مردان شجاع، صلح را بهتر از مردان محتاط میشناسند و بیش از دیگران عامل امنیت و ثباتاند. در مقابل، برخی سیاستمداران با غلبه نگاه محافظهکارانه و ترسآلود، از این نکته غافلاند که برای جلوگیری از جنگ، حتی اگر توان بالفعل کافی در اختیار نباشد، باید نشانههای قدرت و اعتمادبهنفس را به نمایش گذاشت. مهمتر از همه، سیاستمدار باید شجاع و بااعتبار باشد.
تجربه تاریخ نشان داده است که شخصیتهایی چون قوام و مصدق توانستند در مذاکره به موفقیت برسند، زیرا با شجاعت و اعتماد به نفس وارد میدان شدند. در نقطه مقابل، برخی چهرهها از جمله آقای ظریف، به دلیل غلبه نگاه بیش از حد ملاحظهکارانه، نه تنها برای مدیریت شرایط جنگی مناسب نیستند، بلکه در حوزه صلح نیز کارآمدی لازم را ندارند. مسئله "مکانیزم ماشه" نمونهای است که نشان میدهد بعضی تصمیمها بیش از آنکه حاصل تدبیر باشد، نتیجه ترس یا فقدان ابتکار عمل بوده است.
از سوی دیگر، در گفتوگوی اخیر آقای عباس آخوندی با پایگاه خبری انتخاب، نوعی القای ترس مشاهده شد که خواسته یا ناخواسته، این پیام را به مخاطبان خارجی منتقل میکند که بخشی از جریان سیاسی کشور در موضع فاصله گرفتن از حاکمیت قرار دارد. چنین رویکردی، بهویژه از سوی کسی که سالها در عالیترین سطوح مدیریتی مسئولیت داشته، انتظارات عمومی از رفتار مسئولانه و همدلانه را برآورده نمیکند.
کشور ما امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند انسجام درونی و تقویت مؤلفههای اقتدار است. جریانهایی که بیش از حد به غرب و سازوکارهای آن دلبستهاند، خواهناخواه موجب تضعیف روحیه مقاومت و اعتماد به نفس ملی میشوند. در وضعیت کنونی، این نوع نگاه نه تنها کمکی به پیشبرد صلح نمیکند، بلکه میتواند به عنوان مکمل فشارهای بیرونی عمل کند.
بیتردید اگر در صحنه تصمیمگیری، نیروهای معتقد به شجاعت، عزت و استقلال میداندار باشند، هم در جنگ کارآمدتر خواهیم بود و هم در صلح پایدارتر. میتوان هم در پی توافق بود و هم مقاومت. هر دو، نیروهای شجاع و عاقل میخواهد.



