پر واضح است که عده ای عزمشان را جزم کرده اند که جامعه ایران رنگ آرامش را به خود نبیند؛ هر چند در میانه این فشارهای اقتصادی و تورمی، واژه آرامش چندان واجد معنا نیست اما همین که هر روز به واسطه عملیات روانی، جامعه دچار التهابات روانی نشود میتوان گفت که در وضعیت سکون و یک آرامش نسبی قرار گرفته.
اما روند طیشده در این سالها و به خصوص ۶ ماه گذشته تا کنون، حاکی از آن است که پیچیدهترین عملیات روانی و نبرد چندجانبهای به این جامعه تحمیل شده که شاید نمونه مشابه آن در تاریخ وجود نداشته باشد. این جنگ روانی را در کنار تحریمهای تروریستی قرار دهیم و ببینیم که تن و ذهن رنجور ایرانیان تا چه حد زیر این هجمهها در حال له شدن است. هر چند برخی ناکارآمدیهای داخلی موجب ضریبدادن به این جنگترکیبی و به ثمر نشستنش شده اما این از اصل مسئله و اهداف نبرد همهجانبه، چیزی نمیکاهد.
در ماجرای مسمومیت سریالی دانشآموزان دیدیم که چگونه و بدون اینکه کوچکترین وجهی از این ماجرا مشخص باشد، داخلی و خارجی به صف شدند تا بحرانی جدید را بر جامعه تحمیل کنند. برای بدخواهان ایران ماهیگرفتن از آب گلآلود مهم است و تفاوتی هم ندارد که سوژه مد نظرشان چیست؛ باید به هر شکل ممکن وارد ماجرا شوند و نانشان را در خون این مردم بزنند. برای آنها فروپاشی ذهنی ایرانیان اولویت دارد تا به شکل تودهواری در جهت اهداف و منویات شنیعشان حرکت کنند. اینکه در ماجرای اخیر به دایه مهربانتر از مادر تبدیل شدهاند، خود دلیلی است برای اثبات اهداف شومشان.
و در سمت دیگر ماجرا، نقصان بزرگی در داخل کشور وجود دارد که نقش کاتالیزور را برای این حملات ایفا میکند. اینکه بعد گذشت چند هفته از همهگیری این مسئله هنوز نتوانستهایم روایت واحد و متمرکزی را از این ماجرا ارائه کنیم و تبدیل به مرجع اطلاعرسانی شویم، حکایت از آشفتهبازاری دارد که ارادهای برای سر و سامان آن نیست.
دیدیم که در همین ماجرای مسمومیت، چگونه نقلقولهای رسمی از برخی نمایندگان مجلس و حتی اخبار منتشره از دستگیری برخی عاملان این اقدامات در برخی نقاط کشور، تکذیب شد و این سوال مطرح میشود که چگونه در یک موضوعی که به امنیت روانی جامعه مرتبط است، تا این حد آشفته و متناقض رفتار میشود؟
باید از مسئولان صدا و سیما پرسید که چگونه انتظار دارند مخاطب با پخش گزارشی که یکی از شبکههای تلویزیونی در خصوص دلایل مسمومیت دانشآموزان یکی از مدارس پردیس پخش کرد و آن راننده کامیون را به شکل مضحکی سوژه قرار داد، قانع شوند؟ این پدافند رسانهای یا قرارگاه رسانه ای که دائم از ضرورت وجود آن صحبت میشود، کجاست و چه زمانی قرار است حملات به ما را خنثی کند؟
باید بپذیریم تا زمانی که ضعفهای اساسی داخل کشور به سمت ترمیم نروند، اوضاع تغییری نخواهد کرد و همچنان باید پذیرای حملات روانی و رسانهای به اذهان ایرانیان باشیم.



