«فرمان ششم یا یک روایت دست اول از سوم شخص مقتول»؛ مصطفی انصافی؛ نشر چشمه ماجرای یک مقتول!

رضا فکری،   3980622054

مصطفی انصافی پس از رمان موفق و پرفروش «به اصفهان باز خواهی گشت» این بار به زمانی نزدیک‌تر و اکنونی قابل دسترسی‌تر می‌رسد. زمان داستان حدود سال 1377 است هرچند که راوی گاهی نیز به گذشته و خاطرات دوره‌ی دانشگاه گریز می‌زند و تا حدی خط روایت را می‌شکند

ماجرای یک مقتول!

«فرمان ششم یا یک روایت دست اول از سوم شخص مقتول»

نویسنده: مصطفی انصافی

ناشر: چشمه، چاپ اول 1397

140صفحه، 20000 تومان

 

*****

 

«فرمان ششم یا یک روایت دست اول از سوم شخص مقتول»، دومین رمان مصطفی انصافی، داستان سرراستی دارد. ماجرای نویسنده‌ی جوانی به نام امیرعلی است که بعد از چند سال، کم و بیش عاشق هم‌دانشگاهی سابقش، لیلا، شده است. دختری پولدار و شاعر که سه کتاب شعر چاپ شده و یکی هم در دست بررسی در ارشاد دارد و کافه‌ای و زندگی سرخوشی که در نوع خود و در زمانه‌ی خود جذاب و متفاوت بوده است. «شعرهاش تلخ بود، اما خودش نه. خودش همیشه سرحال و سرزنده بود. حداقل این را نشان می‌داد. تنهایی را تاب نمی‌آورد. هر شب تا دیروقت با دوستهاش توی مهمانی بود. وقتی بر می‌گشت، دو سه ساعتی از نیمه‌شب گذشته بود و من هنوز پشت میزم زل زده بودم به دیوار و با خودم کلنجار می‌رفتم برای نوشتن رمان تازه‌ام، ولی فکرهام را نمی‌توانستم جمع و جور کنم.» زندگی امیرعلی با دریافت نامه‌ای اشتباهی تغییر مسیر می‌دهد و اشتباه مأمور پست سرآغاز اتفاقات تازه‌ای در زندگی شخصیت‌های اصلی داستان می‌شود. در این میان ماجرای قتلی عجیب و ناگهانی به ماجراهای کتاب جهت می‌دهد و بعد از مدتی به تم اصلی داستان تبدیل می‌شود.

«فرمان ششم یا یک روایت دست اول از سوم شخص مقتول» عنوانی است که خواننده را به سوی کتابی فرمگرا هدایت می‌کند. فرم داستان شامل لایه‌های مختلفی است که بُر خورده‌اند و روی هم قرار گرفته‌اند تا لذت کشف برای خواننده بیشتر شود اما داستان به لحاظ حضور شخصیت‌ها، وقوع قتل، تداخل زمانی و درهم‌آمیختگی سیلان ذهن راوی با اتفاقات پیرامونی، تغییر راوی از اول شخص به سوم شخص و حضور لیلا در خیال و واقعیت و حتی گاه در نقش راوی، شباهت زیادی به رمان‌های خط‌شکن فارسی در این سبک دارد. گاه شبیه رمان مدرن «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» شهرام رحیمیان می‌شود که خود به تابلویی نقاشی از سبک کوبیسم می‌ماند. در حالی که در بسیاری جهات از مضمون تا فرم شبیه «شب ممکن» محمدحسن شهسواری است. گاهی نیز سیلان ذهن و آشفتگی فکر و خیال راوی و درهم تنیدگی دنیای خیال و واقعیت «همنوایی شبانه‌ی ارکستر چوب‌ها»ی رضا قاسمی را به یاد می‌آورد. رمان‌هایی که هر کدام در نوع خود بسیار محکم و اصولی و کم‌نظیر طراحی شده‌اند.

مصطفی انصافی پس از رمان موفق و پرفروش «به اصفهان باز خواهی گشت» این بار به زمانی نزدیک‌تر و اکنونی قابل دسترسی‌تر می‌رسد. زمان داستان حدود سال 1377 است هرچند که راوی گاهی نیز به گذشته و خاطرات دوره‌ی دانشگاه گریز می‌زند و تا حدی خط روایت را می‌شکند. مکان نیز تهران است با همه‌ی مسائل جانبی و حاشیه‌های زندگی در آن. در این میان داستان‌هایی از واقعیت و افسانه از زندگی میرزاده‌ی عشقی، شاعر آزادی‌خواه و مورد علاقه‌ی لیلا نیز روایت می‌شود که می‌تواند زمان را تا حدود 70 سال به عقب ببرد. حضور شخصیتی از آن دوره و روایت خاطراتش نیز به اتصال این دو دوره‌ی زمانی کمک می‌کند. و شاید این نشانه‌ای باشد از علاقه‌ی نویسنده به تاریخ و ماجراهای تاریخی که در اثر قبلی‌اش نیز نقش پررنگی دارد. لحن راوی هم متناسب با وضع و دوره‌ی تاریخی مورد بحث، به خوبی تغییر می‌کند. «تا جایی که خاطرش بود، جمال تنها کسی است که چنین تحلیلی از قتل عشقی ارائه داده. جمال معتقد بود که کار کارِ قوام‌السلطنه است که به قدر کفایت کینه داشته، هم از عشقی که در مقالات الفبای فساد اخلاق حسابی پنبه‌اش را زده بود و هم از رضاخان که برایش پرونده‌سازی کرد و طومارش را درهم پیچید و دست آخر تبعیدش کرد به فرنگستان. حضرت قوام هم از همان بلاد فرنگ دسیسه چید و نقشه کشید و پول داد به همان بی‌کارهای مزدور عقیده‌فروش که عشقی در همان مقالات، "یالانچی قارداش" نام‌شان داده بود تا عشقی را بزنند و بیندازند گردن رضاخان.»

شخصیت‌های اصلی کتاب را امیرعلی و لیلا می‌سازند که کم و بیش پرداخت شده‌اند اما شخصیت‌های درجه دوم مثل آیدا و نوید مبهم‌ترند. یکی از تکنیک‌هایی که راوی یا راویان داستان برای شناساندن شخصیت‌ها به مخاطب به کار بسته‌اند استفاده از دیالوگ است. به بیانی دیگر در خلال این دیالوگ‌هاست که شخصیت‌ها و جنبه‌هایی از تفکراتشان شناخته می‌شوند. در بسیاری از مواقع نقش گفتگوها تا بدان جا است که بار پیشبرد داستان را بر عهده‌ دارند.

توصیف‌های زیاد و با جزییات در بسیاری از مواقع می‌توانند به درک بهتر صحنه، شناساندن شخصیت‌ها و پرداخت‌شان و تصویر کردن بهتر دنیای داستانی کمک کنند اما گاهی نیز اضافه و خسته‌کننده به نظر می‌رسند. شرح و توضیحاتی از این دست باعث از ریتم افتادن داستان می‌شوند: «فرزاد سینی خالی را گذاشت گوشه‌ی میز و رفت سراغ کتابخانه‌ی کوچکی که کنج کافه بود. سه جلد کتاب برداشت و رفت سمت‌شان. کتاب‌ها را داد دست لیلا و سینی را برداشت و رفت. لیلا کتاب‌ها را داد دست نوید و گفت ...»

 

عناوین مرتبط

پربحث‌های دیروز

  1. دفاع از یک اشتباه؛‌ چرا؟!

  2. جزئیات حمله موشکی به نفتکش ایرانی در نزدیکی بندر جده عربستان

  3. دادستان کشور‌: در برخورد با فساد با هیچ‌کس تعارف نداریم/ روز گذشته ۵ قاضی فاسد اخراج شدند

  4. فقط ۱۵۰۰ روانپزشک برای ۸۰ میلیون ایرانی/ وزارت بهداشت برنامه ندارد ؛ هیچکس هم مشکل روانی ندارد!

  5. اموال و دارایی ۲۵۰ هزار مدیر زیر ذره بین قانون/ شفافیت این بار نتیجه می‌دهد؟

  6. وکیل حسین فریدون: موکلم بی‌گناه است/ هر کسی که در دادگاه محکوم می‌شود گناهکار نیست/ دنبال مسائل دیگری هستند

  7. اردوغان مغرور و خشکاندن چشمه صلح / از متهم شدن ترکیه به حمایت از داعش تا حمله به سوریه ...

  8. رحم کن، تا به تو رحم شود

  9. وقتی ۱۳۴ دامپزشک با سهمیه پزشک می شوند/ ناطق نوری؛ کاتالیزور وحدت یا افتراق اصولگرایان/ انتقاد تند یک اصلاح طلب از صحبت های روحانی درباره شورای نگهبان

  10. سخنگوی هیات رئیس مجلس: محرمانگی اطلاعات مالی شامل همه مسئولان است

  11. واکنش شهرداری تهران به اعتراض کارمندان مترو

  12. طرح فروش اقساطی ۳ محصول سایپا + جدول

  13. فرزندان سردار نقدی کجا هستند؟

  14. جزئیات جدید از ۳ اقدام هسته‌ای ایران در ۳ هفته آینده

  15. سخنگوی قوه قضائیه: با قصور دستگاه‌ها در انجام وظایف خود برخورد میکنیم

  16. تغییر در سیاست خارجی آمریکا، اسرائیل را در برابر ایران تنها گذاشته است

  17. توضیحات دادستانی درباره بستن سایت‌های دانلود فیلم

  18. مقام نیروهای دموکراتیک سوریه: نگهداری از اعضای داعش دیگر اولویت کردها نیست/ فرار خانواده‌های داعشی از یک اردوگاه

  19. پیامک جالب پلیس برای عضو شورای شهر

  20. هالیوود زنان را چهار برابر عریان‌تر از مردان نشان می‌دهد

  21. واکنش مدیرعامل شرکت مترو به اعتراضات کارکنان: کارگران باید تابع قانون باشند/ نیرویی را تعدیل نمی‌کنیم

پربحث‌های هفته

  1. یک عکس؛ یک شرح | زخم‌های تبر ‌درمان هم می‌خواهد ...

  2. حضور زنان در ورزشگاه‌ها و مطالبه ما از دولت

  3. جایگاه بانوان آزادی حفاظ کشی شد (عکس)

  4. دفاع از یک اشتباه؛‌ چرا؟!

  5. انتقاد از مجازات خفیف دختر پورشه سواری که گفت: کشتم که کشتم، دیه‌اش را می‌دهم

  6. بی‌بی‌سی: ایران یک‌میلیون و 300 هزار «برده» دارد!

  7. چالش انتظار در مطب پزشکان/چرا مردم اینقدر نسبت به حقوق خود بی‌تفاوتند؟

  8. یک عکس؛‌ یک شرح | آفریدگار کماندار و تیرهایی رو به آینده! ...

  9. پیشنهاد لاریجانی به رئیسی و روحانی برای محرمانه ماندن اطلاعات مالی مسئولان

  10. طرح نمایندگان برای حذف زبان انگلیسی از برنامه مدارس

  11. حذف یارانه مالکان خودروهای بالای ۲۰۰ میلیون تومان

  12. بازخوانی تبلیغ انتخاباتی روحانی - رئیسی و قضاوت به وقت امروز

  13. شوخی کاربران فضای مجازی با پراید

  14. شکار بزرگ سپاه/ روح الله زم سرشبکه آمدنیوز دستگیر شد

  15. بانوان پرشور، ملی‌پوشان قدردان و تلاش ناکام برای فتنه‌گری

  16. آفساید پرکن های وطنی! نگاهی به حادثه لردگان

  17. انفجار در نفتکش ایرانی در دریای سرخ/ اطلاعیه شرکت ملی نفتکش/ هیچ حریقی رخ نداده و خدمه همگی سالم‌اند

  18. سبد معاش از ۸ میلیون تومان گذشت + نمودار

  19. جزئیات حمله موشکی به نفتکش ایرانی در نزدیکی بندر جده عربستان

  20. دادستان کشور‌: در برخورد با فساد با هیچ‌کس تعارف نداریم/ روز گذشته ۵ قاضی فاسد اخراج شدند

  21. تصویری از نمای ویلای شبنم نعمت‌زاده

  22. سخنی با رئیس‌جمهور حقوقدان

  23. دیوار انحصار وکالت ترک برداشت

  24. جهانگیری: دغدغه ‌معیشتی مردم ‌را برطرف می‌کنیم

  25. آقای ظریف! اروپایی ها «ماشه» را چکانده اند اما بی صدا/ تاریخ نباید دوباره تکرار شود

آخرین عناوین