«نظرم عوض شد» نویسنده: جولین بارنز، ترجمه میثم محمدامینی، فرهنگ نشر نو در فضیلت عقب نشینی!

حمیدرضا امیدی سرور،   4041015053 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۱ تکراری یا غیرقابل انتشار

به تازگی مجموعه‌‌ی پنج جستار خواندنی از جولین بارنز تحت عنوان «نظرم عوض شد» با ترجمه ای مقبول و پاکیزه توسط میثم محمدامینی به فارسی درآمده و به همت نشر نو وارد بازار کتاب شده است، کتابی کوچک و کم حجم که می‌تواند برای علاقمندان این نویسنده بزرگ معاصر، بسیار مجذوب کننده باشد

در فضیلت عقب نشینی!

«نظرم عوض شد»

نویسنده: جولین بارنز

ترجمه: میثم محمدامینی

ناشر: فرهنگ نشر نو، چاپ اول، ۱۴۰۴

۷۶صفحه، ۱۲۰ هزار تومان

 

***

 

بی‌شک برای همه ما اتفاق افتاده است که گذر زمان، تجربه‌های زیست فردی و اجتماعی و یا کسب دانش و آگاهی از طریق مطالعه موجب تغییر نظرمان درباره مسایل مختلف شده باشد. فیلمی که روزگاری شاهکار تصور می کردیم، در زمانی دیگر متوسط و حتی ضعیف جلوه کند، نویسنده‌ای بزرگ در نگاه ما، به نویسنده‌ای بسیار معمولی بدل شود، دیدگاه سیاسی مقبولمان چنان اعتبارش را نزد ما از دست دهد که از آن آشکارا پرهیز کنیم و… حقیقت این است که تغییر دیدگاه پدیده‌ای آشنا برای همه ماست، اما بسیاری از ما درک درستی نسبت به چیستی آن نداریم. جولین بارنز در کتاب کوچک «نظرم عوض شد» در چند جستار بسیار جذاب و خواندنی به این پدیده جذاب پرداخته است.

جولین بارنز را اغلب با رمانهای معروفش می‌شناسند، رمانهای او در ایران نیز با اقبال قابل توجهی روبه‌رو شده‌اند از این رو به یکی از مشهورترین رمان نویسان معاصر جهان در ایران بدل شد است: درک یک پایان، آرتور و جورج، الیزابت فینچ، فقط یک داستان، هیاهوی زمان و …. اما جولین بارنز علاوه بر داستان نویسی دستی هم در جستار نویسی دارد: چشم پاینده، عکاسی، بالون سواری (عشق و اندوه) از جمله مجموعه جستارهایی است که به قلم او پیش از این به فارسی برگردانده شده است. 

به تازگی نیز مجموعه‌‌ی پنج جستار خواندنی از نویسنده تحت عنوان «نظرم عوض شد» با ترجمه ای مقبول و پاکیزه توسط میثم محمدامینی به فارسی درآمده و به همت نشر نو وارد بازار کتاب شده است، کتابی کوچک و کم حجم که می‌تواند برای علاقمندان این نویسنده بزرگ معاصر، بسیار مجذوب کننده باشد.

این پنج مقاله با عناوین خاطرات، کلمات، سیاست، کتاب‌ها، سن و زمان، جستارهایی کوتاه هستند که در ابتدا برای استفاده در یک برنامه ادبی در رادیو تهیه شده بودند که بعد از آن به شکل مقالاتی خُرد در در این کتاب کوچک گرد آمده‌اند و از قضا برخورداری از چنین شأن نزولی باعث شده است این جستارها از یک نظم و ارتباط درونی برخوردار گردند که نه تنها کنار هم قرار گرفتن آن‌ها در قالب یک کتاب را توجیه که جذاب هم می سازد. جستارهایی که قرار است در پنج زمینه‌ی خاطرات، کلمات، سیاست، کتاب‌ها، سن و زمان، به موضوع مهم و کلیدی تغییر عقیده بپردازد. پدیده‌ای که بی گمان هر یک از ما نه فقط در حوزه های بالا که در دیگر زمینه‌ها نیز می‌توانیم تجربه کرده باشیم و به همین دلیل نیز اثر حاض، ظرفیت آن را دارد که با مخاطبانی از طیف های مختلف ارتباط برقرار کند.

بارنز، تاکنون قریب به پانزده اثر داستانی منتشر کرده و نویسنده ای‌ست باتجربه و آگاه به قدرت کلمات: «من به کلمات، به توانایی آن‌ها در بازنمایی اندیشه، تعریف حقیقت، و خلق زیبایی، عمیقاً باور دارم. به همان اندازه آگاهم که کلمات دائماً برای اهداف متضاد استفاده می‌شوند: برای مبهم‌کردن حقیقت، تحریف اندیشه، دروغ، افترا، و تحریک نفرت.» از این منظر، فردِ خردمند باید بتواند اشتباهات خود را ببیند و دیدگاهش را عوض کند. بااین‌حال، همان‌طور که بارنز خود می‌پرسد، این عبارت چقدر عجیب است: «من نظرم را تغییر دادم». این «من» که نظرِ خود را عوض می‌کند کجا است، گویی سواری است که اسب را با زانوهایش کنترل می‌کند؟»

از خواندنی‌ترین بخش‌های کتاب جستاری است که بارنز درباره تغییرات عقیده‌اش، نسبت به ای.ام. فورستر صحبت می کند. پس از عمری که فورستر را به خاطر محافظه‌کاری‌اش تحقیر می‌کرد، سرانجام به او روی آورد و نویسنده‌ای «خرابکار» و «به طرز لذت‌بخشی غیروطن‌پرست» و شوخ‌طبع را کشف کرد. بارنز این تجربه را «لذتِ اثبات‌شدنِ اشتباه» توصیف می‌کند. همچنین، او اکنون معتقد است که ژرژ سیمنون (نویسنده‌ پلیسی فرانسوی) باید برنده‌ جایزه نوبل می‌شد. این بازخوانی‌ها و تجدیدنظرها، نشان‌دهنده‌ آمادگی بارنز برای به چالش‌کشیدن داوری‌های ادبی پیشین خود است؛ اگرچه هنوز برای تغییر نظر درباره نویسندگانی چون سال بلو و دی.اچ. لارنس کاملاً آماده نیست.

او در بخش سیاست، با لحنی نیمه‌شوخی اعتراف می‌کند که در زندگی‌‌اش به شش حزب مختلف رأی داده، اما در عین حال اصرار دارد که مواضع سیاسی‌اش ثابت مانده‌اند! چرا؟ چون این بریتانیا است که تغییر کرده است: «کسی که باورهای سیاسی‌اش ثابت مانده، با دورشدن مرکز از او، خود را بیشتر به سمت چپ متمایل یافته است.» جستارهای این کتاب با توجه به اینکه برای ارایه به صورت رادیویی تهیه شده بودند، از زبانی موجز و روشن برخوردارند اما این باعث نشد که بینش‌های ارزنده‌ بارنز به آن‌ها راه نیافته باشد. بارنز در نوشتن این جستارها، از پرداختی ادیبانه بهره برده و در عین حال دست روی نکاتی می گذارد که نه‌تنها نشانگر کشش او نسبت به ایده‌هایی جدید است، بلکه بازتاب دهنده نگاه جسور و جستجوگر اوست. این کتاب در‌واقع مجالی است فرصتی است برای تأمل بارنز درباره‌ فضیلت «عقب‌نشینی» و بازاندیشی در باورهای قدیمی در پرتو شواهد و تجربیات جدید زندگی. اثری که نباید فرصت و لذت خواندن آن را از دست داد.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین