می‌خواهیم به کجا برسیم؟

سهیل سامانی،   4050517031 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
می‌خواهیم به کجا برسیم؟

تفاوت بزرگی میان "یادگیری از گذشته" و "زندگی در گذشته" وجود دارد. تفاوتی که شاید امروز بیش از هر زمان دیگری برای جامعه ایران اهمیت داشته باشد. گذشته بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت جمعی ماست و نادیده گرفتن آن نه ممکن و نه مطلوب است. ملت‌ها از تاریخ خود می‌آموزند، خطاهایشان را می‌شناسند و تجربه‌های تلخ و شیرین نسل‌های پیشین را به سرمایه‌ای برای تصمیم‌های آینده تبدیل می‌کنند. مساله از جایی آغاز می‌شود که گذشته، به جای آنکه چراغ راه آینده باشد، به مقصد گفت‌وگوهای اجتماعی تبدیل می شود. 

جامعه‌ای که بخش بزرگی از انرژی خود را صرف بازتولید اختلافات تاریخی، بازخوانی مداوم زخم‌های قدیمی و مناقشه بر سر اینکه چه کسی مقصر گذشته بوده است می‌کند، ناخواسته بخشی از ظرفیت خود برای ساختن آینده را از دست می‌دهد. این به معنای فراموش کردن گذشته یا کنار گذاشتن نقد تاریخی نیست بلکه به معنای تغییر نسبت جامعه با تاریخ است. باید از خود بپرسیم که دانستن این گذشته قرار است چه کمکی به تصمیم امروز و فردای ما بکند.

ایران امروز با مجموعه‌ای از مسائل پیچیده امنیتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی محیط‌زیستی روبه‌رو است. مسائل بزرگی مانند اشتغال، مهاجرت، کاهش سرمایه اجتماعی، وضعیت معیشت، آب، انرژی، کیفیت آموزش و آینده نسل جوان، با بازتولید اختلافات سیاسی و تاریخی حل نمی‌شوند. این مسائل به گفت‌وگویی تازه درباره آینده نیاز دارند. گفت‌وگویی که در آن، پرسش اصلی نه فقط "چه بر سر ما آمده است؟" بلکه "می‌خواهیم به کجا برسیم؟" باشد.

یکی از مشکلات مهم جامعه امروز، غلبه نگاه کوتاه‌مدت بر مسائل بلندمدت است. در شرایطی که فشارهای اقتصادی و اجتماعی افزایش می‌یابد، طبیعی است که مردم بیش از هر چیز به مسائل فوری زندگی خود فکر کنند. اما توسعه و حرکت رو به جلو بدون داشتن تصویری از آینده ممکن نیست. جامعه‌ای که صرفا برای عبور از بحران امروز برنامه‌ریزی می‌کند، ممکن است ناخواسته بحران‌های بزرگ‌تری برای فردا ایجاد کند.

از سوی دیگر، آینده فقط یک پروژه اقتصادی یا حکمرانی نیست. آینده ایران را نمی‌توان صرفا با تصمیم‌های دولت‌ها ساخت. خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، بخش خصوصی، نهادهای مدنی و خودِ شهروندان، همگی در شکل دادن به آینده کشور نقش دارند. برای همین، یکی از نیازهای جدی جامعه ایران، بازسازی گفت‌وگوی عمومی درباره آینده است. گفت‌وگویی که در آن اختلاف نظر نه تهدید، بلکه بخشی طبیعی از جامعه تلقی شود.

این نگاه البته به معنای ساده‌سازی مشکلات یا دعوت به فراموشی اختلافات نیست. برعکس، جامعه برای حرکت به جلو نیازمند آن است که درباره گذشته خود صادقانه و مسوولانه گفت‌وگو کند. اما میان "حافظه تاریخی" و "اسارت تاریخی" تفاوت وجود دارد. حافظه تاریخی به ما امکان می‌دهد اشتباهات را تکرار نکنیم اما اسارت تاریخی باعث می‌شود هر مساله جدید را با عینک منازعات قدیمی ببینیم.

کشورهایی که پس از دوره‌های طولانی بحران توانسته‌اند مسیر توسعه را طی کنند، در مقطعی به این نتیجه رسیده‌اند که باید سهم بیشتری از انرژی خود را به ساختن آینده اختصاص دهند. آنها گذشته را پاک نکردند، اما اجازه ندادند گذشته تمام افق پیش روی جامعه را اشغال کند. توسعه از جایی آغاز می‌شود که جامعه بتواند میان آنچه بوده، آنچه هست و آنچه می‌خواهد باشد، تفاوت بگذارد.

جامعه ایران نیز بیش از هر چیز به یک افق مشترک نیاز دارد: نه لزوما توافق بر سر همه مسائل، بلکه توافق بر سر ضرورت ساختن آینده‌ای بهتر. آینده‌ای که در آن کیفیت زندگی، فرصت‌های برابر، امنیت اقتصادی، آموزش، علم، نوآوری و کرامت انسان‌ها معیار موفقیت قرار گیرد.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز این نباشد که کدام نسل یا جریان سیاسی مسئول همه مشکلات گذشته است بلکه این باشد که نسل امروز چه مسوولیتی در قبال نسل فردا دارد. ایران برای عبور از پیچیدگی‌های کنونی، به جامعه‌ای نیاز دارد که تاریخ را بشناسد، اما در آن متوقف نماند. گذشته را به یاد داشته باشد، اما آینده را فراموش نکند. آینده ایران زمانی ساخته خواهد شد که بخش مهمی از گفت‌وگوی عمومی ما از "آنچه اتفاق افتاد" به سمت "آنچه می‌توانیم بسازیم" حرکت کند. این الزام مهم ایرانِ امروز است. 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین