مارپیچ سکوت در عصر ارتش‌های سایبری/ وقتی اقلیت پر سر و صدا، اکثریت ادراکی می‌سازد

مجتبی احسانی، گروه سیاسی الف،   4041126019 ۵۱ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲۷ تکراری یا غیرقابل انتشار
مارپیچ سکوت در عصر ارتش‌های سایبری/ وقتی اقلیت پر سر و صدا، اکثریت ادراکی می‌سازد

مارپیچ سکوت مفهومی قدیمی در علوم ارتباطات است، اما در عصر شبکه‌های اجتماعی ابعاد تازه‌ای یافته است. امروز دیگر فقط سکوت اقلیت مسئله نیست؛ گاه با موج‌سازی‌های سازمان‌یافته، اکثریتی مصنوعی ساخته می‌شود که هم مخاطب را مرعوب می‌کند و هم نویسنده را به انفعال می‌کشاند.

مارپیچ سکوت چگونه شکل می‌گیرد؟

پدیده «مارپیچ سکوت» مفهومی در علوم ارتباطات است که نخستین‌بار در دهه ۱۹۷۰ توسط الیزابت نوئل-نویمان مطرح شد. این نظریه توضیح می‌دهد که افراد وقتی احساس کنند دیدگاهشان در اقلیت است، برای پرهیز از طرد اجتماعی یا انزوا، ترجیح می‌دهند سکوت کنند؛ در نتیجه صدای دیدگاه غالب بلندتر و فراگیرتر به نظر می‌رسد و به‌تدریج نوعی چرخه خودتقویت‌کننده شکل می‌گیرد. در این چرخه، هرچه افراد بیشتری سکوت می‌کنند، تصور غالب بودن یک نظر افزایش می‌یابد و همین تصور، سکوت بیشتری تولید می‌کند؛ فرآیندی که می‌تواند بر افکار عمومی، فضای رسانه‌ای و حتی نتایج سیاسی و اجتماعی اثر بگذارد.

اکثریت واقعی یا اکثریت ادراکی؟

در فضای مجازی، مارپیچ سکوت همیشه از دل «اکثریت واقعی» شکل نمی‌گیرد؛ گاهی یک اقلیت معاند و سازمان‌یافته با انتشار موجی از کامنت‌های منفی زیر یک یادداشت یا مقاله، تصویری از غالب‌بودن دیدگاه خود می‌سازد. وقتی کاربر عادی با ده‌ها نظر تند و هم‌سو روبه‌رو می‌شود، ممکن است تصور کند مخالفت با آن جریان هزینه اجتماعی دارد یا صدایش شنیده نخواهد شد؛ بنابراین ترجیح می‌دهد سکوت کند یا حتی از موضع خود عقب‌نشینی کند. این پدیده که با الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی—که محتوای پرتعامل را بیشتر نمایش می‌دهند—تقویت می‌شود، می‌تواند نوعی «اکثریتِ ادراکی» بسازد؛ اکثریتی که لزوماً بازتاب توزیع واقعی افکار عمومی نیست، اما اثر روانی آن، چرخه سکوت را فعال می‌کند و فضای بحث را به سود همان اقلیت پرصدا تغییر می‌دهد.

ارتش‌های سایبری، اشغالگران افکار عمومی

در سال‌های اخیر، برخی گروه‌های معاندِ سازمان‌یافته در خارج از کشور با ایجاد آنچه «ارتش‌های سایبری» خوانده می‌شود، کوشیده‌اند از طریق تولید هدفمند محتوا و استفاده از حساب‌های کاربری جعلی—که در ظاهر متعلق به یک شهروند عادی ایرانی‌اند اما در عمل توسط شبکه‌ای هماهنگ یا یک مجموعه حرفه‌ای اداره می‌شوند—بر فضای افکار عمومی اثر بگذارند. این جریان‌ها افزون بر حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی، به شکلی ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر ذیل مقالات، یادداشت‌ها و خبرهای سایت‌های خبری نیز انبوهی از کامنت‌های منفی و هم‌سو منتشر می‌کنند تا تصویری از نارضایتی فراگیر یا اجماع انتقادی بسازند. تکرار و تراکم این پیام‌ها می‌تواند نوعی «اکثریتِ ادراکی» ایجاد کند که نه‌تنها مخاطبان را مرعوب یا مردد می‌سازد، بلکه حتی نویسنده مقاله یا یادداشت را نیز در معرض انفعال قرار می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که او ممکن است گمان کند با موجی گسترده از مخالفت واقعی روبه‌روست و در نتیجه، ناخودآگاه در چرخه همان مارپیچ سکوت قرار گیرد.

از سکوت‌سازی تا اجبار به موضع‌گیری

این وضعیت گاه از مرحله «سکوت‌سازی» نیز فراتر می‌رود و به نوعی اجبار برای هم‌صدایی تبدیل می‌شود؛ به‌گونه‌ای که حتی چهره‌هایی که ترجیح داده‌اند در فضای مجازی سکوت کنند نیز با موجی از فشارهای هماهنگ روبه‌رو می‌شوند. انبوه کامنت‌ها، پیام‌های مستقیم و مطالبه‌های تند و گاه توأم با توهین و حتی تهدید جانی، از آنان می‌خواهد در راستای دیدگاه همان اقلیت سازمان‌یافته سایبری موضع‌گیری کنند؛ گویی سکوت نیز پذیرفتنی نیست و باید به اعلام وفاداری آشکار بینجامد. اخیراً یکی از هنرمندان نیز از تجربه شخصی خود در مواجهه با چنین فشارهای برساخته‌ای سخن گفته و به مصنوعی و هدایت‌شده بودن این مطالبه‌ها اشاره کرده است. نمونه‌های مشابه از این دست کم نیست و نشان می‌دهد مسئله صرفاً شکل‌گیری مارپیچ سکوت نیست، بلکه نوعی تلاش برای تحمیل موضع و مهندسی اظهارنظر در عرصه عمومی است.

شکاف میان واقعیت اجتماعی و بازنمایی مجازی

یکی از نشانه‌های تصنعی و برساخته بودن این نوع تهاجم رسانه‌ای، شکاف معنادار میان «فضای واقعی جامعه» و «بازنمایی آن در فضای مجازی» است. در زیست روزمره مردم، معمولاً تنوع دیدگاه‌ها، طیف‌های میانی و گفت‌وگوهای خاکستری دیده می‌شود و کمتر می‌توان رویکردی کاملاً مطلق و سیاه‌وسفید یافت؛ اما در برخی بسترهای آنلاین، ناگهان با تصویری یکدست، تند و جهت‌دار مواجه می‌شویم که گویی همه صداها در یک مسیر مشخص هم‌نوا شده‌اند. این ناهمخوانی می‌تواند نشانه‌ای از هدایت‌شدگی یا برساخت رسانه‌ای باشد. با این حال، خبر نگران‌کننده آن است که حتی اگر این تصویر در ابتدا مصنوعی باشد، تداوم و تکرار آن در بلندمدت می‌تواند بر ادراک عمومی اثر بگذارد و به‌تدریج بر فضای واقعی جامعه نیز سایه بیندازد؛ به‌گونه‌ای که مرز میان واقعیت اجتماعی و بازنمایی مجازی کمرنگ شود.

وقتی ارزش‌های ایرانی و اسلامی به کانون حملات هماهنگ تبدیل می‌شوند

در این میان، آنچه بیش از همه در معرض فشار این تهاجم سازمان‌یافته قرار می‌گیرد، منظومه ارزش‌های ملی، ایرانی، شیعی و اسلامی است؛ گویی هر قلمی که در جهت بازتاب این هویت‌ها به حرکت درآید و هر زبانی که در دفاع یا تبیین این مفاهیم سخن بگوید، به‌طور هدفمند زیر ذره‌بین حملات هماهنگ در فضای مجازی قرار می‌گیرد. حجم بالای واکنش‌های منفی، برچسب‌زنی‌های تکرارشونده و تلاش برای بی‌اعتبارسازی نویسنده یا گوینده و حتی توهین رکیک و تهدید جانی نسبت به او، نشان می‌دهد که مسئله صرفاً اختلاف نظر طبیعی نیست، بلکه نوعی تمرکز ویژه بر تضعیف نمادها و مؤلفه‌های هویتی مشاهده می‌شود؛ روندی که می‌تواند نه‌تنها گفت‌وگو را از مسیر عقلانی خارج کند، بلکه هزینه بیان این ارزش‌ها را در عرصه عمومی افزایش دهد.

انبوه کامنت های فیک علیه آزادی بیان

اگر مسئله را از این زاویه تحلیل کنیم، ناگزیر باید برای خود وظیفه‌ای متفاوت تعریف کنیم و از خود بپرسیم مسئولیت رسانه‌های داخلی در برابر چنین پدیده‌ای چیست. آیا سایت‌های ایرانی با بهره‌گیری از الگوریتم‌های هوشمند و تحلیل الگوهای رفتاری—مانند انتشار هم‌زمان، شباهت متنی یا فعالیت خوشه‌ای حساب‌ها—توان تشخیص حملات سازمان‌یافته را دارند، یا باید فراتر از اتکای صرف به سامانه‌های فنی، با ارزیابی محتوایی و تصمیم‌گیری تحریریه‌ای دقیق‌تر وارد عمل شوند؟ همچنین این پرسش اساسی مطرح است که آیا انباشت ناگهانی کامنت‌های منفی ذیل یک مطلب را می‌توان صرفاً در چارچوب آزادی بیان تفسیر کرد، یا آنکه در مواردی این روند، برخلاف ظاهر، ابزاری برای اخلال در گفت‌وگوی آزاد و ایجاد مارپیچ سکوت است؟ تجربه‌های مکرر نشان داده که بلافاصله پس از انتشار برخی مطالب در سایت‌های خبری، موجی از واکنش‌های منفی هماهنگ شکل گرفته که هم مخاطب را به سوی برداشت‌های جهت‌دار سوق داده و هم نویسنده را نسبت به طرح مجدد چنین موضوعاتی مردد یا حتی منصرف کرده است.

پرسش اساسی اینجاست که آیا مدیریت سایت‌های خبری ایرانی در مواجهه با چنین پدیده‌ای، رویکردی هوشمندانه و مبتنی بر تحلیل الگوهای رفتاری اتخاذ کرده‌اند، یا همچنان با همان چارچوب‌های حداقلی و کلاسیکِ نظارت بر کامنت‌ها عمل می‌کنند؟ اگر مسئله صرفاً به حذف الفاظ رکیک و رعایت ضوابط عمومی انتشار تقلیل یابد، آیا واقعیت پیچیده‌ترِ «موج‌سازی سازمان‌یافته» نادیده گرفته نمی‌شود؟ در شرایطی که امکان انبوه‌سازی هدفمند، فعالیت هماهنگ حساب‌ها و تولید اکثریت ادراکی وجود دارد، بسنده کردن به پالایش سطحی محتوا می‌تواند نوعی ساده‌انگاری باشد؛ ساده‌انگاری در میانه نبردی روانی که ابزار آن نه توهین مستقیم، بلکه تکرار، تراکم و القای جهت‌دار است. شاید زمان آن رسیده باشد که رسانه‌ها، نظارت بر گفت‌وگو را از سطح واژه‌ها به سطح الگوها و از حذف موردی به تحلیل ساختاری ارتقا دهند.

تمایز میان نقد واقعی و موج برساخته

در نهایت، آنچه اهمیت دارد، تفکیک دقیق میان «نقد واقعی و متکثر» با «موج‌های برساخته و هدایت‌شده» است. اگر رسانه‌ها و فعالان فرهنگی نتوانند این تمایز را تشخیص دهند، ناخواسته به تقویت همان مارپیچ سکوت یا حتی مرحله پیشرفته‌تر آن—یعنی اجبار به موضع‌گیری—کمک خواهند کرد. حفظ آزادی بیان تنها در گرو باز گذاشتن میدان برای همه صداها نیست، بلکه مستلزم جلوگیری از مهندسی مصنوعی فضا و مقابله با انبوه‌سازی هدفمند برای مرعوب‌سازی دیگران نیز هست. در غیر این صورت، آنچه به نام «افکار عمومی» بازنمایی می‌شود، ممکن است نه انعکاس جامعه، بلکه محصول یک اقلیت پر سر و صدای سازمان‌یافته باشد که با تکرار و فشار، می‌کوشد سکوت را به هنجار و هم‌صدایی اجباری را به قاعده تبدیل کند.

در چنین شرایطی، مسئولیت رسانه‌ها تنها در حذف یا انتشار کامنت‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه در طراحی سازوکارهای هوشمند برای تشخیص رفتارهای غیرطبیعی و حفاظت از فضای گفت‌وگوی واقعی تعریف می‌شود. همان‌گونه که در بسیاری از کشورها، رسانه‌های حرفه‌ای از ابزارهای تحلیل داده برای شناسایی فعالیت‌های هماهنگ و حساب‌های غیرواقعی استفاده می‌کنند، رسانه‌های داخلی نیز می‌توانند با ارتقای زیرساخت‌های فنی و تدوین سیاست‌های شفاف انتشار، میان نقد طبیعی و موج‌سازی هدفمند تمایز قائل شوند. در غیر این صورت، میدان گفت‌وگو به‌جای آنکه بازتاب تنوع اجتماعی باشد، به صحنه بازتولید صدای اقلیتی سازمان‌یافته و ضد ایرانی تبدیل خواهد شد؛ اقلیتی که با تکیه بر تراکم پیام، می‌کوشد واقعیت را مطابق با میل دشمنان ایران اسلامی، بازنویسی کند.

 

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۱۵۶۵۹۳۰۹:۳۴:۱۲ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
نمونه آن مثبت و منفی هست که در فضای مجازی یک طور هست در واقعیت طور دیگر
ناشناس۴۱۵۶۶۲۴۱۰:۰۸:۰۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
بقای هر حکومت و نظامی در این است که با قاطعیت و بدون مماشات و ترک فعل با ناقضین قوانین کشور برخورد نماید .
ناشناس۴۱۵۷۵۳۹۱۰:۲۹:۵۵ ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
فقط شل و پل
ناشناس۴۱۵۶۶۲۹۱۰:۱۶:۰۰ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
آزادی با سانسور رابطه خوبی ندارد.
ناشناس۴۱۵۶۶۶۸۱۰:۴۵:۲۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
آزادی مدنظر جنابعالی یعنی هرکی به هرکي
مهران۴۱۵۶۷۰۶۱۱:۱۶:۰۱ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
اول آزادی رو تعریف کن بعد در مورد بد بودن سانسور بگید ، کل زندگی و تربیت انسان ها بر پایه سانسور هست و آزادی کامل معنا ندارد شما برای فرزندان خودتون در هیچ زمینه ای سانسور ندارید ؟ از انواع هله هوله ها که پدر و مادر اجازه نمیدن تا مطالب دیگر ، برای بزرگسالان هم همین طور هست نظر شما چی هست کسی کاری به فروش مواد مخدر نداشته باشد و هرکسی آزاد باشد که انتخاب کند میخواهد معتاد شود یا نه ؟ آیا برخورد با فروش مواد مخدر مصداق جلوگیری از آزادی افراد نیست ؟ پس آزادی کامل در هیچ زمینه ای نه معنا دارد نه درست هست.
ناشناس۴۱۵۶۷۳۸۱۱:۵۷:۳۹ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
هیچ ربطی به موضوع ندارد.
ناشناس۴۱۵۶۷۱۵۱۱:۲۶:۲۱ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
در هیچ کشوری چه در زمینه فضای مجازی چه در زمینه فضای حقیقی آزادی کامل نیست
ناشناس۴۱۵۷۰۸۵۱۸:۴۱:۰۹ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
چرا امریکا تیک تاک را سانسور کرد؟
ناشناس۴۱۵۷۴۲۰۰۸:۲۵:۲۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
برای اینکه بتواند آن را بخرد و خرید !
ناشناس۴۱۵۶۶۰۱۰۹:۴۷:۴۹ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
واقعیت اینه که هر روز داره اوضاع بدتر میشه. هیچ چشم انداز روشنی وجود نداره ؟
ناشناس۴۱۵۶۶۶۵۱۰:۴۳:۴۳ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
تا غربگرا در سیستم هست بله بدتر می‌شود
ناشناس۴۱۵۶۷۴۸۱۲:۰۹:۵۱ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
در اینکه وضعیت فعلی اسفبار است شکی نیست ولی غربگرا دیدیم!انقلابی دیدیم!اصولگرا دیدیم!اعتدال دیدیم !اصلاحطلبم دیدیم!!شما بگو کدومشون خوب بودن؟کدومشون حداقل تورم رو ومعیشت رو که نیاز اولیه است تامین کنن؟اگه یکیشون خوب بود که دور بعدی مردم مرض نداشتن به یکی دیگه رای بدن؟الان هم همین ادما میان ایندفعه با یه تابلوی دیگه...
ناشناس۴۱۵۶۸۳۳۱۳:۵۰:۴۶ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
غربگرا در دولت کاری می‌کند که همه بدبخت شوند حتی خود غربگراها اما هرکس دیگر بیاید حداقل کاری نمی کند که ملت بدبخت بشوند و تفاوت این دو در همین هست و برای همین بارها گفته می‌شود تا بیشتر بفهمید و حکومت هم به خود بیاید در قبال این گروه
ناشناس۴۱۵۶۹۴۰۱۵:۳۱:۵۴ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
کسایی که بعد از دی هنوز میگن غربگدا شرقگدا یا مستقیم یا غیر مستقیم از بحران و تحریم تغذیه میکنن.. هیچ حالت دیگه ای نداره
ناشناس۴۱۵۷۰۰۴۱۶:۴۸:۱۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
شرق گرا نداریم اما غربگرا داریم و زیاد ای کیو بالایی نمی‌خواهد برای فهمیدن الان مگر خودت جز آنان باشی!!!
ناشناس۴۱۵۷۳۰۷۰۰:۱۵:۲۰ ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
موفق ترین دولت ایران بعد از انقلاب در زمینه اقتصادی خاتمی بود!... چرا؟ غرب گرا بود!؟ نه؟ شرق گرا بود؟ نه؟! ولی فهمیده بود که رونق و گشایش اقتصادی با رابطه سالم جهانی محقق میشه!
ناشناس۴۱۵۶۶۱۲۱۰:۰۰:۰۳ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
اشکال شما این است که هنوز تفکر بیست سال پیش را دارید با این حجم اطلاعات ومقایسه فیلم ها واسناد در فضای مجازی هر آدم عاقلی می‌تواند ببیند واقعا چه خبر هست نمونش راهپیمایی ها وبراورد تعداد جمعیت که نشاندهنده همه چیز هست.
ناشناس۴۱۵۶۷۲۱۱۱:۳۰:۵۲ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
وقتی اشخاص با اطلاعات غلط فراوان بمباران اطلاعاتی می شوند خیلی از آن ها قبول می کنند
ناشناس۴۱۵۷۶۴۴۱۲:۰۵:۵۹ ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
قدیم اینترنت و فضای مجازی نبود. امروز اینترنت و فضای مجازی هست اما در برابر هر اطلاعات درست چند برابر اطلاعات غلط هست.
ناشناس۴۱۵۶۶۲۶۱۰:۱۱:۴۶ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
کاملا درست می فرمایید ، فیلترینگ اینترنت و انحصار صداو سیما باعث به وجود آمدن دیکتاتوری اطلاع رسانی شده است . مثلا در قضیه 18 و 19 دی، اگر صدا وسیما ، رسانه ای ملی بود و اگر اینترنت قطع نمی شد، دشمن توان عدد سازی نداشت
ناشناس۴۱۵۶۷۹۰۱۳:۰۶:۲۶ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
آدم در مورد چیزی که اطلاع ندارد حرف نمیزند.
ناشناس۴۱۵۶۹۳۹۱۵:۳۰:۵۶ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
اولا پاراگراف اول پیام این دوستمان اطلاعات عمومی است که همه ميدونند . پس شما حداقل ۵۰ درصد حکم نادرست دادی! ثانیا انتشار قطره چکانی و دیر هنگام اخبار از طرف رسانه‌های رسمی ما ، امکان سوار شدن رسانه‌های معاند به اخبار و با قاطی کردن راست و دروغ به هم مخاطبین خود را تغذیه می‌کنند. حال شما پاسخ بده: در این میان رسانه‌های معاند که وظیفه ذاتی خود (دشمنی) را انجام می‌دهند مقصرند یا رسانه‌های رسمی خودمان؟
ناشناس۴۱۵۷۰۸۷۱۸:۴۵:۰۹ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
دیکتاتوری رسانه‌ای را امریکا و اروپا دارند و صدا و سیما تا حدی تلاش می‌کند این دیکتاتوری را خنثی کند
ناشناس۴۱۵۶۶۲۷۱۰:۱۴:۵۵ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
دشمن کار خودش را می کند و الحق هم که کارش را بلد است . سوال اینجاست که ما چرا اینقدر ناکارآمد هستیم . مثلاً صدا و سیما . دو تا دونه مجری که توانایی لازم برای میخکوب کردن بیننده هم را پای تلویزیون داشتن باشد ، ندارد .‌چهار تا دونه نظریه پرداز قوی که کلماتشان جامعه را آرام کند ، نداریم . آموزش همگانی در موضوعاتی مانند رسانه ، فضای مجازی و ... کاملا تعطیل است .‌
ناشناس۴۱۵۶۶۹۷۱۱:۱۰:۵۲ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
صدا و سیما برنامه های قوی زیاد دارد اما چون مشکلات کشور زیاد هست ابرخی دنبال منفی می‌گردند فقط!
ناشناس۴۱۵۶۹۴۲۱۵:۳۲:۳۳ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
علت واقعی مشکلات زیاد کشور چیست؟
ناشناس۴۱۵۷۲۵۰۲۲:۴۶:۱۵ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
عدم اجرای قانون و سیاسی کاری در اقتصاد
ناشناس۴۱۵۶۶۳۱۱۰:۱۶:۵۴ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
آنهایی که شما را نمی خواهند موهومی و سایبری نیستند
ناشناس۴۱۵۶۷۲۵۱۱:۳۲:۱۹ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
هستند
ناشناس۴۱۵۶۶۴۲۱۰:۲۷:۲۳ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
موضوع جالبی در این مقاله درج شده است اما متاسفانه نویسنده ارتش سایبری رو فقط به معاندین نسبت داده .
ناشناس۴۱۵۶۶۴۹۱۰:۳۱:۰۳ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
مشکل متن اینه که آقای احسانی می خواد به بقیه بقبولاند که آنها در اکثریت هستند دو طرف می گن ما اکثریت هستیم و بقیه فیک و ارتش سایبری هستم راهش انجام نظر سنجی و رفراندم است با مراجعه به انتخابات برگزار شده هم میشه مقایسه آماری کرد
ناشناس۴۱۵۶۸۰۵۱۳:۲۲:۴۳ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
حضور میلیون ها نفری مردم ایران در راهپیمایی 22 بهمن خودش یک رفراندوم بزرگ بود.
علی بیک۴۱۵۶۸۶۶۱۴:۲۱:۵۱ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
رفراندوم برگزار می‌کنند تا اراذل و اوباش نیان تو خیابون بانک آتیش بزنن یا با هزینه خود مردم گردنکشی کنند
ناشناس۴۱۵۶۹۰۴۱۴:۵۳:۴۱ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
تروریست های داعشی که توسط سازمان سیا و موساد مسلح شده بودند و عده ای از مردم بیگناه را شهید کردند و اموال عمومی و خصوصی را تخریب کردند باید دستگیر و محاکمه و به اشد مجازات محکوم شوند.
ناشناس۴۱۵۶۶۶۱۱۰:۴۲:۲۰ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
رسانه و قدرت و اسلحه و پول و ... در دست اقلیت هست. ما فقط یه مثبت و منفی پای کامنت داریم اون رو هم تحمل ندارین!!!
ناشناس۴۱۵۶۷۲۷۱۱:۳۵:۴۶ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
اتفاقا رسانه های خارجی که اکثریت استفاده می کنند و همچنین پول و قدرت دست کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و ... است که مدام برای منافع خود روی ذهن مردم دیگر کشورها کار می کنند فقط حدود 300 شبکه فارسی زبان ضد ایران فعالیت دارند
جواد۴۱۵۶۷۷۰۱۲:۳۶:۵۰ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
داخل مملکت را میگه
ناشناس۴۱۵۶۶۷۲۱۰:۵۱:۱۴ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
یکی ازاشکالات تحلیلگران نادیده گرفتن و یا نمی‌خواهند بفهمند که کشوربسمت توسعه پیش نمی‌رود توسعه کشور فقط به غنای اورانیوم نیست . حالا بحث را بسمت معترضان بقول شما اقلیت ببریم چرا مردم دراعتراضات سال‌های گذشته وامسال با معترضان همراه نشده اند؟ دراین اعتراضات باچاشنی فراخوان رضاه پهلوی چندروزی را درکشور آشوب وتعدادی از هموطنان ما چه ماموران امنیتی چه معترضان ویا مردم عادی جان خودراازدست دادند خسارتی به اموال عمومی وخصوصی مردم وارد شد و..... من توصیه میکنم باید به نفس اعتراضات و صدای مردم توجه کند متاسفانه نه تنها توجهی نمی‌کند بلکه دراوج اعتراضات دولت دست به اقدام گرانسازی و وافزایش قیمت می‌زند چرا؟به دودلیل اول اینکه می‌گوید هرچه اعتراض کنید ما کارخودمان را دنبال می‌کنیم مهم نیست سفره معیشت پر کشیده مهم نیست مسکن واجاره مسکن وخودمو وکالاهای موردنیاز چندبرابر افزایش قیمت دادیم ودلیل دوم اینکه اگر برای مسئولان صدای اعتراضات مردم مهم بود با گرانسازی به مردم دهن کجی نمی‌کردند .
ناشناس۴۱۵۶۶۸۲۱۱:۰۰:۱۳ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
با همین توجیهات و حرفهای عجیب است که اصول ۲۷ و ۵۹ قانون اساسی در مورد حق تجمعات و همه پرسی را کلا به محاق برده اید.
ناشناس۴۱۵۶۷۰۸۱۱:۱۸:۴۵ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
یه مجوز راهپیمایی هم بدین به همون اقلیت بیان ۴ تا شعار بدن و برن خونه اشون
ناشناس۴۱۵۶۷۸۷۱۳:۰۳:۴۵ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
در طول سال قشرهای مختلف تجمع برگزار می‌کنند بدون مشکلی اما وقتی دشمن خارجی و تجزیه گران می‌آیند تفاوت می‌کند
ناشناس۴۱۵۶۷۱۶۱۱:۲۷:۲۲ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
با مقاله موافقم وصداوسیما فقط صدای اقلیت رابیان می کند.
ناشناس۴۱۵۶۸۰۲۱۳:۲۰:۱۶ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
بر فرض اقلیت ولی اقلیتِ کمی نیست و اقلیت هم همیشه نشانه باطل بودن نیست
ناشناس۴۱۵۶۷۳۴۱۱:۵۴:۳۵ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
نویسنده محترم اگر واقعا به مطالب نوشته شده خود باور دارید توصیه می کنم قدری در خیابان ها، تاکسی و اتوبوس ها با مردم عادی معاشرت کنید تا آمار و نظرات واقعی جامعه را ببینید.
ناشناس۴۱۵۶۸۲۴۱۳:۴۰:۴۴ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
لطفا به این اقلیت معترض اجازه بدین تحت نظر پلیس یک راهپیمایی کوچولو انجام بدن
ناشناس۴۱۵۶۸۵۹۱۴:۱۵:۴۷ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
اعتراض نمی‌کنند آشوب می‌کنند این جماعت خشن
ناشناس۴۱۵۶۹۷۹۱۶:۰۱:۵۷ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
اقلیت پر سر و صدا فقط تو فضای مجازی است؟
ناشناس۴۱۵۷۱۷۱۲۰:۴۸:۰۲ ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
کاملا مشخص است که سایبری ها در کامنت گذاری حضور فعال دارند
ناشناس۴۱۵۷۶۵۸۱۲:۱۲:۵۶ ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
حالا اینجا که یک سایت رسمی خبری است. در فضای مجازی خیلی بیشتر است.
حبیب۴۱۵۷۵۷۴۱۱:۰۰:۲۸ ۱۴۰۴/۱۱/۲۷
عالی بود .همیشه این سؤال برایم مطرح بود که چرا همه کامنتهای ذیل مطالب ارزشمند منفی و مأیوس کننده اند؟
yektanetتریبون

آخرین عناوین