پنج روز از آغاز نبردی میگذرد که طراحانش در واشنگتن و تلآویو خیال میکردند «جنگ برقآسا» و به همراه دستاوردهای سریع و بزرگ خواهد بود؛ جنگی برای شکستن اراده ایرانیان و تجزیه و سقوط ایران. اما امروز، در روز پنجم، صحنه میدان چیز دیگری میگوید: رژیم صهیونیستی و آمریکا در گوشه رینگ آچمز شدهاند و ایران با یک «جشنواره موشکی» حسابشده، ابتکار عمل را در دست گرفته است.
آنچه طی این روزها رخ داده یک بازآرایی بنیادین در معادله قدرت است. تمرکز اولیه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بر کور کردن «چشم راداری» دشمن، ضربهای هوشمندانه به مغز شبکه دفاعی آمریکا در منطقه وارد کرد و امروز موشکها و پهپاد های ایران به راحتی از سد پدافند دشمن عبور میکنند. انهدام رادارهای پیشاخطار و سامانههای پدافندی پیشرفته از جمله سامانههای تاد، عملاً چتر دفاعی ادعایی آنان را سوراخ کرد. وقتی چشم رصد کور شود، مشت موشکی دقیقتر مینشیند و این بدین معناست که ایران خود را برای یک جنگ فراگیر و طولانی مدت آماده کرده است تا به معنای واقعی کلمه دشمن متجاوز را پشیمان کند.
در روز پنجم جنگ، خط آتش موشکی و پهپادی ایران گستردهتر و شدیدتر از همیشه در حال انهدام اهداف دشمن است. اعتراف رسانههای غربی به کاهش ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا و بحران در زرادخانه پدافندی رژیم صهیونیستی، تنها بخشی از واقعیت میدان است. عبور موفق موشکهای ایرانی از سد سامانههای چندلایه پدافندی و اصابت به اهداف حیاتی در تلآویو، حیفا و پایگاههای آمریکایی در منطقه معادله جدید امنیتی را مطابق با خواست ایرانیان این چنین مینویسد که هر گونه تجاوز به ایران با پاسخ کوبنده، سخت و واقعی ایران مواجه خواهد بود به گونهای که خسارات وارده تا مدتها متجاوزین را اذیت کند.
سورپرایزهای ایران در این جنگ زیاد است. مشخصاً دشمن تصور میکرد با حذف فرماندهان و ضربه اولیه، دچار خلأ فرماندهی خواهیم شد. اما آنچه دید، انسجام شبکه فرماندهی و کنترل، و افزایش هماهنگی در امواج متوالی حملات بود. موجهای پیدرپی عملیات «وعده صادق ۴» غیر منتظره و بهت آور برای محور عبری غربی بوده و غیر قابل باور است.
در سوی دیگر، رژیم صهیونیستی با زخمیهای رو به افزایش، فشار افکار عمومی و ناتوانی در رهگیری کامل پرتابهها، در وضعیتی فرسایشی قرار گرفته است. آمریکا نیز با درگیر شدن مستقیم پایگاههایش در قطر، بحرین و کویت، عملاً از پشت صحنه به متن صحنه کشیده شده؛ آن هم در شرایطی که ذخایر موشکیاش طبق اذعان رسانههای خودشان رو به کاهش است. این همان آچمز شدن است و دو گزینه پیش رو دارد: یا ادامه جنگ با هزینههای فزاینده، یا مجبور به عقبنشینی تحقیرآمیز و قبول شکست.
اما یک واقعیت مهمتر هم وجود دارد: تثبیت این موفقیتهای میدانی، صرفاً به اصابتهای دقیق موشکی وابسته نیست؛ به جبهه جنگ نرم و رسانه نیز وابسته است. دشمن، وقتی در میدان سخت دچار شکاف میشود، توپخانه رسانهای خود را فعال میکند. شایعهسازی، اغراق در خسارات ایران، کوچکنمایی ضربات وارده به خود و القای «بنبست» یا «بیفایدگی مقاومت» بخشی از پروژه خطای شناختی است. هدف این عملیات روانی روشن است: جدا کردن مردم از میدان، و شکستن انسجام ملی.باید هوشیار بود. جنگ امروز فقط جنگ موشک و پهپاد نیست؛ جنگ روایتهاست.
اگر اصابت موشکها در میدان سخت دشمن را فرسوده میکند، روایت درست و صادقانه، اراده ملی را تثبیت میکند. هرگونه سهلانگاری در این عرصه، میتواند دستاوردهای میدانی را در معرض تحریف قرار دهد.در پس این جنگ ترکیبی،هدف نهایی دشمن چیزی فراتر از مهار نظامی است. آنان بهدنبال تجزیه ایران و کشاندن کشور به یک جنگ داخلی هستند. تلاش برای فعالسازی و تسلیح گروههای جداییطلب در خارج از مرزها، بهویژه در اقلیم کردستان عراق، بخشی از همین سناریوست. اما پاسخ نیروی زمینی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی، با بمباران دقیق مواضع و تجمعات این گروهکها، نشان داد که ایران اجازه نخواهد داد «جبهه دوم» علیه امنیت ملیاش شکل بگیرد.
تصور دشمن این بود که با فشار خارجی، خیابان داخلی را ملتهب کند؛ اما وقتی ضربات پیشدستانه علیه شبکههای نفوذ و گروهکهای مسلح انجام میشود، این سناریو از پیش خنثی میگردد. امنیت ملی، خط قرمز جمهوری اسلامی است و مماشاتی با پروژههای تجزیهطلبانه در کار نخواهد بود.اکنون در روز پنجم جنگ، معادله روشنتر از همیشه است: ایران نهتنها ایستاده، بلکه ابتکار عمل را در دست دارد.
دشمنی که با برتری فناورانهاش میخواست اراده یک ملت را در هم بشکند، خود زیر فشار فرسایش راهبردی قرار گرفته است. موشکهای ایرانی فقط اهداف نظامی را نمیزنند؛ افسانه «گنبد آهنین شکستناپذیر» و «چتر امنیتی آمریکا» را نیز هدف گرفتهاند.اما این مسیر نیازمند تداوم انسجام ملی است. میدان سخت، بدون پشتوانه میدان نرم، به نتیجه پایدار نمیرسد. اگر مردم در برابر عملیات روانی دشمن مصون بمانند و روایت صحیح را تقویت کنند، جشنواره موشکی امروز میتواند به تثبیت یک پیروزی راهبردی فردا تبدیل شود.دشمن در گوشه رینگ است؛ اما ضربه نهایی، محصول همافزایی میدان و رسانه است. امروز بیش از هر زمان، دقت موشک و دقت روایت، دو بال برای پیروزی محسوب می شوند.



