در کدام کشور به رئیس جمهور در حال جنگ حمله می کنند؟!
عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور به خبرآنلاین گفته است:
در هیچ سرزمین و هیچ کجای تاریخ دنیا پیدا نمی کنید دورانی را که همه کشور در ابعاد مختلف درگیر جنگ باشد و بعد به کسانی که مدیریت جنگ را بر عهده دارند، حمله کنند و تحت فشار قرار دهند و یا تخریب کنند. حداقلش این است که اگر گروهی چنین میکنند، گروههای مقابل آنها هم به همان اندازه تریبون و آزادی حقوقی دارند که بتوانند نظرشان را اعلام کنند. مشکل اینجا گروهی که انتقاد میکنند نیست، مشکل منفعل کردن و از دور خارج کردن بخش بسیار بزرگتری از جامعه است که حرف متفاوتی میزنند. من وفاق یک طرفه را هم قبول ندارم. از آقای طائب که در صحبت هایشان گفته بود «آمریکا باید به تفاهم نامه برگردد» تا خیلی های دیگر مانند خود آقای قالیباف حرف شان این است که تفاهم نامه خوبی بوده و بدعهدی از طرف ما صورت نگرفته است و طرف باید پای تعهدات خود بایستد؛ آنها معتقدند که اگر دشمن خواست مذاکره کند ما هم مذاکره کنیم و حق مان را بگیریم . بعضی از افراد فکر می کنم هنوز در دوران انتخابات مانده اند. یک نگرانی وجود دارد و آن این است که دولت سرمایه اجتماعی برای خود می سازد و عده ای دوست ندارند این سرمایه اجتماعی برای دولت بازسازی شود و اینها نمی دانند این سرمایه اجتماعی برای کشور است نه دولت.
****
قول دلقک با خزانه خالی!
وطن امروز نوشت:
رئیس دولت تروریست آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای آن کشور بار دیگر وارد دلالی و معامله شده و وعدهای کمسابقه را مطرح کرده است. دونالد ترامپ وعده پرداخت ۵ هزار دلار به هر شهروند بزرگسال آمریکایی در صورت پیروزی جمهوریخواهان و حفظ کنترل مجلس نمایندگان و سنا را به آمریکاییها داد. وی این طرح را «سود سهام ترامپ» نامیده اما منتقدان آن را وعدهای انتخاباتی و فاقد پشتوانه مالی روشن میدانند. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش کرد این پیشنهاد در شرایط کاهش محبوبیت ترامپ و دشواریهای انتخاباتی جمهوریخواهان مطرح شده است.
برخی در آمریکا این وعده ترامپ را پولپاشی برای نجات جمهوریخواهان توصیف کرده و ابعاد مالی این وعده را بسیار سنگین عنوان کردهاند. بر اساس برآوردهای منتشرشده، پرداخت ۵ هزار دلار به ۲۴۰ تا ۲۴۵ میلیون بزرگسال آمریکایی بیش از ۱,۲ تریلیون دلار هزینه خواهد داشت؛ رقمی که حتی از بودجه درخواستی پنتاگون برای سال ۲۰۲۶ نیز بیشتر است. در مقابل، خزانهداری آمریکا برای سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۴۰۶ میلیارد دلار درآمد تعرفهای پیشبینی کرده؛ یعنی درآمد تعرفهای حتی به یکسوم هزینه احتمالی این طرح نمیرسد!
نکته بحثبرانگیزتر، زمان و شرط پرداخت پول به مردم آمریکاست. ترامپ وعده را مستقیما به پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر گره زد و گفت اگر جمهوریخواهان پیروز شوند، شما هم پیروز میشوید و ۵ هزار دلار میگیرید. همین ارتباط انتخاباتی باعث شده مخالفان ترامپ این اقدام را عملا تلاش برای تطمیع رأیدهندگان و خرید حمایت سیاسی توصیف کنند.
****
مرز باريك ميان شجاعت در تصميمسازي و ارتكاب جرم
اعتماد نوشت:
در عرصه مديريتي، مرز باريكي ميان شجاعت در تصميمسازي و ارتكاب جرم وجود دارد كه شناخت آن براي سلامت نظام اداري حياتي است. مديران راهبردي بايد شجاعانه دست به تصميمات بزرگ بزنند تا كشور از بحرانها عبور كند، اما اين شجاعت به معناي حاشيه امن براي ارتكاب اعمال مجرمانه نيست. حقوق كيفري، جرم را يا از طريق «فعل» (انجام عمل مجرمانه) يا از طريق «ترك فعل» (خودداري از انجام وظيفه قانوني) شناسايي ميكند. اما نكته كليدي در ماجراي فساد ۳.۷ ميليارد دلاري چاي دبش - كه با نياز واقعي واردات چاي كشور تضادي فاحش داشت - اين است كه اين اقدام، نه يك استنكاف از وظيفه، بلكه «انجام يك فعل مجرمانه آگاهانه» براي اتلاف منابع عمومي بوده است. وقتي مسوولي با امضاي خود، ارز چند ميلياردي را به يك مجموعه خاص تخصيص ميدهد، در حالي كه ميداند اين تخصيص با منطق اقتصادي و نياز كشور در تضاد است، اين ديگر «ترك فعل» نيست؛ اين يك اقدام مستقيم و عامدانه است كه نتيجهاش تاراج بيتالمال بوده است.
***
خنجر یمنی یا افکار سریعالقلمی؟
فرهیختگان نوشت:
تصاویر رزمندههای یمنی با لباس بومی و غیرمرسوم در میان نظامیان جهان با صندلهایی که در فضای جدی و خشن جنگ، غیرمعمول بودنش به چشم میآید، دارد فریاد میزند که جهان قرار است در معادلههای نظامی و سیاسی و ژئوپلیتیک خود بازیگران جدیدی را ببیند که شبیه بازیگران همیشه معادلههای بینالمللی نیستند. هر قدر چهره ظاهری آنان شبیه دیگران نیست، اما تأثیری که میگذارند، شبیه اغلب پیروزیهای نظامی است. آنها فرمولهای معمول نظامی را به چالش کشیدهاند و معادله خود را نوشتهاند؛ اما پاسخ آن معادله، مثل هر معادله سیاسی دیگر تغییر موازنه قدرت بهسوی طرف پیروز ماجراست و طرف پیروز این ماجرا، فقط یمن نیست؛ همه آنها که در این سالها در طرف یمن ایستادهاند نیز همراه یمن از موهبت این پیروزی بهره خواهند برد. یعنی همه محور مقاومت؛ و در این میان سهم ایران از قدرتی که پیروزیهای یمن آفریده بیش از سایرین است. از این منظر باید گفت که یمنیها، پابرهنههایی که حمایت از آنان را برخی در داخل ایران به سخره میگرفتند، برای ایران قدرت آفریدند.
چه کسانی مسخره کردند؟ همانی که دو ماه پیش، با حسرتی مبتذل و تحقیری توهینآمیز، مثل آنها که از ظاهر زندگی بلاگرها در اینستاگرام آب از دهانشان راه میافتد، گفت که «دوستان هر کشوری باعث توسعه یا عدم توسعه میشوند. مثلاً اردوغان با ایلان ماسک و بیل گیتس معاشرت میکند، ولی ایران با حوثیها و الحشد الشعبی.» این گفتار، فقط نظر محمود سریعالقلم نیست؛ طیفی در ایران هستند که دلشان برای نشستوبرخاست با چشمرنگیهای غربی غنج میرود و از معاشرت با مستضعفین پرهیز دارند که مباد گردی بر دامن شیکشان بنشیند! اما در نهایت، چه کسی در سختیها پشت ایران ایستاده و میایستد؟ و چه کسی برای ایران سختی به وجود آورده و به وجود میآورد؟
****
کاسبی شهرت برای یک زرد نویس اقتصادی
روزنامه قدس نوشت:
فرض کنیم ادعای «پوریا بختیاری» در برنامه پادکستی «باضیا» ادعای نادرستی نیست و تیم نزدیکان شهید رئیسی که در آن مقطع تیم نهاد ریاستجمهوری بودهاند، از یک کارشناس کمک گرفتهاند تا در حوزههای اقتصادی پارهای مباحث کارشناسی را در خدمت ایشان بحث کند؛ تا اینجای کار، آیا اتفاق خارقالعادهای رخ داده است؟!
آنچه پوریا بختیاری در آن برنامه پادکستی طرح کرده، تا اینجایش ایرادی ندارد؛ آنچه در آن گفتوگو میتواند محل بحث باشد، اتفاقاً انتخاب همین کارشناس نهچندان مطرح، برای آن مأموریت مشاورهای است. منطقاً چطور میشود پذیرفت که نهاد وقت ریاست جمهوری، برای طرح نظرات کارشناسی در محضر رئیسجمهور وقت، بهسراغ کارشناسی رفته باشد که فاقد هر گونه کارنامه کارشناسی است؟
از اینجا بهسادگی میشود به روایتی که در برنامه باضیا طرح شده به دیده تردید نگریست و در درستی آن، بهجد، شک کرد؛ و در ادامه به گمانههایی پرداخت که در طرح این روایت نادرست، قابل گمانهزنی است؛ مثلاً کسب نام و کاسبی شهرت برای کارشناسی که دستاورد دندانگیری در حوزه ادعایی مطالعاتی خود نداشته و همه کارنامه علمیاش ترجمه مشترک یک کتاب زرد اقتصادی است؛ و نیز کسب بیننده و کاسبی دیده شدن برای برنامهای که به هر حال، در جذب مخاطب فراگیر چندان موفق نبوده است. چنانکه بهکارگیری کلمات با بار معنایی زننده و از آن بدتر لحن بیادبانه گوینده، احتمال همین کاسبکاری مشمئزکننده را تقویت میکند.
****
چرا این همه اقتصاددان نمی توانند دخل و خرج مملکت را سامان بدهند؟
کاظم انبارلویی در روزنامه اطلاعات نوشته است:
مسئله مالیه عمومی بخش مهمی از دانش حکمرانی است. چون متضمن ارزش پول ملی است. اما در ایران این مسئله مغفول واقع شده است.
میلیونها حساب در بنگاههای دولتی وجود دارد که در پایان سال مالی «تصفیه» نمیشود! میلیونها دلار در داخل و خارج کشور در حسابهای دولتی رسوب میشود یا اصلاً به خزانهداری کل واریز نمیشود یا در واریز دچار تأخیر است! میلیاردها تومان دریافتهای دولت برخلاف اصل ۵۳ به حساب خزانه داری کل واریز نمیشود. این منابع خارج از فرآیند گردش خزانه داری کل دریافت و پرداخت میشود.آن وقت روسای جمهور مسئول دخل و خرج کشور وفق اصل ۱۲۶ پس از انقلاب همیشه در ماههای پایان سال در بهمن و اسفند یا حتی در میانه سال خزانه را خالی میانگارند و به سراغ استقراض، چاپ پول بدون پشتوانه و صدور اوراق قرضه میروند.
آیا با این همه اقتصاددان در کشور و هزاران نفر دکترای مدیریت مالی نمیتوانند کمک به حل معمای مالیه عمومی کشور بکنند؟! بدون شک دشمنان نظام که با جنگ نرم و سخت دولت و ملت را سرگرم کردند، در حوزه مالیه عمومی بیکار نبودند. جلوگیری از اخلال در نظامات مالی میتواند به اقتصاد ملی یک نظم و نسق در راستای سیاستهای کلی ابلاغی از سوی رهبر شهید بدهد. اخباری وجود دارد که آقای دکتر پزشکیان رئیس جمهور به این موضوع حساسیت پیدا کرده و ماموریتهایی به رئیس سازمان برنامه و وزیر اقتصاد داده، پیگیری این مهم یک کورسویی برای حل معمای مالیه عمومی کشور است.
****
شعارهایی که به سود سیا و موساد است
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
تجمعات شبانه که با مرگ بر ترامپ و مرگ بر نتانیاهو شروع شده بودند حالا به مرگ بر این مسئول کنونی و آن مسئول سابق رسیدهاند! بیجهت نیست که همزمان با پیروزیهای جبهه مقاومت در یمن، مرزهای شلمچه و چذابه بسته میشوند، در غرب کشور امام جمعه اهل سنت پیرانشهر و در شرق کشور فرمانده اهل سنت بسیج پارود شهرستان راسک ترور میشوند و در تهران هم فلان مداح به جای اینکه ترامپ و نتانیاهو را به خاطر توطئههایشان در خلیج فارس و تنگه هرمز و جنوب لبنان آماج حملات قرار دهد، دو رئیس جمهور سابق ایران را محاکمه غیابی میکند و در قامت رئیسالقضات علیه آنها حکم محکومیت صادر میفرماید!
تجربه نشان داده هر وقت افقی برای امیدواری به آینده با پیروزی بر دشمنان قسمخورده خارجی پیش روی ملت ایران باز میشود، عدهای در داخل برای تیره و تار کردن آن افق دست بکار میشوند و امیدها را ناامید میکنند. این روزها مهرههای خودفروخته جیشالظلم در شرق کشور بار دیگر مشغول آتشافروزی هستند و عناصر دستنشانده گروهکهای تروریستی در غرب از یکطرف به جان مردم افتادهاند و از طرف دیگر ترورهای حسابشدهای را در چارچوب برنامه برهم زدن آرامش و ایجاد جنگ داخلی آغاز کردهاند. ترامپ هم در عین حال که خود را به دیوانگی میزند فشار اقتصادی را بر ایران تشدید کرده و با تنگتر کردن حلقه محاصره دریائی و حملات پیاپی به شناورهای ایرانی درصدد جبران شکستهایش در جنگ و ضربههائی که در پایگاههایش در بحرین و اردن دریافت کرده برآمده است. درست در همین شرایط عدهای در داخل و باسوءاستفاده از بهترین اهرم مردمی که میتواند بزرگترین پشتوانه برای کشور در برابر دشمن باشد، در حال کمک کردن به توطئه شوم ترامپ هستند.
نمیگوئیم این افراد آگاهانه و با دستور گرفتن از آمریکا و رژیم صهیونیستی مرتکب چنین خطائی میشوند ولی تردیدی وجود ندارد که آنچه انجام میدهند به سود سازمانهای جاسوسی سیا و موساد است.
****
سعودی نفت دارد ولی راه چپ و راست نه!
روزنامه جوان نوشت:
صادرات نفت عربستان به کمترین میزان خود طی دو دهه گذشته رسیده است. خط لوله جایگزینی که قرار بود فشار جنگ امریکا علیه ایران را دور بزند، حالا خود مختل شده و صادرات نفت سعودی در ماه اوت ۲۰۲۶ به چیزی بین ۱/ ۳ تا ۲/ ۳ میلیون بشکه در روز سقوط کرده که پایینترین میزان از سال ۲۰۰۲ تاکنون است؛ رقمی که ممکن است در ماه سپتامبر جاری، از این هم کمتر شود. پیشروی انصارالله در ساحل غربی یمن و رسیدن به جزیره میون، بابالمندب را به دومین گلوگاه فشار بر صادرات سعودی تبدیل کرده است.
به گزارش «جوان» اتفاقی که عربستان در حال تجربه است، چیزی بیش از یک اختلال مقطعی در صادرات است: شکلگیری یک «قفل دوگانه» بر مسیرهای انتقال نفت. تنگه هرمز که بخش بزرگی از صادرات انرژی منطقه از آن عبور میکرد، با جنگ ایران و امریکا عملاً از مدار عادی خارج شده و ریاض را وادار کرده بود به مسیرهای جایگزین متکی شود. قرار بود بابالمندب نقش مسیر جایگزین را ایفا کند ولی حالا با پیشروی سریع انصارالله در سواحل دریای سرخ، وضعیت به نقطهای جدید از بحران رسیده است. تازهترین دادههای مؤسسه دریایی Kpler نشان میدهد صادرات نفت خام عربستان در ماه اوت به حدود ۲/۳ میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که نسبت به سطح حدود هفت، هشت میلیون بشکهای پیش از جنگ، بیش از نصف کاهش را نشان میدهد و پایینترین میزان صادرات ماهانه از سال ۲۰۰۲ تاکنون است. در هفته منتهی به ۱۲سپتامبر نیز تنها دو محموله سعودی از بابالمندب عبور کردهاند؛ این یعنی آنکه در ماه سپتامبر صادرات سعودیها حتی از این هم کمتر میشود.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.