ترس و تهدیدهای ترامپ

گروه تعاملی الف،   4041203057 ۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
ترس و تهدیدهای ترامپ

گروه تعاملی - دکتر مصطفی آب روشن 

در معادله پرتنش تهران–واشنگتن، آنچه بیش از جنگ بزرگ محتمل به نظر می‌رسد، سناریوی ضربه بزرگ اما محدود است؛ عملیاتی در قالب ترور هدفمند یا حمله نقطه‌ای که بتواند بدون ورود به جنگ کلاسیک، موازنه را تغییر دهد.

تاریخ رفتار امنیتی ایالات متحده نشان می‌دهد که مذاکره لزوماً مترادف با صلح‌طلبی نیست؛ گاه میز گفت‌وگو به کارکردی اطلاعاتی و ارزیابانه تقلیل می‌یابد یعنی سنجش میزان عزم، ترس، خطوط قرمز و ظرفیت پاسخ طرف مقابل. در این چارچوب، گفت‌وگو می‌تواند پوششی برای خرید زمان، تکمیل آرایش نظامی در منطقه و آماده‌سازی افکار عمومی باشد.

اگر احتمال وقوع جنگ کلاسیک را پایین بدانیم، احتمال عملیات‌های فوق‌سری یا حذف فیزیکی چهره‌های کلیدی به‌مراتب بالاتر است؛ گزینه‌ای که هم در جعبه‌ابزار امنیتی واشنگتن وجود دارد و هم با روحیه تصمیم‌گیری دونالد ترامپ همخوانی دارد، اما همزمان از واکنش زنجیره‌ای تهران هراس دارد. به همین دلیل است که صحنه‌ای شبیه به چانه‌زنی با اسلحه روی میز در مسقطِ عمان شکل می‌گیرد نه شلیک قطعی، نه عقب‌نشینی کامل.

اگر برآوردهای امنیتی در واشنگتن به این جمع‌بندی برسد که هزینه یک ترور بزرگ، قابل مدیریت و در حد سلسله‌اقدامات پیشین است، تردیدی در اجرای آن نخواهد کرد؛ زیرا از منظر محاسبه‌گرایانه، این گزینه نسبت به جنگ فراگیر، کم‌هزینه‌تر و قابل‌کنترل‌تر جلوه می‌کند. در این میان، شکاف راهبردی میان واشنگتن و تل‌آویو قابل اعتناست. از نگاه بنیامین نتانیاهو، اکنون بهترین زمان برای وارد آوردن ضربه‌ای سنگین به زیرساخت‌های ایران است؛ ضربه‌ای که به زعم او می‌تواند امنیت اسرائیل را برای دهه‌ها تضمین کند و هرگونه مذاکره را صرفاً اتلاف وقت بداند. اما از سوی دیگر، دونالد ترامپ و حلقه نزدیکانش جنگ تمام‌عیار را آخرین گزینه می‌بینند. هدف ترامپ پیروزی کم‌هزینه و کوتاه مدت است؛ توافقی که یا ایران را بدون جنگ به پذیرش شروط وادارد، یا اگر کار به تقابل کشید، بتوان آن را به‌عنوان جنگی تحمیلی و ناگزیر به افکار عمومی عرضه کرد.

این تفاوت اولویت‌ها به شکل‌گیری یک بازی دوگانه انجامیده است از یک‌سو ارسال سیگنال‌های بازدارنده به ایران از طریق افزایش فشار امنیتی اسرائیل، و از سوی دیگر باز گذاشتن درِ مذاکره برای توافق. به بیان روشن‌تر، تهدید اسرائیل به اهرم چانه‌زنی آمریکا بدل می‌شود؛ پیامی غیرمستقیم که می‌گوید اگر با واشنگتن معامله نکنید، مهار تل‌آویو دشوار خواهد بود. در این صحنه، اسرائیل مایل است بازی را با مشت تمام کند، اما ترامپ ترجیح می‌دهد حریف را به گوشه رینگ ببرد تا سند امتیازگیری را امضا کند و آن را به‌مثابه مدالی سیاسی عرضه کند.

آمریکا نه به‌دنبال اشغال ایران است و نه تمایل دارد وارد جنگی شود که سال‌ها طول بکشد و تلفات انسانی گسترده بر جای بگذارد؛ به‌ویژه در شرایطی که هدف، مهار است نه فتح، از این منظر، یک حمله پهپادی یا سایبری به مرکز حساس، کارکرد تبلیغاتی و بازدارنده بیشتری دارد تا اعزام ده‌ها هزار سرباز به منطقه. در نتیجه، میز مذاکره بیش از آنکه میز توافق باشد، می‌تواند اتاق انتظار تصمیم سخت تلقی شود. واشنگتن ابتدا می‌آزماید که آیا می‌توان بدون توسل به حذف فیزیکی یا ضربه نظامی محدود به نتیجه رسید یا خیر؛ اگر پاسخ منفی باشد، گزینه‌های پرریسک‌تر بررسی می‌شود، اما همچنان در سطحی پایین‌تر از جنگ فراگیر منطق تصمیم‌سازی در چنین وضعیتی مبتنی بر محاسبه احتمالات است اگر ترور یا حمله محدود انجام شود، امکان دارد ایران به واکنشی نمادین بسنده کند و از گسترش جنگ پرهیز نماید؛ اما آغاز جنگ مستقیم تقریباً به‌طور قطع به درگیری گسترده می‌انجامد.

بنابراین، از دید برنامه‌ریزان آمریکایی، آزمودن گزینه‌های ارزان‌تر و سریع‌تر عقلانی‌تر از ورود فوری به سناریویی است که می‌تواند کل منطقه را شعله‌ور کند. با این حال، این محاسبه یک متغیر تعیین‌کننده دارد آن هم اراده و الگوی پاسخ ایران در واقع تهران با ارسال مداوم این پیام که هر ضربه کوچک، پاسخی بزرگ خواهد داشت می‌کوشد هزینه همان گزینه اولیه یعنی ترور بزرگ را چنان افزایش دهد که اساساً از دستور کار خارج شود. اگر آمریکا به این جمع‌بندی برسد که حتی یک عملیات محدود می‌تواند به جنگی غیرقابل‌کنترل بینجامد، به طریق اولی از جنگ تمام‌عیار نیز صرف‌نظر خواهد کرد. بنابراین، میدان اصلی نه در خطوط مقدم جنگ، بلکه در عرصه ادراک و بازدارندگی شکل گرفته است؛ جایی که هر طرف می‌کوشد دیگری را متقاعد کند که آستانه تحملش پایین‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. آینده این تقابل، بیش از آنکه به آرایش تانک‌ها وابسته باشد، به کیفیت این بازی ذهنی و به میزان باورپذیری تهدیدها گره خورده است.

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۱۶۱۹۵۳۱۴:۳۱:۲۸ ۱۴۰۴/۱۲/۳
در جنگ 12 روز مماشات نمی کردید و حسابی دشمن را ادب می‌کردید الان حتی جرات حرف حمله را نمی داشتند
ناشناس۴۱۶۱۹۵۹۱۴:۴۳:۴۲ ۱۴۰۴/۱۲/۳
جنگ واقعی رخ بدهد زیاد طول نمی کشد چون آمریکا و نوچه ها مهمان هستند اینجا
ناشناس۴۱۶۱۹۶۰۱۴:۴۴:۳۵ ۱۴۰۴/۱۲/۳
اگر با تهدیدات ترامپ درخواست های او را اجابت کنیم در حالیکه گفته هیچ امتیازی هم نمی دهد و فقط جنگ نمی شود بارهای دیگر هم با تهدید خواسته های خود را می گیرد و این سیر ادامه خواهد داشت
ناشناس۴۱۶۱۹۸۰۱۵:۱۶:۰۲ ۱۴۰۴/۱۲/۳
مذاکرات برای همین هست
ناشناس۴۱۶۱۹۶۱۱۴:۴۴:۵۰ ۱۴۰۴/۱۲/۳
ترامپ اجماع جهانی علیه ایران نداره که نیروی زمینی بفرسته ضمن اینکه ایران دشمن همسایه نداره و مشکل ترامپ فقط نیروی زمینی هست
ناشناس۴۱۶۱۹۶۲۱۴:۴۶:۵۳ ۱۴۰۴/۱۲/۳
ترامپ همان است که در تقابل با یمن وقتی 2 فروند اف 18 خود را از دست داد دست از پا درازتر نیروهایش را برگرداند

نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین