یکی از سیاست هایی که دولتمردان آمریکایی طی دهه های اخیر در قبال ایران به صورت ویژه در دستورکار داشتهاند این مساله بوده که آن ها به نحوی در رابطه با کشورمان موضع گیری و حرف می زنند که با واقعیتهای میدانی تفاوت های جدی دارد. در حقیقت، دولتمردان آمریکایی همواره در مورد ایران مواضع عوامفریبانه اتخاذ میکنند تا از این رهگذر، به اقدامات نامشروع خود علیه کشورمان مشروعیتبخشی کنند. این جنس از سیاست قویا از سوی رسانه های همسو با جهان غرب نیز پیگیری و حمایت می شود. موضوعی که سبب شده همواره نوعی تصویر و روایتِ مخدوش و تحریف شده از ایران، از سوی جهان غرب به افکار عمومی دنیا تزریق شود.
در این راستا و در بحبوحه اوجگیری مجدد درگیری ها میان ایران و آمریکا، یک بار دیگر شاهد نمایش این رویکرد آمریکایی ها بوده ایم.
مارک روبیو وزیر خارجه آمریکا به تازگی در گفتگو با خبرنگاران مدعی شده که آمریکا به دنبال تغییر نظام سیاسی در ایران نیست بلکه سعی دارد تا یک ایرانِ عاری از سلاح های هسه ای را ببیند! این ادعا در بطن خود از سه منظر یک فریبکاری بزرگ است.
اول اینکه مگر طبق توافق برجام، خودِ دولت آمریکا و آژانس بین المللی انرژی اتمی و بازرسان آن، بارها و بارها تایید نکردند که ایران هیچ حرکتی به سمت ساخت تسلیحات اتمی انجام نمی دهد و در این رابطه صرفا متمرکز بر قابلیتهای غیرنظامی است؟ پس چرا ترامپ در دولت نخست خود از این توافق خارج شد؟ و چرا با وجود چنین توافقی که تایید می کرد ایران نیتی برای ساخت تسلیحات اتمی ندارد، اکنون مدعی است که باید شیوه ای دیگر را، در قالب بمباران مردم کشورمان در پیش گیرد تا از عدم دستیابی ایران به سلاح های هسته ای مطمئن شود؟ آیا بهتر نبود آمریکایی ها بر توافق برجام و ادامه حیات آن اصرار می ورزیدند!؟
نکته دوم اینکه واقعیت این است که طرف آمریکایی طی روزها و ماه های اخیر هر کاری که می توانسته انجام داده تا به زعم خود موجب سقوط نظام سیاسی کشورمان شود. با این حال، مشکل کار آن این است که قادر نیست این سناریو را محقق کند. از این رو، مارک روبیو نیز هدف اعلامی دولت آمریکا را عدم دستیابی به تسلیحات اتمی معرفی می کند تا از شرمساری شکست کاخ سفید در محقق کردن دستورکار اصلیاش که همان ساقط کردن نظام سیاسی ایران است، کاسته شود. اساسا افرادی نظیر ترامپ و لیندسی گراهام، در نخستین ساعات آغاز جنگ رمضان به صریحترین شکل ممکن گفتند که به دنبال سقوط نظام سیاسی ایران ظرف مدتی کوتاه هستند. اما این مساله محقق نشد و رسوایی آن برای ترامپیست ها ماند.
و مساله سوم اینکه مگر آمریکا در قالب جنگ 12 روز مدعی نابودی کل توانمندی های هسته ای ایران نشد؟ حال چرا لازم دید جنگ رمضان را راه بیندازد تا توان اتمی ایران را نابود کند؟ و چرا پس از پایان جنگ رمضان که آن هم با هدفِ ادعایی نابودسازی قدرت هسته ای ایران آغاز شد، وزیر خارجه این کشور می گوید ما هنوز به دنبال نابودی توان هسته ای تهران هستیم!؟




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.