به گزارش الف سید حسین موسویان دیپلمات پیشین ایرانی در روزنامه فرانکفورتر آلگمانیه آلمان نوشت :
جامعه بینالمللی امروز به آلمان و اروپایی متحدی مستقل نیاز دارد که نقش پل میان طرفهای متخاصم را داشته باشد.
بیثباتی در سراسر جهان رو به افزایش است، اما نفوذ اروپا در صحنه بین المللی درحال کاهش است. اروپا طی دو دهه گذشته نقش خود را بهعنوان یک بازیگر مستقل در مدیریت بحرانهای بینالمللی از دست داده است. این قاره سیاست خارجی و امنیتی خود را با سیاست ایالات متحده همسو کرده و از مداخلات نظامی تحت رهبری آمریکا حمایت کرده است؛ مداخلاتی که اروپا اکنون هزینههای آن را متحمل میشود. این وضعیت در هیچجا آشکارتر از خاورمیانه نیست.
این منازعات موجب ناامنی انرژی، اختلال در تجارت جهانی، تشدید مهاجرت و افزایش هزینههای دفاعی شده اند. با این حال، اروپا تاکنون هیچ ابتکار دیپلماتیک مستقلی را برای تغییر این مسیر خطرناک به خرج نداده است. اروپا به سیاست خارجی مستقلتر و متوازنتری نیاز دارد؛ سیاستی که هدف آن حمایت از یک طرف در منازعات منطقهای نباشد، بلکه پیش از هر چیز از تشدید بیشتر تنشها جلوگیری کرده و ایجاد یک معماری امنیتی پایدار در منطقه را تقویت کند.
از زمان تصدی سمت سفیر ایران در آلمان، از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷، همواره بر این باور بودهام که آلمان از وزن سیاسی و اعتبار دیپلماتیکی برخوردار است که میتواند در حل بحرانهای بینالمللی نقشی سازنده ایفا کند. در آن زمان، سیاست خارجی آلمان مسیر مستقلتری نسبت به امروز دنبال میکرد. دولت فدرال میکوشید تنشها را نه از طریق اعمال فشار بیشتر، بلکه از طریق گفتوگو، اقدامات اعتمادساز و ابتکارات امنیتی مبتنی بر همکاری کاهش دهد.
برای نمونه، هلموت کهل، صدراعظم آلمان، و آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیسجمهور ایران، چارچوبی سیاسی با چهار کارگروه مشترک طراحی کردند تا مهمترین اختلافات میان ایران و غرب را از طریق گفتوگویی ساختاریافته و نهادینه بررسی کنند. همچنین، هانس دیتریش گنشر، وزیر امور خارجه آلمان، و رئیسجمهور رفسنجانی گفتوگوهای راهبردی را برای ایجاد یک نظام همکاری و امنیت جمعی میان هشت کشور ساحلی خلیج فارس آغاز کردند؛ ابتکاراتی که در نهایت با مخالفت ایالات متحده به نتیجه نرسید.
آلمان همچنین نقشی مهم در میانجیگری ایفا کرد. حوزه صدراعظم آلمان با تهران برای یکی از بزرگترین مبادلات بشردوستانه زندانیان و اجساد میان اسرائیل و حزبالله همکاری کرد. مواردی همچون آزادی گروگانهای آلمانی در لبنان و نیز پرونده یک شهروند آلمانی که در ایران به اتهام جاسوسی به اعدام محکوم شده بود، از طریق دیپلماتیک حلوفصل شدند. بنابراین، سیاست خارجی مبتنی بر گفتوگو، احترام متقابل و منافع مشترک امنیتی، هم امکانپذیر است و هم میتواند مؤثر باشد.
از این رو، این پرسش بجاست که چرا اروپا، که امروز با بحرانهای بینالمللی خطرناکتری نسبت به بحرانهای دهه ۱۹۹۰ مواجه است، از این تجربیات بهره نمیگیرد.
جامعه بینالمللی امروز بیش از هر زمان دیگری به اروپایی متحد، بااعتماد بهنفس و از نظر راهبردی مستقل نیاز دارد؛ و بیش از همه، به آلمانی نیاز دارد که بار دیگر آمادگی ایفای نقش پل میان طرفهای متخاصم را داشته باشد. آلمان از مزایای منحصربهفردی برخوردار است که ناشی از قدرت اقتصادی، سنت دیپلماتیک و روابط ویژه آن با ایالات متحده، اسرائیل و بسیاری از کشورهای خاورمیانه است.
برلین میتواند سهم مهمی در ایجاد یک چارچوب منطقهای برای امنیت و همکاری در خلیج فارس ایفا کند، گفتوگو میان ایران و همسایگان عرب آن را تقویت نماید و به کاهش تهدیدات متقابل نظامی و امنیتی میان ایران و اسرائیل کمک کند.
برتری نظامی بهتنهایی بهندرت به صلحی پایدار منجر میشود. ثبات پایدار زمانی شکل میگیرد که دولتها شجاعت سیاسی لازم را برای ایجاد اعتماد، بهرسمیت شناختن نگرانیهای مشروع امنیتی طرف مقابل و حلوفصل منازعات از طریق مذاکره، به جای تشدید تنش، داشته باشند. اگر برلین اعتمادبهنفس لازم برای احیای این سنت را پیدا کند، به منافع اروپا و جامعه بینالمللی خدمت خواهد کرد.
دیپلمات ارشد پیشین ایران و پژوهشگردانشگاه پرینستون، پرینستون، ایالات متحده آمریکا



نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.