احتمالا اگر از بینندگان شبکههای تلویزیونی باشید نمایش مضحک کنکوری این شبکهها را دیده اید. یک دکوراسیون جذاب رنگی با یک مجری خوش زبان که حرص و جوشش را میزند تا نقش خود را برای متقاعد کردن شما به خرید محصولات فلان موسسهی کنکور به بهترین شکل ممکن ایفا کند، زیرا فروش بیشتر یعنی پورسانت بیشتر برای جناب مجری.
سپس مشاور کنکور برنامه که حتی یک رتبه زیر هزار در کارنامهی کاری اش دیده نمیشود، با دعوت از یک رتبهی برتر کنکور اجاره ای، مشاورههای خود و فیلمهای آموزشی موسسه را دو عامل اصلی موفقیت آن رتبهی برتر اعلام میکند.
در ادامه رتبهی برتر کنکوری که در ازای دریافت مبالغ قابل توجهی به اجاره این موسسه درآمده است نیز که با فضای استدیو بیگانه است به تعریف و تمجید از آن موسسه میپردازد. سپس این نمایش فریبنده با شعبده بازی یک فرد در نقش دبیر کنکور ادامه مییابد و ایشان نیز با حل سریع چند تست به شما که حسابی از کارش حیرت کرده اید میگوید: همین حالا به فلان شماره پیامک بزنید تا بخشی از فیلمهای ما را به رایگان دریافت کنید.
اما در پشت پردهی این نمایش جذاب چه اتفاقاتی میافتد و این نمایش چگونه کارگردانی میشود؟ چند تن از رتبههای برتر کنکور که مدتی با تعدادی از این موسسات همکاری بسیار نزدیک داشته اند و تمایلی هم ندارند تا نامشان منتشر شود از پشت پردهی برنامههای تبلیغاتی این موسسات میگویند.
دختر جوانی که بقول خودش ۲۱ سال سن دارد میگوید: من دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران هستم. نمیدانم با چه مجوزی به موسسات کنکور اجازه داده اند تا در داخل دانشکده پزشکی تبلیغ کنند. پوسترهای تبلیغاتی آنها برای دعوت از رتبههای برتر کنکور در همه جا دیده میشود. اولین بار تبلیغ یکی از ناشرین کتابهای کنکور را روی در و دیوار دانشکده دیدم و بخاطر مشکلات مالی برای همکاری با آنها تماس گرفتم. ابتدا به من کلی وعده و وعید دادند که اگر اجازه بدهی نامت را در سایتمان به عنوان یکی از رتبههای برتر موسسه منتشر کنیم و چند مصاحبه نیز در حمایت از کتابهای کنکورمان داشته باشی ما هم تو را در طول دوران تحصیل در دانشگاه بورسیه کرده و حمایتت میکنیم.
متاسفانه آنها بعد از آنکه از من عکس، مصاحبه و فیلم تبلیغاتی گرفته و در مجله، کانال تلگرام و سایتشان منتشر کردند با ناجوانمردانهترین شکل ممکن مرا کنار گذاشتند. بعدا از طریق سایر دوستان متوجه شدم که اینها مشابه این رفتار را با رتبههای برتر دیگری هم داشته اند.
سپس به پیشنهاد یکی از هم رشتهای هایم با موسسهی کنکوری آشنا شدم که کارش تولید فیلمهای آموزشی کنکور بود. او میگفت: در آن موسسه به رتبههای برتر خیلی اهمیت میدهند. بطوریکه علاوه بر حقوق ثابت ماهیانه، برای شرکت در هر برنامه تبلیغاتی تلویزیونی، ۵ میلیون تومان دریافت کرده است که این رقم در برابر پولی که من از آن ناشر کتابهای کنکور دریافت کرده بودم بسیار بالا بود. به همین دلیل کارم را در این موسسه شروع کردم.
در ابتدا وظیفه من این بود که بچههای کنکوریای که با موسسه تماس میگرفتند یا بصورت حضوری مراجعه میکردند را ترغیب کنم که همهی بستههای آموزشی ما را خریداری کنند، حتی اگر دانش آموزی میگفت: مثلا من فقط فیلمهای درس عربی را میخواهم من سعی میکردم تا به روشهای مختلف او را متقاعد کنم تا فیلمهای همهی درسها را بخرد، زیرا هرچه فروش بیشتری میداشتم، پورسانت من هم بیشتر میشد.
سرویس ارسال پیامک یا وسیلهای برای جمع آوری اطلاعات
این دانشجوی پزشکی در ادامه گفت: زمانی که برای آن ناشر کنکور که آزمونهای آزمایشی نیز برگزار میکند، کار میکردم متوجه شدم که آنها به روشهای مختلف اطلاعات شناسنامهای و تحصیلی دانش آموزان مدارس را جمع آوری میکنند تا بلافاصله بعد از کنکور از اطلاعات بچههایی که موفق به کسب رتبه شده اند به عنوان رتبههای برتر خود استفاده کنند. سپس این اطلاعات را در سایت خود منتشر میکنند و اگر دانش آموزی اعتراض کند با ارسال یک هدیه یا پرداخت مبلغی رضایت او را جلب مینمایند.
من هم به مدیر موسسهی جدیدی که در آن مشغول بکار شده بودم پیشنهاد دادم تا ما هم چنین سیستمی را راه اندازی کنیم. البته سیستم ما به اینصورت بود که مثلا مشاور یا استاد کنکور در برنامه تلویزیونی موسسه میگفت که تخفیف ویژهای برای شما دانش آموزان عزیز در نظر گرفته ایم فقط کافی است که همین الان به ما پیامک زده و اعلام کنید که کلاس چندم هستید تا یک بخش از فیلمهای آموزشی ما را به دلخواه خود بصورت رایگان دریافت نمایید. البته این فقط ظاهر کار بود، اما ما با اینکار بظاهر ساده ابتدا بچهها را به ارسال پیامک ترغیب میکردیم و سپس اطلاعات شناسنامهای و تحصیلی آنها را جمع آوری میکردیم تا زمانیکه نتایج کنکور اعلام میشود با تکیه بر آن اطلاعات و منابعی که در اختیار داشتیم به دروغ بگوییم که اینها شاگردان ما بوده اند، حال آنکه این بچهها اصلا از ما محصولی خریداری نکرده بودند و حتی آن بستههای رایگانی را هم که قولش را داده بودیم برای همه ارسال نمیکردیم.
ناکامی در جذب مشاورین تحصیلی موفق
پسر جوانی که دانشجوی سال چهارم مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف است نیز گفت: من سه سال مدیر داخلی یکی از این موسسههای پخش فیلمهای کنکوری بودم.
یکی از سیاستهای موسسه ما جذب سه مشاور طراز اول کنکور بود. البته آنها اصلا زیر بار پیشنهادات میلیاردی موسسه نمیرفتند، زیرا اصولا اعتقادی به این فیلمهای آموزشی نداشتند. ضمن اینکه آنها مشاورین موفق و بزرگی هستند و حاضر نمیشدند زیر نظر کسی کار کنند. در حال حاضر هم این سه مشاور کنکور در رنکینگ جدید اعلام شده از سوی روزنامه پرتیراژ آسیا در صدر بهترین مشاورین تحصیلی قرار دارند.
به همین دلیل مجبور بودیم به سراغ مشاورین تحصیلی درجهی دو و سه برویم که بهترین نتایج دانش آموزانشان فقط کسب چند رتبه چهار رقمی بود. اما برای جبران این نقیصه و بالا بردن ارزش و اعتبار این مشاورین، به پیشنهاد مدیر موسسه با چند رتبه برتر به توافق مالی رسیدیم تا آنها با حضور در برنامههای تلویزیونی موسسه به دروغ بگویند که موفقیت شان، حاصل تلاشهای این مشاوران و دی وی دیهای ما بوده است. اینکار علاوه بر افزایش اعتبار مشاورین، باعث میشد تا بینندگان به آنها اعتماد کرده و به توصیههای آنها برای خرید بستههای آموزشی عمل کنند.
دبیران طراز اول کنکور شیوه هایشان را لو نمیدهند
دختر دانشجوی دیگری که در رشته دندانپزشکی دانشگاه شهیدبهشتی تحصیل میکند در گفتگو با ما گفت:: به نظرم هیچ شغلی به اندازه تدریس کنکور نمیتواند درآمدزا باشد. دبیران طراز اول، هم قیمتهای پیشنهادی شان برای همکاری با موسسه بسیار بالا بود و هم میگفتند اگر هم بخواهیم در تهیه بستههای آموزشی تان همکاری کنیم از روشهای دیگری برای تدریس استفاده میکنیم و به هیچ وجه حاضر نیستیم شیوههای اصلی مان را در اختیار عموم قرار دهیم.
البته آنها حق داشتند، زیرا نمیخواستند با علنی کردن تجربیات و داشتههای ارزشمندشان، جایگاه بسیار خوب خود را که سالها برایش زحمت کشیده بودند از دست بدهند.
به همین خاطر همیشه تعداد کمی از دبیران مطرح حاضر به همکاری میشدند، آنهم با این شرط که شیوههای اصلی تدریس خود را لو ندهند و همین کار را هم میکردند. البته ما با معلمهایی که طراز اول نبودند، هیچ مشکلی نداشتیم حتی بعضی از آنها حاضر بودند برای شرکت در برنامههای تلویزیونی و مطرح شدن خود به موسسه پول هم پرداخت کنند.
مجریان گرانقیمت
این دختر دانشجو میگوید: سالها پیش با یک قیمت معقول میشد برای برنامههای تبلیغاتی کنکور یک مجری خوب انتخاب کرد، اما اینروزها به دلیل رقابت شدیدی که بین برنامههای کنکوری صداوسیما وجود دارد مجریان این رسانه نیز قیمتهای خود را بالا برده اند به همین دلیل اگر دقت کرده باشید بعضی از موسسات قید مجریان معروف را زده اند و از کارمندان خود به عنوان مجری استفاده میکنند. البته ما بازخوردهای منفی بسیاری از دوستان و آشنایان خود داشتیم که میگفتند مجریهای معروف تلویزیون بطور کاملا تابلو و جانبدارانهای از شما تعریف میکنند در حالیکه مجری صرفا باید یک اجرا کنندهی بیطرف باشد.
آنها درست میگفتند: تعاریف بیش از حد و غیرواقعی مجریها باعث شده بود تا همگان متوجه شوند که اینها در ازای دریافت دستمزدهای بسیار بالا از موسسات کنکور تعریف میکنند.
حتی یک رتبه زیر ۲۰۰۰ هم نداشتیم
خانم جوانی که سال پنجم رشته پزشکی دانشگاه تهران را سپری میکند، گفت: در طی پنج سالی که با یکی از موسسات تولیدکننده فیلمهای آموزشی کنکور همکاری میکردم و مدعی است حرف آخر را در کنکور میزند حتی یک رتبهی زیر ۲۰۰۰ نداشتیم که از محصولات ما استفاده کرده باشد، به همین دلیل مجبور میشدیم تا به سراغ رتبههای برتر کنکور رفته و با پیشنهادات مالی آنها را به عنوان شاگردان خود جذب کنیم. البته متقاعد کردن رتبههای برتر کنکور کار آسانی نبود، زیرا تعداد زیادی از آنها که اصلا دوست نداشتند کسی بفهمد که کلاس کنکور رفته اند یا مشاور تحصیلی داشته اند.
برخی از آنها هم که از خانوادههای متوسط به بالای جامعه بودند و اصلا نیاز مالی نداشتند و یا از نظر اعتقادی حاضر نمیشدند که در برنامههای ما حاضر شده و به دروغ بگویند که از دی وی دیها و مشاوران کنکور ما استفاده کرده اند. فقط تعداد کمی از رتبهها که نیاز مالی داشتند قبول میکردند که در برنامههای ما شرکت کنند که جذب این دسته از رتبهها هم کار سادهای نبود، زیرا هر موسسهای که پیشنهاد بهتری میداد، این رتبهها نیز به سمتش گرایش پیدا میکردند، اما من بخاطر ارتباطات خوبی که در دانشکده پزشکی داشتم، توانستم چند نفر از این رتبههای برتر را جذب برنامههای تبلیغاتی موسسه کنم.
سوء استفاده از احساسات
خانم جوانی که در رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف تحصیل میکند نیز میگوید: یادم هست مدیر جایی که در آن کار میکردم و مدام شعار میداد که کنکور آسان است، چندین بار یک رتبهی برتری را به برنامههای تلویزیونی موسسه فرستاد که عمویش زمان جنگ تحمیلی در جبهه شهید شده بود. ایشان به مشاور کنکور میگفت: «سعی کن تا میتوانی از ماجرای عموی شهید این شخص صحبت کنی، زیرا مردم ما به شهدا خیلی اهمیت میدهند و اینکار باعث میشود تا آنها احساسیتر شوند و همین کار برگ برندهی ما برای افزایش فروش محصولاتمان است.»
البته این نکته را بگویم که این رتبهی برتر، اصلا شاگرد موسسه ما نبود و حتی یک دی وی دی هم نخریده بود، بلکه فقط حاضر شده بود با یک قرارداد چندمیلیون تومانی با ما همکاری کند.
دروغی تحت عنوان کسب رتبههای برتر با معدل پایین
یکی از رتبههای برتر کنکور سالهای گذشته که اکنون در رشته دندانپزشکی دانشگاه تهران تحصیل میکند نیز گفت: من فقط یک سال توانستم در یکی از این برنامههای کنکور که خود را گزینه چهار کنکور میدانست دوام بیاورم. زیرا آنها به هر وسیله غیراخلاقی و زشتی برای افزایش فروش خود متوسل میشدند. به عنوان مثال یکی از کارهای نادرست آنها این بود که بچههایی را به برنامه هایشان میبردند که مثلا با معدلهای بسیار پایین در رشتههای پرطرفدار دانشگاه تهران یا صنعتی شریف قبول شده اند. اما واقعیت چیز دیگری بود.
به عنوان مثال یک روز از یکی از رتبههای برتر کنکور که معدلش نزدیک بیست بود خواستند تا به دروغ در یک برنامه تلویزیونی شرکت کند و بگوید که با معدل ده و آنهم در زمانی کمتر از ۹ ماه به کمک دی وی دیهای موسسه در رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شده است و یا فردی را که در رشته میکروبیولوژی یک دانشگاه غیردولتی تحصیل میکرد به عنوان دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران و آنهم با معدل تقریبی ۱۰ جا زدند.
خانمی که دانشجوی داروسازی دانشگاه تهران است نیز میگوید: در موسسهای که در آن کار میکردم یک روز با یک رتبهای که واقعا معدل نهایی اش پایین بود، قرارداد تبلیغاتی بستیم که بخود من میگفت: «من چهارسال پشت کنکور مانده ام، اما با ترمیم نواقص درسی ام توانستم امسال رتبهی خوبی کسب کنم».
اما عجیب بود که صاحب موسسه از او خواسته بود تا در برنامه تلویزیونی به این نکته اشاره نکند که چهارسال پشت کنکور مانده است و از مشاور کنکورمان میخواست طوری صحبت کند که انگار این شخص همان سال اول و با کمک فیلمهای آموزشی ما در کنکور موفق شده است.
درآمدهای میلیاردی
این دانشجوی رشته داروسازی در پایان افزود: «بیشتر مشتریان فیلمهای آموزشی کنکور موسسه ما را بچههای شهرستانی تشکیل میدادند و بچههای مراکز شهرهای بزرگ تمایل چندانی به خرید این بستهها نشان نمیدادند. هزینهی تبلیغات در صداوسیما بسیار بالاست، اما تا زمانی که من در آن موسسه کار میکردم به گفتهی بخش مالی و حسابداری موسسه، بطور میانگین در هر ماه ۵ میلیارد تومان فروش داشتیم که رقم بسیار بالایی بود.»
به نظر میرسد، نمایندگان محترم مجلس و مراکز تصمیم گیرنده در حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی میبایست با بهره گیری از اهرمهای قانونی، مانع از تبلیغات این موسسهها در رسانهای شوند که روزی قرار بود به وظیفه خطیر فرهنگ سازی و ترویج اخلاق و منش اسلامی بپردازد نه اینکه حامی مافیای کنکور و شیوههای تبلیغاتی فریبندهی آنها باشد.


