خنکای کولر فضای کوچکمان را در مقابل گرمای امروز که هر چه به وسط روز نزدیکتر میشویم، سوزانتر میشود، قابلتحمل کرده است. چند نفری در گوشه دنجی به گرمی در حال خوشوبش هستند، اما بقیه، فرصت را غنیمت شمرده و سر در گوشی، خود را در دنیای مجازی غرق کردهاند.
جلوی پیشخوان، گروهی مشغول بدهوبستان مدارک هستند. من پیش رویم برگهای دارم که نام موکل و وکیل بر آن درج شده؛ منتظرم تا با یک امضا، بر رسمی بودن توافقشان صحه بگذارم. برای مردم، این یک اتفاق خاص است، اما برای من، بخشی از روزمرگیِ شغلیام. با این حال، هنوز هم برایم دلهرهآور است؛ چرا که میدانم مالکیت، حساسترین و خطیرترین ویژگی انسان متمدن است و اینجا، نقطهای است که یک نفر حاصل یک عمر تلاشش را با یک امضا جابهجا میکند.
نگاهی به فروشنده خودرو که برای امضا پشت میزم آمده میاندازم. عکس کارت ملیاش با خودش نمیخواند. به شوخی میگویم: «این که تو نیستی!» آرام و بیحوصله میگوید: «مو کاشتهام. مشخصات ماشین را میدانم، فقط امضا بگیر.» سند را جلوتر هول میدهم، اما او حتی نگاهی به متن نمیاندازد.
شاید بپرسید چه ارتباطی میان عجله یک مراجع در دفترخانه من و این حواسپرتیهای مدرن وجود دارد؟ حقیقت این است که ما در عصر «توجههای تکهتکهشده» زندگی میکنیم و این، در حساسترین لحظات زندگیمان—یعنی پای امضای یک سند رسمی—خود را به شکل خطرناکی نشان میدهد.
خواندن یک سند یکصفحهای بیش از پنج دقیقه وقت نمیگیرد، با این حال، به ندرت دیدهام کسی با آرامش و تمرکز، سندی را بخواند که نتیجه یک عمر تلاشش در گروِ آن است. گوشیهای هوشمند، نوتیفیکیشنها و عادت به اسکرول کردن بیپایان، ما را از «حضور در لحظه» بازداشته است.
دنیل کانمن، روانشناس برنده نوبل اقتصاد، معتقد است توجه انسان سه شاخه دارد: توجه به خود، توجه به دیگران، و توجه به دنیای بیرون. ضعف در هر سه شاخه—که این روزها در صفها، مهمانیها و حتی جلسات کاری به وضوح دیده میشود—نه تنها ما را از همدلی بازمیدارد، بلکه تصمیمهای مالی و حقوقی ما را در معرض ریسکهای جبرانناپذیر قرار میدهد.
پژوهشگران علوم اعصاب، مانند مایکل پوزنر و مری روثبارت، تأکید دارند که «قوه توجه»، سامانه عصبی پیچیدهای است که آگاهی ما از جهان را شکل میدهد. و به قول آن تریسمان، دانشمند شهیر این حوزه: «آنچه میبینیم، به شیوه توجه کردن ما بستگی دارد.»
بنابراین، توجه نوعی «عضله مغزی» است. عضلهای که اگر ضعیف شود، نمیتوانیم داستان زندگیمان را تا انتها دنبال کنیم، عملکرد یک قرارداد را بسنجیم یا از پسِ خلق کردن برآییم.
عزیزان، امضای سند شوخیبردار نیست. بیایید بپذیریم که سردفتر در هنگام تنظیم سند، وکیل هیچکدام از طرفین نیست و وظیفه دارد بیطرف بماند. فرمتهای آماده سیستم، شاید همیشه مناسب حالِ خاصِ شما نباشند. سند را باید با «ششدانگ حواس» خواند. اگر امروز حوصله ندارید، یا به دلیلی تمرکز ندارید، ایرادی ندارد؛ امضا را به روز دیگری موکول کنید. سند را باید در سکوت و آرامش خواند و با آگاهی کامل امضا کرد. گوشی را کنار بگذارید؛ آن امضا، لحظه مهم زندگی شماست، نه یک رسم اداریِ ساده.
*سردفتر اسناد رسمی
چرا پای سندهایمان حواسمان پرت است؟
غلامرضا افضلی*، 4050708060



نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.