهای دفاع مقدس هشتساله تا دوران تشدید تحریمهای اقتصادی، در عرصه زیرساخت کاملا آبدیده و تابآور شده است. اجرای موفقیتآمیز پروژههای مختلف در حوزههایی مانند ساخت نیروگاه، پالایشگاه، پتروشیمی، تاسیسات استخراج نفت و گاز، جاده، پل، سد، خطوط راهآهن، لنگرگاه، خطوط تولید فلزات اساسی، خطوط انتقال نفت و گاز و نظایر آن، با درجه بالایی از خودکفایی و تکیه به همت بلند جوانان ایرانی، مصادیق آشکار وجود توانمندی داخلی برای بازسازی مجدد کشور در صورت بروز هرگونه خسارت احتمالی است. در نتیجه ضمن تصدیق احتمال بروز آسیبهایی جدی در سناریوی روز رستاخیز، ترمیم خسارتها با تکیه بر توان داخلی امکانپذیر بوده و تنها نیازمند مدیریت درست و سپری شدن زمان است. تامین مالی بازسازی نیز به اعتبار ثروتهای ملی ایران نظیر نفت، گاز و معادن فلزات اساسی قابل تامین است.
با مقایسه خسارتهای بررسیشده در این سناریو، واضح است که بازنده اصلی در تشدید تنش در جنگ فعلی، آمریکا خواهد بود. با توجه به آسیبهای جبرانناپذیری که در نتیجه رکود اقتصادی و از بین رفتن پترودلار به آمریکا وارد میشود، افزایش تنش از سوی این کشور تنها تا سطح مشخصی ادامه خواهد داشت و احتمالا از مرحلهای که آسیبهای فوق را بهدنبال خواهد داشت، فراتر نخواهد رفت.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.