غافلگیرشدن و تاریخ ناشناسی و بی خبری تاریخی درعصر و عالمی که تا خرخره و بطرزخطرناک و نگران کننده وخطرخیز ودلهره آور، رها شده وافسارگسیخته و شتابان بسوی جهنمی از انواع بحران ها ، چالش ها، تنش ها، کشمکش ها و منازعات خونبار وخسارتبار ره می سپارد، همانقدر هلاکت باراست که تاریخ شناسی و ردیابی و رصد با دقت و مراقبت وهوشمندانه و هشیارانه تحولات وتحرکات نهان وآشکاری که در لایه های درون و سویه های بیرون جامعه وجهان ما رخ می دهد؛ حیاتی و تعیین کننده و سرنوشت سازاست.
مهاجمان قاره غربی برای نخستین بارکه با کشتی هایشان به سرزمین ها و کرانه های تاریخ ، فرهنگ ،جامعه وجهان سرخپوستان لنگرمیافکندند؛ با اقوام و مردمان جامعه های قاره سرخپوستانی مواجهه می شدندکه طی هزاره های دیرینه و دیرپا سیرو مسیرتاریخ و فرهنگ و جامعه وجهان خود را پیموده بودند و همچنان میپیمودند.
آن ها اسب و ارابه و تفنگ و باروت مهاجمان را نداشتند؛ در اقلیم و عالم مدنی ومعنوی و زیرآسمان آیین ها واسطوره های خود زندگی می کردند وبرزمین تاریخ خود ره می سپردند. پیشینه و سرگذشت تاریخی وفرهنگی ونحوه زندگی خود را داشتند و زیست اقلیم وعالم خودرا از سرمی گذراندند. اقتصاد ومعیشت ونحوه زندگی و نظام های ارزشی و هنر و معماری و ساختاراجتماعی خود را پدیدآورده بودند و داشتند.
اسپانیایی های قاره غربی، این ها همه را ندیدند.شاید درست و دقیق تراین است که گفته شود؛ نمی خواستند که ببینندتا باخاطری آسوده ترو خشونت بیشتر وسنگدلانه و بی رحمانه تر سرخپوستان بومی که صاحبان خانه بودند و سرزمینی که سرزمین آن ها بود و هزاره ها ریشه درخاک میراث خود داشتند؛ قتل عام کنند.
به همین دلیل هم نخست آن ها را از فهرست نوع بشرخارج کردند؛ سپس بی ملاحظه و افسارگسیخته وسنگدلانه آن ها را کشتارجمعی کردند. این چنین امپراطوری های آزتک ها واینکاها درکمتراز چنددهه قتل وغارت وتخریب ونسل کشی با سلاح های گرم و قساوت مهاجمان نابود شدند و روی اجساد تکه تکه شده و آثارتاریخ و فرهنگ بومیان، موزه های مدرن شان را مهاجمان و غاصبان بنیاد نهادند.
درمنطقه ها وسرزمین های شمالی قاره سرخپوستان یا امریکای شمالی اکنون، نسل کشی ها بسیاربیرحمانه تربود وجمعیت های بومی قاره ،چونان بوفالو های حیات وحش شکارو طعمه و دریده و کشته و نابود شدند.آنچه برای مهاجمان وغاصبان ،کشف بود و دنیای جدید،برای صاحبان خانه تخریب و قتل عام ومحو ونابودی بود! این چنین ایالات متحده روی اجساد بومیان سرخپوست و افریقاییانی که بردگان سیاه و مهاجرانی بودند که به زورو اجبار از زادگاه و سرزمین ریشه های خودکنده و به تحقیر به سرزمین جدید آورده و افکنده شده بودند؛بنیاد پذیرفت.
آن میراث و عقبه و کارنامه سیاه بی رحمی و قساوت و خشونت و تهدیدبه تجاوز ولشکرکشی وتسخیرسرزمین هاو تعرض به کشورها و چنگ افکندن و غارت منابع حیاتی ملت ها مرحله به مرحله جهانی تر و جهانی ترو نهادینه تر ونهادینه ترشد.
ثبات وقدرت سیاسی و رونق و رفاه اجتماعی و اقتصادی و سیطره و سیادت و سروری بیشتر وبیشتررا برای اربابان و امپراطوری های مدرن وبی ثباتی و تبعیض و فقرو فلاکت وتحقیر و ذلت پذیری نهادینه شده ی غم انگیز را برای کشورها و جامعه ها وجمعیت های مرعوبِ اربابان مستکبر ونژادپرست مدرن بدنبال داشته است! و این ها در ذیل نام آزادی ، دموکراسی ،حقوق بشر، پیشرفت، توسعه و رفاه! ارزش هایی که بنامشان و در ذیل نام شیرین و دلنشین و فریب ناک و سحرآمیزشان چه جنایت ها که اربابان دنیای مدرن و امپراطوری های استکباری نوبنیاد عصر وعالم مدرن نکرده و چه خون ها که بر زمین تاریخ نریخته اند و می ریزند !
اینک که کوس رسوایی واژگون و وارونه شده شان بصدا در آمده است؛ برای آن که بمانند و بیشتر و بیشتر جامعه و جمعیت های میلیاردی سیاره زمین را فریب دهند ؛ جنون گرفته و افسار گسیخته دست به هر جنایتی می زنند که بمانند.
آن خدای مرده وایمان مدفون مدرنیته دیروز، اینک با دست ودامنی پرازاجسادآن سنت ومیراث خدای مرده و مدفون با سحره فرعونی و گوساله پرستی سامری وگوساله پرستان سامری همدستش، سودای تسخیرسیاره زمین را درسردارد و جامعه ها وجمعیت های سیاره زمین را تهدید به نابودی می کند!
دچارغفلت و خطای تاریخی عظیم و جبران ناپذیرشده ایم اگر ترامپ را یک فرد یا یک رئیس نظام سیاسی و رئیس جمهور یک کشور ببینیم .
در زیرآستین آلوده به جنایت و خون او ، روان ورفتاربیمار وپریشان او ذهن و فکرآشفته وآشوبناک او زبان گزنده و پریشان گوی او وجدان تهی از اخلاق و ادب وآداب زندگی او، جان فاسد و پلشت او چهره نازیبا واهریمنی او تفرعن و قارون صفتی افسارگسیخته او جریان های اهریمنی تراز او باندهای تبهکارترِبسیارتر وبیمارترو روان پریش و فریبکارترو سودا زده تر و افزون خواه و قارون صفت تر از نهان کاری و فریبکاری ودغلبازی شان اینک که از مخفیگاه های زیرین تاریخ سربرکشیده اند؛ آشکارترو برهنه تراز پیش ،درنده و بی ملاحظه و افسارگسیخته تراز بیش، وحشی و بی شرم وشرورتراز پیش ، جامعه و جهان ما را تهدید به تسخیر و تسلیم و نابودی می کنند!
و این ها همه چهره زشت و نازیبا و اهریمنی سرنگون و وارونه شده ارزش هایی ست که در ذیل نامشان امپراطوری های استکباری واستعماری واستحماری و نظام های سلطه نوظهور ونوپدیدمدرن در قاره و منطقه های غربی تاریخ ،هربارکه سودای تسخیرسرزمین ها و تعرض و تجزیه کشورها و غارت منابع حیاتی جامعه ها وجمعیت های سیاره زمین را درسرداشته اند؛ در ذیل نامشان؛ بی رحم و بی ملاحظه ،دست به چه جنایت های بزرگ که نزده اند و چه جوی های خون که در جامعه وجهان بشری ما در ارض تاریخ کشورها و ملت ها جاری نکرده و نریخته اند و چه کشتارها ونسل کشی های بیرحمانه را با تمسک به ایدئولوژی های نژادپرستانه باطلشان مرتکب نشده و براه نیانداخته اند!
آن ابراهام لینکلنی که علیه تبعض نژادی جنگید اینک ناوگان تهدید وتجاوزی که نام او را برپیشانیش نهاده اند برای غارت منابع حیاتی کشورها و ملت ها وتسخیر و تجزیه سرزمین ها با صدها جت و بمب افکن و خلبانان وکماندوی های کشورش به فرمان رئیس دولت و حاکمان کشورش و با زیرپا نهادن قانون اساسی که اوبرایش جنگید اینک هزاران مایل آن سوترمرزهای زادگاهش در سواحل کشورهای دیگرلنگرگرفته است و آماده تجاوز وتعرض به کشورهای دیگر و غارت منابع حیاتی ملت های دیگراست!
تهدید به تعرض و تسخیر و تسلط برمنابع حیاتی سرزمین ها و کشورهائی که تسلیم نمی شوند و از حقوق خود از منابع حیاتی خود از یکپارچگی کشورخود در برابر تهدید ارتش مهاجم به دفاع بپاخاسته اند .چنین است وارونگی و واژگون شدن ارزش هایی که اوبرایش جنگید و چنین است واژگون کردن و واژگون دیدن قانون اساسی که اوبرای تدوینش جنگید.
غفلت و غافلگیرشدن وبی خبری تاریخی وبی خبرماندن از خیزش ها وریزش های فکری و مدنی ومعنوی و تحولات بی سابقه ونوظهور ونوپدیدی که در قاره و منطقه های غربی اتفاق می افتاد. برای جامعه ایرانی ما نیز چنان که برای بسیاری از جامعه ها وجمعیت های سیاره زمین، غافلگیرکننده و پرهزینه بود. تاوانش هم بسیار سنگین وسهمگین بود.
همچنان پرهزینه و سنگین، تاوان آن غفلت و غافلگیرشدن وبی خبرماندن وبی خبری تاریخی وتاریخ ناشناسی را می پردازیم.
سالی که بپایانش نزدیک می شویم سالی متعارف ومعمولی در تاریخ ملک وملت ما نیست .برهه ای بغایت حساس، بغایت دشوار،بغایت مهم و سرنوشت ساز و مرزی و حیاتی درتاریخ مُلک و ملت ومیهن ماست.
سرزمین ها به وفور و فراوانی دام ها ودانه هایشان به وسعت و پهنای جغرافیایشان مهم نیستند.به خیزش های بزرگی که مردمان آن سرزمین ، دراندیشه در آگاهی در نحوه بودن و زیستن و حضور انسان در جهان در حیات مدنی و معنوی جامعه ها بپاکرده اند و تاثیری که برزیست اقلیم و عالم انسانی ما نهاده اند؛ مهم اند. تقدیرتاریخ ما، جامعه و جهان ایرانی ما در قلب یکی از تاثیر گذارو سرنوشت سازترین منطقه های جغرافیای تاریخ، فرهنگ ، جامعه وجهان بشری رقم خورده است.
در ده هزاره اخیر،کمترسرزمینی را در جغرافیای تاریخ ،فرهنگ، جامعه وجهان بشری می یابید، تقدیرتاریخ مردمانش بطرز نفسگیر در قلب تحولات و منازعات تاریخی ولشکرکشی های بزرگ بیگانگان و برآمدن وبدرشدن سلسله ها و خیزش وریزش سنت های فکری و دینی و مدنی ومعنوی ،رقم خورده باشد و همچنان هویت خود را چونان یک ملت چونان یک اقلیم وعالم فکری ومعنوی واعتقادی چونان نوعی از اندیشه و خرد و حکمتِ زندگی، حفظ کرده باشد و به حیاتش ادامه داده باشد. یک تاریخ ، فرهنگ ، جامعه و جهان زنده ، یک اقلیم و عالمی از ارزش های اصیل وریشه ای وسرچشمه ای و متعالی و اخلاقی ومعنوی که درآن مرزهای میان پاکی و پلیدی، اخلاق نیک و بد، راستی و دروغ ،داد وبی داد ، زیست عزتمندانه و شرافتمندانه و ذلیلانه وحقیرانه ، زیبایی و زشتی در طلوعگاه تاریخ نبوی اش چونان مرز میان روشنایی وتاریکی شفاف و ریشه ای و سرچشمه ای و در ابعادی تکوینی وهستی شناختی از هم تفکیک شده است؛ فریب دادن وبزیرکشیدنش آنقدر آسان نیست که گمان برده اند.اصلا" شدنی نیست که ابلهانه پنداشته اند .
آن سنت ومیراث معنوی و آموزه های متعالیِ نبوی در برهه ها و بزنگاه های خطرخیز وخطرناک تاریخی هربارکه از لایه های زیرین تاریخ ملت ما وجدان جمعی و ایمان مردم ما به حضور فراخوانده شده است.چه اعجازها که نکرده است و حتی در آوردگاه نابرابرترین نبردها و دست وپنجه فشردن با اهریمن خو ترین دشمنان مصداق چه " اِنّا وفتحنا لک فتحا" مبینا" که نبوده است.
این بارنیز در این آوردگاه نابرابر بردشمن فراز خواهد آمد؛ انشاءالله!ایستادن و سینه ایمان وپایمردی را دلاورانه و پهلوانه در دو آوردگاه، در دوسنگر با دو دشمن شرورتا بُن دندان مسلح و مجهزبه انواع سلاح های گرم ونرم و کشتارجمعی ، ایستادن و دلاورانه و پهلوانانه و بی ترس و بی هراس سینه ایمان را ستبر و استوار سپرگرفتن و قامت نخوت فرعونی و هیمنه هراسناکِ ابوالهولی او را شکستن و از قله به درّه افکندن، یک پیروزی متعارف ومعمولی نیست.
یک فتح الفتوح متعارف ومعمولی هم نیست. فردای تاریخ ، جامعه وجهانی را قلم و رقم زده ای که از آنِ توست و تو مصداق کلمه زکیه شجره طیبه حقی هستی که در وصفت قرآن فرمود: "لاتحزنوا و لاخوف علیهم " و شایسته و آیت کلمه مبارکه قرآنی هستی مژده" یحبهم و یحبونه" به تو داده شده است.
نبردی هرچند سخت و پرهزینه و بهایش سنگین و ایستادن در میانه آوردگاهی هرچند سهمگین و تاوانش هرچند بس گران، اما آن چه بکف می آید بسیارگرانبهاتراست ومیراثش مانا ترو باقی تر! و پیروزی یعنی آنچه بکف می آوری بسیارگرانبهاتر وگوهرین ترو مانا و ماندنی تراز آنچه از کف داده ای.هرچند جان های پاکی که ازکف می روند گرابنهایند اما این ها همه برای چه و برای که؟!
برای وبخاطر ودر راه آن که وآنچه که از این ها همه که گرانبهایند بس گرانبهاتر وگوهرین تراست. شکستن هیمنه دو دشمن بغایت شرورو فریبکار و ریاکار و بدسابقه با کارنامه ای سیاه از جنایت و آدمکشی و تجاوز وتخریب و تعریض و تحریم کشورها و تحقیر و تخفیف و تضعیف و تذلیل ملت ها کاریست کارستان و فتح الفتوحی عظیم است.
آشکار و آفتابی شدن چهره های زشت و اهریمنی و تبهکارطراحان و برنامه ریزان انجیلی- صهیونی و دجال های آخرالزمانی در یک جامعه وجهان مرعوب و مسحور و مقهور امپراطوری شروران تنهایک پیروزی نیست گام آغازین است بسوی درهم شکستن ستون فقرات دروغ و فریب و فریبکاری و ریاکاری و تحقیر و ارعاب جامعه ها و جمعیت های سیاره زمین.
فرازآمدن بر گوساله پرستی سامری و گوساله پرستانی است که این بار هزاران گوساله زیرین و بت نژاد و نژادپرستان را درکارنامه سیاه نسل کشی و فلسطینان و مردمان منطقه را در بغل دارند و به پشتیبانی نظام های زورگو و جنایت پیشه و افزون خواه جنایت می کنند و خون می ریزند و بیش از این هم خواهند ریخت.
چنین است که می بینیم با واژگون و وارونه شدن نظام های ارزشی مدرنیته و تهی شدن معنایشان ، در ذیل نام بی مسما و فریب ناکشان ،امپراطوری های استکباری و وحشی قاره غربی سودای تسخیر سیاره زمین را در سرنخوت خود دارند و هرجا که گام نهاده اند نه آزادی ، نه دموکراسی نه اخلاق نه رفاه نه امنیت نه ثبات نه رونق ورمق اقتصادی و اجتماعی که بردگی و فقر و فساد و تباهی وتبهکاری و تفرقه افکنی و نفاق ارمغانشان بوده است وهویت سازی های موهوم ودستکاری های تاریخی و فرهنگی و اعتقادی و تاریخ سازی های جعلی برای جامعه ها و کشورها و ملت های برده وبنده ارباب. والبته بمدد و با همدستی و هسویی و همکاری وهمراهی دانش آموخته های تاریخ ناشناس کشورهای برده ی اربابان مدرن!



