بامدادِ عصر نوی ایرانِ خامنه ای

غلامرضا بنی اسدی، گروه سیاسی الف،   4050417107 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
بامدادِ عصر نوی ایرانِ خامنه ای

برخی رخدادها را نمی‌توان تنها در قابِ یک مراسم دید؛ باید آن‌ها را همچون آیه‌ای در متن تاریخ خواند. تشییع رهبر شهید نیز از همین جنس است؛ رویدادی که هم رنگِ سوگ دارد، هم پیامِ اقتدار و هم بشارتِ تولدی دوباره. 

دشمن آتش افروخت تا دیگِ قهر و کینه را بر این سرزمین بار بگذارد، شکاف‌ها را ژرف‌تر کند و ایران را از درون فروبپاشاند. اما سنت الهی، همواره خلافِ محاسبات اهل باطل جاری است؛ «وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ». ملتی که با هدایت رهبر انقلاب، از آزمون‌های سخت، مدرسه‌ای برای بلوغ ساخته است، این‌بار نیز اراده دشمن را معکوس معنا کرد. آنان می‌خواستند آتشِ تفرقه برافروزند، اما ملت، خاکسترِ کینه را کنار زد و از دل آن، شعله همبستگی را برکشید.

 از این منظر، تشییع رهبر شهید را باید با دو روایت خواند؛ دو روایتی که نه در تعارض، بلکه در تکمیل یکدیگرند. روایت نخست، خطاب به دشمن است. اینجا، جای هیچ سوءبرداشتی نیست.

 ملت ایران با آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی، نسبتِ «پدرکشتگی» دارد. همان حقیقتی که ادبیات کهن ما چنین تصویر کرده است:
«پدر کشتی و تخم کین کاشتی / پدرکشته را کی بود آشتی؟» آری؛ با دشمنی که از ما پدر کشته و خون بهترین فرزندان این ملت را بر زمین ریخته، سخن از آشتی، تحریف عدالت است.

 حتی اگر آتش جنگ خاموش شود و میدان نبرد به ظاهر آرام گیرد، مطالبه حق، خاموش‌شدنی نیست.

 صلح، هرگز به معنای فراموشی جنایت نیست و آرامش، مترادف با آشتی با ظالم نخواهد بود. قرآن نیز راه مؤمنان را از راه ستمگران جدا کرده است؛ آنجا که ظلم و تجاوز استمرار دارد، نرمش در برابر باطل، خود اقدامی باطل است. دشمنی نیز آدابی دارد و نخستین ادب آن، فراموش نکردن خون مظلوم است.

اما روایت دوم، درون خانه ایران معنا پیدا می‌کند. اینجا حکایت دیگری در جریان است؛ حکایت آشتی. فرهنگ ایرانی، به‌ویژه در اقلیم‌های ریشه‌دار این سرزمین، سال‌هاست که عزا را موسم پایان کدورت‌ها می‌شناسد. 

همه ما بارها دیده‌ایم که وقتی فرزندی در سوگ پدر می‌نشیند، آنان که ماه‌ها یا سال‌ها با یکدیگر قهر بوده‌اند، به احترام مصیبت، قدم در خانه عزا می‌گذارند. سلام‌ها از نو آغاز می‌شود، دست‌ها به هم می‌رسد و دل‌ها به هم نزدیک می‌شود.

 هیچ‌کس ذره‌بین به دست نمی‌گیرد تا پرونده قهر را دوباره ورق بزند. بازگشته از قهر را حرمت می‌نهند، مشترکات را برجسته می‌کنند و سرمایه اجتماعی را از نو می‌سازند. این، یکی از زیباترین سنت‌های این ملت است. امروز نیز ایران، در سوگ پدری از تبار مجاهدان نشسته است. این سوگ، می‌تواند موسم بازگشت دل‌ها باشد. اختلاف سلیقه اگر در چارچوب ایران معنا پیدا کند، تهدید نیست؛ سرمایه است.

 آنچه باید پایان یابد، کینه‌ها و سوءظن‌هایی است که دشمن برای تغذیه آن‌ها سال‌ها سرمایه‌گذاری کرده است. تشییع امامِ شهید انقلاب، اگر درست خوانده شود، آغاز همین بازسازی بزرگ خواهد بود؛ بازسازی اعتماد، همدلی و هم‌افزایی ظرفیت‌های ملی. ما به آستانه عصری تازه رسیده‌ایم. 

خون شهید، چنان‌که سنت الهی وعده داده است، پایان راه نیست؛ آغاز راه است. مراسم بزرگداشت مقام رهبر شهید حضرت آیت الله خامنه ای، صرفاً بدرقه یک شخصیت نیست؛ بامدادِ عصر نو است.

 عصری که در آن، بیرون از مرزها، دشمن پاسخی جز استقامت نمی‌شنود و در درون مرزها، برادران دست در دست یکدیگر، ایران را از نو، استوارتر از همیشه، می سازند. ایرانی که بعد از این هم به نام و نشان خمینی و خامنه ای در جهان نام بردار خواهد بود.....

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین