دست دزد دریایی زیر ساطور ماست
کیهان نوشت:
آقای ایروانی، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد با ارسال نامهای به دبیرکل سازمان ملل و شورای امنیت محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا و توقیف کشتیهای تجاری ایران را نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد و مصداق بارز «دزدی دریایی» دانسته و تاکید کرده است؛ «جمهوری اسلامی ایران از شورای امنیت میخواهد که این اعمال تجاوزکارانه را به شدیدترین عبارت ممکن محکوم نماید و از ایالات متحده بخواهد که فوراً چنین اقدامات غیرقانونی را متوقف کند و فوراً و بدون شرط، همه کشتیها، محموله و اموال توقیفشده را آزاد کند». این اقدام سفیر و نماینده محترم کشورمان در سازمان ملل متحد، اقدامی شایسته و درخور تقدیر و در جهت ماموریت دیپلماتیک ایشان است که باید انجام میپذیرفت ولی با جرأت میتوان گفت که در پیشگیری از دزدی دریایي آمریکا کمترین تاثیری ندارد! چرا که سازمان ملل بارها نشان داده است تحت سلطه کامل آمریکاست و هیچ تصمیمی که با منافع آمریکا ناسازگار باشد اتخاذ نمیکند. به یقین جناب ایروانی هم از این واقعیت تلخ باخبرند و نامه یادشده را برای رفع تکلیف نوشتهاند و میدانند که نباید از سازمان ملل انتظار برخورد و مقابله با دزدی دریایی آمریکا را داشته باشند!
آمریکا با محاصره دریایی ایران و توقیف و مصادره محموله کشتیهایی که موفق به توقیف آنها شده است به تجاوزات خود ادامه میدهد و بدیهی است که تجاوز آمریکا را نمیتوان و نباید بیپاسخ گذاشت. یکی از راهکارهای مؤثر برای مقابله با محاصره دریایی ایران -تاکید میشود، فقط یکی از راهکارها- که میتواند پاسخی شکننده و پشیمانکننده به دزدی حریف باشد، استفاده از اهرم بابالمندب است. بستن بابالمندب به روی کشتیهای حامل نفت و یا کالا برای کشورهای متخاصم و مصادره محموله و حتی شناورهای حامل محمولهها، اقدامی پذیرفتهشده در عرف بینالمللی است و میتواند برای آمریکا و متحدان منطقهای و فرامنطقهای آن خسارتهای فراوان و غیرقابل جبرانی داشته باشد. توضیح آنکه مقاومت یمن نیز بخشی از زنجیره مقاومت اسلامی است و برادران غیور انصارالله بارها اعلام کردهاند که برای بستن بابالمندب به روی کشتیهای وابسته به جبهه متخاصم آمادگی کامل دارند و این حرکت را در چارچوب جنگ «تمامی مقاومت» با «تمامی کفر و استکبار» ارزیابی میکنند. این اقدام جمهوری اسلامی ایران لبیک به اولین پیام رهبر معظم انقلاب است. آنجا که تاکید میکنند؛ «ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند، به اندازهای که تشخیص بدهیم، از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد». اکنون دست دزد زیر ساطور ماست و مگر نه اینکه دست دزد را باید قطع کرد؟!
******
گرانی ها را دریابید
روزنامه اطلاعات نوشت:
دولت نیز با انتصاب یک سخنگوی اقتصادی به هرگونه شایعات در فضای مجازی به سرعت پاسخ دهد و با تنویر افکار عمومی و ارائه توضیحات به مردم، مانع هرگونه سیاهنمایی و تداوم اخلال در بازار کالاها و خدمات شود.
مردم ما باید بدانند برخلاف مافیای اقتصادی که تلاش میکند وانمود سازد تأمین همه کالاها در کشور وابسته به واردات است، ما در حوزه غذا و تأمین کالاهای اساسی هیچ وابستگی نداریم و در صورت نیاز میتوانیم اینگونه کالاها را از کشورهای همسایه تأمین کنیم. خوشبختانه ظرفیتهای کنونی کشور برای تأمین نیازها و کالاهای ضروری مردم کافی است و فقط باید نظارتها تقویت شود.
همه باید به یاد داشته باشیم که جنگ ما فقط در میدان نبرد نیست؛ بلکه اقتصاد و روان جامعه نیز جبههای تعیینکننده در عرصه تاب آوری و پیروزی است. کنترل بازار ـ اگر همراه با برنامهریزی دقیق، نظارت مؤثر، برخورد قاطع با متخلفان و گرانفروشان، شفافیت و حمایت از تولید باشد ـ میتواند نقش حمایتی بزرگی ایفا کند و از فرسایش سرمایه اجتماعی جلوگیری نماید. اگر قرار است این جنگ را با پیروزی قاطع و کامل به سرانجام برسانیم و میوه صلابت «میدان» را پشت میز «دیپلماسی» بچینیم، چارهای نداریم جز آنکه ستون هر دو یعنی پشتوانه مردمی آنها و قدرت «خیابان» را تقویت کنیم. خیابان و روحیه مردم نیز تا زمانی بالا و قوی باقی خواهد ماند که احساس کنند نهادهای مسئول با قدرت و جدیت به وظایف خود در حوزه کنترل بازار و برخورد با سودجویان و اخلالگران حوزه اقتصادی عمل میکنند. مردم کمبودها و مشکلات ناشی از جنگ را درک میکنند اما نمیتوانند افسارگسیختگی غیرقابل توجیه قیمتها و ناتوانی و ضعف در برخورد با سودجویان و سوءاستفاده کنندگان از شرایط اقتصادی کشور را بپذیرند.
******
پایان عصر گزینههای روی میز
اسماعيل گراميمقدم قائم مقام حزب اعتماد ملي در گفتوگو با «اعتماد» درباره پيروزي ايران گفته است:
ادبياتي از سوي امريكا در پيش گرفته شد كه طي همه سالهاي گذشته تكرار شده و آن هم استفاده از اين عبارت از سوي روساي جمهور امريكا بود كه «همه گزينهها عليه ايران روي ميز است.» معناي اين عبارت كاملا روشن بود و امريكاييها از آن استفاده ميكردند تا به ايران اين پالس را ارسال كنند كه اگر تن به مذاكره ندهد، بايد گزينه نظامي را بپذيرد. اين رويكرد در زمان تمام دولتهاي پس از اصلاحات از دولتهاي احمدينژاد و روحاني گرفته تا كابينههاي رييسي و نهايتا پزشكيان وجود داشت...
با استفاده بيهوده ترامپ از گزينه نظامي، امريكا عملا ديگر گزينه خاصي روي ميز ندارد. با مقاومت جانانه مردم و نظاميان ايراني، هيمنه امريكا در هم شكسته شد و جهانيان ديدند كه ايران توانسته در برابر ابرقدرتهاي جهاني و منطقهاي بايستد. امريكا بيشك اعتبار خود را در عرصه جهاني از دست داده و دههها طول ميكشد تا دوباره اعتبار ايالات متحده به وضعيت سابق بازگردد و ايران در حال حاضر مديريت تنگه هرمز را به دست گرفته و پس از آتشبس هم آيند و روند در اين تنگه كاملا در اختيار ايران است. بستن اين شاهراه اقتصادي اعتبار امريكا را زير سوال برد و امريكا نتوانست با يك پيروزي، تنگه هرمز را باز كند. كار به جايي رسيد كه ترامپ از ابزار تهديد، التماس و حتي فحاشي استفاده كرد تا تنگه هرمز باز شود... بايد مراقب بود امريكا يك بار ديگر به بهانه مذاكرات دست به اقدامات نظامي نزند. همه تمهيدات لازم بايد تدارك ديده شود تا ايران دست بالاي خود را حفظ كند...
واقع آن است كه امريكا به جز گفتوگو و تعامل با ايران گزينه ديگري روي ميز ندارد. البته هر زمان ممكن است ترامپ اقدامات نظامي غيرمعقولي در مرزهاي جنوبي ايران صورت بدهد، اما ايران با هوشياري كامل بايد اين راهبردها را مهار كرده و زمينه كسب دستاوردهاي بيشتر را با تكيه بر ميدان، ديپلماسي و خيابان ايجاد كند. تنها عامل بازدارنده واقعي براي ايران جدا از ميدان و ديپلماسي، انسجام و اتحاد عموم مردم است. بايد از صداهاي تفرقه افكنانهاي كه بعضا از سوي برخي افراد و گروهها سر داده ميشود، جلوگيري شود تا ايران بتواند اين روند پيروزيها را در ادامه هم استمرار ببخشد.
******
چرا ترامپ برنده محاصره نمی شود؟
شرق نوشت:
راهبرد ترامپ یک معمای پیچیده نیست؛ یک فرمول ساده و خام است: محاصره دریایی برای قطع صادرات نفت ایران، فشــار اقتصادی برای فروپاشــی از درون و تهدید نظامی برای وادارکردن تهران به تســلیم کامل. اسکات بســنت، وزیر خزانه داری آمریکا، گفت صنعت نفت ایران «تحت فشــار محاصــره دریایی به زانو درآمده و به زودی فروخواهد پاشید». ترامپ نیز با همان ادبیات همیشگی اش، مدعی شده ایران «برای رســیدن به توافق لحظه شماری می کند». این ادبیات را باید در ترازوی واقعیت سنجید. بگذارید ببینیم چه چیزی در این سوی میز در حال رخ دادن است....
درست اســت که صادرات نفت ایران در نیمه دوم آوریل در مقایسه با ماه مارس کاهش یافته است. کشتی ها در لنگرگاه ها متوقف شده اند و فضای ذخیره سازی در جزیــره خارک به ۷۴ درصد ظرفیت رســیده اســت. اینها فشــارهای واقعی اند و انکارشان نمی کنم، اما ترامپ و تیمش از سه واقعیت راهبردی غافل اند که مانند تیغه های یک قیچی، راهبردشان را از ریشه قطع خواهد کرد. واقعیت اول: زمان به نفع واشنگتن نیست. وزارت خزانه داری آمریکا به تازگی اعلام کرد هر شرکت بیمه یــا کشــتی رانی که به ایران بابــت عبور از تنگــه هرمز عوارض پرداخــت کند، با مجازات های ســنگین از جمله حبس ابد مواجه خواهد شــد. این یعنی واشنگتن نه تنها مســیر دریایی، بلکه اساســا هرگونه تعامــل مالی با ایران بر ســر تنگه را جرم انگاری کرده است، اما بهای این سیاست چیست؟ حق بیمه جنگ برای عبور از تنگه هرمز از ۰.۱۲۵ درصد ارزش بدنه کشــتی در شــرایط عادی، به ۱.۵ تا ســه درصد جهش کرده اســت. برای یک نفتکش غول پیکــر ۱۳۸ میلیون دلاری، این یعنی هزینــه ای بین ۱۰ تا ۱۴ میلیون دلار برای هر ســفر. این اعداد نجومی، عمال تجارت دریایی در خلیج فارس را فلج کرده اســت. در نتیجه، قیمت نفت برنت از ۶۹ دالر در سال ۲۰۲۵ به بالای ۱۱۱ دلار در ماه می ۲۰۲۶ جهش کرده است. و این یعنی تورم داخلــی در آمریکا بالا رفته، قیمــت بنزین جهش کرده و محبوبیــت ترامپ به پایین ترین ســطح دوران ریاســت جمهوری اش ســقوط کرده اســت. بانک جهانی هشــدار داده این بحران می تواند بزرگ ترین شوک قیمتی به کالاهای اساسی از سال ۲۰۲۲ تاکنون باشد.
******
آیا بیبیسی در جنگ ۶۰ روزه رسانه بهتری از ایراناینترنشنال بود؟
فرهیختگان نوشت:
دستگاه تبلیغاتی «بیبیسی» بخش فارسی خود را یک سال پیش از اشغال ایران توسط قوای متفقین، در سال 1319 و با هدف تأثیرگذاری روی افکار عمومی ایرانیان راهاندازی کرد. آن ایام با سنبه پر زور نظامی آلمان در جنگ بینالملل دوم مصادف شده بود و همین مسئله بهانهای دست رضاخان داد تا با نزدیکشدن به فاشیستها از شر ارباب انگلیسی خلاصی پیدا کند. اشتباه شاه دستنشانده فارغ از باز کردن حساب ویژه روی ارتش نازی در صحنه نبرد این بود که اهمیتی برای فاکتور قدرت نرم رژیمش قائل نشد و درنهایت فکر کرد صرفاً با اتکا به مدرنیزاسیون آمرانه و وارداتی میتواند در برابر امپراتوریهای جدید و قدیم دوام بیاورد و شعبهای از حکومت رایش سوم را در منطقه غرب آسیا تأسیس کند. از همین رو، رادیوهای بیگانه با دریافت دستور کار از دولتهای خویش پیش از آنکه موتور دستگاه و ادوات نظامیشان روشن و به سمت ایران روانه شود، عملیات خلع سلاح روانی یک ملت را با رادیو و رسانههای جمعی استارت زدند تا پیش از نزدیکشدن به مرزها، ایران را پل پیروزی بنامند.
حال پس از گذشت دههها از آن روزهای نکبتبار، بیبیسی به همراه باقی رسانههای فارسیزبان بیگانه همان تاکتیکها و تکنیکها را در جهت به ثمر رساندن فرامین دولتهای خود به کار بستهاند تا چیزی را که در میدان جنگ نتوانستهاند از ایران بگیرند با رژهرفتن روی روان و دستگاه فکری و ادراکی مخاطبان هدف از آن خود کنند. به بیان دیگر وقتی زور توپ و گلوله و موشک برای حلشدن در نظم غربی بهعنوان «گاو شیرده» به یک ساختار سیاسی مستقل نظیر ایران نرسد، نوبت به عملیاتهای عجیب و محیرالعقول شبکهها، سایتهای خبری و مدیومهایی مانند سینما و تلویزیون میرسد که کار ارتشهای جنایتکار را ادامه دهند. در فقره جنگ رمضان هم بیبیسی فارسی با قبول نقش پلیس خوب، مکمل «اینترنشنال» در جایگاه پلیس بد بود و برای دسته باهوشتر بینندگان مسخشده به تولید محتوا میپرداخت.
******
بهانه جدید خودروسازان برای گرانی
قدس نوشت:
خودروسازان فهرستی بلند از رشد هزینه مواد اولیه گرفته تا اختلال در زنجیره تأمین ناشی از تنشهای منطقهای را برای توجیه افزایش قیمتها روی میز گذاشتهاند، اما در این میان آنچه بیش از همه به چشم میآید، شکاف عمیق میان سناریو ارائه شده خودروسازان و مواضع رسمی نهادهای سیاستگذار است.
خودروسازان میگویند حملات به زیرساختهای فولاد و پتروشیمی و محدودیتهای وارداتی، هزینه تولید را بالا برده است. استدلالی که در ظاهر، با منطق اقتصاد جنگی همخوانی دارد، اما این استدلال، زمانی با تردید جدی مواجه میشود که سیدمحمد اتابک؛ وزیر صنعت، معدن و تجارت آشکارا اعلام میکند «افزایش یکباره قیمت خودرو آن هم به بهانه نبود ورقهای فولادی، منطقی نیست» و حتی پا را فراتر گذاشته و از «شایعهسازی برای خالی کردن جیب مردم» سخن میگوید. او با تأکید بر تأمین ورق فولادی از سوی فولاد مبارکه و برنامهریزی برای رفع گلوگاههای تولید، عملاً یکی از اصلیترین بهانههای خودروسازان را بیاعتبار میکند.
همزمان، عزتالله زارعی، سخنگوی وزارت صمت نیز روایت التهاب بازار را نه ناشی از کمبود واقعی، بلکه نتیجه «دامن زدن غیرواقعی» و نوعی سودجویی میداند و تأکید میکند: «هیچ مسئلهای» در حوزه تولید و واردات خودرو وجود ندارد.
در سطح نظارتی هم نشانهای از تأیید رسمی افزایش قیمتها دیده نمیشود. به گفته احمد شانیان، معاون سازمان حمایت، خودروسازان حتی درخواست کتبی برای افزایش قیمت ارائه نکردهاند بنابراین هیچ بررسی رسمی هم در این باره صورت نگرفته است. این یعنی حتی سازوکارهای قانونی افزایش قیمت نیز هنوز فعال نشده، اما بازار پیشاپیش واکنش خود را نشان داده است.
از سوی دیگر مجلس هم موضعی دوگانه اما قابل تأمل دارد. محمدحسین محمدی از ایستادگی «تمامقد» مجلس در برابر افزایش قیمتها سخن میگوید، در حالی که سیدجواد حسینیکیا، نایب رئیس کمیسیون صنایع، بخشی از گرانی را به «شرایط بازار» نسبت میدهد و از نقش عوامل بیرونی و نقدینگی سرگردان در ایجاد التهاب سخن میگوید. این دوگانه هرچند پیچیدگی مسئله را نشان میدهد، اما در نهایت افکار عمومی و مردم را به یک نتیجه مشترک میرسد آن هم اینکه افزایش قیمتها دستکم به شکل فعلی نه تأیید میشود و نه قابل دفاع است.علاوه بر این در بدنه صنعت هم صدای مخالفت با قیمتهای فعلی شنیده میشود. محمدرضا نجفیمنش، رئیس انجمن قطعهسازان، قیمتهای اخیر را «کاذب» میخواند و از وجود حباب در بازار سخن میگوید؛ حبابی که به گفته او، با افزایش تولید فروخواهد نشست.
******
فرصت های پسا جنگ
علی سرزعیم ، اقتصاددان به روزنامه ایران گفته است:
اقتصاددانی به نام «منسر اولسون» ایده مهمی را مطرح کرد مبنی بر اینکه هر وضعیتی ذینفعانی دارد و این ذینفعان به انواع اقدامات متوسل میشوند تا وضع سودآور آنان عوض نشود. بدین صورت که سیاستمداران و تصمیمگیران را تحت فشار میگذارند تا حکمرانی در مسیر خاصی قرار بگیرد. اولسون میگوید اما در همین شرایط، برخی اتفاقات خاص میتوانند زمینه تغییر را ایجاد کنند؛ مانند جنگها، پیروزیها و شکستها و حتی فجایع طبیعی مانند زلزلهها. به باور اولسون این رویدادهای بزرگ شرایطی ایجاد میکنند تا سیاستمداران آن کشور بتوانند برخی گروههای ذینفع مانع توسعه را کنار بزنند و فرمان مدیریت اقتصادی را عوض کنند. منظورم این است که از دل بحرانها، فرصتهای جدید هم خلق میشود. چه شد که مسیر اقتصاد ترکیه از تورمهای شدید به سمت توسعه تغییر کرد؟ علت، بحران بانکی بود.
بحران بانکی سال 2000 میلادی ترکیه سبب شد مردم، نظام حکمرانی و تصمیمسازان ترکیه بگویند: «دیگر کافی است، باید از این وضعیت خارج شویم» که با سیاستهای ریاضتی اقتصادی «کمال درویش» از این مرحله عبور کردند. بنابراین بحرانها مهم هستند و میتوانند نقطه عطف باشند. برای ما هم که پس از 20 سال تحریم دو جنگ را تجربه کردیم، اکنون فرصتی است تا بسیاری از مسائل سیاستهای اقتصادی را حل کنیم.
تا اینجا در دو جنگ پیروز شدیم. در برابر قویترین ارتش جهان ایستادیم و او نتوانست به هیچ یک از اهداف خود برسد. فکر میکنم در شرایط چنین پیروزیای، اگر با دیپلماسی جدید و راهبردی مؤثر بتوانیم این پیروزی نظامی را در عرصههای سیاسی و بینالمللی هم تثبیت کنیم، سایه تهدیدهای خارجی برای دست کم 150 سال از کشور دور میشود و در این صورت آنچه باقی میماند، حل مسألههای داخلی مربوط به خودمان است که کشور، جامعه و اقتصاد را چطور اداره و مشکلات را حل کنیم. وقتی با این پیروزی، استقلال ما تضمین و سایه تهدید دور شد، آیا همچنان اینکه برخی بخواهند مانع مراوده اقتصادی ما با جهان شوند، ممکن خواهد بود و باز هم از سوی برخیها در جامعه خریدار خواهد داشت؟
******
رشد اجاره مسکن را در سال جاری ممنوع کنید
روزنامه شرق نوشت:
از ابتدای ســال ۱۳۹۸ تاکنون دولت با تعیین سقف مجاز افزایش اجاره بها تلاش کرده است از تلاطم فقرگستر در بازار مسکن اســتیجاری جلوگیری کند. امسال نیز انتظار می رود چنین سیاستی در پیش گرفته شــود. نکته ای که دولتمردان باید به آن توجه کنند، این اســت که تعیین ســقف در ســال های گذشته نتوانست قدرت فقرگستری بازار مســکن را در سطح قابل اعتنایی کاهش بدهد، علاوه بر این، امســال در کنار ســایر عوامل تأثیرگذار بر جریان فقرگســتری، با آثار جنگ ظالمانه نیز روبه رو هستیم. به همین دلیل پیشنهاد نگارنده به دولتمردان و متولیان حوزه مسکن این است که افزایش اجاره بهای مسکن را برای امسال ممنوع کنند و مالکان این واحدها ملزم شوند ملک خود را با همان قیمت سال گذشته اجاره بدهند.
برای درک بهتر مسئله توجه به نکات زیر که فهرست وار بیان می شود، ضرورت دارد: -۱ در ســال های گذشــته یکی از مؤثرترین عوامل افزایش فقر، وضعیت بازار مسکن بوده است. اگر دولتمردان اجازه بدهند امسال هم در روی همان پاشنه بچرخد، این توفان به سونامی تبدیل خواهد شد. -۲ در اقتصاد امروز ایران بازار مســکن استیجاری بازاری بسیار مهم و تأثیرگذار است؛ زیرا به طور مستقیم با معیشت نزدیک به ۴۰ درصد جمعیت که مســتأجر هســتند، ارتباط دارد و نیز با اثرگذاری در بازار املاک و مستغالت روی قیمت تمام شده همه کالاها و خدمات اثر گذاشته است و می تواند در تشدید یا مهار نسبی جریان تورمی اثر محسوس بگذارد. -۳ در گذشــته برخلاف بسیاری از حوزه های فعالیت اقتصادی و ســرمایه گذاری، مسکن رونق چشمگیری داشته و به عنوان کم خطرترین حوزه ســرمایه گذاری توجه صاحبان نقدینگی را به خود جلب کرده اســت. این امر موجب شــده تقاضای سفته بازانه در این بازار به شدت رشد کند و به مانعی بزرگ بر سر راه خانه دارشدن نیازمندان واقعی مسکن تبدیل شــود.
نیازمندان واقعی مسکن از سر ناچاری به بازار مسکن استیجاری پناه برده و تازه در این بازار هم موقعیت مناسبی ندارند. گفتنی است در سال های اخیر بسیاری از خانوارهای مستأجر به دنبال افزایش شدید اجاره بها که البته نتیجه قهری رشد تقاضای سفته بازانه بوده، به حاشیه شهرها رانده شده اند. -۴ مداخله دولت در بازار مســکن استیجاری و تعیین ســقف مجاز رشد اجاره بها مخالفت هایی را برانگیخته است. مخالفان این مداخله را ناعادالنه و ناکارآمد تلقی می کنند و می گویند دولت باید به عوامل عرضه و تقاضا اجازه بدهد آزادانه عمل کنند و بازار را به تعادل برسانند و اگر دولتمردان هدف حل معضل مســکن را دنبال می کنند، با شــیوه ای کارآمدتر وارد میدان بشوند. این نقد در حالی مطرح می شود که مداخله دولت در ســایر بازارها و قیمت گذاری برای کالاهـا و خدمات دیگر از دید این منتقدان چندان مصداق بی عدالتی تلقی نمی شــود. از سوی دیگر این منتقدان هرگز توجه ندارند که اتفاقا رشد آزادانه اجاره بها بهترین موقعیت را برای سفته بازان فراهم می کند تا با انتقال منابع نقدی خود به بازار امالک و مســتغلات، از یک سو دســت بخش مولد اقتصاد را از منابع نقدی کوتاه کنند و از سوی دیگر با ایجاد رونق کاذب در بازار مسکن، نیازمندان واقعی مسکن را از رسیدن به حق مسلم خود محروم کنند
******
از یکشنبه سیاه تا پیام رهبری درباره برجام
علی مطهری به مناسب چهلمین روز درگذشت شهید علی لاریجانی به مرور برخی مقاطع سیاسی مهم در زندگی وی پرداخته است. او به خبرآنلاین گفت:
حملهای با مهر و کفش در قم به ایشان شد که بعد از جلسه استیضاح وزیر کار دولت نهم صورت گرفت. خود من در این استیضاح نقش اساسی داشتم، اما رئیسجمهور وقت جلسه استیضاح را تبدیل به افشاگری و حمله به خانواده آقای لاریجانی کرد و ویدیویی از یکی از برادران ایشان پخش کرد و اصلاً در موضوع استیضاح صحبتی نکرد. آقای لاریجانی هم ایشان را بسیار آزاد گذاشت و گفت شما که ادعای افشاگری دارید، آزاد هستید هر چه دوست دارید بگویید. حتی اجازه پخش ویدیو را هم داد. فضا علیه رئیسجمهور شد و نمایندگان بسیار ناراحت شدند که در جلسه استیضاح، موضوع دیگری مطرح میشود و حمله به رئیس مجلس صورت میگیرد. زمانی که آقای احمدینژاد دوباره خواست پاسخ دهد، آقای لاریجانی او را بهگونهای از جلسه خارج کرد. این موضوع برای هواداران آقای احمدینژاد بسیار سنگین بود. پس از مدتی، زمانی که آقای لاریجانی در دهه فجر در حرم حضرت معصومه سخنرانی داشت، آنها با مهر و کفش به ایشان حمله کردند. اگر تمام این ضربهها برخورد میکرد، خطرناک بود. بهسرعت ایشان را از محل خارج کردند. طبیعی است که هر کسی ناراحت میشود.
... در مورد برجام، آنها انتظار داشتند ایشان کاری کنند تا برجام رأی نیاورد، در حالی که باید نظر واقعی مجلس را میپذیرفتند. مجلس هم در آنجا صرفاً مأمور بود که یا رأی مثبت بدهد یا رأی منفی. توافقی بین دولتها بود و چیزی نبود که بتوان متن آن را تغییر داد. به همین دلیل، عدهای از مخالفان میگفتند که برجام در بیست دقیقه تصویب شد و به کشور خیانت شد. اینها حرفهای درستی نبود، چون بیست دقیقه هم برای تصویب در مجلس زمان زیادی محسوب میشد. پیش از آن، دهها ساعت جلسه کارشناسی برگزار شده بود و کارشناسان سیاست خارجی و انرژی اتمی و... حضور داشتند و نمایندگان به جمعبندی رسیده بودند. رأی هر کسی مشخص بود و فقط باید رأیگیری انجام میشد.
ضمن اینکه رهبری هم پیغام داده بودند و موافق تصویب بودند. در جلسه غیرعلنی قبل از جلسه رسمی نیز این موضوع مطرح و پیام ایشان اعلام شد. البته شروطی هم مطرح شده بود که در آن لایحه آمده بود. با ذکر آن شروط، ایشان توصیه به تصویب برجام کرده بودند و این کار انجام شد. بنابراین حملاتی که به آقای لاریجانی شد، وارد نبود.
همان روز تصویب برجام چه گذشت که آقای لاریجانی متهم به تصویب بیستدقیقهای برجام شدند؟ بهویژه اینکه قبل از تصویب برجام، جلسات کمیسیون بررسی برجام بسیار برگزار شده بود.
عدهای پیشنهاداتی برای تغییر متن داده بودند و انتظار داشتند این پیشنهادها مطرح شود، در حالی که همانطور که عرض کردم، مجلس مجاز نبود که عبارات را تغییر دهد، چیزی را حذف کند یا جملهای را تغییر بدهد. مانند همه توافقنامههایی که بین دولتها انجام میشود، این متن نهایی شده بود و به مجلس آمد. مجلس هم یا آن را تأیید میکند یا رد. اگر رد میکرد، دولتها باید با یکدیگر تغییراتی در آن ایجاد میکردند. برجام هم همینطور بود. بنابراین اصلاً امکان مطرح شدن پیشنهادها وجود نداشت. برخی نمایندگان این توافقنامه را مانند طرحها و لوایح عادی مجلس تلقی میکردند و فکر میکردند میشود پیشنهاد داد و تغییر ایجاد کرد. وقتی این کار انجام نشد، ناراحت شدند و به مخالفت پرداختند، در حالی که مخالفتشان هم وارد نبود...




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.