بحرینیان: ایران می‌تواند جزو ۱۰ کشور برتر جهان باشد

  4050412086

یک کنش‌گر صنعتی و توسعه‌گرا با بیان اینکه ظرفیت و امکانات موجود کشور امکان پیشرفت را فراهم می‌کند گفت: در دوره‌هایی که کارشناسان باشرافت و گمنام رده میانی دستورات غلط وزیران را اجرا نمی‌کردند یک ذخیره دانایی در کشور به وجود آمده که قابلیت حل مسائل ایران و رسیدن به ۱۰ کشور اول دنیا را فراهم کرده است.

 

به گزارش ایسنا، سید محمد بحرینیان در مراسم بزرگداشت استاد مرحوم میرمصطفی عالی‌نسب که در محل موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد  در سخنانی با عنوان «قدرت تشخیص، گزینش‌گری صحیح و چیدمان عالی رمز موفقیت سیاست‌های صنعتی دوران جنگ تحمیلی» اظهار کرد: از ملت ایران که نقش تاریخی خود را در دو سال گذشته عیان‌تر نشان داد تشکر می کنم اما متاسفانه کمتر به آنها توجه می‌شود.

وی آشنایی خود با مرحوم عالی نسب را مربوط به چراغ‌های قدیمی دانست و خاطرنشان کرد: والده من روی هیزم غذا درست می‌کرد و یک روز مرحوم پدرم آمد و یک چراغ سه فتیله‌ای والور آورد که محصول عالی‌نسب بود. بعد که وارد کار تولید شدیم و این زمان‌هایی که تحقیق می‌کردیم به دوره‌هایی برمی‌خوردم و این سوال ایجاد می شد که چه اتفاقی در دوره عالی‌نسب افتاده است.

این کنش‌گر صنعتی و توسعه‌گرا با اشاره به آمار بانک مرکزی از سال ۱۳۱۶ درخصوص تورم کالاها و خدمات مصرفی خاطرنشان کرد: ما برای اینکه بفهمیم این دوره‌ها چگونه است یک کار مهندسی را با همکارم انجام دادیم که از داده‌ها میانگین حسابی می‌گیریم. از سال ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۹ متوسط میانگین تورم کشور ۲۰.۵ درصد بوده و از سال ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۲ در دوران مصدق این تورم ۸.۹ درصد بوده در حالی که شرایط تحریم در زمان مصدق به مراتب سخت تر از الان بود. البته سال‌هایی داشتیم که این تورم یایین آمده است.

نرخ تورم در دوران جنگ ایران و عراق از دوران بعد از جنگ کمتر بود

وی یادآور شد: از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۸ تورم ۱.۸ درصد و از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱  به ۴.۴ بوده که تا سال ۱۳۵۷ به ۱۴.۷ درصد رسیده است. در زمان جنگ ایران و عراق تورم ۱۸.۹ درصد که نرخ تورم زمان جنگ از دوره های بعد از آن بجز دوره خاتمی هم کمتر است.

بحرینیان با اشاره به تشکیل سرمایه ثابت ناخالص بانک مرکزی بین سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۹۳ به قیمت پایه ۱۳۸۳ خاطرنشان کرد: در دوران جنگ تحمیلی هرچند رشد اقتصادی به‌طور کلی منفی بوده و بخش‌های ساختمان دولتی، ماشین‌آلات دولتی و ساختمان خصوصی همگی رشد منفی داشته‌اند، اما تنها زیرمجموعه‌ای که از رشد مثبتی برخوردار بوده ماشین‌آلات بخش خصوصی با رشد ۱۶.۱ درصد بوده است؛ در حالی‌که تصور رایج این است که در آن دوران بخش خصوصی عملاً فعالیتی نداشته است. چنین رشدی در ماشین‌آلات بخش خصوصی در دوره‌های ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی، خاتمی و احمدی‌نژاد نیز تکرار نشده است.

این کنش‌گر صنعتی و توسعه‌گرا تاکید کرد: بر اساس کتاب «اقتصاد ایران از نگاه بانک جهانی» در سال ۲۰۰۳ که بلوریان آن را منتشر کرده یکی از گیرهایی که ما داریم این است که هر حکومتی آمده حکومت قبلی خودش را در همه چیز نفی کرده و انصاف هم نبوده است. مثلا در دوران قاجار ۸۰ درصد بد بوده ۲۰ درصد کار خوب بوده است؛ زیرا اقداماتی هم شده است. موضوع بعدی در دوره پهلوی است که همه چیز را سیاه دیدیم. وقتی اینگونه می‌بینیم دستاوردهای خود این حکومت هم تحت‌الشعاع است. بعد از انقلاب کارهای بسیار خوبی شده اما دیده نشده؛ زیرا دوران پهلوی و قاجار را دائما نفی کرده است.

عملکرد خوب انقلاب اسلامی در عدالت اجتماعی و کاهش فقر

بحرینیان با اشاره به محتوای کتاب «اقتصاد ایران از نگاه بانک جهانی» گفت: در این کتاب نوشته شده از آغاز انقلاب ایران بر توسعه اجتماعی و عدالت اجتماعی توجهی ویژه‌ای شده است از طریق یارانه‌های مستقیم و غیرمستقیم. نسبت جمعیتی که زیر فقر زندگی می کردند از ۴۷ درصد به ۹ درصد در حال حاضر رسیده و تقریبا همه شاخص‌های اجتماعی بهبود یافته است. البته گزارش بودجه ۱۴۰۵ در اسناد پشتیبان شرافتمندانه کارشناسان نشان دادند که فقر مطلق از ۱۷ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته است. سوال این است چه اتفاقی افتاده که در دورانی که ما جنگ داشتیم  و حتی بعد از جنگ این دستاوردها رقم خورد؟

وی ادامه داد: در ادامه این کتاب آمده است بعد از انقلاب فقر به میزان شایان توجهی کاهش یافت. قبل از انقلاب جمعیت زیر خط فقر  ۴۰ درصد بوده که با کاهش قابل توجه در سال ۱۳۶۵ به ۲۰ درصد رسیده است. در همین گزارش خطر یارانه‌ها را گوشزد کرده و می‌خواسته راه حل بدهد اما همان اشتباهاتی که اینها هشدار داده بودند انجام گرفته است. درخصوص واردات و صادرات از سال ۱۲۷۹ خورشیدی تا سال ۱۳۳۲ و بعد از ۱۳۳۲ تا ۱۴۰۳ تنها یک دوره تراز تجاری ما مثبت واقعی بوده و آن سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بوده است. در دوره مذکور صادرات پرتن بر واردات را می‌بینیم. آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد تنها در دوران جنگ تحمیلی بوده که ارزش هر تن صادرات بیش از هر تن واردات بوده است. همین قضیه را در سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ هم مشاهده می‌کنیم.

کار برنامه‌ریزی در ایران کارمندی شده است

این فعال صنعتی با اشاره به تجربه استاد زنده یاد حسین عظیمی خاطرنشان کرد: کتاب «ایران امروز در آیینه مباحث توسعه» که مرحوم عظیمی در سال ۱۳۷۸ نوشته در صفحه ۶۶ می‌گوید کار برنامه‌ریزی در ایران کارمندی شده است. یعنی در برنامه‌های توسعه از تجربه و علم واقعی به اندازه کافی و به صورت نهادی استفاده نمی‌کنیم. در صورتی که اگر می‌خواهیم برای صنعت برنامه‌ریزی کنیم باید کمیسیونی ایجاد شود که به سراغ چند مدیر باسابقه در صنعت برویم کسانی که در مجتمع‌های بزرگ مدیر بوده و با مسائل آن آشنا هستند. سپس باید سراغ تشکیلات حرفه‌ای کارفرمایی و کارگری برویم و شورایی تشکیل شود که هم در آن تجربه است و هم علم و هم تشکیلات موجود جامعه.

بحرینیان ادامه داد: چنین سازمانی پس از تشکیل باید اختیار داشته باشد. سازمان برنامه باید دبیرخانه آن شورا باشد نه تهیه کننده برنامه. سازمان برنامه اطلاعات را جمع‌آوری کند، تصمیمات را در مدل اقتصادی قرار دهد، نتایج مثبت و منفی آن را می‌سنجند و در اختیار شورا قرار می‌دهد. نه اینکه شورای برنامه‌ریزی تشکیل دهیم که وزیر و معاون و دو سه نفر در آن حضور داشته باشند تا به این شورا نقش زینتی بدهیم. آنچه از دل این شور بیرون می‌آید چیزی نیست جز یک برنامه‌ی کارمندی.

وی با بیان اینکه مرحوم عظیمی تجربه عملی داشت و از دانشگاه آکسفورد به عنوان یکی از معتبرترین دانشگاه‌ها دکترا گرفته بود اظهار کرد: مطالعات دیگری که در این زمینه صورت گرفته نیز به این نتیجه رسیده‌اند که نقش اهلیت حرفه‌ای تصمیم‌گیران، عاملی است که کشور در سال‌های پس از انقلاب عمدتاً از آن محروم بوده است. با ارجاع به کتاب «ایران امروز در آیینه مباحث توسعه» اثر دکتر عظیمی (چاپ سوم، سال ۱۳۸۷، صفحه ۶۶)، به باور دکتر عظیمی، کار برنامه‌ریزی در ایران به‌جای اتکا بر تجربه واقعی مدیران باسابقه صنعتی و نهادهای علمی و صنفی، شکلی «کارمندی» به خود گرفته است.

این پژوهشگر و فعال صنعتی افزود: سر آرتور لوییز در سال ۱۹۵۹ در مجمع اقتصاددانان غنا یک صحبت ۱۰ صفحه‌ای می‌کند که می‌گوید قبول ندارم علم اقتصاد معیارهایی پدید آورده باشد که مارا قادر به تصمیم گیری در قبال خوب یا بد بودن یک برنامه کند. تصمیم‌گیری درباره مناسب بودن یک برنامه با توسل به عقل سلیم و تجربه به دست می‌آید نه با کاربرد آزمون‌هایی که علم اقتصاد انجام داده است.

تصمیم گیران باید اهلیت سیاسی، امنیتی و حرفه‌ای داشته باشند

بحرینیان با اشاره به برنامه قبل از صفر در دوران مهندس بازرگان گفت: قبل از برنامه اول توسعه جمهوری اسلامی که در سال ۱۳۶۸ منتشر شد سه برنامه صفر در سال‌های ۱۳۶۱، ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ داشتیم. یک برنامه قبل از صفر هم در دوران مهندس بازرگان داشتیم که بعد از استعفای ایشان در شورای انقلاب ادامه پیدا کرد و در اردیبهشت ۱۳۵۹ این برنامه یا گزارش بسیار جامع بیرون آمد. یک سری صنایع انتخاب می‌شود آنچه فضا را برای من روشن کرد این بود که دیدم همین صحبتی است که زنده یاد دکتر عظیمی کرده و صحبتی که آرتور لوییز کرده در آن برنامه آمده است.

وی افزود: از این طرح چیزی به وجود آمد که اگر کشور هنوز در برابر تهاجم اجنبی توانسته مقاومت کند من تصویر برایم روشن شد که در زمان مصدق و سالهای ۴۱ تا ۴۸ اتفاق افتاد. در این لیست کسانی مثل دکتر احمد اشرف، تقی ابتکار، دکتر حمید الیاسی، پروفسور عبدالجلیل مستشاری، استاد بایزید مردوخی، دکتر محمدجعفر مجرب، مهندس علی اکبر صابری و مهندس خلیلی حضور داشتند. همه آدمهایی بودند که هم تجربه داشتند، هم کار صنعتی انجام داده بودند، هم دانشگاهی بودند و هم مسئولیت‌های دولتی داشتند همانند مرحوم میرمصطفی عالی نسب. وقتی من این را دیدم ذهنم به این موضوع روشن شد که تصمیم‌گیران یک کشور باید سه اهلیت داشته باشند؛ اهلیت سیاسی، اهلیت امنیتی و اهلیت حرفه‌ای.

این کنش‌گر صنعتی و توسعه‌گرا یادآور شد: در جمهوری اسلامی از یک دوره به بعد فقط دو اهلیت اول دیده شد. نمی‌خواهم مطلق ببینم ولی عموما اهلیت سیاسی و امنیتی دیده شده و حرفه‌ای دیده نشده است. نتیجه‌اش این تصمیم‌گیری‌های غیرمرتبط با علم خواهد شد. این پیش برنامه‌ای است که زنده یاد مهندس بازرگان باعث و بانی‌اش شده و استاد عالی‌نسب به مهندس موسوی مشورت می‌دهد اما بعد از آن می‌بینیم چیزهایی پشت این وجود داشته است.

بحرینیان در بیان نقش کارشناسان شرافتمند نظام اداری کشور در رد نظرات غیرکارشناسی برخی مسئولان طی ۱۲۵ سال اخیر گفت: من می خواهم اینجا به رده‌ی میانی کارشناسان باشرافت نظام دیوان‌سالاری ایران در  ۱۲۵ سال گذشته تعظیم کنم که به بی‌مسئولیتی و گاها عدم آگاهی و عدم تسلط وزرایی که در این وزارتخانه‌ها می‌رفتند و گاهی هیچ ربطی به تخصص‌شان نداشته است نه می گفتند. این کارشناسان شرافتمند رده میانی برخلاف نظر آنها یک کارهایی کردند که ایران هنوز توان برون‌رفت از مسائل را دارد.

وی خاطرنشان کرد: من ارجاع می‌دهم به قانون بودجه سال ۱۳۶۹ کل کشور که مصوب مجلس شورای اسلامی است. در قسمت فهرست جدول شماره ۲ فهرست سرمایه گذاری‌ها است که برخلاف شرایط فعلی اقتصاد ایران ، این زنجیره‌ها را کاملا دیده بودند و گفتند اقتصاد مقیاس باید دیده شود. اگر اقتصاد مقیاس و تولید انبوه نتواند در کشور شکل بگیرد تحقیق و توسعه شکل نخواهد گرفت و فناوری نمی‌تواند از آن بیرون بیاید.

این فعال صنعتی با انتقاد از احداث کارخانجات متعدد فراتر از تقاضا و ظرفیت اقتصاد کشور گفت: طبق قانون بودجه سال ۱۳۶۹ ما به ۱۰ تا حداکثر ۱۲ واحد کارخانه سیمانی نیاز داریم که اگر هر ۲۰۰ کیلومتر یک کارخانه سیمان باشد اصولی است اما در حال حاضر  ۹۵ پروانه بهره‌برداری کارخانه سیمان در دست اجرا داریم که همه مدعی هستند و همه هم تجهیزات را از خارج آودده اند. درخصوص کارخانه آجر و سفال نیز پنج کارخانه نیاز داریم ولی الان بیش از ۲۰۰۰ تا داریم. شیشه جام فلوت یک واحد می‌خواهیم الان بیش از ۱۵ واحد داریم. کارتن سازی سه کارخانه نیاز داریم. شیر کودک ۲ واحد باید داشته باشیم الان ۱۵ واحد شیر خشک داریم. کنستانتره میوه ۱۵ واحد نیاز است که در حال حاضر بیش از ۴۰۰ واحد تولید کنستانتره داریم. کارخانه روغن نباتی ۲ واحد می خواهیم ولی الان بیش از ۳۰۰ کارخانه روغن داریم؛ روغن خام را دولت وارد می‌کند و این کارخانجات فقط داخل قوطی می‌کنند و به دست مردم می‌دهند همین.

بحرینیان ادامه داد: درخصوص گیربکس‌های خودرو و ابزارها وقتی می‌خواهید کنید به ابزار نیاز دارید. در بخش‌هایی مثل موتور بنزینی، دروگر، چیلر، ماشین‌های راهسازی، دینام، کشتی‌سازی، دوچرخه‌سازی، پیستون‌های دیزلی، چرخ خیاطی، بلبرینگ، ماشین‌آلات، لوکوموتیو و فلزات اساسی در حال حاضر دستمان دراز است. اما می‌بینیم در سال ۱۳۶۹ چقدر هنرمندانه این زنجیره را دیدند. در صنعت خودرو گفتند ۲ واحد صنعتی نیاز داریم؛ در حالی که الان در صنایع خودرو صنعتی و تجاری بیش از ۶۵ پروانه بهره‌برداری داریم و بیش از ۴۰ واحد نیز در دست اجرا است.

وی با اشاره به نحوه آشنایی اش با مرحوم عالی نسب از طریق افرادی چون زنده یاد عزت‌الله سحابی، محسن نوربخش، مسعود نیلی و محمدعلی نجفی گفت: مهندس موسوی گرفتار توهم نشده بود که من خیلی چیزها را بلد هستم.. من برداشتم این است که آقای مهندس موسوی می‌دانست که قدرت شناخت همه چیز را ندارد. در نتیجه به آقای عالی‌نسب که از زمان مرحوم مصدق در تجارت و صنعت بوده اعتماد داشت و توانایی و عمل خیر ایشان را دیده بود. حضرت علی (ع) به مالک اشتر می‌گوید جایی که می‌روی آدمهای اهلیت را به مشورت بگیر. مهندس موسوی با عمق وجود این را متوجه شده بود.

این کنش‌گر صنعتی و توسعه‌گرا تاکید کرد: ویلیام هارتمن متخصص شرق کمونیست کتابی نوشته که در آن نوشته شده از خروشچف سوال می‌کند که شما برای چه چیزی متاسف هستی؟ می‌گوید از یک چیز تاسف می‌خورم و آن این است که برای اداره کشوری مثل شوروی باید به اندازه دو آکادمی علوم در مغزت داشته باشی که من نداشتم.

بحرینیان گفت: زنده‌یاد عالی‌نسب با آن تجربه گرانبها چنین نقشی را داشته و این نقش را هارواردی ها به ایران گفتند. سنگاپور، مالزی و چین متوجه شدند که نهاد تصمیم‌گیری اقتصادی مستقل از دو قوه است اما ایران متوجه نشد. برنامه اول توسعه را دیدم ۲۶ اولویت در آن وجود داشت. در حالی که اولویت باید یک دو، سه، چهار تا پنج مورد باشد. وقتی ۲۶ اولویت دارید یعنی به هیچ چیز نخواهید رسید. زنده یاد گروه عالی‌خانی ماشین سازی تبریز را به عنوان اساس شناخته بود، بلبرینگ‌سازی را شناخته بود ولی در سطح باقی ماند. در برنامه اول انقلاب طبق این برنامه‌های صرف شهرک ماشین ابزار در مشهد طراحی شد اما بعدا نابود شد، در نتیجه ما الان برای همه چیز به خارج وابسته‌ایم.

وی تکرار اشتباهات توسط دولتهای مختلف را از جمله مشکلات اقتصاد کشور دانست و افزود: این تکرار اشتباهات ما را بیچاره کرده است. سازمان سیا در دوره پهلوی گزارشی نوشته بود که در سال ۲۰۰۰ از طبقه‌بندی محرمانه خارج شد. در آن گزارش آمده است واردات بیش از حد شاه را با کسری مواجه خواهد کرد و در سال ۱۹۷۹ با کسری ذخایر روبه‌رو می‌شود.

بحرینیان با اشاره به کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» نوشته حسن روحانی رییس جمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد: این کتاب به ولخرجی‌هایی که بعد از جنگ صورت گرفته بود اشاره دارد. واردات بدون مطالعه ارز انجام می‌شد. الان واژه  ارز متقاضی آوردند که همه اینها یکی است. این بزک کردن واژه ها برای کارهایی است که می‌خواهند انجام دهند. روحانی می‌گوید دولت در آن زمان تنها به فکر رفع وضع موجود بود. در شرایط سررسید بدهی‌های خارجی در سالهای ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ با شناسنامه ۵۰۰۰ دلار به افراد پرداخت می‌کردند که به تدریج آثار اخذ وامهای بی‌مطالعه آشکار شد و از برنامه عدول شد. گزارش سیا می‌گوید شاه به امید آن بود که قیمت نفت افزایش یابد. روحانی هم می‌گوید سال ۱۳۷۱ به امید افزایش قیمت نفت در سال آینده و بازپرداخت بدهی‌ها بودیم. یعنی انگار بلد نیستیم این کشور را بدون نفت مدیریت کنیم. در بخش دیگری از این کتاب یک بار دیگر عدم آمادگی برای مقابله با مشکلات آتی در سیاستهای دولت روشن شد. یعنی مرتب از جیب بخور.

این کنش‌گر صنعتی و توسعه‌گرا بیان کرد: من به عنوان کسی که ۵۲ سال در صنعت این کشور یا در فعالیت مولد بودم قاطعانه می‌گویم پتانسیل و امکاناتی که کشور ما دارد امکان پیشرفت را فراهم می‌کند. در دوره‌هایی که کارشناسان باشرافت و گمنام رده میانی دستورات غلط وزرا را اجرا نمی‌کردند یک ذخیره دانایی در کشور به وجود آمده که قابلیت حل مسائل ایران و رسیدن به ۱۰ کشور اول دنیا را فراهم کرده است. 

وی درباره توافق با آمریکا و اینکه به گفته معاون وزیر خارجه شرایط سرمایه‌گذاری فراهم است گفت: از این توافق تن و بدنم لرزید یعنی آمریکا می‌تواند در زیرساخت‌ها و راهها و نفت ما سرمایه گذاری کند. یعنی ما در سرمایه‌گذاری، استخراج و صادرات به عامل برون‌زا متکی باشیم و نرویم سراغ آنچه در زمان مصدق و زمان جنگ بوده  یا در دوره سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۸ بوده است.

بحرنیان با بیان اینکه تاریخ بشر نشان داده استقلال، آزادی، سربلندی و افتخار در کوله‌پشتی سرباز خارجی به هیچ کشوری نرفته و به ایران هم نخواهد آمد گفت: بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش ... امید هیچ معجزی به مرده نیست زنده باش.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین