خلاصه امروز:
حوالی راهپیمایی را زدند.
صدای انفجار پیچید.
دختربچهای ترسید و خودش را در آغوش مادر پنهان کرد.
مادر باصدای بلند و حماسی گفت:
نترس دخترم...
هرچقدر میخواهند بزنند.
ما شجاعیم.
حالا چند دقیقه است که صدای پدافند بالای سر شهر میپیچد.
آسمان پر از غرش است.
اما زمین آرام.
و یکصدا همان شعار محوری و ظفربخش؛
الله اکبر...
این ملت شکست ناپذیرند

قاب های معنادار از مسوولین
یکم
علی لاریجانی بدون واهمه میان مردم بود. شبکه 14 صهیون هم واکنش عصبی نشان داد
دوم.
پزشکیان تنها و مثل همیشه با همان مدل راه رفتن خاص خودش تو جه رسانه ها را جلب کرد
سوم
وزیر ارشاد و شهردار تهران از دو جریان سیاسی در کنار هم و در زمان انفجار شعار می دادند
چهارم
قاضی القضات در حال مصاحبه بود که صدای انفجار آمد و بدون کمترین تغییری در صدا و لحن و کلام ادامه داد. آنهم با مشت گره کرده
پنجم.
قاضی صلواتی بدون نگرانی از منافقین داخلی که به خونش تشنه اند میان مردم راه می رفت
این قاب های معنادار از مسولین کشوری است که رهبر آن با مشت گره کرده شهید شد.
****
تصویر مشت گرهکرده را دیدید؟
سید انقلاب و امام مجاهد، نهاییترین و عمیقترین تصویر از رهبر شهیدمان را روایت کرد؛
آنجا که در پیامش نوشت: رهبر انقلاب در حالی شهید شد که مشتش گره کرده بود.
رهبری که حین قرائت قرآن به شهادت رسید.
همان رهبری که آقا مجتبی دربارهاش گفته بود:
قدرش را سالها بعد خواهند شناخت.
اما رهبر را در «یک فرد» خلاصه نکنید.
رهبر ما یعنی جمهوری اسلامی.
این تعبیر ذوقی نیست؛ عین حقیقت است.
ولایت فقط یک شخص نیست.
دامنه ولایت تا جمهوریت امتداد دارد.
ولایت، جمع ولی و مردم است.

اشتباه نکنیم؛
فضیلت رهبر شهید ما فقط این نبود که جامع فضایل بود.
بزرگترین فضیلت او این بود که یک ملت، بلکه یک امت را با خود بالا برد.
مشت گرهکرده او
نماد مشت گرهکرده یک ملت است.
او ملتی را مبارز و مجاهد کرد.
حالا تصویر مشت گرهکرده رهبر انقلاب را
هر روز در خیابانهای شهر ببینید.
مردمی که زیر آتش ایستادهاند،
با مشتهای گرهکرده
و با صدای بلند میگویند:
اللهاکبر.
همان تصویر است؛
همان رهبر شهید
هم مشت گرهکرده،
هم ذکر الله اکبر،
و هم آتش دشمن.
قدر این مردم را نیز آیندگان می فهمند.



