آقای ربیعی! از کدام مردم می‌گویید؟!/ شورای عالی امنیت ملی دوم؟!/ مظلوم‌نمایی سیاسی رسایی

  4050706015

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

آقای ربیعی! از کدام مردم می‌گویید؟!/ شورای عالی امنیت ملی دوم؟!/ مظلوم‌نمایی سیاسی رسایی

 شورای عالی امنیت ملی دوم؟

خبرآنلاین نوشت: 

رئیس‌جمهور که اخیراً به دلیل شرکت در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل به نیویورک سفر کرده بود، در برنامه «فیس دِ نیشن» شبکه سی‌بی‌اس نیوز، در پاسخ به پرسشی درباره نقش رهبر انقلاب در سیاست خارجی نیز توضیح داد که؛ «تیمی متشکل از ۶ نفر از نهادهای مختلف، نیروهای امنیتی، نمایندگان مجلس و دستگاه‌های دولتی، درباره فرایندهای تصمیم‌گیری گفت‌وگو و مشورت می‌کنند و تصمیم‌ها از طریق هماهنگی میان این افراد اتخاذ می‌شود.»هرچند که او در این گفت‌وگو نام این ۶ نفر را فاش نکرده است ولی آنچه که از سخن او برداشت می‌شود، تلویحاً بدین معناست که تیم ۶ نفره جدای از اعضای شورای عالی امنیت ملی هستند. این تیم ۶ نفره متشکل از مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس، غلامحسین محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضائیه، محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، سرلشکر علی عبداللهی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و رئیس قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، سردار احمد وحیدی فرمانده کل سپاه هستند. همچنین برخی‌ها از حضور علی باقری معاون سیاست خارجی و امنیت بین‌الملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی هم نام بردند که با توجه به اهمیت سمت حقوقی افراد، مورد تأیید نیست...

در حال حاضر، علاوه بر مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، غلامحسین محسنی اژه‌ای، اسکندر مومنی وزیر کشور، عباس عراقچی وزیر امور خارجه، سید حمید پورمحمدی رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور، سرلشکر علی عبداللهی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، امیر حاتمی فرمانده کل ارتش، سردار احمد وحیدی فرمانده کل سپاه، سعید جلیلی و محسن رضایی نمایندگان رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی حضور دارند. از سوی دیگر، جهت هماهنگی لازم رئیس سازمان صداوسیما هم در جلسات شورا حضور دارد اما عضو اصلی شورا محسوب نمی‌شود.


****

گفتاردرمانی ترامپ 

مشرق نوشت:

در ماه‌هایی که از تهاجم نامشروع و غیرقانونی آمریکا، رژیم اسرائیل و برخی متحدانشان در ناتو و جهان عرب به ایران می‌گذرد، کاخ سفید یک راهبرد ترکیبی را در پیش گرفته است: لفاظی‌های پرسروصدا، تهدیدهای پیاپی، دروغ‌های سیستماتیک، بمباران ساختارهای نظامی، حمله به مناطق غیرنظامی و دستکاری مصنوعی بازار نفت.

هدف این راهبرد روشن است: پنهان کردن این واقعیت که کنترل راهبردی تنگه هرمز از دست آمریکا خارج شده و ایران به قدرت اصلی تعیین‌کننده در این آبراه حیاتی تبدیل شده است. دونالد ترامپ و رسانه‌های جریان اصلی غربی می‌کوشند چنین القا کنند که همچنان آمریکا امنیت کشتیرانی را تأمین می‌کند و نفتکش‌ها با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از هرمز عبور می‌کنند.

اما داده‌های میدانی، جغرافیا، توان موشکی و پهپادی ایران، کنترل باب‌المندب توسط متحدان ایران، فرسودگی نیروی دریایی آمریکا و فروپاشی لجستیک پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس، تصویر دیگری می‌سازند. در این تصویر، هر نفتکشی که از هرمز عبور می‌کند، بیش از آنکه مرهون زورگویی آمریکا باشد، وابسته به اجازه مستقیم یا غیرمستقیم ایران است... در چنین وضعیتی، آمریکا می‌تواند چند روز نمایش قدرت کند، اما نمی‌تواند ماه‌ها جریان انرژی را کنترل کند. ایران اما به دلیل نزدیکی به میدان، توان بازسازی سریع، استفاده از موشک‌های متحرک، پهپادهای ارزان و مین‌های دریایی، می‌تواند فشار را به صورت نامتقارن ادامه دهد

****

آقای ربیعی! از کدام مردم می‌گویید؟!

جوان نوشت:

علی ربیعی چهره با سابقه امنیتی و دستیار رئیس‌جمهور در امور اجتماعی در اظهار نظری قابل تأمل ادعا کرده است: «بخش بزرگی از مردم می‌گویند هیچ راهی برای اعتراض ندارند» و باید سازوکاری ایجاد شود تا مردم بتوانند اعتراض کنند. این اظهارنظر بیش از آنکه صرفاً یک مطالبه اجتماعی باشد، به دلیل مطلق بودن گزاره و جایگاه گوینده، نیازمند توضیح و مستندات است. 
نخستین پرسش این است که این ادعای گسترده بر اساس کدام پیمایش علمی و با چه جامعه آماری مطرح شده است؟ وقتی از «بخش بزرگی از مردم» سخن گفته می‌شود، انتظار طبیعی آن است که مشخص شود این جمع‌بندی بر پایه کدام پژوهش، با چه روش نمونه‌گیری و در چه جامعه‌ای به دست آمده است. نمی‌توان یک ادعای فراگیر درباره نگاه جامعه را بدون ارائه پشتوانه پژوهشی، به عنوان واقعیتی مسلم مطرح کرد. از سوی دیگر، اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها را، با رعایت شرایط مقرر در همین اصل، به رسمیت شناخته است. بنابراین، میان نقد کاستی‌ها و مطالبه برای بهبود سازوکار‌های اعتراض قانونی، با این ادعا که مردم «هیچ راهی» برای اعتراض ندارند، تفاوتی جدی وجود دارد. در این میان، پرسش مهم‌تر متوجه نحوه طرح این گزاره از سوی دستیار رئیس‌جمهور است: بن‌بست‌نمایی از مسیر‌های قانونی اعتراض با چه هدفی مطرح و تبلیغ می‌شود؟ اگر منظور، ضرورت تقویت سازوکار‌های قانونی و تسهیل بیان مطالبات اجتماعی است، چرا موضوع با تعبیری مطلق و فراگیر همچون «هیچ راهی برای اعتراض» صورت‌بندی شده است؟

****

دفاع مقدس دوم و سوم را از بخشنامه‌ها نجات دهیم

روزنامه خراسان نوشت:

برای بسیاری از ما، بازنمایی رسمی دفاع مقدس ۸ ساله با ایستادن صف‌های طولانی، کسل‌کننده و اجباری اول مهر گره خورده است؛ آیین‌هایی بی‌رمق با بلندگوهایی گوش‌خراش که حماسه‌ای بزرگ را از یک تجربه غنی انسانی به یک آیین ملال‌آور تقلیل می‌داد. سال‌ها شهدا را به‌جای انسان‌هایی با همه  دلبستگی‌ها، عاطفه‌ها، دغدغه‌ها و علایق متکثر سیاسی و... به کاراکترهایی ماورایی، دست‌نیافتنی و تک‌رنگ تبدیل کردند. بخش‌های مهمی از وصیت‌نامه‌های شهدا که آینه نقد قدرت و مطالبه صریح اصلاح از مسئولان بود بایکوت شد و تنها پوسته شعاری آن روی بنرها نشست که از مردم انواع مطالبه‌ها را داشت. نتیجه آن شد که هنر و ادبیات نحیف ماند، نسل کودک و نوجوان به‌جای کشش به سمت ارزش‌های این دفاع، از آن رانده شدند، و در مواردی حتی خون شهدا به سپری برای توجیه ناکارآمدی‌های اجرایی مدیران بعدی بدل شد؛ طوری‌که به اشتباه در نگاه برخی از بچه‌های نسل‌های قبل، شهدا انگار متعلق به یک جریان فکری و سیاسی شدند؛ طوری‌که کم‌کاری مسئولان هم به پای اصل دفاع مقدس از میهن نوشته می‌شد.
اما دو تجربه اخیر نشان داد که چشمه زنده غیرت ملی، مستقل از دستگاه‌های تبلیغاتی، در اعماق روان ایرانیان جاری است. در جنگ ۱۲روزه، برآورد نهادهای اتاق فکر دشمن این بود که جامعه زیر تیغ شوک اقتصادی به خیابان می‌ریزد و فروپاشی از درون کلید می‌خورد؛ اما مردم در اوج غافلگیری، بلوغی خیره‌کننده از تاب‌آوری و همدلی را به نمایش گذاشتند.... اما با عبور از شب‌های اضطرار، رفتارهای نادرست کم کم به چشم آمد؛ تکثرها کم شد و نوک پیکان شعارها از سوی دشمن به سمت خودی‌ها اعم از دولت و هموطن چرخید. رسانه ملی هم در خیلی از موارد به سیاق گذشته، بی‌توجه به ضرورت تداوم انسجام، رفتارهای تنگ‌نظرانه را با حضور چهره‌های تکراری تداوم بخشید. 
امروز، در هفته‌ای که مربوط به بزرگداشت دفاع مقدس اول است و در میانه تجربه دو دفاع مقدس دوم و سوم، باید بی‌لکنت هشدار داد: دفاع از کیان ایران، در انحصار هیچ طبقه، سلیقه و دستگاه خاصی نیست. شهدای عزیزی که در این آزمون‌ها جان فدا کردند، متعلق به همه خطوط فکری و طیف‌های فکری این سرزمین بودند که در روزهای سخت کنار هم قرار گرفتند.

****

چرا با عربستان مماشات می کنیم

اعتمادنوشت: 

واقعيت‌هاي حاكم بر منطقه و جهان، جمهوري اسلامي ايران را بنا به برخي دلايل به اين نتيجه رسانده است كه به خصوص در شرايط فعلي از تقابل با كشورهاي همسايه به‌ويژه عربستان پرهيز كرده و درصدد برآيد كه بر وجوه اشتراك در سياست خارجي دو كشور تاكيد كند و از اختلاف و دوگانگي پرهيز كرده و حتي‌المقدور راه مماشات و مسالمت‌آميز با يكديگر را انتخاب كنند. تاكيد بر روابط منطقه‌اي و گسترش روابط با كشورهاي منطقه، تلاش براي جلوگيري از تحقق طرح عبري عربي و شكل‌گيري پيمان ابراهيم، استفاده از نفوذ اسلام در كشورهاي منطقه، ممانعت از نزديكي بيش ‌از حد عربستان به اسراييل، گسترش روابط با كشورهاي همسايه خليج‌فارس براي دور زدن برخي تحريم‌ها و تلاش براي حضور در ساختار امنيتي منطقه در دوران پساجنگ ايجاب مي‌كند كه جمهوري اسلامي ايران در عين داشتن اختلافات با كشورهاي منطقه و عربستان درصدد گسترش روابط با اين كشور باشد، چراكه به تعبيري شاه‌كليد گسترش روابط با كشورهاي منطقه، گسترش روابط با عربستان است.

بنابراين به ‌نظر مي‌رسد كه واقعيت‌هاي موجود در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايجاب مي‌كند كه حتي‌المقدور از ايجاد تنش به‌ خصوص در مقطع كنوني با عربستان اجتناب كرده و درصدد باشد كه تنش را به حداقل برساند،

اگرچه واقعيت‌هاي موجود بر سياست دو كشور سبب وجود اختلافات ديرينه در ميان دو كشور شده است. نه مي‌توان نفوذ منطقه‌اي و توان جمهوري اسلامي ايران را ناديده گرفت و نه مي‌توان نقش و نفوذ عربستان در جهان اسلام را ناديده گرفت. به ‌نظر مي‌رسد مهم‌ترين وجه اشتراك دو كشور، اسلامي بودن دو كشور و تاكيد جمهوري اسلامي به ‌خصوص از دولت قبل بر گسترش روابط با همسايگان است و مسوولان شركت‌كننده در روز ملي عربستان حتما از اين موضوع آگاه بوده و هستند.


****

تریبون های تنش زا را بگیرید

اطلاعات نوشت:

سیاست خارجی، موضع‌گیری‌های جناحی و مدیریت رفتار اجتماعی در ماههای آینده نباید حس ناامنی در بازار ایجاد کند. مجموعه حاکمیت ملی باید تریبون‌های تنش‌زا را از هر کسی که نابخردانه به رونق کسب و کار مردم ضربه می‌زند، بگیرد. کیسه مالی کشور آنقدر پُر نیست که در ماه‌های آینده هزینه درگیری جناحین سیاسی با یکدیگر و تهدید آزادی‌های‌ اجتماعی مردم را بپردازد.

آشفته کردن فضای امنیتی جامعه با خط و نشان کشیدن برای جناح روبرو و وام گرفتن از حق آرامش مردم می‌تواند مخارج غیرضرور کشور را چند برابر کرده و شرایط رکودِ تورمی حاکم بر بازار را تشدید کند.

رونق بازار به توافق و تمکین همگانی از اصول تعیین شده برای سیاست خارجی در شورای امنیت ملی نیاز دارد. تفسیر شخصی از اولویت‌های نظام حکمرانی و هرآنچه که به دوگانه‌سازی‌ها در افکارعمومی دامن می‌زند، می‌تواند آنچه را که رونق بازار نیاز داریم، نابود سازد و بدون شک دود تداوم شرایط رکودِ تورمی در بازار به چشم همه ما خواهد رفت.

***

مظلوم‌نمایی سیاسی حمید رسایی 

سایت تابناک نوشت:

رسایی می‌گوید حکم صادرشده با رویه معمول همخوانی ندارد و برای اثبات حرفش سراغ پرونده‌هایی می‌رود که خودش علیه دیگران مطرح کرده است. اما این مقایسه‌ها اصل ماجرا را عوض نمی‌کند. اگر اشکالی در حکم وجود دارد، محل بحث، استدلال حقوقی و مستندات پرونده است؛ نه اینکه محکومیت را به یک روایت شخصی از «برخورد متفاوت» تبدیل کنیم.نکته جالب‌تر اینکه رسایی هم‌زمان دو حرف متناقض می‌زند؛ از یک طرف می‌گوید «من چه کاره‌ام که به قوه قضائیه فشار بیاورم» و از طرف دیگر همان حکم را «سیاسی» و «غیرحقوقی» می‌نامد.

زیر سؤال بردن رأی و نحوه صدور آن اشکالی ندارد! این همان جایی است که گلایه حقوقی کم‌کم جای خود را به مظلوم‌نمایی می‌دهد...رسایی همچنین از برخورد با صاحبان قدرت، مفسدان اقتصادی، مدیران و فرزندان دارای تابعیت کشورهای دیگر و حتی کسانی که به تعبیر او علیه ارزش‌های اجتماعی اقدام کرده‌اند، سخن می‌گوید. اما آوردن فهرستی بلند از متهمان و منتقدان دیگر، محکومیت خودش را نه کوچک‌تر می‌کند و نه پاسخ پرونده را می‌دهد. وقتی پای حکم قضایی خود شخص وسط است، مقایسه با دیگران و یادآوری پرونده‌های دیگر نمی‌تواند جای پاسخ روشن را بگیرد.

در نهایت، روایت رسایی بیش از آنکه درباره اصل حکم باشد، درباره تصویری است که می‌خواهد از خودش بسازد؛ نماینده‌ای که می‌گوید حکم را قبول دارد، اما آن را سیاسی می‌داند؛ می‌گوید قصد فشار ندارد، اما از بی‌عدالتی در حق خود می‌گوید؛ و از عذرخواهی هم گلایه دارد. این تناقض‌ها همان جایی است که یک محکومیت قضایی، آرام‌آرام به صحنه‌ای برای مظلوم‌نمایی سیاسی تبدیل می‌شود.


****

پاسخ جدی به محاصره هوایی

مجید شاکری، کارشناس اقتصاد سیاسی به خبرآنلاین گفته است:

واضح است که ما در ایران به‌خاطر محاصره تحت‌فشار هستیم. ما اشتباه کردیم که در همان ابتدا نسبت به محاصره، واکنش سریع و فوری و معادله‌سازی نشان ندادیم. مثلاً بحث می‌شد که اگرچه ما نمی‌توانیم در محاصره مثلاً برویم کشتی‌مان را که در اقیانوس هند گرفتند، جلویش را بگیریم، اما می‌شود معادله مثلاً نفت در مقابل محاصره را مطرح کرد. چنان‌که وقتی آمریکایی‌ها به‌ازای پاسخ ایران به کشتی‌های متخلف در تنگه هرمز، نفتکش‌های ایرانی را زدند، ایران شروع کرد به‌ازای آن نفتکش و زیرساخت تولید نفت زدن و بعد از مدتی ایران به زدن نفتکش‌های متخلف در داخل خلیج‌فارس و تنگه هرمز ادامه داد، اما آمریکایی‌ها دیگر با ایران در نردبان تشدید بالا نیامدند. پس آن نکاتی که گفته می‌شد که راه‌حل شکستن محاصره، شلیک است و شلیک لزوماً شلیک به خود ناو‌های مجری محاصره نیست، ظاهراً درست بود.


در ابتدای محاصره، آمریکا انتظار نداشت که ایرانی‌ها در مقابل محاصره کوتاه بیایند یا واکنش فوری نشان ندهند و الان ادله بسیاری وجود دارد که ترامپ در ابتدا اصلاً امید نداشت که محاصره بتواند تثبیت شود. ایرانی‌ها اشتباه کردند در مقابل محاصره دریایی واکنش به‌هنگام نشان ندادند.

 

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین