برخی ها جنگ امروز را جنگ « جمهوری اسلامی» با آمریکا و رژیم صهیونی می خوانند اما تحلیل گفتار و رفتار و برنامه های دشمن این واقعیت را عیان می کند که هدفِ اصلیِ دشمن، نه صرفاً «جمهوری اسلامی ایران» به عنوان یک حاکمیت سیاسی، بلکه «ایران» به معنایِ وسیع، تاریخی و تمدنیِ آن است. این تفکیکِ حیاتی، کلیدِ درکِ چرخهٔ تکرارشوندهیِ تاریخ است.
آنگاه که «روبیو»، وزیرِ خارجهیِ ایالات متحده، در خاکِ یونان، تقویم را به ۲۵۰۰ سال پیش میگرداند، او تنها در حالِ روایتِ تاریخ نیست؛ او در حالِ «مشروعیتسازی برای آینده» است. او با بازسازیِ پیوندِ ذهنی میانِ «آتن» و «روم» و امروزیسازیِ آنها در قالبِ «قدرتِ آمریکا»، در واقع قصد دارد انتقامِ تاریخیِ آتن را از تهران بگیرد. باور کنند نگاه های معطوف به غرب و یقین بدانیم همه مان که این یک «بازگشت به گذشته» نیست، بلکه یک «تلاش برای بازسازیِ نظمِ جهانی» است که در آن، ایرانِ تمدنی، باید یا نباشد یا با صد درجه تخفیف در حاشیه ای دور قرار گیرد. این پیام، چنان صریح و بیپرده است که حتی با «مالهکشی» و «توجیهِ کلمات» نیز نمیتوان آن را صاف کرد.
اما دریغا که برخی، با بستنِ تعمدیِ چشمها، در خوابِ خوشِ «رقصیدن با گرگها» گرفتارند. آنها نمیبینند که گرگ، در ذاتِ خود، تفاوت میانِ «خودی» و «بیگانه» را نمیداند. هنوز هیچ سلاحِ نیتخوان و ممیزی خلق نشده که بتواند میانِ همراهان و مقاومت کنندگان تفاوت قائل شود. هدف دشمن همه ایران و همه ایرانیان است. هدف تنها «تکهتکه کردنِ» یک جغرافیایِ تمدنی است. این ما هستیم که باید نسبت خود را روشن کنیم با فرایندِ «تلاش برای توسعه» و دشمن رفتارانی که همت شان «تلاش برای تجزیه» است. شاید این را- الته- به زبان نیاورند اما نتیجه رفتارشان این است. تجزیه سرزمین زمانی مقدور است که ساکنان زمین را تجزیه کنند. حالا به هر شکل فرق نمی کند.
رهبرِ شهیدِ انقلاب، بسیار پیش از آنکه غبارِ جنگ بر زمینها بنشیند، به اصحابِ رسانه و تحلیلگران هشدار داده بودند که دشمن با «ایرانِ تمدنی» مشکل و سر جنگ دارد، نه با یک ساختارِ سیاسی. حضرت آیت الله خامنه ای خیلی وقت پیش پرده را بالا زده بودند و دست های چدنی در مخمل پیچ شده را نشان داده بودند. اما برخی ها نخواستند ببینند. گروهی غفلت زده هم در انتظارِ «آفتابِ غرب» هستند، غافل از این حقیقت که خورشیدِ غرب، تنها برای روشن کردنِ مسیرِ استعمار است، نه برای گرمایِ زندگیِ ملتها. روبیو حرف هایش را چون گلوله شلیک کرد اما به سوی خودش کمانه کرد وقتی در پاسخ به این تکبرِ تمدنی، محمدباقر قالیباف، رئیسِ میدان دیده و جنگ آزموده مجلس، با نگاهی استراتژیک، با یادآوریِ سرنوشتِ «والریان»، امپراتورِ شکستخوردهیِ روم، یادآور شد که کسانی که راهِ اسکندر را دنبال میکنند، به بنبستِ زانو زدن میرسند.
این کنایه، تنها به ترامپ یا روبیو نیست؛ بلکه پاسخ به کلِ آن تفکرِ «تاجرِ مرگ» است که تصور میکند میتواند با تهدید به «نابود کردنِ یک تمدن»، اراده یک ملتِ باستانی غنی شده به غیرت انقلابی و معرفت عاشورایی دینی را در هم بشکند. باری، روبیو میخواهد آمریکا را تداومِ مشروعیتِ «روم» بخواند تا همه غرب را کنار خود داشته باشد. ما صفحات نوشته شده را خوانده ایم. مشت شان هم برای ما باز است. می دانیم ما با یک «جنگِ تمدنی» روبرو هستیم. در این جنگ، تنها سلاحها اهمیت ندارند، بلکه «اراده ملی و انقلابی » و «ایستادگیِ جمعی» است که از هر سلاحی قوی تر است. ما نیز یک ملت دیرپا و متمدن هستیم که با هم علیه دشمن می ایستیم. ایران را به همت مردمانش دیواری است صخره گون که از هر متجاوزی سر می شکند. ایران، بیش از آنکه یک کشور باشد، یک «فرآیندِ تمدنی» است که بارها ققنوس وار از میانِ آتشِ تاریخ برخاسته و دشمن را درخاکستر نشانده است. باز هم چنین خواهیم کرد.




نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.