درد ما را در جهان درمان مبادا بيشما
مرگ بادا بيشما و جان مبادا بيشما
سينههاي عاشقان جز از شما روشن مباد
گلبن جانهاي ما خندان مبادا بيشما
بزرگان ادب و سياست جمعه گذشته در مسجد جامع قزوين براي پاسياد مردي گرد هم آمدند كه دقت در انديشههاي تابناك او به درد ديروز، امروز و فردايمان ميخورد.
تقريظ امام خامنهاي بر كتاب پاسياد پسر خاك، زندگي و زمانه حجتالاسلاموالمسلمين سيدعلياكبر ابوترابيفرد بهانه اين گردهمايي بود. معظمله از او به عنوان يك «مجاهد فيسبيلالله» ياد كردند كه زندگي او «پرحادثهترين» و «درسآموزترين»، بين قهرمانان و پهلوانان انقلاب اسلامي است.
محمد قبادي نويسنده كتاب در پاسياد پسر خاك يك رونمايي از يكي از گوهرهاي انساني انقلاب كرده كه در نگاه حقير يكي از اعجوبههاي سياسي و نظامي نظام ماست.
نويسنده سه دوره حيات انقلابي ابوترابي را در دوران پس از انقلاب، قبل از انقلاب بهويژه در دوران دفاع مقدس و دوران اسارت و بالاخره پس از آزادي به روايت اسناد و مدارك متقن آورده به گونهاي كه كمتر مبارزي از مبارزان انقلاب چنين زندگي «پرحادثه» و «درسآموزي» را در مجاهدت فيسبيلالله ميتوان سراغ گرفت.
ابوترابي در دوران طاغوت كه عمر يك چريك كمتر از 6 ماه بود، در نوك قله تماس با گروههاي مبارز و مسلح بود. او در اندازه يك چريك ورزيده و چابك در همه صحنههاي مبارزاتي حضور داشت.
تماس مداوم او با شهيد اندرزگو در تهيه و توزيع سلاح و نيز تماس با كادرهاي سازمان مجاهدين خلق و حتي برخي سران نهضت آزادي نشان داد كه در متن مبارزات و حركتهاي جهادي قرار دارد.
او با آنكه پس از انقلاب جايگاه رفيعي در پذيرش پستهاي نظام داشت همه را رها كرد و به جبهه رفت و در كنار شهيد چمران همان روحيه جنگجويي و انقلابيگري را ادامه داد تا به دوران پر از درد و رنج اسارت 10 ساله رسيد.
شگفتانههاي حضور قدرتمند، رندانه و هوشمند او در اسارتگاههاي الانبار ، موصل يك و دو و چهار ، رماديه هفت، تكريت 5، تكريت 17 و تبعيدگاه زندان وزارت دفاع عراق ، آوازه نام او را بر زبانها انداخت. اين حضور او را در جايگاه رهبري اسراي ايراني در عراق نشاند به گونهاي كه دشمن نيز اين جايگاه را براي او به رسميت شناخت.
ابوترابي از نگاه حقير يك «كادر همهجانبه» انقلاب بود! كادر همهجانبه يعني كسي كه بهاندازه كافي آموزش و صلاحيت اين مهم را دارد كه در هر شرايطي و هر محيطي قادر به حفظ خود و تكثير خود است.
اينكه او چطور در اين جايگاه رفيع قرار گرفت يك سؤال كليدي و مهم است!؟
سيدعلي اكبر ابوترابي كسي بود كه پدر و پدربزرگش مجتهد و صاحب رساله بودند. او در محيطي رشد كرد كه سازه های «فكري» ، «ذهني» و «قلبي» او را ابرمرداني چون امام خميني (ره) ، آیتالله حاجشيخمجتبي قزويني، آیتالله سيدمحمدباقر علوي ، علامه طباطبايي و حواريون درس فلسفه او مثل شهيد بهشتي و شهيد مفتح و ... ساختند.
كسي كه به مدت 10 سال زير فشار وحشيانهترين شكنجههاي قرون وسطايي در اردوگاههاي متعدد اسارت زير ضربات كشنده شلاق و كابل فقط «يا زهرا» ميگفت دستپرورده چنين بزرگاني بود. او در درس اين بزرگان ، معارف الهي را در جان و روح خود چنان نشانده بود كه با هيچ تهديدي از درون و بيرون ، آسيب نميديد.
او در همه اوقات درد و رنج قبل و بعد از انقلاب با اين منطق ميزيست كه ؛ «من آن لحظه بياسايم كه يك لحظه نياسايم!»
او در اوج شكنجه كه آزادگان ما در اردوگاهها ناظر آن بودند و حتي در نگاه شكنجهگران با زبان بدن ميگفت:
آتش به من اندر زني، آتش چه زند با من
كاندر فلك افكندم صد آتش و صد غوغا
او جمع متفرق اسرا را «متحد» و «يكپارچه» كرد. او آنچنان قدرت روحي داشت كه ذهن و قلب مخاطب را تصرف ميكرد.حتي منافقين و جلادان حزب بعث از تصرفات شگفتيساز او مصون نبودند. آنانكه در حلقه اول و دوم هواداران او بودند او را اين چنين تبليغ ميكردند:
مسلمانان مسلمانان چه بايد گفت ياري را
كه صد فردوس ميسازد جمالش نيم خاري را
هر كه با او برخوردي داشت از خود ميپرسيد ؛
اين كيست اين؟ اين كيست اين؟ يوسف ثاني است اين
خضر است و الياس! اين مگر يا آب حيواني است اين
سؤال مهمتر اين است كه پاسياد ابوترابي به چه درد امروز ما ميخورد؟
ابوترابي به عنوان كسي كه بيشترين كتك را در قبل و بعد از انقلاب خورده است به عنوان كسي كه يك قهرمان ملي است و يك تئوري براي زيست انقلابي و زيست انساني و اسلامي دارد كه در دو كلمه خلاصه ميشود، «پاك باش و خدمت گزار»
او مجاهدت در راه خدا را مجاهدت در راه حل مشكلات و دردهاي مردم ميداند. مجاهد فيسبيلالله مجاهد في سبيل مردم است. او شرط مجاهدت در راه مردم را «پاك» بودن جسم و جان ميداند.
او اين دو را پايه و اساس حفظ وحدت ملي و انسجام اسلامي و صيانت از سرمايه اجتماعي انقلاب ميداند. فرياد او بر سر اصحاب انقلاب اين است؛
جمع باشيد اي حريفان ز آنك وقت خواب نيست
هر حريفي كو بخسبد والله از اصحاب نيست
او داراي قلب سليم بود. قلب سليم قلبي است كه در او كينه، حسد،طمع و حرص نيست.
براي پاسداشت وحدت ملي پاك بودن و خدمت به مردم يك امر ضروري است.
امام خامنهاي هفته گذشته براي چندمين بار پس از تجاوز آمريكا و رژيم صهيونيستي بر حفظ وحدت ملي تأكيد و فرمودند: «اين توصيه قطعي من است، اين اتحاد مقدس ، اين سپر فولادين از دلهاي مردم نبايد خدشهدار شود. امروز مردم متحدند دشمن ميخواهد اين را از بين ببرد، مراقب باشيد.»
ممشای سیاستورزی سید علی اکبر ابوترابی روی اتحاد مقدس ملت هدفگذاری شده بود.
پاسياد پسر خاك
محمدکاظم انبارلویی، 4040608103


