ترامپ صلحطلب؟! دوربین مخفیه؟
فرهیختگان نوشت:
«کلمه حقی که از آن هدفی باطل دنبال میشود»، بهترین توصیف برای تیتر اصلی روزنامه سازندگی در روز سهشنبه است. تیتری که مدیران این روزنامه میتوانند بگویند حرف ما که نبود؛ نقلقول مستقیم از رئیسجمهور بود و حتی بالاتر از آن، کلام امام معصوم است، پس حرج و نقدی بر ما نیست؛ اما حتی آیه قرآن را هم میتوان در مسیر باطل قرائت کرد و طبعاً در پاسخ به اعتراض دیگران، نمیشود گفت کلام خداست و تقصیر ما نیست؛ چون ایراد نه به مفهوم، بلکه به مصداقی است که آن مفهوم برایش بیان شده است. از همین رو تیتر سازندگی که «اگر دشمن تو را به صلح دعوت کرد، آن را رد نکن» گرچه نقل از امیرالمؤمنین علیهالسلام است، اما برای مصداقی به کار رفته که به جای ابراز رضایت از تیتر شدن و اهمیت به کلام معصوم در یک رسانه، باید بابت سوءاستفاده از آن متأسف شد.
بدتر آنکه فقط هدفگذاری تیتر دربرگیرنده سوءاستفاده نیست، بلکه در محتوا هم کلام معصوم که مسعود پزشکیان نقل کرده، تقطیع شده و نیمی از آن ذکر شده تا استفاده ابزاری از کلام معصوم تکمیل شود! رئیسجمهور در سخنرانی خود میگوید که «امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند اگر دشمن تو را به صلح دعوت کرد، آن را رد نکن؛ اما پس از صلح نیز از دشمن غافل نشو و هرگز با خوشبینی به او نگاه نکن و به او اعتماد نداشته باش.» و روزنامه سازندگی فقط بخش اول را تیتر کرده است: «اگر دشمن تو را به صلح دعوت کرد، رد نکن.» و نکته جالب آنکه اصل کلام امیرالمؤمنین اینگونه است: «ولی پس از صلح، سخت از دشمن برحذر باش؛ چهبسا نزدیکی ورزد تا غافلگیر کند. پس، احتیاط پیشه کن و در این باره، حسنظن را متهم کن». استفاده از سیره و سخن اهلبیت برای توجیه موضع سیاسی خود بازگشایی یک باب خطرناک در سیاست است؛ بابی که پیشازاین هم با گرفتن درس مذاکره از عاشورا یا ابزار قراردادن صلح امام حسن علیهالسلام با معاویه گشوده شده بود و البته تفسیر به رایهایی خطرناک بود که عتاب رهبر شهید را هم در پی داشت. موضوع اما فقط بحثی دینی نیست، در چهارچوب تحلیل سیاسی غیردینی هم بر آن تیتر خدشهها بسیار است.
******
مملکت ورق میخواهد، عرضه داری، ورق دربیار!
«محمدحسن عرفانیان» معمار فولاد مبارکه در گفت و گویی با روزنامه ایران با عنوان همه میگفتند این کارخانه راه نمیافتد از خاطرات راه اندازی این صنعت مهم در ایران پس از انقلاب گفته است:
..سازمان برنامه هر سال از من برای فولاد مبارکه توجیه فنی و اقتصادی میخواست. هر سال به من میگفتند ساختن این کارخانه توجیه فنی ندارد.
اینطور بود که امسال پول ساخت را میدادند، اما برای سال بعد دوباره میگفتند این کارخانه برای ما توجیه ندارد و پول نمیدادند. یک عده هم میگفتند اگر پول ساخت این کارخانه را صرف واردات ورق کنیم و ورق وارداتی را به مردم بدهیم، بهصرفهتر است. یک عده از وزرا هم در دولت، جلوی خود من به مهندس موسوی میگفتند این فولاد مبارکه، درست مانند ستونها و خرابههای تختجمشید، یک آثار باستانی خواهد شد که دولت شما را ساقط میکند....
هنوز هم این سالن یا کارخانه، بزرگترین واحد فولادسازی دنیاست که از طریق قوس الکتریکی سنگ آهن را ذوب میکند. وقتی آقای هاشمی رفسنجانی به کارخانه آمد، ما با دشواری زیاد درحال راهاندازی یک کوره ذوب، آن هم با استفاده از آهنقراضه بودیم تا بتوانیم برای این کارخانه در مملکت سروصدای تبلیغی ایجاد کنیم تا به همه بگوییم بالاخره راه افتاده و دیگر صحبت منفی یا اذیت نکنید، ببینید که کارخانه دارد کار میکند...
سال 1372 یا 1373 بود که آقای فلاحیان و آقای سعید اسلامی به فولاد مبارکه آمدند و از کارخانه بازدید کردند. بعد از بازدید به دفترم آمدند. به آقای فلاحیان گفتم «آقای فلاحیان، شما کار را دیدید و دیدید که چه عظمتی دارد و ساختن آن چه زحمتی دارد، میخواستم بدانم قضاوت درباره من چیست. بالاخره در مملکت حرفهای زیادی درباره من زده میشد...
فشارهایی که در جامعه نسبت به این کارخانه وجود داشت، این بود که آن را صرفاً یک بنگاه اقتصادی میدانستند و میگفتند توجیه اقتصادی ندارد. اما من فولاد مبارکه را اصلاً یک بنگاه اقتصادی نمیشناختم. الان هم آن را بنگاه اقتصادی نمیشناسم... به این دلیل این حرفها را میزدند و میزنند که صنعت را نمیشناسند.
ما اسناد قرارداد را با دو تریلی از تهران به اصفهان منتقل کردیم. قبلاً این قراردادها را در گونی ریخته و گوشهای انداخته بودند. این اسناد قبل از انقلاب در گاوصندوق بود و بعد از انقلاب، بچههای انقلابی به هوای اینکه کاغذها به درد نمیخورد، آنها را در کیسهها ریختند و به جای اسناد، در گاوصندوقها اسلحه گذاشتند، چون فکر میکردند اسلحهها برای کارهای حفاظتی انقلاب مهمتر است. برای اینکه اسناد و قراردادها را نجات دهم، آنها را با همان گونیها، بار تریلی کردم و به اصفهان بردم. کارشناسانی که در اصفهان بودند، میفهمیدند اینها چیست. این 30 تن اسناد و کاغذ را به این کارشناسان دادم تا بررسی کنند. در جلسه شورای اقتصاد، وقتی گفتم از این قرارداد ورق فولادی درنمیآید، آقای عالینسب (مشاور اقتصادی نخست وزیر وقت) که واقعاً او نجات دهنده این پروژه بود نه من و پیرمرد بسیار محترمی بود، به من گفت «پسرک! مملکت ورق میخواد، عرضه داری، از این قرارداد ورق دربیار، عرضه نداری، استعفات رو بده و برو بیرون.»...
... آن لحظهای که شنیدم، از روزی که فولاد مبارکه بمباران شد مدیر فولادسازی گفت «من از اینجا نمیروم تا اینجا دوباره فعال شود»، زدم زیر گریه و دست او را بوسیدم.
******
چرا با وجود هزینه سنگین اقتصادی، جنگ ادامه دارد؟
روزنامه شرق نوشت:
نظریه واقع گرایی در روابــط بین الملل همواره با این پرسش روبه رو بوده که اگر بازیگران سیاسی موجوداتی عقلانی هستند و جنگ نیز پدیده ای ویرانگر و پرهزینه اســت، چرا طرفین مناقشه پیش از آغاز درگیری بر سر ســفره مذاکره نمی نشــینند تا از نابودی سرمایه های انسانی و مادی خود جلوگیری کنند؟ در واقع، از آنجا که جنگ همواره «ناکارآمد» است و بخشی از منابع را مستهلک می کند، منطقا باید همیشه توافقی وجود داشته باشــد که هر دو طرف را به نسبت نتیجه احتمالی جنگ، در وضعیت بهتری قرار دهد. با این حال، بن بســت های خونین تاریخی نشــان می دهند عقلانیت به تنهایی برای تضمین صلح کافی نیست.
ریشه این ناکارآمدی را نباید صرفا در خطاهای محاسباتی و اطلاعات نامتقارن جست وجو کرد، بلکه باید در ساختار انگیزشــی بازیگران و مفهومی تحت عنوان «مشکل تعهد» یافت. این مفهوم توضیح می دهد چگونه فقدان یک اقتــدار مرکزی در عرصه بین الملل باعث می شود حتی با وجود میل به صلح، بازیگران به دلیل ترس از توزیع قدرت در آینده و ناتوانی در تضمین رفتارهای آتی، به ســمت گزینه نظامی رانده شوند. مشکل تعهد زمانی پدیدار می شود که یک بازیگر قادر نباشد به شکلی باورپذیر وعده دهد که در آینده از قدرت خود برای تغییر شرایط فعلی استفاده نخواهد کرد.
در محیطی که هیچ پلیس جهانی برای تنبیه پیمان شــکنان وجود ندارد، هرگونه وعده برای همکاری در آینده، فاقد ضمانت اجرائی است. این بن بست ساختاری به ویژه زمانی بحرانی می شود که موازنه قدرت بین دو رقیب در حال تغییر باشد. وقتی یکی از طرفین با شتابی قابل توجه در حال رشد اقتصادی یا نظامی است، طرف مقابل با یک معمای امنیتی حاد روبه رو می شود. بازیگر در حال تضعیف می داند حتی اگر امروز به توافقی منصفانه دســت یابد، رقیبش پــس از رســیدن به اوج قــدرت در آینده، دیگــر انگیزه ای بــرای وفاداری به قراردادهای پیشــین نخواهد داشــت. در واقع، رشــد قدرت رقیب به معنای کاهش ظرفیت چانه زنی بازیگر ضعیف در آینده اســت. از این منظر، جنگ نه یک اقدام تهاجمی برای کسب سود، بلکه یک تلاش پیشگیرانه و از سر ناچاری برای جلوگیری از وقوع وضعیتی اســت که در آن بازیگر دیگر هیچ دفاعی در برابر خواســته های فزاینده حریف نخواهد داشــت.
در ایــن چارچوب نظری، مفهــوم «مازاد چانه زنی» نقشــی حیاتی ایفا می کند. مــازاد چانه زنی همان مابه التفاوت هزینه های جنگ و منافع صلح اســت. به عبارت دیگر، صلح یک کالای اقتصادی تولید می کند که همان عدم تخریب زیرساخت ها، حفظ جان سربازان و تداوم تجارت است. در یک دنیای ایده آل، طرفین باید این مازاد را بین خود تقســیم کنند تا انگیزه ای برای جنگ باقی نماند.
******
وقتی پول معیار می شود
جلال رشیدی کوچی، نماینده مجلس به جماران گفت: توزیع اینترنت پرو در امتداد سلسله تصمیمات اشتباه قبلی در حوزه فضای مجازی است، ظاهرا قرار نیست ما در این حوزه شاهد یک تصمیم درست و مبتنی بر رضایتمندی عمومی باشیم. من دلیل ایجاد اینترنت پرو را متوجه نمیشوم؛ اگر از بعد امنیتی نگاه کنیم، منطقی نیست که بگوییم اینترنت عادی باعث به خطر افتادن امنیت جامعه میشود، اما اگر همان اینترنت با پول بسیار بیشتری خریداری گردد، مشکل امنیتی پیش نمیآید! اگر از بعد اجتماعی و فرهنگی نگاه کنیم، این تبعیض باعث ایجاد نارضایتی و شکاف در بین مردم میشود، زیرا مردم میبینند کسانی که پول بیشتری میدهند، نسبت به کسانی که توان خرید اینترنت پرو را ندارند، از دسترسیهای بهتری برخوردارند. اگر از بعد اقتصادی نگاه کنیم نیز اگرچه تخصیص اینترنت پرو در کوتاهمدت میتواند برای دولت یک منبع مالی باشد، اما بر روی اقتصاد مردم تأثیر منفی دارد. لذا از هر زاویهای به این تصمیم نگاه کنیم، میبینیم سرتاسر ایراد است و به زودی، دود آن به چشم تصمیمگیران خواهد رفت. ...
در این بین، برخی از اینترنت پرو دفاع میکنند و معتقدند در شرایط فعلی که به دلیل مسائل امنیتی، اینترنت بینالملل به صورت عمومی قطع است، ایجاد دسترسی برای اساتید دانشگاه، صاحبان کسبوکارها و... اتفاقی مثبت است. اما چیزی که اکنون ما در جامعه میبینیم، این است که اینترنت پرو فقط به افراد ضروری اختصاص نیافته، بلکه هر فرد عادی که توان مالی خرید آن را داشته، به این اینترنت دسترسی پیدا کرده است.
******
پرچم فلسطین در دست بخت اول قهرمانی در امریکا!
جوان نوشت:
اسپانیا فقط با نخستوزیرش مقابل امریکا نایستاده است. از پپ گواردیولا گرفته که هربار مقابل ددمنشی اسرائیل سینهسپر میکند تا لامین یامال که پیام تسلیت شهادت رهبر معظم انقلاب را منتشر کرد و حالا در قهرمانی بارسلونا پرچم فلسطین را برافراشت! اسپانیا به ستارهها و فوقستارههایش بخت اول قهرمانی جام جهانی فوتبال است و این از بخت بد امریکا و بخت خوش فوتبال و جهانیان است که فلسطین پرچمی برافراشته در امریکا خواهد داشت.
طی ماههای گذشته هر چقدر کشورهای عرب مثلاً مسلمان حاشیه خلیج همیشگی فارس همسو با امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و جبهه مقاومت تاختند، در عوض یک کشور اروپایی با تمام وجود از دولتمردانش گرفته تا ورزشکاران، هنرمندان و مردم عادیش سمت درست تاریخ را برای ایستادن انتخاب کردند. کشوری که چند سالی است در صف اول مبارزه و اعتراض به جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین قرار دارد.
حرف از اسپانیاست، کشوری که فوتبالش نزدیک یک ماه دیگر با ستارههایی، چون لامین یامال ۱۸ ساله یکی از اصلیترین مدعیان قتح جام جهانی ۲۰۲۶ است. اسپانیا با این شرایط حاضر نشد در جبهه امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حمله کند، در عوض کنار ایران ایستاد و برخلاف کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، راه شرف و انسانیت را انتخاب کرد.
موضعگیرهای صریح و قاطعانه نخستوزیر این کشور در عدم همراهی با دشمنان ایران از ابتدای جنگ رمضان تاکنون باعث شده برخی دیگر از کشورهای اروپایی هم هرچند با شک و تردید، اما دست رد به سینه امریکا بزنند. بجز سیاستمداران چهرههای شاخص اسپانیایی هم کنار مردم ایران ایستادند. همان روزهای اول جنگ بود که ستاره جوان بارسا با انتشار پیامی در صفحه شخصی خود نوشت: «تسلیت صمیمانه به مردم ایران و همه کسانی که در غم از دست دادن آیتالله علی خامنهای سوگوارند. در این روزهای غمانگیز برای شما آرزوی قدرت و آرامش دارم.»
شاید آن روز خیلیها کار ستاره جوان بارسا را نوعی «جوزدگی» عنوان کردند، اما وقتی دوشنبه شب یامال با پرچم فلسطین در جشن قهرمانی بارسا شرکت کرد، مشخص شد که او هم فهمیده سمت درست تاریخ در این بزنگاه حساس کدام طرف است.
******
چرخش اقتصادی بزرگ ایران
سید احسان خاندوزی، وزیر اسبق اقتصاد به تلویزیون گفت: نقش امارات این بود که از طریق «تشویق شرکتهای پوششی، صرافیهای ایرانی و حتی دو بانک ملی و صادرات» به نقطه تمرکز اطلاعات مالی و تجاری ایران تبدیل بشود. نقشی که امارات در اقتصاد ایران ایفا میکرد با تشویق صرافیها و حتی بانک صادرات و ملی بود که بتواند تبدیل به تمرکز اطلاعات اقتصادی و مالی ایران شود.
این موضوع، کوتاهی سیاستگذاران ما در چنین وابستگی بود که البته حتماً میتوان آن را از بین برد و از مصوبات شورای امنیت ملی کشور این بود که باید این مسیر هم در لجستیک و هم در تسویههای ارزی کشور امکان جایگزینی داشته باشیم.... مسیرهای جایگزینی تأمین ارز از طریق چین و روسیه وجود دارد. روشهای تهاتری هم برای این جایگزینیها وجود دارد.... اگر این اتفاق بیفتد میتوانیم یکی از مهمترین چرخشهای اقتصادی بیست یا سی سال گذشته خود را انجام دهیم.
... سال ۹۸ در یک شب صرافان درهم کار ایران را دستگیر کردند و سال ۹۷ نیز یک ماه بعد از خروج ترامپ از برجام دو حساب درهمی ایران را به شدت محدود کردند تا به ایران فشار ارزی وارد کنند. یکی دو سال قبل هم یکی از مقامات بانکی ایران در حوزه تسویه ارزی را دستگیر و چندین ماه حبس کردند.
******
به ایران بدهکارید
وطن امروز نوشت:
...ایران به رغم آنکه میتوانست دامنه پاسخ را به زیرساختهای حکومتی کشورهای همراه آمریکا گسترش دهد و به لحاظ حقوقی نیز حق این اقدام را داشت، چنین نکرد. نه مراکز سیاسی و حکومتی در بحرین هدف قرار گرفت، نه کاخها و مراکز تصمیمگیری در امارات، سعودی یا کویت. این در حالی بود که از منظر راهبردی، ایران میتوانست با منطق «پاسخ متقارن»، اهداف معادل را در کشورهای مشارکتکننده در جنگ مورد تهاجم قرار دهد.
ایران در جنگ ۴۰ روزه، با وجود برخورداری از حق مشروع و ظرفیت انجام این اقدام، ترجیح داد پاسخ خود را عمدتا بر پایگاهها و مراکز لجستیکی ارتش تروریست آمریکا و برخی مراکز و تأسیسات اقتصادی که آمریکا در آنها منافع داشت متمرکز کند.
همین مساله، اکنون به یکی از مهمترین متغیرهای بازدارندگی آینده تبدیل شده، زیرا آنچه در طول جنگ استفاده نشد، لزوماً از دستور کار راهبردی حذف نشده است.
در روزهای اخیر نیز انتشار برخی گزارشها در رسانههای غرب، ابعاد تازهای از همکاری برخی کشورهای منطقه با حملات تجاوزکارانه آمریکا/ رژیم صهیونیستی علیه ایران را آشکار کرد. به عنوان مثال گزارشهایی که به نقش امارات در برخی حملات روزهای پایانی جنگ اشاره داشت، از جمله نمونههایی بود که نشان داد سطح همراهیها فراتر از چیزی بوده که در روزهای نخست جنگ تصور میشد. گزارش اخیر والاستریت ژورنال درباره مشارکت عملیاتی امارات در حمله به برخی زیرساختهای جنوب ایران، از جمله جزیره لاوان، این گزاره را اثبات کرد که پادشاهیهای عرب منطقه عملا از وضعیت حمایت سیاسی عبور کرده و وارد فاز همکاری میدانی با آمریکا و رژیم اشغالگر شده بودند. همینطور شواهد و اسناد متقن نشان میدهد بخش ویژهای از عملیاتهای نظامی آمریکا علیه ایران، از خاک و آسمان کویت انجام شد.
این مساله، طبیعتا آثار مستقیم بر معادلات امنیتی آینده منطقه خواهد داشت، زیرا از نگاه ایران، جنگ ۴۰ روزه صرفاً یک درگیری میان تهران و واشنگتن نبود، بلکه صحنه مشارکت چندلایه کشورهای عرب در پروژه فشار حداکثری نظامی علیه جمهوری اسلامی بود. بنابراین طبیعی است در محاسبات راهبردی آینده ایران، نقش این کشورها نیز به صورت مستقل تعریف شود...
دو موشک خاص ساخت چین در راه ایران
سایت مشرق نوشت :
همکاری های نظامی و امنیت میان ایران با چین و روسیه، همواره مورد توجه رسانه های دنیا بوده و در برخی موارد موجبات حساسیت امریکا و رژیم صهیونیستی را فراهم آورده است.
دشمن امریکایی/صهیونیستی از ترکیب شدن تسلیحات بومی متنوع و پیشرفته ایرانی با تکنولوژی های در اختیار کشورهای چین و روسیه وحشت داشته و همیشه در تلاش بوده اند در راه نهایی شدن قراردادهای همکاری تسلیحاتی میان دوطرف سنگ اندازی کنند.
به تازگی شبکه خبری مشهور CNN در گزارشی بر اساس منابع خود به بررسی احتمال نهایی شدن قرارداد ارسال دو سلاح خاص چینی به ایران پرداخته است؛ دو سلاحی که یکی در آسمان و دیگری روی زمین به شکار تجهیزات دشمن خواهند پرداخت.این موشک که برای اولین بار در چین در سال ۲۰۱۴ رونمایی شده و چندین سال است که در ارتش این کشور وارد خدمت شده است در حقیقت یک کپی چینی از موشک معروف FGM ۱۴۸ جاولین ساخت ایالات متحده آمریکا به حساب می آید. طراح و سازنده موشک HJ -۱۲ در داخل چین صنایع نورینکو است. این مجموعه از جمله معروف ترین سازندگان تسلیحات ساخت چین به حساب می آید. لقب موشک چینی اچ جی ۱۲ پیکان سرخ است. موشک مورد نظر از قابلیت شلیک کن – فراموش کن و توانایی حمله از بالا برخوردار است که قابلیت مناسبی برای حمله به تانک های پیشرفته را در اختیار کاربر قرار می دهد. بر اساس اطلاعات موجود این موشک در روز دارای برد درگیری ۴ و در شب برد درگیری در حدود ۲ کیلومتر دارد.پرتاب گر به همراه موشک و سیستم هدف گیری همه با هم در حدود ۲۲ کیلوگرم وزن دارد و وزن خود موشک در حدود ۱۷ کیلوگرم است. این موشک از سر جنگی شدید الانفجار ضد تانک بهره برده و ادعا شده که می تواند تا در بیش از ۱۱۰۰ میلی متر فولاد زرهی نفوذ کند. این موشک از سیستم کشف حرارتی و هدایت تصویر ساز فروسرخ بهره می برد.
******
شب های تهران
اطلاعات نوشت:
با شروع جنگ تحمیلی امریکایی ـ صهیونی معروف به جنگ رمضان، حضور مردم در میدان های شهرهای کشور که در عرف عمومی کارکرد ترددی، خیابان گردی و در مفهوم رمانتیک آن، قرارهای بین فردی است ناگهان به فضایی برای گفتمان مسلط ایران دوستان و هواداران حفظ و بقای نظام وایران تبدیل می شود.خانواده ها نه در پای تلویزیونها ورسانهها، که در میادین اصلی شهرهای ایران حضوری معنادار را از خود نشان میدهند.
این حضور سه ویژگی ممتاز دارد که با هر تجمع و گردهمایی مردمی متفاوت است: اول اینکه تجمعات خانوادگی و عمومی است نه صنفی و فردی، تنوع افزاد حاضر از نظر تکثر گرایش ها و تفاوت ارزش های فردی نشان دهنده نوعی انسجام هویت قومی ـ ملی مطالبه گرایانه است . دوم اینکه زمان تجمعات شب هاست نه روزها و تجمعات شبانه اقتضائات و شرایط خاص خود را از نظر پشتیبانی و لجستیکی دارد.
نکته سوم اینکه تجمعات خودجوش است و داوطلبانه و نه سازماندهی شده و حزبی و تشکیلاتی. افراد براساس علاقه و دلبستگی ملی و فراجناحی حضور دارند که من بیشتر تمایل دارم این تجمعات را تجمعات تمدنی نامگذاری کنم که هویت افراد حاضر را فراتر از صرف هویت انقلابی، ملی و دینی می دانم و هویت تمدنی ایرانیان در اینجا رخ نمایی می کند و از مستوری و پرده نشینی چندین دهه عزلت ، این شبها برون آمده است.
شب های تهران و تقریبا اکثر شهرهای ایران، شب های جمعگرایانه و کنشگری اجتماعی است.نقطه مشترک همه این تجمع کنندگان هم دو چیز است: وفاداری به سرزمین و پرچم جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ابراز خشم ونفرت و بیزاری از دشمنان ایران به سرکردگی امریکا و صهیونیزم از سوی دیگر.
این تجمعات شبانه را نباید به سطح صرف اعتراضات سیاسی ملت ایران تقلیل داد که البته آن را در متن خود دارد بلکه تجمعات را باید نوعی بازگشت به خویشتن خویش و بعثت جمعی مردم دانست که نوعی اراده و سلطه فرهنگ بر جامعه است و از این زاویه مفهوم میدان و خیابان نیازمند بررسی دقیق و عمیق کارکردی و ساختاری است.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.