ایران شب گذشته دیمونا را زد؛ در تقاص زدن نطنز.
این دیگر چشم در مقابل چشم نیست.
پیشتر بانک سپه را زدند؛ سیتی بانک آمریکایی در دبی را زدیم.
بندر ما را زدند؛ الفجیره را زدیم.
تا اینجا نسبت به گذشته ارتقا داشت؛ چشم در مقابل چشم یعنی همان سطح، همان اندازه و همان هزینهای که ایجاد کردید را باید پرداخت کنید.
اما از یک جا ماجرا از چشم در مقابل چشم فراتر رفت.
تأسیسات گازی ما را زدند، تأسیسات قطر را زدیم.
اولاً جدیتر؛ قطریها گفتند 3 تا ۵ سال درآمد گازی کار متوقف شد.
اما موضوع فقط این نیست؛ چنان ضربهای خوردند که در منطقه صدایش پیچید، آنسوی دنیا صدای مکرون هم بلند شد و در نهایت ترامپ به غلط کردن افتاد.
این یعنی بزنید، مقابل دنیایتان میایستیم.
زدن دیمونا هم همین است؛ فراتر از چشم در مقابل چشم.
توجه کنیم که دیمونا از نظر راهبردی یکی از حساسترین نقاطی است که میتواند هدف قرار بگیرد؛ اهمیتش چند لایه است:
اول؛ دیمونا قلب برنامه هستهای اسرائیل محسوب میشود. هر ضربه به این نقطه، حتی اگر محدود باشد، پیام مستقیم به توان بازدارندگی هستهای اسرائیل است.
دوم؛ اثر روانی و نمادین بسیار بالاست. دیمونا سالها «خط قرمز امنیتی» تلقی میشد. این یعنی شکسته شدن تصویر «نفوذناپذیری».
سوم؛ پیام منطقهای و جهانی دارد. یعنی معادله درگیری از سطح پایگاههای نظامی به سطح زیرساختهای راهبردی ارتقا پیدا کرده؛ این خود یک «تغییر فاز جنگ» است.
چهارم؛ ریسک تصاعد بسیار بالا میرود، چون هرگونه تهدید علیه تأسیسات هستهای میتواند واکنش شدیدتر و زنجیرهای ایجاد کند.
پنجم؛ اثر بر بازارها و امنیت جهانی. چنین خبری میتواند بازار انرژی، سرمایه و حتی محاسبات قدرتهای بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.
خلاصه، زدن دیمونا صرفاً یک حمله نظامی نیست؛ یک ضربه به «هسته بازدارندگی» و شکستن خط قرمز و تغییر قواعد بازی در منطقه است.



