به گزارش روزنامه خراسان، گفت وگوی ما با حجت الاسلام والمسلمین دکتر خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی دارای دو بخش بود؛ ابتدا با دوربین و ضبط روشن و بخش دوم، زمانی که این تجهیزات باید خاموش می شدند. نه تنها با دکتر خسروپناه، بلکه اغلب گفت وگوها و نشست ها با مسئولان، چنین اقتضایی را می طلبد که جاهایی از مصاحبه، دوربین ها و ضبط ها باید خاموش شود. با این حال، گفت وگو با دبیرعالی ترین مرجع سیاستگذاری در حوزه های تخصصی علمی و فرهنگی از جهات گوناگون جذابیت و البته اهمیت دارد؛ به خصوص آن جا که او خود یک فیلسوف باشد. در عین حال ما در یکی از همین روزها در تحریریه خراسان، میزبان دکتر خسروپناه شدیم. او با حوصله و لطف و البته با صراحت و صداقت پاسخگوی سوالاتمان شد در گفت وگویی که بیش از دو ساعت زمان برد. با خسروپناه در بخش گفت وگوی رسمی، همان سوالات و دغدغه هایی را در میان نهادیم که شاید اگر شما هم بودید همان ها را انتخاب می کردید. مسائلی درباره حجاب، صدا و سیما، کنکور و حکمرانی فرهنگی در زمانه سخت امنیت و معیشت.
وقتی حکمرانان ما با بحرانها و مشکلات اقتصادی مواجه میشوند، اولین بخشی که به آن بیمهری میکنند و بودجهاش را کاهش میدهند یا قطع میکنند، بخش فرهنگ است.صداوسیما اگرچه در بخش هایی همچون سریال سازی موفق بوده اما باید در حکمرانی خود، بازنگری کند.
مسئله حجاب، با اقدامات انتظامی و سلبی درست نمی شود. در این موضوع به جای جرمانگاری، باید به سمت تخلفانگاری حرکت کنیم.

آقای دکتر، ضمن سپاس از این که دعوت ما را برای حضور در خراسان پذیرفتید. علاقه مندم برای سوال نخست به موضوع کلی «فرهنگ» در موقعیت امروز بپردازیم. در شرایطی که جامعه با مسائل سخت معیشتی، اقتصادی و تهدیدهای امنیتی و جنگی مواجه است، جایگاه فرهنگ کجاست؟ آیا در این شرایط پرداختن به فرهنگ اولویت دارد یا این که باید آن را به زمان دیگری موکول کرد و آیا حکمران فرهنگی اکنون وظیفه خودش را به درستی انجام می دهد؟
همانطور که امام شهید فرمودند، فرهنگ مثل هوا میماند که همه در آن تنفس میکنند؛ مثل روحی است که در کالبد جسم ساری و جاری است. اهمیت فرهنگ هم در دوران جنگ بالاست و هم در دوره پساجنگ به نظرم چند برابر میشود. در میدان نبرد، ۳۰ درصد ماجرا جنگ نظامی و ۷۰ درصد آن جنگ شناختی، جنگ فرهنگی و جنگ هویتی است. تاریخ ایران را که مطالعه کنید، هر موقع مسئولان از هویت و فرهنگ ایرانی-اسلامی برخوردار بودند، مردم هم همراهی کردند و در آن جنگها پیروز شدیم و هر جا تهی از این هویت بودیم شکست خوردیم. در همین جنگ تحمیلی اخیر که آمریکا و رژیم صهیونیستی به صورت مستقیم وارد نبرد با ایران اسلامی شدند، اگر این فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی نبود، هرگز آن اتحاد، همدلی و انسجام ملی شکل نمیگرفت. مردم به خیابانها آمدند و امدادرسان رزمندگان میدان شدند؛ این اتحاد و همبستگی ثمره مستقیم فرهنگ است. اما متاسفانه وقتی حکمرانان ما با بحرانها و مشکلات اقتصادی مواجه میشوند، اولین بخشی که به آن بیمهری میکنند و بودجهاش را کاهش میدهند یا قطع میکنند، بخش فرهنگ است. این یک خطای راهبردی است؛ چراکه اگر فرهنگ عمومی رشد کند، اساساً بسیاری از آسیبهای اجتماعی و حتی بار اقتصادی دولت کم میشود.
البته این را هم بگویم که دستگاههای فرهنگی ما متاسفانه دچار جزیرهای عمل کردن هستند و گاهی در خدمت جناحهای سیاسی اصولگرا یا اصلاحطلب قرار میگیرند. وقتی فرهنگ در خدمت سیاست حزبی قرار گرفت، از سیاست ملی و خدمت به نیازهای واقعی مردم بازمیماند و این یک آسیب جدی است.
جناب خسروپناه، از این مقدمه، اجازه بدهید به مسئله «حجاب» بپردازیم. همان طور که مطلع هستید، این مسئله اکنون در صدر موضوعات مورد بحث در کشور است ضمن این که ظاهرا در حوزه حکمرانی آن اختلاف نظرهایی نیز وجود دارد. اگر موافق باشید از قانون عفاف و حجاب شروع کنیم... از نظر قانونی و سیاست گذاری در سال های اخیر چه روندی طی شده و شورای عالی انقلاب فرهنگی چه نقشی ایفا کرده است؟
بعد از این که بر سر لایحه عفاف و حجاب میان مجلس و دولت اختلافنظر پیش آمد و قانون ابلاغ نشد، رهبر شهید، پرونده را به شورای عالی امنیت ملی ارجاع دادند و در نتیجه سایر شوراها منعی برای ورود ساختاری داشتند. البته شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشتر تمامی سیاستهای کلان را تصویب و ابلاغ کرده بود و هیچ خلاء سیاستی وجود نداشت. راهبری و هدایت این حوزه نیز قانوناً به وزارت کشور محول شد، نه اجرای مستقیم؛ زیرا شورا ابزار اجرایی، بودجه میدانی یا نیروی عملیاتی ندارد. در عین حال، اگرچه لازم نبود و فقط با ۷-۸ بند و ماده جدید، کار قانون جمع می شد اما مجلس ۱.۵ سال وقت گذاشت و متنی با ۷۴ یا ۷۵ ماده تدوین کردند که واقعا نیازی نبود و خب البته انجام شد و ان شاء ا... تلاششان مقبول باشد. پس از این که کار به شورای عالی امنیت ملی ارجاع شد، این شورا اقداماتی را صورت داد از جمله این که آن ها مواجهه مستقیم با مردم را در مسئله حجاب حذف کردند و با مواردی همچون ارسال پیامک به متخلفان پیگیری شد که به نظر اثرگذار و موفق هم بود.
به هیچ وجه یکسان نیست. ما باید مرز روشنی میان سبک زندگی و برهنگی سازمانیافته ترسیم کنیم. آخرین پژوهشها و پیمایشهای میدانی ما نشان میدهد قریب به اتفاق بانوانی که کشف حجاب کردهاند، هیچ لجاجتی با نظام و حاکمیت ندارند. این ناشی از زیستجهان و تحول در سبک زندگی فردی آنهاست. مواجهه با این بخش از جامعه، کاملاً معرفتی، اقناعی و از جنس تعامل فرهنگی است. حتی گاهی بانوانی که پوشش متفاوتی دارند به خود بنده مراجعه میکنند و با دغدغه میگویند که ما شهید دادهایم و چرا جلوی برخی وضعیتهای زننده گرفته نمیشود. در مقابل، عدهای به صورت نیمهبرهنه یا برهنه وارد معابر میشوند؛ این دیگر سبک زندگی نیست، بلکه حرکتی هدفمند برای ضربه زدن به هویت ایرانی و اسلامی است و حاکمیت نباید در برابر این جریان سازمانیافته بیتفاوت بماند.
آیا برای حل این پدیده زمانبندی مشخصی متصور هستید و سازوکار اجرایی آن باید چگونه باشد؟
اگر یک قرارگاه ملی حکیمانه تشکیل شود و از ظرفیت فضلای مؤمن و دانشگاهیان متخصص در جامعهشناسی و روانشناسی استفاده کنیم، کار با موفقیت پیش میرود. کسی که در خیابان بیهوش میشود، اطرافیان با نیت خیر دور او جمع میشوند اما اگر تخصص پزشکی نداشته باشند ممکن است با حرکتی اشتباه جان بیمار را به خطر بیندازند.
یعنی معتقدم نیاز به یک قرارگاه ملی بر اساس اقدامات علمی است. البته ما الان، هنوز در حال جنگیم. بنابراین خیلی تصمیمها باید حکیمانه و دقیق باشد. در حل این مسئله نباید عجله کنیم چون با عجله و بدون کار علمی، نتیجه مطلوب و موفق نخواهد بود.
نگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی موافق ورود نیروهای انتظامی به این موضوع است؟
در مورد فراجا بنده از ابتدا کاملاً مخالف ورود مستقیم نیروی انتظامی و رفتارهایی نظیر ونهای گشت ارشاد بودهام و این نگاه در میان اکثر اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی هم در دولت قبل و هم در دولت فعلی وجود دارد. نیروی انتظامی مظلوم ما اکنون روزانه در حال تقدیم شهید برای امنیت کشور است و بیش از دو هزار ماموریت برای این مجموعه تعریف شده است. دستگاههای اجرایی نباید کمکاریهای خود را به دوش پلیس بیندازند؛ پلیس تخصص کافی در همه حوزه ها را ندارد. ما باید به جای جرمانگاری، به سمت تخلفانگاری حرکت کنیم و از ابزارهای هوشمند و بازدارنده مانند تذکرهای پیامکی بهره بگیریم. همچنین اصلاح را باید به صورت مرحلهای از ادارات و دستگاههای دولتی آغاز کرد، سپس به شرکتهای خصولتی و نیمهدولتی برد و در نهایت به بخشهای عمومی و خصوصی تسری داد.
با توجه به این که در آستانه بازگشایی دانشگاه ها هستیم، شاید نبود تدبیر دراین رابطه، چالش هایی در فضای دانشگاهها پدیدار کند. در این خصوص تدبیری صورت گرفته است؟
درخصوص مسائل فرهنگی و امنیتی پساجنگ ازجمله مسئله عفاف و حجاب در محیط دانشگاهها جلسات متعددی با حضور وزرا و صاحبنظران داشتیم و تدابیر خوبی نیز تدوین شده است. وزیر علوم منشوری را تدوین کرده و بنا شد این منشور به صورت رسمی به روسای دانشگاهها ابلاغ شود و خود دانشگاهها با مدیریت داخلی کار را جلو ببرند. واگذاری مدیریت مسائل دانشگاه به دستگاههای خارج از محیط دانشگاه، منحل کردن مسئله است نه حل کردن آن. بله، اگر عوامل نفوذی و سازمانیافتهای وجود دارند که اساتید یا دانشجویان را تحریک میکنند، وظیفه نهادهای مسئول است که بیرون از محیط دانشگاه آنها را شناسایی و با آن ها مطابق قانون برخورد کنند، اما محیط داخل دانشگاه باید بر اساس تدابیر علمی و دانشگاهی مدیریت شود.
آقای دکتر اگر موافق باشید، از مسئله حجاب به کنکور برویم. درباره کنکور، بالاخره شورا تصمیم گیر است یا مجلس؟ تجربه این سال های اخیر، نوعی تداخل ماموریت میان این دو نهاد رقم خورد...
درباره این که تصمیم گیری درخصوص کنکور، وظیفه مجلس است یا شورای عالی انقلاب فرهنگی، اختلاف نظرهایی وجود داشت. البته از بیش از یک دهه قبل مجلس به این مقوله ورود کرد اما با چالش هایی مواجه بود. در نهایت با نامه دکتر لاریجانی که آن زمان رئیس مجلس بود، به رهبر معظم انقلاب، ایشان دستور دادند که این مسئله به صورت تخصصی در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصمیمگیری شود.
در عین حال، به دلیل دغدغه هایی که در زمینه کنکور وجود داشت تستزنی افراطی نظام آموزش کشور را فلج کرده بود و دانشآموز از سال دهم، مدرسه، معلم و کتاب درسی را رها میکرد و اسیر مافیای تست و بستههای کنکوری میشد؛ در نتیجه دانش آموزان ما در وضعیت نامناسب علمی و کم دانش بالا میآمدند.
پس از بررسی های کارشناسانه نهایتا تصمیم شورا این شد که ۶۰ درصد نمره قبولی بر اساس سوابق تحصیلی و امتحانات نهایی و ۴۰ درصد از طریق کنکور سراسری باشد. این مصوبه مرجعیت را به مدرسه و معلم بازگرداند. نظرسنجیها و تحقیقات علمی از اساتید دانشگاهها به صراحت نشان میدهد دانشجویانی که طی دو سه سال اخیر با این شیوه وارد دانشگاه شدهاند، از نظر پایه علمی و عمق سواد، به مراتب قویتر از ورودیهای پیشین هستند.
آیا وزارت آموزش و پرورش برنامهای برای بازنگری در ساختار آزمونها دارد و پیشنهاد جدید چیست؟
بله، شخص وزیر محترم، جناب آقای دکتر کاظمی، وزیر آموزش و پرورش به درستی معتقدند که غلبه آزمونهای نهایی متعدد، بعد پرورشی و تربیتی مدارس را تحتالشعاع قرار داده است. پیشنهادی در دست بررسی است که بر اساس آن دانشآموز دیپلم خود را در خود مدرسه دریافت کند و ماموریت آموزش و پرورش در همین نقطه پایان یابد. از آن جا که ۸۵ درصد رشتههای دانشگاهی نیاز به رقابت ندارند و ظرفیت خالی است، این رشتهها به طور کامل از کنکور حذف شوند و پذیرش بدون آزمون صورت گیرد.
تنها برای ۱۵ درصد رشتههای پرمتقاضی، سازمان سنجش یک آزمون متمرکز برگزار کند که ۶۰ درصد آن تشریحی و ۴۰ درصد آن تستی باشد و برگههای تشریحی با سازوکار دو مصحح مستقل و در صورت اختلاف با مصحح سوم در سطح ملی تصحیح شوند تا نهایت عدالت رعایت شود. همچنین ما باید اختیارات درخصوص جذب را به روسای دانشگاهها واگذار کنیم.
در حوزه اسناد بالادستی علم و فناوری، شورا چه پیشرفتهایی را ثبت کرده است؟ در این رابطه، ظاهرا خبرهای خوشی دارید...
بله، اقدامات شورا در اسناد ملی جهشهای بزرگی ایجاد کرده است. در سند هوش مصنوعی که دو سال قبل مصوب و ستاد آن تشکیل شد، برنامهای که باید پنجساله جلو میرفت ظرف سه سال به ثمر خواهد نشست. در حوزه سلولهای بنیادی که سند آن حدود ۱۴ سال پیش به تصویب رسید، از ۳۶ اقدام راهبردی، ۳۱ اقدام به صورت کامل محقق شده است؛ ما سه سال پیش تنها یک محصول دارویی در این حوزه داشتیم اما امروز به ۱۵ محصول رسیدهایم و در درمان با سلول و ژندرمانی در رتبه پنجم جهان و در حال رقابت با آمریکا، اروپا و ژاپن هستیم. در فناوری کوانتوم نیز سند ملی تصویب شده و در ۵ دانشگاه بزرگ پروژههای کامپیوتر کوانتومی، سنسورهای کوانتومی و ارتباطات کوانتومی دنبال میشود که اگر وزارت ارتباطات از الگوریتمهای کوانتومی استفاده کند، حملات سایبری به سیستمهای بانکی کشور به صفر خواهد رسید.
آقای دکتر، در گفت وگو با جنابعالی به عنوان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی نمی توان از حال و روز صدا و سیما نپرسید. برخی گزارشها و نظرسنجیها از قهر یا فاصله حدود ۷۰ درصدی مردم با صداوسیما یا همان رسانه ملی حکایت دارد. ارزیابی شما از این آمار و عملکرد رسانه ملی چیست؟
آمار افت مخاطب و عدد ۶۰-۷۰ درصد که از صدا و سیما بهره نمی برند گزارش درستی است، اما تحلیل آن الزاماً به معنای قهر مردم نیست. بخش اعظم این پدیده، ناشی از مهاجرت عمومی جامعه به پلتفرمهای نوین دیجیتال و فضای مجازی است. این روند در تمام دنیا رخ داده؛ تیراژ روزنامههای مکتوب به شدت افت کرده، رادیوهای باسابقهای مثل بیبیسی تعطیل شدهاند و تیراژ کتابها از صدها هزار نسخه به چندصد نسخه کاهش یافته و جای خود را به فایلهای دانلودی دادهاند. شاید در آیندهای نهچندان دور، تلویزیون کلاسیک در جهان به طور کلی جمع شود.
با این حال، لازمه حفظ و جذب مخاطب در رسانه ملی، انصاف و اعتدال و حق گرایی است. مردم با هوش و فهیم هستند؛ اگر احساس کنند صداوسیما تریبون یک برش از یک جریان سیاسی است یا صرفاً روابط عمومی دولتهاست و یا برعکس، مخالفت غیرمنصفانه میکند، آن را پس میزنند. شخصا به عنوان یک چهره فرهنگی، نه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، نمی پسندم که صدا و سیما، تریبون یک جریان خاص باشد. من احساس می کنم، صدا وسیمای فعلی می تواند با حکمرانی منصفانه، درصدی از مخاطبان خود را افزایش دهد، اما این که انتظار مخاطب خیلی زیاد داشته باشیم، نه، این اتفاق نخواهد افتاد.
اگر بخواهید شبکهها و برنامههای صداوسیما را تفکیک کنید، کدام بخشها را موفق و کدام بخشها را نیازمند اصلاح میدانید؟
عملکرد شبکهها یکدست نیست. به عنوان مثال، شبکه چهار که باید کرسی آزاداندیشی نخبگانی باشد، محدود به ۵ یا ۶ چهره و حرف های تکراری با یک خط فکری خاص شده و این باعث دلزدگی جامعه دانشگاهی و نخبگان است. بنده شخصاً وضعیت فعلی شبکه چهار را در شأن نخبگان کشور نمیدانم. در نقطه مقابل، شبکه سلامت توانسته بسیار موفق عمل کند و با دعوت همزمان از منتقدان و مدافعان سیاستهای حوزه بهداشت، آزاداندیشی واقعی را پیاده کند.در شبکه سه، در حوزه ورزش و جوانان موفقیتهای خوبی دیده میشود. در حوزه سریالها نیز آثاری مثل «رویای نیمهشب» که توسط سازمان اوج ساخته شد، پیام بسیار ارزندهای در تقابل با جریانهای انحرافی مهدویت داشت، هرچند به مواردی همچون دیالوگها نقدهایی وارد بود. همچنین سریالی نظیر الگوریتم و تولیدات مرکز پویانمایی از نقاط مثبت سیما بوده است. با این حال، تکرار برخی برنامهها مثل برنامه «به وقت ایران» در شبکه خبر مخاطب را خسته میکند. البته این را هم توجه داشته باشیم که در دوران جنگ، به بخش هایی از زیرساخت صداوسیما حمله شد که توانستند به خوبی تولید و پخش را مدیریت کنند و حتی به اندازه یک ثانیه هم قطع نشدند.در عین حال معتقدم، مدیریت صداوسیما حتما باید در حکمرانی بازنگری کند. بی شک، این بازنگری را سایر حوزه ها همچون حوزه های علمیه، مطبوعات، سازمان تبلیغات و... داشته باشند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.