بده بستان‌های بزرگ در تفاهم ایران و آمریکا؟/ مردم را محرم بدانید/ لامرد نباید فراموش شود

گروه سیاسی الف،   4050323006 ۰ نظر، ۱۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

بده بستان‌های بزرگ در تفاهم ایران و آمریکا؟/ مردم را محرم بدانید/ لامرد نباید فراموش شود

همترازي استراتژيك به جای فشار حداكثري

اعتماد نوشت:

خبرهاي رسيده به «اعتماد» از كانال‌هاي ديپلماتيك و وزارت امور خارجه حكايت از آن دارد كه تفاهمي كليدي ميان ايران و ايالات متحده (با ميانجيگري قطر، پاكستان و امارات) منعقد شده است. اين تفاهم كه در صورت اجرايي شدن، نقطه عطفي در تحولات سياسي منطقه خواهد بود، بر 3محور راهبردي «خاتمه دادن به منازعات در تمام جبهه‌ها»، «حفظ حاكميت قاطع بر تنگه‌هرمز» و «ايجاد مكانيسم سرمايه‌گذاري ۳۰۰ ميليارد دلاري» استوار است. از سوي ديگر و بر خلاف ادعاي برخي افراد و جريانات خاص كه مديريت ايران بر تنگه هرمز از دست رفته، ايران در اين متن هيچ تعهدي در خصوص عدم دريافت عوارض از عبور و مرور تنگه هرمز نداده است. پيگيري‌هاي «اعتماد» از مذاكرات حول و حوش تفاهم اوليه نشان مي‌دهد كه امريكا تلاش بسياري داشت كه ايران در اين متن تعهد دهد كه از آيند و روند كشتي‌ها در تنگه هرمز عوارضي دريافت نمي‌كند. اما ايران درج چنين واژگاني را در متن نپذيرفته است. در واقع سرنوشت نهايي مديريت تنگه هرمز در گروي مذاكرات ايران با عمان و برخي كشورهاي حاشيه خليج فارس خواهد بود.


 در حالي كه اخبار ضدونقيضي از رايزني‌هاي فشرده ميان تهران و واشنگتن با وساطت بازيگران منطقه‌اي نظير قطر، پاكستان و امارات در فضاي رسانه‌اي منتشر شده، پيگيري‌هاي «اعتماد» نشان مي‌دهد آنچه اكنون در كانون مذاكرات قرار دارد، يك «پكيج جامع پايان منازعات» است كه 3‌ركن كليدي دارد: نخست، پايان‌‌بخشي به جنگ در تمام جبهه‌ها، تثبيت اقتدار حاكميتي ايران بر تنگه هرمز و ايجاد يك صندوق مالي ۳۰۰‌ميليارد دلاري براي سرمايه‌گذاري در ايران. ضمن اينكه ايران تنها در صورتي عدم ساخت سلاح هسته‌اي را خواهد پذيرفت كه در مراحل بعدي مذاكرات 60 روزه، موارد مورد نظرش از جمله رفع تمامي تحريم‌ها لحاظ و طرف مقابل به اجراي آن متعهد شود. «اعتماد» در اين گزارش با بررسي دقيق زواياي اين تفاهم كه از دل گفت‌وگو با منابع آگاه در دولت و وزارت امورخارجه به دست آمده، به تشريح اين واقعيت مي‌پردازد كه چگونه ايران و امريكا در حال رسيدن به نقطه‌اي هستند كه در آن «همترازي استراتژيك» جايگزين سياست «فشار حداكثري» مي‌شود. توافقي كه برخلاف برخي اظهارات مخالفان مذاكرات نه يك تسليم يك ‌جانبه، بلكه يك معامله دوجانبه براي خروج از بن‌بست‌هاي مزمن ژئوپليتيك و اقتصادي است.

****

مردم را محرم بدانید

کیهان نوشت:

طی دو روز گذشته، رسانه‌ها و برخی مقامات داخلی و خارجی، بندهایی از آنچه «توافق بین ایران و آمریکا» نامیده‌اند را منتشر کرده‌اند. مفاد این توافق بسته به این که از سوی کدام جبهه منتشر شده، به شدت متفاوت و بعضاً متناقض است. مثلاً رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی نزدیک به دشمن می‌گویند ایران متعهد شده تنگه هرمز را بازگشایی کند بدون اینکه از کشتی‌ها عوارض بگیرد. یا ایران توافق  کرده
420 کیلو اورانیوم غنی شده خود را یا از بین ببرد یا به یک کشور خارجی تحویل دهد. حتی برخی نوشته‌اند، ایران متعهد شده محدودیت‌هایی در توان موشکی خود اعمال کند و دست از حمایت متحدان منطقه‌ای‌اش بردارد. در مقابل مفاد توافق منتشر شده از سوی چهره‌ها و رسانه‌های خودی درست عکس این را می‌گویند. مقامات مسئول کشورمان نیز متأسفانه، تا لحظه تنظیم این یادداشت، به «کلی گویی» بسنده کرده و به مهم‌ترین سؤال این روزهای افکار عمومی کشور پاسخگو نبوده‌اند.

مردمی که تجربه تلخ برجام را پیش روی خود دارند آیا حق ندارند نگران باشند؟! برخی منابع در داخل کشور می‌گویند، توافق شده تا نهائی شدن توافق، مفاد آن رسانه‌ای نشود. اگر چنین است، چرا رئیس‌جمهور آمریکا در حال رسانه‌ای کردن مفاد این توافق است؟! متأسفانه یکی از بزرگ‌ترین اشکالات در حوزه دیپلماسی کشورمان این است که، برخی مسئولین مردم را «محرم» نمی‌دانند و مردم پاسخ سؤال‌هایشان را باید از دهان دشمن بشنوند! سؤال‌هایی که به سرنوشت خود و کشورشان گره خورده است.

****

بده بستان‌های بزرگ در تفاهم ایران و آمریکا

سیدحسین موسویان دیپلمات پیشین ایران نوشته است:

هیچ اطلاع موثقی از محتویات تفاهم نامه احتمالی ۱۴ گانه بین ایران و امریکا ندارم. اما مواضع علنی واشنگتن، تهران و کشورهای واسطه نشان میدهد که شانس نهایی شدن آن بسیار جدی است.

 ‏اما در صورت امضاء، این صرفا یک تفاهم نامه اولیه خواهد بود و توافق نهایی و قطعی منوط به ۶۰ روز مذاکره بعد از تفاهم‌نامه است.  ‏در عین حال معتقدم:

‏۱- تا کنون برخی رسانه ها مطالبی در مورد محتوای توافق احتمالی با «هدف تخریب در روند نهایی شدن» آن منتشر کرده و تا قبل از امضاء به این روند ادامه خواهند داد.
۲- در صورت امضاء، محتوای آن رسما منتشر و معلوم خواهد شد که تفاهم نامه شامل «کف خواسته های» طرفین است، هیچکدام به خواسته های حداکثری خود نرسیده، هر دو طرف امتیازات بزرگی داده و گرفته و اعلام پیروزی خواهند کرد.
۳- با وجودی که تفاهم‌نامه صرفا با موافقت عالیترین مراجع تصمیم گیری دوکشور قابل امضاء خواهد بود، اما بعد از امضاء؛ مخالفین «کاتولیک تر از پاپ» در پایتخت های دو کشور، جنجالی به پا خواهند کرد و مذاکره کننده گان خودشان را به خیانت، تسلیم، و… متهم خواهند کرد تا مانع توافق نهایی شوند. 
۴- مذاکرات ۶۰ روزه بعد از امضاء تفاهم نامه، بسیار سخت و پیچیده و نهایی شدن آن مستلزم موارد ذیل خواهد بود:
‏الف: مراجع عالی تصمیم گیرنده دوکشور با صراحت و قاطعیت از تفاهم‌نامه و مذاکره کننده گان حمایت و از مواضع مبهم و دوگانه بپرهیزند.
ب: در دوره ۶۰ روزه، روسای مذاکره کننده به طور مستقیم مذاکره کنند تا یکدیگر را بهتر درک نموده و شانس توافق بیشتر شود. 
پ: هدف نهایی حل و فصل همه محورهای اساسی مورد اختلاف طرفین باشد. مذاکره کننده گان دستور کار جامع داشته باشند که بطور مرحله ای مذاکره و توافق کنند.
ت: همزمان با مذاکره در موارد اختلافی، همکاریهای عملی در موارد «منافع مشترک» را آغاز کنند تا مسیر اعتماد سازی تسهیل شود.
ث: دو طرف از «بده بستان‌های بزرگ» نهراسند و تسلیم جوسازی ها نشوند.

****
ضرورت پایان جنگ در همه جبهه‌ها

جمیله کدیور در اطلاعات نوست:

سوای اتفاقات ایران و به هم پیوستگی آن‌ها در یک منظومه مشخص، تحولات شتابان میدانی و سیاسی در فلسطین، لبنان، یمن، عراق و ایران  نشان می‌دهد که این رخدادها رویدادهایی جداگانه و مستقل از یکدیگر نیستند، بلکه در قالب یک صحنه منطقه‌ای واحد قابل ارزیابی هستند که در آن‌ها منافع مشترک به‌صورت متقابل در هم تنیده شده، توانسته معادلات بازدارندگی جدیدی را در برابر طرح‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی که منطقه را هدف قرار داده‌اند، تثبیت کند و محاسبات اسرائیل درباره جداسازی میدان‌های درگیری را ناکام نماید. در همین راستا، همزمان با اوضاع به سرعت در حال تغییر در منطقه، تنش‌های ایران و اسرائیل، حمله اسرائیل به لبنان و تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش خشونت همه‌جانبه، روز سه‌شنبه (۱۹ خرداد)، حازم قاسم، سخنگوی حماس، با تاکید بر اینکه تحولات غزه با تنش‌های منطقه‌ای شامل ایران، اسرائیل و لبنان مرتبط است، گفت که این جنبش در تلاش است تا غزه را در توافق‌های آتش‌بس منطقه‌ای بگنجاند. 
حال که شواهد حاکی از آن است که مقدمات تفاهم ایران و آمریکا به نظر در جریان است، ضروری است ایران مفاد تفاهم خود را در بند پایان جنگ در همه جبهه‌ها، صرفاً محدود به بخشی از لبنان و ضاحیه بیروت نکند. توقف جنگ در تمام جبهه‌ها شامل جنوب لبنان، غزه و کرانه باختری هم در فرایند تفاهم، باید مورد عنایت قرار گرفته، در متن صراحتاً ذکر شود، و هم این خواسته را در عمل مثل مورد هشدار و واکنش به حمله اسرائیل به بیروت نشان دهد. پایان این یک سال پر تنش در ایران، بدون پایان جنگ در جبهه‌های مختلف دیگر در جنوب لبنان و غزه و کرانه باختری و مقابله با توسعه‌طلبی و درازدستی‌های اسرائیل در این مناطق قابل تصور نیست.

****
چرا اسراییل در ۲۳ خرداد۱۴۰۴ شکست خورد

فرهیختگان نوشت:

 در سالگرد تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران، چرایی شکست رژیم در این جنگ در ۳ حوزه قابل‌تحلیل است:
 سیاسی
...با وجود آغاز گسترده و غافلگیرکننده عملیات، خروجی سیاسی مشخصی شکل نگرفت که بتواند توازن جدیدی را تثبیت کند. وقایع بعدی همچون شبه‌کودتای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه نشان داد جنگ ۱۲ روزه پایه اصلی برای براندازی ایران بود، ولی این پروژه که در نهایت به جنگ رمضان منتهی شد، به نتیجه‌ای منجر نشد که نتانیاهو و صهیونیست‌ها در پی آن بودند و با شکست در سطح سیاسی به پایان رسید....

 اجتماعی
... یکی از دلایل ناکامی جنگ ۱۲ روزه این بود که نه‌تنها به شکاف داخلی منجر نشد، بلکه برخلاف تصور اولیه طراحان، به نوعی انسجام اجتماعی عجیبی را- که پس از وقایع ۱۴۰۱ ضعیف شده بود- مجدداً سر و شکل داد و تقویت کرد. جنگ ۱۲ روزه ثابت کرد در شرایط تهدید خارجی، جامعه ایران در مسیر فروپاشی حرکت نمی‌کند، بلکه حتی اگر اختلافات سیاسی داخلی همچنان باقی بماند، می‌تواند به سمت نوعی همگرایی حول مفهوم ایران و اسلام حرکت کند....

 نظامی
بی‌شک توانایی‌های نظامی ایران، اصلی‌ترین مؤلفه در شکست طراحی دشمن در جنگ ۱۲ روزه بود. تلقی صهیونیست‌ها این بود که با عملیاتی غافلگیرکننده و ترور فرماندهان نظامی، تهران عملاً توان پاسخگویی به تجاوز دشمن را نخواهد داشت و رژیم با بهره‌گیری از آسیب به وجود آمده در پدافند هوایی، در بازه‌ای کوتاه، توانایی هسته‌ای و موشکی ایران را از بین می‌برد و با براندازی به عمر جمهوری اسلامی پایان می‌دهد. ایران اما سال‌ها قبل به حملات اینچنینی و زیر ضربه بردن تأسیسات موشکی فکر کرده بود. از همین رو برد موشک‌هایش را به ۲ هزار کیلومتر رسانده بود تا از عمق کشور بتواند سرزمین‌های اشغالی را هدف قرار دهد. اگرچه در ساعات ابتدایی جنگ، برخی پایگاه‌های موشکی ایران در غرب از چرخه عملیاتی خارج شدند، اما پایگاه‌هایی از عمق ایران، سرزمین‌های اشغالی را مورد هدف قرار دادند. 

****

لامرد نباید فراموش شود

 سخنگوی دولت در روزنامه ایران نوشت:

هیچ واژه‌ای نمی‌تواند اندوه مادری را که فرزندش را از دست داده یا کودکی را که چشم‌انتظار بازگشت مادرش است، جبران کند. اما می‌توان و باید اطمینان داد که این خانواده‌ها در مسیر دشوار پیش رو تنها نخواهند ماند.  لامرد نباید صرفاً نامی در گزارش‌ها یا آماری در میان اخبار باشد؛ لامرد نماد رنج انسان‌های بی‌گناهی است که قربانی خشونت‌های نظامی غیرقابل توجیه شدند. شاید یکی از نگرانی‌های خانواده‌های آسیب‌دیده این باشد که با گذشت زمان، رنج آنان از یادها برود. اما نباید چنین شود. در روزهای جنگ در سفر به میناب پیام حمایت رئیس‌جمهوری و دولت را به مردم آسیب‌دیده آن منطقه رساندم، اما به دلایل مختلف فرصت حضور در لامرد و دیدار مستقیم با خانواده‌های جانباختگان و مجروحان این حادثه و رساندن پیام دولت به این عزیزان فراهم نشد. این دین اخلاقی و انسانی همچنان بر دوش ما باقی است؛ زیرا شنیدن بی‌واسطه درد مردم و همراهی با آنان بخشی از مسئولیت ماست. لذا امروز با رساندن پیام رئیس‌جمهوری محترم و اعضای دولت به این عزیزان و خانواده‌های داغدار لامرد، یاد جانباختگان این حادثه را گرامی می‌داریم، برای مجروحان آرزوی سلامتی و بهبودی داریم و بار دیگر حمله به مردم بی‌دفاع و مناطق مسکونی را با صراحت محکوم می‌کنیم.  لامرد تنها نام یک شهر نیست؛ نام زخمی است که بر وجدان همه ما ایرانیان و البته بشریت، نشسته است؛ زخمی که با گذشت زمان نباید کمرنگ شود و مسئولیت ما این است که نه آن را فراموش کنیم و نه اجازه دهیم فراموش شود.

****

جنگ الکترونیک در آسمان ایران

مشرق نوشت:

در حالی که رسانه‌های غربی از «تسلط کامل» جنگنده‌های اف‑۳۵ و اف‑۱۵ بر آسمان ایران در هفته‌های نخست جنگ خبر می‌دادند، اسناد به‌دست آمده و اظهارات منابع نظامی نشان می‌دهد که معادله در میانه میدان جنگی تغییری محسوس کرده است. جمهوری اسلامی ایران نه تنها از شوک اولیه جنگ الکترونیک جان سالم به در برد، بلکه سامانه‌های پدافندی خود را چنان تطبیق داد که آمریکا و اسرائیل را مجبور کرد تا تاکتیک‌های گران‌قیمت خود را کنار بگذارند و به موشک‌های دورایستا پناه ببرند.

به گزارش منابع وابسته به پنتاگون، در ماه اول درگیری (از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶) نیروی هوایی اسرائیل و آمریکا با اتکا به سیستم‌های جنگ الکترونیک پیشرفته مانند هواپیمای EA-۱۸G گراولر و پادهای AN/ALQ-۹۹ و توانستند شبکه راداری ایران را مختل کنند. اما چیزی که غرب پیش‌بینی نمی‌کرد، واکنش سریع و مبتکرانه تهران بود.

شماری از تحلیل‌گران معتقدند ایرانی‌ها خیلی زود فهمیدند که تکیه بر رادارهای متداول در برابر پادهای اسرائیلی بی‌فایده است. آن‌ها عملاً به سامانه‌های غیرفعال فروسرخ (IR) روی آوردند؛ همان فناوری که در موشک‌های دوش‌پرتاب قدیمی هم استفاده می‌شود، اما در مقیاسی عظیم و هوشمند.

در عمل، سامانه‌هایی مانند کاوش و فجر که قابلیت رهگیری امواج حرارتی بدنه جنگنده‌ها (حتی اف‑۳۵) را از فاصله ۶۰ کیلومتری دارند، به ستون فقرات پدافند ایران تبدیل شدند. فرق این سامانه‌ها با رادار این است که هیچ امواجی منتشر نمی‌کنند، در نتیجه پادهای جنگ الکترونیک دشمن نمی‌توانند آن‌ها را مختل کنند.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین