خلاصهای از زندگی احمدشاه:
-
احمدشاه در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در تبریز متولد شد.
-
پدرش محمدعلیشاه و مادرش ملکه جهان تنها همسر عقدی محمدعلیشاه بود.
-
احمد شاه آخرین شاه قاجار بود.
-
احمد میرزا در ۱۰ سالگی ـ ۱۲۸۵ ـ ولیعهد شد.
-
در ۱۳ سالگی متعاقب فتح تهران توسط مجاهدین مشروطهخواه و پناهنده شدن پدرش به سفارت روسیه ـ تیر ۱۲۸۸ ـ به سلطنت رسید. با این حال تا ۱۸ سالگی و رسیدن به سن قانونی نقشی در اداره کشور نداشت.
-
احمد میرزا ۱۷ ساله در اردیبهشت ۱۲۹۲ با دختری از سران قاجار ازدواج کرد.
-
در تیر ۱۲۹۳ تاجگذاری کرد.
-
او ۱۶ سال پادشاه بود.
-
سه سال پس از خلع شدن از مقام سلطنت در ۳۲ سالگی در یکی از بیمارستانهای پاریس درگذشت.
-
جنازه او طبق وصیتش به عراق حمل شد و در کربلا نزد مقبره پدرش به خاک سپرده شد.
-
از مقامات دولتی ایران هیچ یک در مراسم تشییع جنازه او شرکت نکردند.
-
احمد شاه تنها پادشاه واقعا مشروطه ایران بود.
اتفاقات مهم در دوران سلطنت احمدشاه
-
وقوع جنگ اول جهانی ـ تیر ۱۲۹۳
-
قیام میرزا کوچک خان جنگلی ـ خرداد ۱۲۹۹
فرزندان احمدشاه

فرزندان احمد شاه، آخرین پادشاه سلسلۀ قاجار. همایوندخت (ایستاده)، مریمدخت (سمت چپ) و ایراندخت (سمت راست) که در این تصویر حضور دارند، آخرین شاهدختهای این سلسله هستند. فریدونمیرزا تنها پسر احمدشاه نیز در عکس حاضر است.
اولین هواپیما در ایران در زمان احمدشاه

عکس مربوط به اولین هواپیمایی است که بر فراز آسمان ایران پرواز کرد. این هواپیما یک فروند بلریو ۱۱ بود که در دی ماه ۱۲۹۲ با خلبانی کاپیتان کوزمینسکی در آسمان تهران پرواز کرد. احمدشاه قاجار در آن زمان به همراه خلبان با هواپیما عکس یادگاری گرفت.
اولین شناسنامه در ایران در زمان احمدشاه

در ایران ثبت امور مربوط به ولادت و ازدواج، بیشتر به صورت سنتی و با مراجعه به روحانیون، ریش سفیدان محله یا بزرگان قوم انجام میشد. با تشکیل اداره سجل احوال در ۲۰ آذر ۱۲۹۷ مقررات تشکیل اداره سجل احوال در وزارت کشور دوران سلطنت احمد شاه قاجار تدوین و به اجرا گذاشته شد و اولین شناسنامه در تاریخ سوم دی ۱۲۹۷ به نام دختری به اسم «فاطمه» که نام خانوادگیِ «ایرانی» برایش انتخاب شده بود، صادر شد.
البته سابقه انتخاب نام خانوادگی در ایران به سالهای انقلاب مشروطه و بعد، سالهای اول سلطنت رضا شاه به خصوص بین اقشار روشنفکر بر میگردد. از سال ۱۳۰۴ انتخاب اسمفامیل و صدور شناسنامه در شهرهایی که اداره سجل احوال در آنجا دایر بود، اجباری شد.
پادشاهی مشروطه
احمد شاه را می توان تنها پادشاه واقعا مشروطه ایران دانست. با این حال، عصر او پر از آشوب و بی ثباتی و فساد است. علت چیست؟ چرا ایران نتوانست مشروطه واقعی را تجربه کند؟
اگرچه احمدشاه پادشاهی مشروطه بود و تا حدود زیادی در امور اجرایی کشور دخالت نمی کرد اما به معنای دقیق کلمه معنای مشروطه را درک نمی کرد. او اصولا علاقه ای به حکومت کردن نداشت. تجربه تلخ او از انقلاب مشروطه، جدا شدن از پدر و مادرش در سن ۱۲ سالگی، تنهایی و انزوا در سالهای جوانی و... باعث نفرت او از مردم ایران شده بود. او ایرانیان را قدرناشناس می دانست و معتقد بود آنها با پدرش رفتار بدی داشتند.
فساد اقتصادی
احمدشاه اگرچه در سیاست دخالت زیادی نداشت اما فساد اقتصادی زیادی به نام او ثبت شده است. مشهور است که در دوره قحطی بزرگ، انبارهای کاخ گلستان را پر از آذوقه کرد و به مردم نداد. او رشوه های زیادی از دول خارجی دریافت کرد و دائما به خوشگذرانی و هوسرانی مشغول بود.
پایان سلطنت قاجار
در سوم اسفند ۱۲۹۹ با همیاری عناصر خارجی، سیدضیاالدین طباطبایی و رضاخان میرپنج در اقدامی از پیش طراحی شده کودتایی را رقم زدند که سرنوشت سیاسی ایران را با وضعیت جدید مواجه کرد.
احمدشاه با اجبار و از روی بیمیلی با انتخاب سیدضیا به ریاست الوزرایی موافقت کرد. کار دولت جدید که به کابینه سیاه معروف شده بود البته به جایی نرسید و در مدت کوتاهی دولت سقوط کرد. در این مسیر البته رضاخان که سودای دستیابی به قدرت بیشتر را داشت با شاه همکاری کرد و احمدشاه موفق به عزل سیدضیا شد.
رضاخان فرماندهی قشون را به عهده داشت و توانسته بود در بین نظامیان موقعیتی برای خود دست و پا کند. احمدشاه با توجه به وضع موجود چارهای جز پذیرش رضاخان سردار سپه به عنوان نخستوزیر نداشت.
در آبان ۱۳۰۲ احمدشاه ایران را به مقصد فرانسه ترک کرد. سفری که بیبازگشت بود و شاه از این پس گویی که دوران تبعید خود را خارج از وطن میگذراند.
شاه در این زمان در یکی از حومههای شهر پاریس بهسر میبرد، با وجود این که اخباری مبنی بر تحریکات رضاخان و دوستانش برای یکسره ساختن کار سلسله قاجار به گوش میرسید اقدامی نکرد. شاید خودش هم دل و دماغی برای این کار نداشت. عاقبت در نهم آبان ۱۳۰۴ با رای مجلس شورای ملی، احمدشاه از پادشاهی خلع و سلسله قاجاریه منقرض اعلام و به سلطنت ۱۶ ساله او پایان داده شد. مجلس موسسان که متعاقبا گشایش یافت رضاخان را با نام رضاشاه پهلوی پادشاه ایران اعلام کرد.
خاطرهای از مادر شاه در پاریس
در روزهای عاشورا او [مادر احمدشاه] تنها در اتاق خود در پاریس به عزاداری و خواندن زیارت عاشورا میگذرانید و همهاش آرزو میکرد کاش در نجف بود و در آنجا مراسم عزاداری برپا مینمود.
در پاریس هم با چادر بیرون میرفت البته اگر گهگاه از خانه خارج میشد وگرنه همیشه در هتل و در کنار احمدشاه بود.
خاطرهای از احمدشاه در پاریس
رحیم زاده صفوی روزنامه نگار و مدیر روزنامه «آسیای وسطی» در کتاب «علل سقوط قاجاریه» با نقل خاطره ای بخوبی چهره آخرین شاه قاجار را به تصویر کشده است. او در همین باره نوشت: همراه با ارفعالدوله به هتل مجللی در پاریس به دیدن احمدشاه رفتیم و دیدیم کوچکترین اهمیتی به اوضاع ایران نمیدهد. هر حرفی که به او میزدیم، یک تفأل بد میزد و سخت ناامید بود. علاقهای به ایران نداشت و از مردم ایران بدش میآمد، چون پدرش را به آن وضع بیرون کرده بودند. وسواس شدید هم داشت و همیشه دستکش دست میکرد!
از رضاشاه میترسید، چون وقتی میخواستند از کشور بیرونش کنند، چند بمب در تهران و اطراف محل اقامتش منفجر کردند. از جمله یکی از بمبها در کاخ محل اقامت احمدشاه منفجر شد. اینها را ملکالشعرای بهار نوشته است. بعد هم که از کشور فرار کرد. همیشه میگفت یک روز اقامت در پاریس را به صد سال ماندن در ایران و دیدن خرابههای سیاهدهن قزوین ترجیح میدهم! پاریس را هم خیلی دوست داشت. فیلمهایش موجودند که با پادشاه ایتالیا، آلفونس پادشاه اسپانیا و دیگران ملاقات کرده. همه جا میرفت.
سخنی مشهوری در همین زمینه از احمد شاه وجود دارد مبنی بر اینکه اگر در سوئیس؛ کلم فروشی کنم ؛ بهتر است تا در چنین مملکتی، پادشاه باشم (محمدتقی بهار. تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران. ج۱، ص ۳۸)
مرگ

تصویر بالا، تشییع احمد شاه است و در مسجدی به تاریخ ۲ مارس ۱۹۳۰ در پاریس، برداشته شده است. سربازی فرانسوی به عنوان نگهبان در کنار تابوت احمد شاه ایستاده است.



