در میانهی میدان نبردی که آمریکا خود آتش آن را برافروخت، امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است که این کشور نه از انگیزهای روشن برخوردار است و نه از هدفی مشخص. سردمداران رژیم آمریکا، در حالی همچنان بر طبل ادامهی جنگ میکوبند که حتی شخص ترامپ، عامل اصلی این بحران، نیز نمیداند چرا این مسیر را آغاز کرد و چگونه باید آن را به پایان رساند.
او در ابتدا با انگیزهای کاملاً شخصی، برای پوشاندن رسوایی اخلاقی خود و جلوگیری از انتشار فیلمی جنجالی، قدم در راه جنگ گذاشت؛ اما همانگونه که هر اقدام بیریشه و غیرعقلانی بهسرانجام نمیرسد، این تصمیم نیز رفتهرفته به باتلاقی برای امریکا تبدیل شد.
از همان روز نخست، ارتش ایالات متحده فاقد انگیزهای واقعی برای ورود به این کارزار بود. سربازان خسته، فرماندهان دودل، و سیاستمدارانی که تنها به فکر منافع انتخاباتی خود بودند، امروز در میدان با حقیقتی تلخ روبهرو شدهاند؛ حقیقتی که میگوید نمیتوان با دروغ و فریب، جنگی بیهدف را مدیریت کرد.
در مقابل، جبههی حق و مقاومت اسلامی با انگیزهای ریشهدار و ایمانی استوار به میدان آمده است. برای رزمندگان اسلام و مردم مؤمن ایران، هدف کاملاً مشخص، متشخص و شاخص است و از ایمان و باور میجوشد:
انتقام خون مظلومان، اخراج نیروهای اشغالگر آمریکا از منطقه، تثبیت امنیت ایران در دوران پس از جنگ، و در نهایت فروپاشی کامل جبههی استکبار.
در نبردی که یکسو دلباختگان دنیا و منافع زودگذر قرار دارند و سوی دیگر مجاهدان راه خدا، نتیجه از پیش مشخص است. دشمنی که نه انگیزه دارد و نه هدف و از روی اجبار اپستینی به جنگ وارد شده، جبراً محکوم به شکست است؛ و در برابر ملتی که با ایمان و بصیرت میجنگد، آیندهای جز شکست خفتبار در انتظار او نخواهد بود.



