روزنامه انگلیسی "تلگراف" به تازگی در گزارشی از بررسی گزینهای جدید از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای اعمال فشار بر ایران خبر داده و مدعی شده است که واشنگتن و تلآویو در حال ارزیابی طرحی برای ایجاد "محاصره زمینی" علیه ایران هستند. طرحی که بر اساس آن تلاش میشود با همراه کردن برخی کشورهای همسایه، مسیرهای مرزی و تجارت زمینی ایران محدود شود تا تهران تحت فشار اقتصادی بیشتری قرار گیرد و به تسلیم تن دهد. این سناریو در کنار گزینههای دیگری همچون محاصره دریایی، اقدامات نظامی محدود و مسیر دیپلماتیک مطرح شده است.
طرح چنین ایدهای، فارغ از میزان عملیاتی بودن آن، نشاندهنده استمرار رویکرد فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران است. رویکردی که طی سالهای گذشته با ابزارهایی مانند تحریمهای گسترده اقتصادی، محدودیتهای مالی، فشارهای سیاسی و حتی جنگ دنبال شده، اما نتوانسته اهداف اصلی طراحان آن را محقق کند. اکنون مطرح شدن ایده محاصره زمینی را میتوان تلاشی برای یافتن ابزارهای جدید فشار در شرایطی دانست که تجربیات گذشته نشان داده است ایران ظرفیت بالایی برای مدیریت فشارهای خارجی دارد.
واقعیت آن است که اجرای چنین طرحی با موانع جدی سیاسی و ژئوپلیتیکی روبهرو است. ایران در یکی از مهمترین مناطق راهبردی جهان قرار گرفته و با کشورهای متعددی در حوزههای اقتصادی، امنیتی و تجاری ارتباط دارد. محاصره زمینی یک کشور، بهویژه کشوری با موقعیت جغرافیایی ایران، نیازمند همراهی کامل همه همسایگان است. امری که با توجه به منافع مستقل کشورهای منطقه، بسیار دشوار به نظر میرسد.
بسیاری از همسایگان ایران روابط گسترده اقتصادی و امنیتی با تهران دارند و ثبات در مرزهای ایران را بخشی از منافع ملی خود میدانند. عراق، ترکیه، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و دیگر کشورهای پیرامونی، هر یک ملاحظات خاص خود را دارند و بعید است به سادگی وارد طرحی شوند که میتواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی قابل توجهی برای آنها داشته باشد. تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده است که کشورهای منطقه در بسیاری از موارد حاضر نیستند منافع اقتصادی و ارتباطی خود را با ایران فدای سیاستِ فشار واشنگتن کنند.
از سوی دیگر، طرح محاصره زمینی ایران یک پرسش اساسی را مطرح میکند: چرا پس از سالها تحریم و فشار اقتصادی، گزینههای محدودکننده جدید همچنان مطرح میشوند؟ پاسخ را باید در این واقعیت جستجو کرد که سیاست تحریم و فشار نتوانسته ایران را از معادلات منطقهای و بینالمللی حذف کند. تهران با توسعه روابط اقتصادی با کشورهای مختلف، تقویت همکاریهای منطقهای و استفاده از ظرفیتهای داخلی، توانسته بخش قابل توجهی از آثار فشارهای خارجی را مدیریت کند.
تجربیات تاریخی ایران در مواجهه با تحریمها نشان داده است که فشار خارجی اگرچه هزینههایی به اقتصاد وارد میکند، اما الزاما به تغییر رفتار سیاسی مورد نظر تحریمکنندگان منجر نمیشود. در بسیاری از موارد، چنین فشارهایی به جای ایجاد شکاف راهبردی، موجب تقویت نگاه به ظرفیتهای داخلی و توسعه همکاری با شرکای غیرغربی شده است.
از منظر سیاسی نیز مطرح شدن ایده محاصره زمینی میتواند بخشی از جنگ روانی جدید علیه ایران باشد. طرح چنین سناریوهایی با هدف ایجاد نگرانی اقتصادی، اثرگذاری بر فضای داخلی و ارسال پیام هشدار به تهران مطرح میشود. با این حال، ایران در چهار دهه گذشته بارها با فشارهای مشابه مواجه شده و نشان داده است که در برابر تهدیدهای خارجی، بر ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، عمق راهبردی و روابط منطقهای خود تکیه میکند.
در نهایت، سناریوی محاصره زمینی بیش از آنکه نشاندهنده یک گزینه ساده و قابل اجرا باشد، بیانگر دشواریهای پیش روی آمریکا و رژیم صهیونیستی در مواجهه با ایران است. زمانی که فشارهای اقتصادی گسترده(نظیر محاصره دریایی)، تهدیدهای نظامی و اقدامات سیاسی نتوانستهاند اهداف مورد نظر را تامین کنند، طرح گزینههایی مانند محدودسازی مسیرهای زمینی مطرح میشود. اما واقعیتهای منطقه نشان میدهد ایران کشوری نیست که بتوان آن را با یک تصمیم سیاسی یا فشار خارجی از شبکه ارتباطات منطقهای جدا کرد.
راهبرد موثر ایران در برابر چنین فشارهایی، بیش از هر چیز در تقویت اقتصاد داخلی، افزایش همکاری با همسایگان، توسعه مسیرهای تجاری و کاهش نقاط آسیبپذیر اقتصادی است. طرح محاصره زمینی، پیش از آنکه نشانه موفقیت دشمنان ایران باشد، نشان میدهد کشورمان همچنان در مرکز معادلات منطقهای قرار دارد و حذف آن از این معادلات با واقعیتهای ژئوپلیتیک غرب آسیا سازگار نیست. حتی جنگ افروزی علیه ایران نیز نتوانسته این حقیقت را تضعیف کند.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.