استاد معامله باخت!
مشرق گزارش پایگاه اینترنتی آمریکایی «حکومتداری مسئولانه» وابسته به اندیشکده «مؤسسهی کوئینسی» تحت عنوان «مواجههی هنر معاملهی ترامپ با حافظهی طولانیمدت ایران از استثمار خارجی» را بازتاب داده است:
... مردم ایران به هیچ حکومت یا دولتی اجازه نخواهند داد مقابل قدرتهای خارجی عقبنشینی کند. هم ایرانیها این را از تاریخ یاد گرفتهاند و هم مقامات سیاسی ایران میدانند که مسئولیت پاسداری از این آموزههای تاریخی به عهده آنهاست....
تهران میتواند پای میز مذاکره بنشیند، اما تنها تا جایی میتواند امتیاز دهد که منافع حیاتیاش دستنخورده باقی بمانند. عبور از چنین خط قرمزی به معنای تکرار اشتباهات مرگبار پادشاهان قاجار و پهلوی خواهد بود و واکنش شدید داخلی را برخواهد انگیخت که هیچ دولتی در ایران نمیتواند از آن جان سالم به در ببرد. درسهای انحصار تنباکوی تالبوت و استثمار نفتی شرکت نفت انگلیس و ایران از نظر رهبران فعلی همچنان حقایقی قطعی هستند. ترامپ ممکن است این گفتوگوها را یک معاملهی تجاری رایج ببیند، اما تاریخ به ایران آموخته است که سازش با غرب تلهای است که در آن، ابرقدرت خارجی همیشه با پیروزی نهایی صحنه را ترک میکند.
«دونالد ترامپ» رئیسجمهور فعلی آمریکا، ۱۹ آگوست ۲۰۱۵، در جریان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۶، در مدرسهی متوسطهی «پینکرتون» در شهر «دِری» ایالت نیوهمپشر نسخهای از کتاب مشهور خود «هنر معامله» را در دست گرفته است. ترامپ دستکم در مورد ایران، هم در دور اول ریاستجمهوریاش و هم در جنگ اخیر باید به این نتیجه رسیده باشد که دنیای سیاست و روابط بینالملل با دنیای تجارت و املاک تفاوتهای زیادی دارد!
*****
چرا میگوییم تا اینجا پیروزیم؟
قدس نوشت:
یکی از مهمترین دستاوردهای راهبردی تفاهمنامه در موضوع تنگه هرمز دیده میشود. در متن تفاهم، ترتیباتی پیشبینی شده که عملاً مدیریت عبور و مرور دریایی در این آبراه حیاتی را در چارچوب «ترتیبات ایرانی» تعریف میکند. استفاده از واژگان حقوقی خاص در متن، به جمهوری اسلامی این امکان را میدهد که قواعد عبور، بازرسی و حتی ارائه خدمات دریانوردی در این مسیر را در چارچوبی تنظیم کند که نقش ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی در اداره تنگه تثبیت شود.
با این همه، نباید فراموش کرد که امضای این تفاهم پایان مسیر نیست. این سند بیش از آنکه نقطه پایان یک نزاع باشد، آغاز مرحلهای تازه از آن است؛ مرحلهای که احتمالاً در آن جنگ رسانهای، فشارهای سیاسی و تلاش برای تغییر روایتها شدت خواهد گرفت. تجربههای گذشته نیز نشان داده است که آمریکا به متون حقوقی به تنهایی پایبند نمیماند و همواره میکوشد در میدانهای دیگر مسیر اجرای توافقها را تغییر دهد. از همین رو است که تضمین اصلی اجرای تعهدات نه صرفاً متن حقوقی، بلکه راهبرد «اقدام در برابر اقدام» است که در سازوکار اجرایی تفاهمنامه گنجانده شده است. این سازوکار نشان میدهد این بدبینی واقعبینانه نسبت به طرف آمریکایی در متن سند نهادینه شده که هر گام ایران، منوط به تحقق عملی و قابل راستیآزمایی تعهدات طرف مقابل خواهد بود.
از این منظر، اگر بخواهیم وضعیت امروز را در تراز اهداف اولیه طرفین بسنجیم، پاسخ به پرسش آغازین روشنتر میشود: چرا میگوییم تا اینجا پیروزیم؟ زیرا آنچه رخ داده، عقبنشینی ایران نیست؛ بلکه تحمیل یک واقعیت جدید به طرف مقابل است. واقعیتی که نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران توانسته است دستاوردهای میدان و خیابان را به زبان سیاست و حقوق بینالملل دیکته کند و معادلهای تازه در منطقه رقم بزند؛ معادلهای که در آن، ایران دیگر صرفاً در موضع دفاع نیست، بلکه توانسته است قواعد بازی را نیز تغییر دهد.
*****
نابغهای که جغرافیا را علیه آمریکا به کار گرفت
رسانه KHAMENEI.IR در بخش نخست مجموعه روایت معماران ایران قوی؛ به خدمات سردار سپهبد شهید غلامعلی رشید پرداخته است:
فرمانده در سایه و بیسر و صدای ایرانی به دور از هیاهوهای متن جامعه در تمام سالهای پس از پایان جنگ تحمیلی در ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه جنگی خاتمالانبیا (ص) مشغول بحث و بررسی راهبردهای دفاعی ایران در جنگ آینده بود. مقالات علمی و دانشگاهیاش در مجلات و ژورنالها هم با دقت زیادی روی این مسئله متمرکز بود. فرمانده با تجربه ایرانی حتی در دانشگاه هم کاملاً مسئلهمحور حرکت میکرد.
مرور بخشی از عناوین مقالاتی که او در پژوهش و نگارش آنها مشارکت داشته است: نقش عوامل ژئوپلیتیکی طبیعی در تدوین راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران در مقابل تهدیدات نظامی امریکا از مبدأ سرزمینی عراق، الگوی نظری طراحی راهبرد دفاعی مبتنی بر عوامل ژئوپلیتیکی، تبیین نظری تأثیر عوامل جغرافیایی و ژئوپلیتیکی مناطق ساحلی اقیانوسی بر امنیت ملی، تدوین راهبردهای دفاع همهجانبه در حوزه جنگ آینده، مؤلفهها و ویژگیهای فرماندهی و کنترل هوشمند در صحنه نبرد، تبیین آموزههای سیاسی و دیپلماسی در جنگهای سهگانه اخیر در جنوب غرب آسیا و چگونگی تبدیل پیروزیهای نظامی به دستاوردهای سیاسی و واکاوی الگوهای حاکم بر جنگ آینده و مقایسه آن با جنگ هشت ساله و جنگهای اخیر.
فرمانده با تجربه جنگ و فارغالتحصیل دوره دکترای دانشگاه تربیت مدرس و استاد دانشگاه دفاع ملی به این نقطه رسیده بود که باید در جنگ آینده علیه امریکا، جغرافیا و ژئوپلیتیک ایران را تبدیل به سلاحی کند تا بتواند شکاف فناوری و تکنولوژیک با ارتش ایالات متحده را پر کند. آنچه در جنگ اخیر در ضلع جنوبی جبهه نبرد علیه امریکاییها در خلیج فارس رخ داد بخشهایی از نظریات دفاعی او بودند که عاقبت فرصت اجرایی و عملیاتی شدن را پیدا کردند. فرمانده در سایه ایرانی از نخستین طراحان مفاهیم دفاع غیرهمسطح و بازدارندگی فعال در ایران بود. بر این باور بود که برای حفظ امنیت باید توان نظامی، سایبری، اطلاعاتی و روانی، همزمان تقویت شود. بسیاری از رزمایشها، سامانههای پدافندی و طرحهای عملیاتی حساس کشور با نظارت و طراحی او اجرا شدند.
****
فرصت پس از توافق؛ تكرار گذشته يا آغاز رقابت؟
اعتماد نوشت:
در سالهاي گذشته بسياري از فعالان اقتصادي ناچار بودهاند با دشواريهاي انتقال پول، محدوديتهاي تجاري و مسيرهاي پرهزينه حملونقل فعاليت كنند. در چنين فضايي، بخشي از سودآوري نه از محل بهرهوري و نوآوري، بلكه از توانايي عبور از همين موانع حاصل شده است. در اين ميان، گروههايي شكل گرفتهاند كه منافع آنها به تداوم محدوديتها، انحصارها و گلوگاههاي اقتصادي وابسته است؛ همان چيزي كه در ادبيات اقتصاد سياسي از آن با عنوان «ذينفعان وضع موجود» ياد ميشود. هر چه دسترسي به منابع، مجوزها و مسيرهاي خاص محدودتر باشد، ارزش اين دسترسيها نيز بيشتر خواهد شد. اما در صورت شكلگيري توافق و كاهش محدوديتها، معيار موفقيت تغيير ميكند. در اقتصاد رقابتي، مزيت اصلي نه عبور از موانع، بلكه بهرهوري، كيفيت، فناوري، سرمايه انساني و توان خلق ارزش است. بنگاههايي موفق خواهند بود كه بتوانند محصول و خدمات بهتر، هزينه كمتر و مديريت كارآمدتري ارايه دهند. به همين دليل، اقتصاد پساتوافق بيش از آنكه يك فرصت سياسي باشد، يك آزمون اقتصادي است. آزموني كه نشان خواهد داد آيا اقتصاد ايران آماده رقابت واقعي است يا همچنان بر پايه رانت، انحصار و امتيازات ويژه حركت خواهد كرد.
****
خطوط قرمز برای فردای سبز
کیهان نوشت:
گاهی ناگفتهها هم به اندازه گفتهها مهم است. رهبر انقلاب در تمامی پیامهای خود از ابتدای زعامتشان تا امروز هیچ اشارهای به موضوع هستهای ایران نکرده و هیچ جایی برای آن در چشمانداز پایان جنگ در نظر نگرفتهاند. این اقدام معنادار میتواند نشانهای از این باشد که از نظر جمهوری اسلامی ایران پرونده مذاکرات هستهای با تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان مختومه شده و تلاشی برای احیای آن صورت نخواهد گرفت. این اقدام را میتوان یکی از هوشمندانهترین خطوط قرمزی دانست که توسط رهبر انقلاب ترسیم شده است. بر این اساس هرگونه مذاکرهای برای تعیین شرایط پایان جنگ نباید در ادامه مذاکرات قبلی ایران و با همان اهداف و چهارچوب تعریف شود. تقلیل دادن سطح چالش کنونی به رفع تحریم و آزادی چند میلیارد دلار پول بلوکه شده، مصداقی از خطای محاسباتی مسئولان است. سطح چالش امروز ما بسیار فراتر از اینهاست. دشمن جنگ موجودیتی با ایران را عیان و با تمام توان برای حذف ایران اقدام کرد؛ خون بیش از 5 هزار ایرانی از کودکان و زنان گرفته تا فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان برجسته علمی و در رأس آنان رهبر عزیزمان گواه این مدعاست.
آمریکا با تمام قدرت به میدان آمد اما در دستیابی به هدف خود شکست خورد و حالا این ایرانِ پیروز است که باید با پایهگذاری نظمی جدید، دشمن را از منطقه غرب آسیا حذف کند. خطوط قرمز رهبر انقلاب دقیقاً برای همین مسیر ترسیم شده است. حالا که به هر ترتیبی تفاهمنامهای اولیه امضا شده و دو طرف برای توافق نهائی چانهزنی میکنند باید بیش از گذشته هشیار بود.
*****
شکست ترامپ از میراث شهید خامنهای
فرهیختگان نوشت:
فقدان استراتژی، تنها خطایی نبود که ایالات متحده را به نقطه بنبست و عقبنشینی در پرونده ایران کشاند؛ چراکه اگر واقعبینانه نگاه کنیم، اعمال مشابه این فشارها علیه هر ملت دیگری آنها به زانو درمیآورد. پس ویژگیهایی خاص و منحصر به فرد در ملت ایران وجود داشت که نبرد 108 روزه را ممکن کرد و دشمن را به شکست نزدیک کرد. یکی از اصلیترین عواملی که به مثابه مانعی بزرگ مقابل دشمن متجاوز عمل کرد، ساختار نظاممند و درهم پیچیده جمهوری اسلامی ایران بود که پس از ترور فرماندهان ارشد و فرماندهی کلقوایش از هم نپاشید و در موقعیت بحرانی و فشار، کشور را اداره کرد.ساختار نظاممند نظام سیاسی ایران، به تنهایی توانایی عبور از بحران جنگی را نداشت اگر عوامل قوام بخش دیگر نظام سیاسی از جمله حمایت مردمی و روحیه مقاومت و ایستادگی به کمک آن نمیآمد. مجموعه این عوامل بود که ایران را پیروز نبرد تابآوری کرد و دشمنی را که برای براندازی نظام سیاسی ایران آمده بود مجبور به تسلیم و تن دادن به گفتوگو کرد. مزیتهایی که نظام سیاسی ایران در این مبارزه از خود نشان داد، حاصل ریلگذاریهایی بود که رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای در دوره 37 ساله رهبریاش در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران نهادینه کرد تا آنجا که بعد از شهادتش همه اضلاع کشور با آنچه از میراث او فراگرفته بودند، مقابل متجاوز ایستادند.
*****
سقوط یک هژمونی
اطلاعات نوشت:
وقتی ترامپ پس از سرنگونی آپاچی سی و پنج میلیون دلاری خود در خلیجفارس فریاد زد، کمتر کسی گمان برد این خشم صرفاً نظامی است. او از چیز دیگری میترسید: از پایان روزگاری که آمریکا بدون چالش تصمیم میگرفت و دیگران تنها اجرا میکردند. سقوط آن بالگرد، سقوط یک هژمونی بود. ایران آخر هفته گذشته در کمتر از ۷۲ ساعت دو واقعیت جدید را بر پیکره نظم کهنه غرب آسیا نشاند.
نخست، حمله به عمق سرزمینهای اشغالی، تصور امنیت مطلق اسرائیل را در هم شکست. برای نخستین بار، معادله «ما میزنیم، شما سکوت میکنید» واژگون شد. اکنون هر اقدامی، پاسخی به دنبال دارد.
دوم، واشنگتن عادت داشت از بالا به پایین چانه بزند. ایران اما با تکرار «نه»، نشان داد دیگر تابع نظم تحمیلی نیست....سقوط آن آپاچی، آغاز فروریختن یک هژمونی بود و اعلام ناگهانی ترامپ مبنی بر دستیابی به توافق به همین موضوع ارتباط داشت.حالا پس از اعلام توافق اولیه، باید منتظر تحولات تازه بود اما بی گمان، تاریخ از روز سقوط آپاچی به عنوان یک نقطه عطف یاد خواهد کرد.
پاسخ به ۲۱ هدف آمریکایی در بحرین و اردن، پیام روشنی بود: دفاع منفعلانه به پایان رسیده، عصر بازدارندگی تهاجمی آغاز شده است. کاخ سفید فهمید که دیگر در مرکز معادلات نمینشیند.
*****
واکنش بازار مانند روزهای اجرای قطعنامه ۵۹۸ ؟
هادی حق شناس استاندار گیلان به خبرآنلاین گفته است:
من فکر میکنم تفاهم احتمالی پیشرو و توافقی که ممکن است پس از ۶۰ روز بعد از آن، امضا شود، اثر مشابه اجرا شدن قطعنامه ۵۹۸ را خواهد شد، البته با ابعادی محدودتر. زیرا ما با تفاهمی دو مرحلهای مواجهیم که در گام نخست بناست جنگ را پایان دهد و در گام بعدی، ظرف حدود ۶۰ روز وارد بحث مربوط به برنامه هستهای ایران و تحریمهای ظالمانه خواهد شد.
همین که جنگ خاتمه یابد و خطر تکرار آن به حداقل برسد و ماجرای تحریمهای ظالمانه هم فیصله یابد، اقتصاد ایران جان تازهای خواهد گرفت و یک انرژی مضاعف و مثبت به آن تزریق میشود که در شرایط فعلی میتواند بسیار مثمر ثمر باشد. اقتصاد ایران ظرفیتهای خالی زیادی دارد که در ادامه با پر کردن آنها، اقتصاد با سرعت بیشتری به حرکت خواهد افتاد. اثرات رفع تنش فعلی، به بزرگی اجرا شدن ۵۹۸ نخواهد بود اما این آثار ماندگار خواهد بود و به نحو محسوسی لمس خواهند شد.
همین که مطمئن شویم خبری از جنگ و تحریم نخواهد بود و تجارت خارجی کشورمان به روال عادی بر میگردد، درنهایت به اصلاح بسیاری از شاخصهای کلان منجر میشود و خود به خود تورم کاهش خواهد یافت و نرخ رشد اقتصادی بالاتر خواهد رفت. بنابراین وقتی چالشها و موانعی بزرگ از بین میروند، خود به خود مسیر حرکت به جلو فراهم میشود و بخشی از مسیر طی میشود.
اقتصاد ما در سالهای گذشته تحت تاثیر افزایش نرخ ارز و رشد نقدینگی به تورم بسیار بالایی دچار شده است. تورم در گام نخست نرخ ارز را خواهد کاست و از این محل انتظار میرود رشد تورم کنترل شود و حتی شاخص کلی آن به جای روند فزاینده فعلی، کاهنده شود. از سوی دیگر وقتی منابع بلوکه شده به اقتصاد وارد میشوند، بخشی از نقدینگی موجود را جمع خواهد کرد. بنابراین توافق احتمالی از دو جهت به کاهش نرخ تورم منجر خواهد شد.
در سال ۹۴ هم مذاکرات میان تهران و واشنگتن به امضای معاهده برجام منجر شد. از پی این توافق برای دو سال پیاپی در ۹۵ و ۹۶ تورم تک رقمی شد. اتفاقی که در تمام سال های پس از انقلاب تجربه نشده است. در میانه دهه ۹۰ که اوج تورم در ایران بود، امضای برجام زمینه تک رقمی شدن را فراهم کرد. همزمان نرخ رشد اقتصادی هم به بالاترین نرخ تجربه شده در نیم قرن اخیر تبدیل شد.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.