جنگ رمضان و واکاوی ابعاد مختلف آن هنوز یکی از محورهای اصلی فعالیت رسانه ها و تحلیلگران گوناگون در اقصی نقاط جهان است. در واقع، آن ها سعی دارند هرکدام به سهم خود دیدگاهی جدید را ارائه کنند و ضمن بررسی شرایط حال حاضر، در مورد آینده هم چشم اندازههای تازه ای را مطرح سازند.
این روزها شاهد یک موضع گیری قابل تامل از سوی فردریش مرتس صدراعظم آلمان با محوریت جنگ رمضان و اقدام دولت ترامپ علیه ایران بوده ایم که در نوع خود بسیار مهم به نظر می رسد. صدراعظم آلمان اشاره کرده که تداوم تنش زایی ترامپ علیه ایران می تواند تحقیر و خسارت بیشتری را برای رییس جمهور آمریکا به بار آورد. او همچنین از تردیدهای جدی برلین در مورد اهداف جنگ افروزی آمریکا علیه ایران پیش از جنگ رمضان خبر داده و گفته که تحقق اهداف تعیین شده علیه ایران براحتی عملی نشده و نمی شود.
تنها اندکی پس از این موضع گیری فردریش مرتس شاهد بودیم که دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا به وی در توئیتی تاخت و به طور صریح او را به بی اطلاعی در مورد ابعاد ادعایی تهدید ایران متهم ساخته است.
علیرغم انکار های ترامپ همه حتی سران کشورهای غربی هم به این جمع بندی رسیده اند که دولت آمریکا در ماجراجویی علیه ایران شکست خورده و هرگونه همراهی با آن می تواند تبعات به شدت منفی را برای دولت های غربی داشته باشد. اگر غیر از این بود تردیدی وجود نداشت که اروپایی ها خود همراه ماجراجویی ترامپ علیه ایران می شدند. همچنانکه همین صدراعظم آلمان دمدمی مزاج پیشتر مدعی بود اسراییل به نمایندگی از آنان کار کثیف برخورد با ایران را انجام می دهد !
این قبیل موضع گیری ها حاکی از این هستند که اقتصادهای اروپایی به شدت تحت تأثیر جنگ رمضان قرار گرفته اند و نمی خواهند بیش از این متحمل آسیب های اقتصادی جنگ مذکور شوند. از این رو راهکار برون رفت از وضعیت کنونی را تنش زدایی با ایران می دانند.
ورای این ها، این قبیل مسایل تأیید می کنند که چرا باید ایران را یک قطب قدرت مهم در جهان دانست که غربی ها راهی جز تعامل با آن و احترام به منافعش را پیش روی خود نمی بینند. بگذریم که ایستادگی ایران سبب شده تا سران اروپایی که پیش از جنگ رمضان توسط ترامپ تحقیر می شدند اکنون زبان باز کرده و مستقیما ترامپ را تحقیر می کنند.



