زخم تورم سال هاست که بر پیکر اقتصاد ایران جا خشک کرده است. چالشی که هم تحریم و فشارهای خارجی در شکلگیری آن موثر بوده و هم برخی سومدیریت های داخلی و نواقص ساختاری اقتصاد کشورمان، در تشدید آن نقش داشته است. با این همه، یکی از موضوعاتی که باید به آن توجه داشت این است که تورم اگرچه عارضهای اقتصادی است اما تبعاتی گسترده در حوزه های مختلف به ویژه فرسایش ذهنی و روانی شهروندان دارد. موضوعی که مورد توجه بسیاری از جامعه شناسان نیز بوده است. در جوامعی که تورم به صورت مداوم در حال افزایش است، افراد با نگرانیهای فزایندهای روبهرو میشوند که بر سلامت روانی و اجتماعی آنها اثرگذار است. این تاثیرات میتوانند در جنبههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی نمود پیدا کنند.
در ابتدا، باید در نظر گرفت که تورم به معنای افزایش مستمر قیمتها است که قدرت خرید افراد را کاهش میدهد. این تغییرات اقتصادی به طور مستقیم بر نگرش افراد نسبت به آینده و همچنین احساس امنیت مالی آنها تاثیر میگذارند. زمانی که قیمت کالاها و خدمات روزمره افزایش مییابد، افراد احساس میکنند که دیگر قادر به تامین نیازهای اساسی خود نیستند. این حس بیثباتی میتواند باعث ایجاد اضطراب و استرس شود. هنگامی که افراد بهطور مداوم در نگرانی از تامین هزینههای زندگی قرار دارند، مشکلات روانی مانند افسردگی و اضطراب میتواند تشدید شود.
یکی دیگر از تأثیرات روانی تورم، تغییرات در نحوه تفکر و نگرش افراد به مسائل مالی و اقتصادی است. در شرایط تورمی، افراد ممکن است به دلیل ناتوانی در حفظ ارزش پول خود، شروع به نگرانی در مورد آینده مالی کنند. این نگرانیها میتوانند به شکلی منفی بر تصمیمگیریهای اقتصادی و اجتماعی آنها تأثیر بگذارند. به عنوان مثال، افراد ممکن است به جای سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت، به دنبال راههایی برای حفظ ارزش پول خود در کوتاهمدت باشند. این نوع نگرش میتواند باعث تغییر در الگوهای مصرفی و پسانداز شود و افراد را به سمت رفتارهای مالی محافظهکارانه سوق دهد.
اضطراب اقتصادی ناشی از تورم همچنین میتواند تاثیرات اجتماعی منفی به همراه داشته باشد. در جوامعی که تورم بالا است، افراد ممکن است به دلیل افزایش هزینههای زندگی، روابط اجتماعی و خانوادگی خود را تحت تاثیر قرار دهند. احساس ناتوانی در تأمین نیازهای خانوادگی و اجتماعی میتواند منجر به افزایش اختلافات خانوادگی، کاهش روابط دوستانه و حتی بروز مشکلات اجتماعی گستردهتر مانند جرم و خشونت شود. این نوع تأثیرات نه تنها در سطح فردی بلکه در سطح جامعه نیز تاثیرات منفی به همراه دارد و میتواند منجر به کاهش همبستگی اجتماعی و افزایش بیاعتمادی میان افراد شود.
در این شرایط، بسیاری از افراد ممکن است احساس کنند که کنترل کمی بر اوضاع اقتصادی و زندگی خود دارند و این بیاعتمادی به سیستم اقتصادی و اجتماعی میتواند منجر به کاهش مشارکت اجتماعی و سیاسی شود. به عبارت دیگر، تورم نه تنها بر وضعیت مالی افراد تاثیر میگذارد، بلکه ممکن است منجر به کاهش انگیزه افراد برای مشارکت در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی شود، زیرا آنها احساس میکنند که هیچ تأثیری در تغییر اوضاع ندارند.
یکی از جنبههای دیگر تاثیرات روانی تورم، مربوط به شکلگیری نگرشهای منفی نسبت به دولت و مسئولان اقتصادی است. زمانی که مردم احساس کنند که توانایی تامین نیازهای روزمره خود را ندارند و مسئولین قادر به حل مشکل تورم نیستند، ممکن است اعتماد آنها به دولت و سیستم اقتصادی کاهش یابد. این بیاعتمادی میتواند منجر به اعتراضات اجتماعی، نارضایتیهای عمومی و بحرانهای سیاسی گردد.
در نهایت، تاثیرات روانی تورم بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی افراد تاثیرگذار است. اضطراب، افسردگی، کاهش اعتماد به نفس و بیاعتمادی به دولت، همه عواملی هستند که میتوانند در نتیجه تورم به وجود آیند. بنابراین، لازم است که مسئولان اقتصادی علاوه بر حل مشکلات اقتصادی، به اثرات روانی و اجتماعی تورم نیز توجه داشته باشند و راهکارهایی برای کاهش تاثیرات منفی آن بر ذهن و روان شهروندان ارائه دهند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.