برخلاف تصور رایج که وابستگی اندک آمریکا به نفت خلیج فارس را به معنای بیاهمیتی تنگه هرمز برای واشنگتن میدانند، آمریکا و اتاقهای فکرهای آن (اندیشکدهها) اهمیت این آبراه را به دلایل راهبردی دیگری نظیر تأمین کودهای کشاورزی و مهمتر از همه، حفظ هژمونی دریایی ایالات متحده برای جلوگیری از ظهور قدرتهای رقیب مهم ارزیابی میکنند.
وابستگی پایین آمریکا به انرژی خلیج فارس ممکن است این تصور را ایجاد کند که حاکمیت ایران بر تنگه هرمز برای آمریکا حائز اهمیت نیست؛ با اینحال اگر چنین تصوری صحیح باشد، چرا ترامپ از ابتدای جنگ تلاش زیادی برای بازگشایی تنگه هرمز کرده است؟ آمریکا با اقدامات ناموفقی مانند اسکورت، ارائه بیمهنامه، درخواست کمک از دیگر دولتها تلاش کرد تنگه را بازگشایی کند، همچنین بازگشایی تنگه هرمز یکی از دو خواسته اصلی آمریکا درکنار مسائل هستهای است. این مسائل نشان از اهمیت بالای تنگه هرمز برای آمریکاییها دارد، موضوعی که اندیشکدههای آمریکایی نیز به آن پرداختهاند.
مهمترین دلایل اهمیت تنگه هرمز از نظر اندیشکدههای آمریکایی که اتاق فکر تصمیمهای واشنگتن هستند موارد زیر است:
افول هژمونی
حدود ۹۰ درصد تجارت جهان از راه دریا انجام میشود؛ براین اساس، هر قدرتی که بر شریانهای دریایی تسلط یابد، نهتنها بر جریان تجارت جهانی اشراف پیدا میکند؛ بلکه توان مداخله و اعمال نفوذ در هر نقطه از جهان را نیز به دست میآورد. یک قدرت بزرگ جهانی برای تسلط و نفوذ بر جهان ناگزیر به داشتن نیروی دریایی قدرتمندی است که در همه دریاها حضور داشته باشد؛ از این رو، حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین آبراههای جهان، ضربهای جدی به قدرت هژمونطلب آمریکا وارد میکند. بهعنوان نمونه اندیشکده در این رابطه بنیاد دفاع از دموکراسی(FDD) که اندیشکدهای نزدیک به ترامپ است مینویسد: « اقتصادهای عرب حاشیه خلیج فارس تحت چتر هژمونی آمریکا ساخته شدهاند. اگر آن را بردارید - و آزادی ناوبری که همراه آن است - کشورهای حاشیه خلیج فارس ناگزیر به درگاه تهران گدایی خواهند رفت.»
اندیشکده امریکن کانسرواتیو(American Conservative) در مقالهای با عنوان «تنگه هرمز، نه برنامه هستهای، نقطه اختلاف با ایران است» سوال متن حاضر را میپرسد، که چرا تنگه هرمز برای آمریکا مهم است؟
در این موضوع نویسنده ابتدا به اثر پروانهای حاکمیت ایران بر تنگه هرمز اشاره میکند که اگر ایران تنگه را کنترل کند، یمن در بابالمندب و مالزی، تایلند و اندونزی در تنگه مالاکا و دیگر کشورها در آبراهههای مهم، ممکن است جسارت پیدا کنند که آنها نیز تنگهها را کنترل کنند. اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، این انگیزه را در دیگر کشورهایی که بر آبراهههای راهبردی مشرف هستند ایجاد کرده است که آنها نیز وضع عوارض کنند و حاکمیت خویش را اعمال نمایند. بهویژه در تنگه بابالمندب که یمن سابقا آن را مسدود کرده و توان اعمال حاکمیت بر آن را دارد. همچنین در دوم اردیبهشت 1405 پوربایا سادوا وزیر دارایی اندونزی گفت: «اندونزی یک کشور حاشیهای نیست. ما بر روی یک مسیر راهبردی تجارت و انرژی جهانی قرار داریم. با این حال، کشتیهایی که از تنگههای ما عبور میکنند، هیچ هزینهای پرداخت نمیکنند. نمیدانم این درست است یا غلط. اکنون گزارشهایی حاکی از آن است که ایران از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عوارض دریافت میکند.» اگر این اتفاق در مالاکا و دیگر آبراههها رخ دهد، تسلط آمریکا بر دریاها سلب و هژمونی آن کاهش مییابد. همچنین یکی از اصلیترین ابزار آمریکا علیه چین یعنی تنگه مالاکا نیز از دست آن خارج میشود.
افزایش قیمت انرژی
مسئله کاهش عرضه نفت و افزایش قیمت آن موضوع دیگری است که اندیشکدههای آمریکایی بدان پرداختهاند. گرچه آمریکا میزان کمی از نفت خود را از خلیج فارس تامین میکند؛ اما ازآنجا که قیمت انرژی در آمریکا بر اساس قیمتهای جهانی است، اقتصاد آمریکا از بحران انرژی خلیج فارس تاثیر میپذیرد. همچنین 25 درصد از گاز LNG جهان از تنگه هرمز عبور میکند که بر اقتصاد کل جهان تاثیرگذار است. در این رابطه بنیاد دفاع از دموکراسی(FDD) در یادداشتی با عنوان «بازگشایی تنگه اکنون وظیفه اول در جنگ ایران است» مینویسد: «هدف اصلی آمریکا باید بازگشایی تنگه باشد». نویسندگان درباره توجیه هزینههای بازگشایی تنگه مینویسند، قیمت نفت چه تنگه بسته بماند و چه توسط آمریکا باز شود، افزایش خواهد یافت، اما در صورت بسته ماندن، رشد بیشتری خواهد داشت. بعد از بازگشایی «زمان میبرد تا تجارت جهانی اعتماد خود را به تعهد آمریکا به آبراه بازگرداند».
کود
حدود 33 درصد از کود شیمیایی جهان باید از تنگه هرمز عبور کند، عدم عرضه این حجم از کود، آمریکا را بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات کشاورزی جهان با مشکل مواجه میکند. بنیاد دفاع از دموکراسی(FDD) در یادداشتی دیگر با عنوان « نگذارید ایران در سراسر جهان گرسنگی بکارد» نوشت:
«بسته شدن تنگه هرمز توانایی ایران را در تهدید تأمین غذای جهان آشکار کرده است.»
این یادداشت به توجه بیش از حد تحلیلها در مورد اثر بسته بودن تنگه هرمز بر بازارهای انرژی نقد وارد میکند و مینویسد: «اما داستانی دیگر، به همان اندازه مهم، وجود دارد. تنگه هرمز یک نقطه عبور حیاتی برای گاز طبیعی است که برای تولید کودهای آمونیوم فسفات و اوره استفاده میشود که برای کشاورزی ضروری هستند. کنترل ایران بر تنگه میتواند قیمت کود را دقیقاً زمانی که بخشهای بزرگی از جهان آماده کاشت هستند، تهدید کند.» «بحرانهای غذایی در داخل مرزها باقی نمیمانند. آنها به شکل مهاجرت دستهجمعی، آشفتگی سیاسی و درگیری مسلحانه از مرزها فراتر میروند». همچنین در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: «تضمین اینکه ایران نتواند دوباره تنگه هرمز را ببندد باید همچنان ضرورت اصلی جهان باقی بماند. محاصره آمریکا بر بنادر ایران ممکن است به اجبار این باز شدن کمک کند.»
در نتیجه عدم حاکمیت ایران بر تنگه هرمز برای آمریکا بسیار حیاتی است؛ چراکه فرایند رو بهافول آمریکا را تسریع میکند. لذا اتاق فکرهای آمریکایی بر بازگشایی تنگه هرمز تاکید و هزینههای گسترده این اقدام را توجیه میکنند. بنابراین ضرورت دارد اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و مدیریت جدید تنگه هرمز برای تحمیل هزینه بالا به دشمنان و شکست کامل آنها با هدف ایجاد بازدارندگی کامل و نیز نظم جدید منطقهای ادامه یابد و تنگه هرمز وجهالمعامله رفع روی کاغذ تحریمها قرار نگیرد.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.