کاتز وزیر جنگ اسرائیل، در حالی که میخواست ایران را تحقیر کند، ناخواسته به یک حقیقت تاریخی اعتراف کرد. او گفت: «امپراتوری بزرگ، متکبر و خود پسندِ ایران که تهدید میکرد و برای نابودی اسرائیل تلاش میکرد فروپاشیده است.» همین یک جمله کافی است. برای سخن گفتن توهمی از فروپاشی ایران، ابتدا باید موجودی و سرشت امپراتوری آن در دوره جمهوری اسلامی را پذیرفت. او پذیرفته است که ایران، یک امپراتوری بزرگ بوده؛ اعترافی که از زبان دشمن، ارزش دیگری پیدا میکند.
فرض کنیم ادعای او درباره فروپاشی نیز درست باشد. پرسش اینجاست که اسرائیل در کدام مقطع تاریخ، یک امپراتوری بوده است؟ کدام تمدن مستقل را بنیان نهاده؟ کدام حوزه تمدنی را شکل داده و قرنها تداوم بخشیده است؟
امپراتوری با بمب ساخته نمیشود، با ترور دوام نمیآورد و با حمایت قدرتهای بیرونی به وجود نمیآید. امپراتوری، ریشه در تاریخ، فرهنگ، جغرافیا، جمعیت و توان تمدنسازی دارد.
کاتز، شاید ناخواسته، بزرگترین اعتراف را بر زبان آورد. او برای تحقیر ایران، نخست عظمت تاریخی آن را تأیید کرد؛ و این همان جایی است که ذم، به مدح (خودزنی وی) تبدیل میشود.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.