نام دیوید ممت در تئاتر معاصر آمریکا مترادف است با دیالوگهای تندوتیز، ریتم شکسته و نگاهی بیرحم به سازوکار قدرت، پول و فریب. ممت از دهه ۱۹۷۰ با زبانی خاص و موسیقایی وارد صحنه شد؛ زبانی که بعدها به «ممتاسپیک» (Mamet-speak، «سبک گفتاری ممت») مشهور شد: جملات نیمهتمام، مکثهای عصبی، تکرارهای وسواسگونه و گفتوگوهایی که بیشتر میدان نبردند تا تبادل نظر. او وارث سنت رئالیسم آمریکایی است، اما آن را به قلمرویی خشنتر و بیپردهتر میبرد؛ جایی که اخلاق اغلب قربانی معامله میشود.
موفقیت ممت با نمایشنامههایی چون «بوفالوی آمریکایی» و بهویژه «گلنگری گلنراس» تثبیت شد؛ آثاری که نهتنها جوایز مهمی چون پولیتزر را برایش به ارمغان آوردند، بلکه اقتباسهای سینمایی موفقی نیز از آنها ساخته شد. جهان ممت، جهان فروشندگان، دلالان، کلاهبرداران و مردانی است که در اتاقهای بسته، با کلمات به جان هم میافتند. او همچنین در سینما با فیلمهایی چون «خانه بازیها» و «زندانی اسپانیایی» نشان داد که دغدغه فریب و بازیهای ذهنی، محدود به صحنه تئاتر نیست.
نمایشنامههای ممت در ایران نیز بارها روی صحنه رفتهاند و با استقبال مخاطبان جدی تئاتر مواجه شدهاند؛ از اجرای «گلنگری گلنراس» گرفته تا دیگر آثارش که بهواسطه ترجمههای دقیق و وفادار، امکان مواجهه مستقیم با جهان سرد و بیرحم او را فراهم کردهاند. در این میان، ترجمههای شهرام زرگر سهم مهمی در معرفی درست زبان و لحن ممت به فارسیزبانان داشته است.

نمایشنامه «فاوستوس» اثر ممت، که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، اثری است متفاوت در کارنامه او؛ متنی که در آن به سراغ یکی از کهنترین اسطورههای ادبیات غرب میرود: افسانه فاوست. این اسطوره که پیشتر در شاهکار «فاوست» اثر یوهان ولفگانگ فون گوته و نیز در نمایشنامه «دکتر فاوستوس» از کریستوفر مارلو جاودانه شده بود، همواره بستری برای تأمل درباره میل انسان به دانش، قدرت و جاودانگی بوده است. ممت اما این روایت را از منظر خاص خود بازخوانی میکند.
در «فاوستوس» ممت، با روایتی فشرده و دیالوگمحور مواجهیم که بیش از آنکه به جلوههای ماورایی تکیه کند، بر سازوکار اغوا تمرکز دارد. فاوستِ ممت، دانشمندی است سرخورده و خسته از محدودیتهای انسانی؛ مردی که میخواهد از مرزها عبور کند. اما آنچه این متن را معاصر میکند، نه صرفاً حضور شیطان، بلکه منطق معامله است: همهچیز قابل خرید و فروش است، حتی روح.
ممت اسطوره فاوست را به میدان همیشگی خود میبرد: اتاق گفتوگو، جایی که دو نفر روبهروی هم مینشینند و با کلمات، سرنوشت را رقم میزنند. شیطان در این نمایشنامه، بیش از آنکه هیولایی ترسناک باشد، مذاکرهکنندهای زیرک است؛ کسی که میداند چگونه خواستههای پنهان را آشکار کند و ضعفهای انسانی را به قرارداد بدل سازد. این نگاه، «فاوستوس» را به اثری درباره سرمایهداری متأخر نیز تبدیل میکند؛ جهانی که در آن، ارزشها به قیمت تقلیل مییابند.
اهمیت «فاوستوس» در کارنامه ممت از چند جهت قابل توجه است: نخست آنکه او با ورود به قلمرو اسطوره، نشان میدهد زبان و جهانبینیاش محدود به رئالیسم شهری نیست. دوم آنکه این متن، چکیدهای از دغدغههای فکری اوست: آزادی، اختیار، ایمان و مسئولیت فردی. ممت که در سالهای بعد به مباحث فلسفی و دینی نیز پرداخت، در این نمایشنامه پرسشی بنیادین را پیش میکشد: اگر انسان آزاد است، پس چرا چنین آسان تن به معامله میدهد؟
از نظر اجرایی، «فاوستوس» متنی است بازیگرمحور؛ تکیه آن بر کشش دیالوگ و تنش روانی است، نه دکورهای پرزرقوبرق. همین ویژگی سبب شده که در صحنههای مختلف جهان، با رویکردهای مینیمالیستی اجرا شود. در ایران نیز ترجمه شهرام زرگر امکان مواجههای جدی با این متن را فراهم کرده است؛ ترجمهای که تلاش میکند ضرباهنگ و ایجاز زبان ممت را حفظ کند و در عین حال، آن را برای مخاطب فارسیزبان قابل لمس سازد:
فاوستوس: در این دوزخِ خاکی، که ما، به طنز «جهان»اش مینامیم. دو فیلسوف، دو افسونگر – هر دو در جستوجوی شگفتی. چنین است آیا؟
مگوس: تو، سرورم، از رهِ بینش؛ و من، از رهِ فریب!
«فاوستوس» را میتوان تأملی بر وسوسه همیشگی انسان دانست: میل به فراتررفتن، حتی به بهای از دستدادن خویشتن. ممت، برخلاف برخی روایتهای رمانتیک، چندان به شکوه تراژیک قهرمان نمیپردازد؛ او بیشتر به لحظه تصمیم علاقهمند است، به آن ثانیهای که فرد میگوید «بله» و سرنوشتش تغییر میکند. در این نگاه، فاجعه نه در دخالت نیروهای اهریمنی، بلکه در انتخاب انسانی ریشه دارد.
و در آخر میتوان اینگونه پنداشت که، «فاوستوس» دیوید ممت نمایشی است درباره مسئولیت. درباره اینکه هیچ قراردادی بدون امضا منعقد نمیشود و هر امضا، آگاهانه یا ناآگاهانه، پیامدی دارد. ممت با زبانی موجز و بیرحم، اسطورهای کلاسیک را به زمانه ما میآورد و یادآوری میکند که شیطان، شاید بیش از آنکه در بیرون باشد، در میل سیریناپذیر ما به قدرت و برتری لانه کرده است.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.