حمله به خارگ هزینه سنگینی برای آمریکا خواهد داشت

  4050501109

به گزارش الف روزنامه النهار در بررسی احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران نوشت :با ادامه حملات آمریکا علیه ایران، جنگ وارد مرحله‌ای از فرسایش شده است؛ مرحله‌ای که در آن هر طرف تلاش می‌کند طرف مقابل را متقاعد کند ادامه جنگ هزینه‌ای سنگین‌تر از پایان دادن به آن خواهد داشت.


تغییر الگوی حملات آمریکا در روزهای اخیر، از هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی به پل‌ها، جاده‌ها و پایانه‌های حمل‌ونقل در جنوب ایران، نشانه‌ای از ورود جنگ به مرحله‌ای جدید است.

 


این تحول پرسش‌های متعددی را مطرح می‌کند؛ از جمله اینکه آیا هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و کند کردن جابه‌جایی نیروها و روند امدادرسانی، علاوه بر ارزش نظامی، می‌تواند زمینه را برای یک عملیات زمینی نیز فراهم کند؟ در نگاه نخست، چنین به نظر می‌رسد که واشنگتن در تلاش است قدرت مانور نظامی ایران را کاهش داده و از گسترش آن جلوگیری کند.


ایران و حفظ توان موشکی و پهپادی


حملات آمریکا در روزهای گذشته بر چند محور متمرکز بوده است؛ نخست هدف قرار دادن پل‌ها در استان هرمزگان، سپس حمله به ایستگاه راه‌آهن بندرعباس و همچنین آسیب زدن به جاده‌های اصلی که سواحل جنوبی ایران را به مناطق داخلی متصل می‌کنند. این در حالی است که پایگاه‌های سپاه پاسداران، سامانه‌های پدافند هوایی و دیگر زیرساخت‌های نظامی نیز همچنان در فهرست اهداف قرار دارند.


با وجود خسارت‌هایی که ایران در این حملات متحمل شده، باید توجه داشت که این کشور همچنان بخش قابل توجهی از توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده و نیروهایش را در امتداد سواحل خلیج فارس پراکنده کرده است. همین موضوع می‌تواند علت تغییر تمرکز آمریکا به سمت شبکه حمل‌ونقل و پشتیبانی را توضیح دهد؛ زیرا این شبکه ستون فقرات تداوم عملیات نظامی محسوب می‌شود.


بی‌تردید، این تغییر از یک منطق نظامی مشخص ناشی می‌شود؛ منطقی که بر این اساس، کارآمدی سامانه‌های نظامی تنها به حجم تسلیحات وابسته نیست، بلکه به توانایی انتقال نیرو، تجهیزات و ذخایر نیز بستگی دارد.


هرچه جنگ طولانی‌تر شود، اهمیت جاده‌ها، پل‌ها و خطوط راه‌آهن برای انتقال مهمات، سوخت، قطعات یدکی و جابه‌جایی نیروها میان پایگاه‌های مختلف بیشتر خواهد شد.


این معادله در جنوب ایران اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند؛ زیرا پایگاه‌های دریایی، لانچرهای موشکی و انبارهای تسلیحاتی در طول صدها کیلومتر از سواحل خلیج فارس، عمدتاً در تأسیسات زیرزمینی مستقر شده‌اند.


توان مانور سپاه پاسداران نیز بر شبکه‌ای از مسیرهای حمل‌ونقل استوار است که امکان جابه‌جایی سریع سکوهای پرتاب، قایق‌های تندرو و پهپادها را از مناطق بمباران‌شده و بازگرداندن آنها به چرخه عملیات در مدت کوتاه فراهم می‌کند.


از این رو، هدف قرار دادن پل‌ها صرفاً به معنای افزایش حجم تخریب نیست؛ بلکه اقدامی برای مختل کردن روند عملیات است.


در عمل، اگر پلی که دو محور اصلی را به یکدیگر متصل می‌کند آسیب ببیند، نیروها ناچار خواهند شد از مسیرهای طولانی‌تر و پرترافیک‌تر استفاده کنند؛ مسئله‌ای که هم انتقال نیرو و تجهیزات را به تأخیر می‌اندازد و هم امکان رصد و هدف قرار گرفتن آنها را افزایش می‌دهد.


با تکرار چنین حملاتی، شبکه حمل‌ونقل که پیش‌تر یکی از عناصر قدرت نظامی بود، به تدریج به نقطه ضعف تبدیل شده و عملیات نظامی را بیش از پیش به سمت فرسایش سوق می‌دهد.


این رویکرد ریشه در دکترین نظامی آمریکا در جنگ‌هایی مانند عراق و صربستان دارد؛ جایی که در مرحله‌ای مشخص از جنگ، زیرساخت‌هایی هدف قرار گرفتند که امکان ادامه نبرد را برای طرف مقابل فراهم می‌کردند. این تجربه نشان داد که نابودی تجهیزات، به‌تنهایی برای از بین بردن توان عملیاتی دشمن کافی نیست.


اهمیت این تغییر زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم بخش عمده اهداف کنونی در اطراف تنگه هرمز قرار دارند؛ منطقه‌ای که به مرکز ثقل این جنگ تبدیل شده است.


قایق‌های تندرو سپاه از همین منطقه عملیات خود را آغاز می‌کنند و سامانه‌های موشکی ساحلی نیز از آنجا پشتیبانی می‌شوند. سپاه نیز با تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز، تلاش می‌کند معادله بازدارندگی خود را در خلیج فارس حفظ کند.


از نگاه واشنگتن، کاهش توان ایران برای جابه‌جایی نیرو و تجهیزات در این منطقه، به اندازه نابودی خود سکوهای پرتاب اهمیت دارد؛ زیرا هرگونه تأخیر در انتقال مهمات، سوخت یا نیروهای کمکی، مستقیماً بر سرعت عملیات دریایی اثر گذاشته و توان تهران برای حفظ فشار نظامی در تنگه هرمز را محدود می‌کند.


چرا بحث عملیات زمینی مطرح شده است؟


تغییر بانک اهداف در روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌های فراوانی را در محافل نظامی درباره احتمال حرکت آمریکا به سمت یک عملیات زمینی محدود در جنوب ایران ایجاد کرده است.


البته تاکنون هیچ مقام آمریکایی از چنین تصمیمی سخن نگفته است، اما هم‌زمانی سه عامل این فرضیه را تقویت می‌کند: نخست، اظهارات دونالد ترامپ که تأکید کرده «عملیات هنوز تمام نشده است»؛ دوم، گسترش حملات به اهداف لجستیکی و زیرساختی؛ و سوم، گزارش‌هایی که از علاقه آمریکا به جزیره خارک حکایت دارند.


البته این سناریو به معنای اشغال گسترده ایران نیست؛ زیرا هرگونه نفوذ به خاک ایران هزینه‌های سیاسی و نظامی بسیار سنگینی خواهد داشت و ممکن است جنگ را وارد مرحله‌ای کند که کنترل آن دشوار باشد.


از همین رو، بیشتر تحلیل‌ها بر احتمال عملیات در یک محدوده جغرافیایی محدود متمرکز است؛ عملیاتی که هدف آن یا تسلط بر یک گره راهبردی، یا محروم کردن ایران از استفاده از آن در بازه‌ای مشخص خواهد بود.


جزیره خارک در رأس این سناریو قرار دارد؛ زیرا این جزیره شریان اصلی صادرات نفت ایران است و نقشی فراتر از اهمیت اقتصادی ایفا می‌کند. خارک یکی از مهم‌ترین منابع تأمین مالی دولت ایران و سپاه پاسداران در طول جنگ محسوب می‌شود و هرگونه تسلط بر آن یا از کار انداختن تأسیساتش، ضربه‌ای مستقیم به توان مالی و عملیاتی تهران وارد خواهد کرد.


از این منظر، هدف قرار دادن پل‌ها و مسیرهای ارتباطی در هرمزگان می‌تواند بخشی از آماده‌سازی میدان نبرد برای عملیات‌های گسترده‌تر باشد؛ زیرا پس از فرسایش خطوط ارتباطی ساحل، کنترل یا محاصره هر نقطه از این منطقه آسان‌تر خواهد شد.


با این حال، احتمال دیگر آن است که این حملات صرفاً با هدف افزایش هزینه‌های جنگ برای ایران و ایجاد اهرم فشار در مذاکرات انجام می‌شود، بدون آنکه آمریکا قصد ورود به یک جنگ زمینی را داشته باشد.


در شرایط فعلی، این سناریوی دوم واقع‌بینانه‌تر به نظر می‌رسد. دولت آمریکا همچنان مایل است عملیات خود را به عنوان کارزاری برای تضعیف توان نظامی ایران و تأمین امنیت ناوبری بین‌المللی معرفی کند، زیرا هرگونه حضور زمینی، واشنگتن را وارد تعهداتی بلندمدت خواهد کرد که خروج از آنها آسان نیست و در عین حال، این فرصت را در اختیار تهران قرار می‌دهد که جنگ را به عنوان دفاع از تمامیت ارضی کشور در برابر اشغال خارجی به تصویر بکشد؛ روایتی که می‌تواند به جای تضعیف انسجام داخلی، آن را تقویت کند.


پاسخ ایران چه خواهد بود؟


در مقابل، این تحول، ایران را نیز ناچار می‌کند گزینه‌های نظامی خود را مورد بازنگری قرار دهد.


همان‌گونه که مشاهده می‌شود، هر زمان حملات آمریکا به سمت زیرساخت‌ها متمایل شده، پاسخ ایران نیز با افزایش حملات موشکی و پهپادی همراه بوده و بانک اهداف خود را به سمت زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی و اقتصاد گسترش داده است.


همچنین تهران هشدار داده است که در صورت ادامه حملات آمریکا به زیرساخت‌های ایران، تأسیسات نفت، گاز و برق منطقه نیز می‌توانند در معرض حمله قرار گیرند.


ایران چندین ابزار برای پاسخ در اختیار دارد که هر کدام پیامدها و مخاطرات خاص خود را دارند. بستن تنگه هرمز همچنان مؤثرترین گزینه برای ایجاد فشار بر اقتصاد جهانی است، اما در عین حال بالاترین سطح تنش را نیز به همراه دارد؛ زیرا می‌تواند زمینه مداخله گسترده‌تر آمریکا و برخی کشورهای خلیج فارس را فراهم کرده و به واشنگتن بهانه‌ای برای تشدید حملات علیه زیرساخت‌های دریایی ایران بدهد.


به همین دلیل، به نظر می‌رسد تهران ترجیح دهد به جای بستن کامل تنگه، با مدیریت سطح تهدید و هدف قرار دادن برخی کشتی‌ها، فشار خود را حفظ کند.


از سوی دیگر، انتقال بخشی از فشار به باب‌المندب از طریق انصارالله، فضای مانور بیشتری در اختیار ایران قرار می‌دهد؛ زیرا بر تجارت جهانی اثر می‌گذارد، در حالی که فاصله میان تصمیم تهران و اجرای میدانی حفظ می‌شود. هرچند آمریکا بیش از گذشته عملیات این گروه را مستقیماً به ایران نسبت می‌دهد و همین مسئله، به تدریج این حاشیه مانور را محدودتر می‌کند.


مرحله‌ای جدید از جنگ


حملات آمریکا به جاده‌ها و پل‌ها نشان می‌دهد که واشنگتن وارد مرحله‌ای شده است که در آن، پیش از نابودی کامل توان نظامی ایران، تلاش می‌کند ظرفیت جابه‌جایی و تحرک آن را مختل کند.


بر همین اساس، فرضیه عملیات زمینی همچنان احتمال محدودی دارد و تا زمانی که حملات هوایی بتوانند اهداف مورد نظر را محقق کنند، ورود به چنین مرحله‌ای چندان محتمل به نظر نمی‌رسد؛ به‌ویژه آنکه تسلط بر جزیره خارک هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر از عملیات‌های کنونی خواهد داشت.


با این حال، ادامه آماده‌سازی جغرافیای نبرد، گسترش دامنه هدف‌گیری‌ها و افزایش فشار نظامی، چه با هدف تقویت اهرم مذاکرات و چه برای ارسال پیام بازدارندگی، همچنان یکی از گزینه‌های قابل تصور در روند تحولات آینده این جنگ خواهد بود.

*****

بسیاری از تحلیلگران نظامی ورود زمینی آمریکا به ایران را به دلیل دسترسی ایران به نیروی نظامی و انسانی آمریکا نامحتمل میدانند 

ضمن اینکه ایران بارها اعلام کرده که خارگ در صورت تصرف توسط آمریکایی‌ها به باتلاقی برای آنها  مبدل خواهد شد

 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین