آبهای آرام و فیروزهای خلیج فارس، در طول هزاران سال، شاهد شکوفایی فرهنگهای متعدد، رونق تجارت جهانی و تعامل مسالمتآمیز ملل بودهاند. اما در دوران معاصر، این موهبت الهی به کانونی برای رقابتهای ژئوپلیتیک پیچیده و طمعورزیهای قدرتهای فرامنطقهای تبدیل شده است. پیامهای راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی، بهویژه پیامهای روز ملی خلیج فارس، نگاهی عمیق، چندبعدی و آیندهنگر به جایگاه این آبراه حیاتی دارد که تحلیل دقیق آن، کلید درک تحولات نوین خاورمیانه و جهان است.
در این یادداشت ، ابعاد مختلف این موهبت بزرگ را در شش محور اصلی و با بسط کافی واکاوی میکنیم.۱. خلیج فارس؛ از گهوارهی تمدن تا شاهرگ اقتصاد جهانی خلیج فارس تنها یک مسیر ترانزیتی نیست؛ بلکه بستر شکلگیری یکی از کهنترین تمدنهای دریایی جهان است. نام این آبراه در متون کهن تاریخی، اساطیری و ادبیات فارسی و عربی همواره با مفاهیمی چون «گنجینه»، «آرامش» و «حیات» گره خورده است. از منظر اقتصادی، تنگه هرمز و مسیر دریایی خلیج فارس، حیاتیترین شریان انتقال انرژی در جهان است. بخش عمدهای از نفت و گاز مصرفی اروپا، آمریکا و آسیا از این مسیر عبور میکند.
بنابراین، امنیت خلیج فارس مساوی است با ثبات اقتصاد جهانی. هرگونه اختلال در این آبراه، شوکهای تورمی و بحرانهای انرژی را در سراسر کره زمین ایجاد میکند. این اهمیت استثنایی، باعث شده است که قدرتهای بزرگ همواره در تلاش باشند تا کنترل این منطقه را در دست داشته باشند یا حداقل بر آن تأثیرگذاری مطلق اعمال کنند.
ایران اسلامی به عنوان مالک تاریخی این آبراه، مسئولیت خطیری در قبال حفظ این امنیت جهانی دارد. نقش خلیج فارس به عنوان «نقطه اتصال ملتها» و «مسیر حیاتی اقتصاد جهانی» نشان میدهد که این منطقه نمیتواند قربانی بازیهای سیاسی قدرتهای خارج از منطقه شود. ثبات در خلیج فارس، ثبات در جهان است و بیثباتی در آن، فاجعهای جهانی خواهد بود. بنابراین، حفظ این موهبت، نه تنها یک وظیفهی ملی برای ایران، بلکه یک مسئولیت بینالمللی برای تمام جوامع بشری است که به انرژی این منطقه وابستهاند.۲. تاریخچهی تکاندهندهی ایستادگی در برابر امپریالیسم تاریخ خلیج فارس، تاریخ مبارزهی ملت ایران با استعمارگران است. پرتغالیها در قرن شانزدهم میلادی با ورود به این منطقه، نخستین موج تهاجم خارجی را رقم زدند که با مقاومت شجاعانه مردم بندرعباس و نیروهای محلی روبرو شد و سرانجام با کمک دولت صفوی، این غاصبان از منطقه رانده شدند. این رویداد، پایهی نامگذاری «روز ملی خلیج فارس» (دهم اردیبهشت) شد. پس از آن، هلندیها و بهویژه امپراتوری بریتانیا با استفاده از تاکتیکهای دیپلماسی تفرقهانگیز و زور نظامی، نفوذ خود را در سواحل جنوبی گسترش دادند.
ملت ایران در دوران قاجار و پهلوی، اگرچه با چالشهای داخلی و خارجی زیادی روبرو بود، اما همواره ادعای مالکیت تاریخی بر خلیج فارس را حفظ کرد. انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، نقطهی عطفی تاریخی بود که با ایجاد نیروهای مسلح مدرن و ایدئولوژیک، ادعاهای هویتی را با قدرت اجرایی همراه کرد و ثابت نمود که ایران دیگر اجازهی هیچگونه تهاجمی به حاکمیت خود بر این آبراه را نخواهد داد. حماسههای مقاومت در برابر استعمار انگلیس و آمریکا، نشاندهندهی ارادهی پولادین مردم ایران برای حفظ تمامیت ارضی است.
این تاریخچهی پرفراز و نشیب، به ما آموخت که تنها با اتکا به نیروی خود و هوشیاری سیاسی میتوان از حقوق تاریخی خود دفاع کرد. ملت ایران که دارای بیشترین ساحل خاکی خلیج فارس است، بیشترین جانفشانیها را در راه استقلال خلیج فارس داشته است و این افتخار تاریخی، امروز نیز با همان روحیهی مقاومت ادامه دارد.۳. افسانهی امنیترسانی آمریکا و شکست آنیکی از محورهای کلیدی در تحلیلهای راهبردی اخیر، افشای ناکارآمدی الگوی امنیتی مبتنی بر حضور خارجی است. برای دههها، سیاستمداران غربی و متحدانشان در منطقه، خود را «پلیس خلیج فارس» و ضامن امنیت این آبراه معرفی میکردند. آنها با استقرار پایگاههای نظامی متعدد، ناوهای جنگی و سیستمهای موشکی، ادعا میکردند که بدون حضور آنها، امنیت منطقه مختل خواهد شد. اما واقعیتهای میدانی در ماههای اخیر، این افسانه را برهم زد.
نیروهای دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با بهرهگیری از هوشمندی، فناوریهای بومی و روحیهی جهادی، توانستند در برابر بزرگترین ناوگانهای دریایی جهان ایستادگی کنند. شکست محاسباتی آمریکا در منطقه، نشان داد که پایگاههای نظامی آمریکا «پوشالی» هستند و حتی توان تأمین امنیت خود را نیز ندارند. این درس بزرگ به کشورهای منطقه آموخت که امنیت واقعی، از طریق بازدارندگی داخلی و همکاریهای منطقهای حاصل میشود، نه از طریق اجارهی امنیت از قدرتهای خارج از منطقه. حضور بیگانگان، عامل اصلی ناامنی است، نه عامل امنیت.
همانطور که در پیام رهبری آمده است، «حضور بیگانگان امریکایی و لانهگزینی و آشیانهکردن آنها در سرزمینهای خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه است». این افشاگری بزرگ، اعتماد کشورهای منطقه را به وعدههای آمریکایی از بین برد و آنها را به سمت خوداتکایی سوق داد.۴. همسرنوشتی و همگرایی منطقهای؛ راهکار برونرفت از بحرانرهبر انقلاب تأکید دارند که کشورهای حاشیهی خلیج فارس، «همسرنوشت» یکدیگرند. این یعنی امنیت، ثبات و رفاه ایران، عمان، عربستان، کویت، بحرین، قطر، امارات و عراق به هم گره خورده است. جنگهای نیابتی و دخالتهای خارجی که سالها این کشورها را به سمت تقابل کشاند، تنها باعث ویرانی و فقر شد. الگوی جدید پیشنهادی، الگوی «همسایگی خوب» و «همکاری اقتصادی» است. وقتی کشورهای منطقه با هم متحد شوند و اجازهی دخالت بیگانگان را ندهند، میتوانند از ظرفیتهای عظیم اقتصادی خلیج فارس برای توسعهی زیرساختها، انرژی پاک و گردشگری استفاده کنند. حضور بیگانگان، که از هزاران کیلومتر دورتر طمعکارانه در این آبها شرارت میکنند، نه تنها جایی در آیندهی منطقه ندارند، بلکه طبق فرمودهی رهبری، مقصد نهایی آنها «قعر آبهای خلیج فارس» است. این استعاره، نشاندهندهی اوج بیاثر شدن و حذف کامل نفوذ خارجی از معادلات منطقه است.
آیندهی درخشان منطقه، آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت و آسایش ملتهایش خواهد بود. همسایگان باید درک کنند که دشمن اصلی، بیگانگان خارجی هستند و با کنار گذاشتن آنها، میتوانند به رفاه و ثبات دست یابند. این همگرایی، تنها راه نجات منطقه از چرخهی ویرانی و جنگ است.۵. مدیریت هوشمندانهی تنگه هرمز؛ از ابزار فشار تا ضامن صلح تنگه هرمز، تنها یک نقطهی فشار علیه دشمنان متجاوز نیست، بلکه ابزاری برای دیپلماسی فعال و مدیریت بازارهای جهانی است.
ایران با اعلام آمادگی برای نظارت بر کشتیرانی و اعمال قواعد جدید حقوقی بینالمللی، نشان داده است که میتواند امنیت را به قیمت پول و انرژی تحمیل نکند، بلکه با همکاری با کشورهای دوست، جریان تجارت را تسهیل کند. این رویکرد، دو پیامد مثبت دارد: اولاً، دشمنان متجاوز را از امکان سوءاستفادههای امنیتی محروم میکند. ثانیاً، با تضمین امنیت کشتیهای تجاری کشورهای منطقه، منافع اقتصادی همه را تأمین میکند. این سیاست، نشاندهندهی بلوغ سیاسی ایران است که میداند چگونه از اهرم فشار به سمت «مدیریت صلحآمیز» حرکت کند. در این مسیر، ایران با استفاده از ظرفیتهای علمی، فناوریهای نوین و نیروی انسانی متخصص، به سمت خوداتکایی کامل در حوزههای دریایی و دفاعی حرکت میکند. قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همهی ملتهای منطقه رقم خواهد زد.
ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، بساط سوء استفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. این مدیریت، نشاندهندهی تعهد ایران به قوانین بینالمللی و حقوق دریایی است، به شرطی که این قوانین به نفع همهی کشورها و نه فقط قدرتهای بزرگ اجرا شود.۶. نقش ملت و جوانان؛ پاسداران نسل جدیدپیام نهایی این مجموعه متون، تأکید بر نقش مردمی است. امنیت خلیج فارس، وظیفهی انحصاری نظامیان نیست، بلکه رسالتی ملی است. جوانان ایران، با تسلط بر فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی، پهپادها و سیستمهای راداری، مرزهای جدیدی از دفاع را رقم زدهاند. آنها درک کردهاند که پاسداری از خلیج فارس، پاسداری از هویت، استقلال و آیندهی خودشان است.
همبستگی ملت ایران در داخل و خارج از کشور، و پیوند آن با امت اسلامی، زنجیرهای از مقاومت ایجاد کرده که هیچ نیروی خارجی نمیتواند آن را بشکند. این نیروی عظیم مردمی، تضمینکنندهی تحقق وعدهی آیندهی درخشان و بدون حاشیهی خلیج فارس است. ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، بساط سوء استفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین، سرمایهی ملی ایران هستند و جوانان ایران همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود. این اعتماد به نفس ملی، نشاندهندهی بلوغ جامعهی ایرانی در برخورد با چالشهای بزرگ است.
چشماندازی نوین خلیج فارس، موهبتی است که نیازمند درک عمیق از تاریخ، سیاست و اقتصاد است. آیندهی این آبراه، آیندهی ایران و کشورهای همسایه است. با حذف مداخلات خارجی، تقویت بازدارندگی داخلی، و همگرایی منطقهای، خلیج فارس میتواند به کانونی برای صلح، همکاریهای اقتصادی و شکوفایی فرهنگی تبدیل شود. ایران اسلامی با تکیه بر ارادهی آهنین ملت خود و تدابیر حکیمانهی رهبری، در مسیر تضمین این موهبت الهی گام برمیدارد. ما معتقدیم که «بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون»، آیندهی روشن و پربرکت خلیج فارس، متعلق به مردمان اصیل و آزادهی این سرزمین است و هیچ قدرتی نمیتواند در این مسیر مانعتراشی کند. بیایید با اتحاد و همت، این میراث گرانبها را برای نسلهای پس از خود پاس بداریم و بدانیم که خلیج فارس، خانهی ماست و تنها ما میتوانیم در آرامش و شکوفایی آن سهیم باشیم. این موهبت، هدیهای از سوی خداست که باید با هوشیاری و شکرگزاری، از آن محافظت کنیم.



