قمار خطرناک در هرمز

احمد رشیدی نژاد: پژوهشگر ژئوپلیتیک، گروه سیاسی الف،   4050524036 ۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱ تکراری یا غیرقابل انتشار
قمار خطرناک در هرمز

روزنامه‌ی وال‌استریت ژورنال در تحلیلی، راهبرد ایران در قبال تنگه‌ی هرمز را یک «قمار خطرناک» خوانده و بیان داشته که ایران همه چیز را به تنگه هرمز گره زده است! راهبردی که ممکن است در نهایت به اجماع جهانی بر علیه ایران مبدل شود. اما اگر با خودمان روراست باشیم، این تحلیل‌ها از یک نکته‌ی بنیادین غافل می‌مانند: ایران تنگه را به خاطر ماجراجویی یا زیاده‌خواهی نبست، بلکه آن را به عنوان سپری دفاعی در برابر تهدیدی وجودی به کار گرفت. در روزگاری که دو قدرت نظامی- آمریکا و اسرائیل- آشکارا از گزینه‌ی نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای و حتی ساختار قدرت استفاده می‌کنند، تنگه‌ی هرمز نه یک اهرم اقتصادی که سپری حیاتی برای بقای یک نظام سیاسی است. پرسش این نیست که «آیا ایران باید تنگه را باز کند؟» بلکه پرسش این است: «چگونه می‌توان تنگه را به ابزاری برای بازدارندگی پایدار تبدیل کرد، بدون آنکه ایران را در انزوای قرار دهد؟

واقعیت تلخ اما غیرقابل انکار این است که ایران در موازنه‌ی متعارف نظامی، از توانایی نظامی کمتری نسبت به دو قدرت بزرگ نظامی و همراهانشان در ناتو و منطقه برخوردار است. نه به خاطر ضعف ایمان یا اراده، بلکه به خاطر شکاف فاحش در فناوری، لجستیک و پشتیبانی فرامنطقه‌ای. در چنین شرایطی، تنگه‌ی هرمز به معادله‌ای نامتقارن تبدیل شد که در آن یک گلوگاه کوچک می‌تواند اقتصاد جهانی را به لرزه درآورد. اما مشکل اینجاست که این معادله، نباید یکبار مصرف باشد. اگر ایران تنگه را به طور کامل و دائم ببندد، نه تنها جلوی حمله را نمی‌گیرد، بلکه بهانه‌ای طلایی برای ائتلافی جهانی به رهبری آمریکا فراهم می‌آورد تا با پوشش حقوقی، هرگونه اقدام نظامی را مشروع جلوه دهند. از سوی دیگر، باز کردن یک‌جانبه‌ی تنگه بدون دریافت تضمین‌های عینی، به معنای عقب‌نشینی راهبردی و اعلام ضعف است؛ پیامی که اسرائیل و آمریکا را برای ضربه‌ی نهایی جسورتر خواهد کرد. پس راه میانه چیست؟ راه میانه در تغییر پارادایم از «بستن یا باز کردن» به «مدیریت تهدید بر اساس بقا» خلاصه می‌شود.

بر این اساس، ظاهراً ایران سه راهبرد را در این زمینه پیش گرفته است:

نخست، «ابهام راهبردی» به جای «اقدام قطعی». ایران آشکارا اعلام کرده است که تنگه‌ی هرمز تا زمانی که تهدید نظامی علیه خاک ایران وجود دارد، در وضعیت «هشدار دائمی» قرار دارد، اما نحوه‌ی واکنش- اعم از بستن نسبی، مین‌گذاری هوشمند، یا محدود کردن تردد کشتی‌های جنگی- را به عنوان یک راز نظامی حفظ کرده است. این ابهام، هزینه‌های روانی و اقتصادی را بر دشمن تحمیل می‌کند، بدون آنکه ایران را رسماً به نقض حقوق دریاها متهم سازد.

 دوم، «متقارن‌سازی تهدید»؛ یعنی ایران صراحتاً اعلام کرده است که هرگونه اقدام نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای، نظامی یا اقتصادی آن، با پاسخ‌هایی در تنگه و همچنین هدف قرار دادن اهداف حیاتی آمریکا در منطقه (پایگاه‌ها، ناوگان و تأسیسات نفتی متحدان) مواجه خواهد شد. این پیام، تنگه را از یک ابزار اقتصادی به بخشی از دکترین دفاعی ارتقا داده و بازدارندگی را از سطح مبادله‌ی نفت به سطح بقای فیزیکی دشمنان ارتقا خواهد داد.

سوم، و مهم‌تر از همه، «ارتباط تنگه با مذاکرات هسته‌ای و امنیتی» است. ایران اعلام کرده است که وضعیت تنگه به عنوان بخشی از بسته‌ی جامع امنیتی خلیج‌فارس تعریف شده است. در این بسته، ایران آمادگی خود را برای «مدیریت مشترک» تنگه با عمان رااعلام کرده و در ازای آن، تضمین‌های کتبی برای عدم تعرض نظامی، لغو تدریجی تحریم‌های نفتی و به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی هسته‌ای را طلب کرده است. این ابتکار، توپ را در زمین دیپلماسی انداخته و اجماع جهانی را نه علیه ایران، بلکه برای پایان دادن به بن‌بست شکل داده است. چراکه کشورهای اروپایی و آسیایی که بیشترین آسیب را از گرانی نفت می‌بینند، به جای همراهی با جنگ، از هر طرحی که ثبات را بازگرداند استقبال خواهند کرد.

اما عنصر کلیدی که نباید فراموش شود، «زمان‌بندی» است. ایران نباید در اوج فشار نظامی یا روانی، تنگه را باز کند، چرا که این برابر با تسلیم تفسیر خواهد شد. بهترین لحظه برای کاهش فشار بر تنگه، زمانی است که ایران با موفقیت یک دستاورد دیپلماتیک (مثل احیای نسبی برجام یا امضای پیمان عدم تعرض با همسایگان) را به ثبت رسانده باشد. در آن لحظه، بازگشایی تدریجی و مشروط تنگه، نه به عنوان عقب‌نشینی، بلکه به عنوان پاداش به جامعه‌ی جهانی برای رفتار مسئولانه‌ی آنها تلقی خواهد شد. این همان بازی «چماق و هویج» به سبک ایرانی است که در آن، تنگه به جای میدان نبرد، به میز چانه‌زنی تبدیل می‌شود.

در نهایت، تنگه هرمز برای ایران، نه یک قمار که یک میراث استراتژیک است؛ میراثی که ایران با ابهام راهبردی، تضمین‌های عینی و ابتکارات منطقه‌ای، از موضع ضعف نمی‌گوید، بلکه از موضع تدبیر، معماری نظمی نوین را ترسیم می‌کند. 

بازگشایی مشروط، پس از اخذ تعهدات مکتوب، نه تسلیم که اعلان بلوغی است که می‌گوید: بقای ما، در گروِ پایان دادن به بن‌بست‌هاست، نه در تداوم آن‌ها. و این، همان راهبردی است که می‌تواند تنگه را از یک تهدید وجودی، به اهرم جاودانگی بدل کند؛ اهرمی که هر روزِ باز بودنش، به اندازه‌ی هر روزِ بسته بودنش، برای دشمنان ایران، کابوس‌آفرین است.

دیدگاه کاربران

ناشناس۴۲۳۴۲۱۷۰۱:۱۰:۴۳ ۱۴۰۵/۵/۲۵
بیخودی گول وال استریت ژورنال را نخورید . اجماع جهانی علیه ایران انجام شد ( ناتو و اروپا و کشورهای خلیج فارس تمام قد از حمله امریکا و اسراییل پشتیبانی کردند و هیچ غلطی هم نتوانستند بکنند و اگر ساده لوحی دستگاه دیپلماسی ما نبود افزایش قیمت جهانی نفت و افزایش سرسام اور قیمت بنزین در امریکا تا حالا دولت ترامپ را سرنگون کرده بود ) . این تحلیل های وال استریت ژورنال و دیگر رسانه های دشمن ، فقط برای ترساندن مسئولان ایران و احزاب دارای نفوذ در حاکمیت ایران است تا بترسند و دست و پایشان شل بشود و تنگه را رها کنند ( همانطور که آتش بس را پذیرفتند و اقتصاد آمریکا را از فروپاشی نجات دادند ! ) در حفظ تنگه هرمز هیچ قماری وجود ندارد . قمار ، میز مذاکره است که اتفاقا یک قمار از پیش باخته هم هست .
ناشناس۴۲۳۴۲۶۸۰۹:۳۸:۴۸ ۱۴۰۵/۵/۲۵
ایران همه چیز را به تنگه هرمز گره زده است! راهبردی که ممکن است در نهایت به اجماع جهانی بر علیه ایران مبدل شود اجماع جهانی اتفاق نخواهد افتاد چون کشورهای مختلف دارای منافع مختلف هستند. باید حساب کشورهای غیر غربی از کشورهای غربی و آمریکا و اسراییل جدا شود. اتفافا با همین ابزار می توان کشورهای غیر غربی را از بیش از پیش با ایران همراه کرد. کشورهای کفتار صفت غربی همه یک جهان نیستند.
ناشناس۴۲۳۴۲۷۸۱۰:۵۷:۴۷ ۱۴۰۵/۵/۲۵
قمارخطرناکتر نفاق‌درداخل‌راهم‌دریابید حرکتهای‌داخلی‌ مکمل‌پازل‌دشمن‌است
ناشناس۴۲۳۴۳۴۱۱۴:۰۹:۲۶ ۱۴۰۵/۵/۲۵
نویسنده و تاریخ انتشار مقاله وال استریت را هم بگید. اما نکته بنیادی: ۱− تهدیدی وجودی برای ایران پیش از ۷ اکتبر و پیش از انقلاب ۱۹۷۰ چه بود؟ اگر بنا باشد ایران تهدید وجودی را برای دیگران مرتبا باز تولید کند توافقات از نوع برجام چگونه پایدار میماند؟ مدیریت تهدید بر اساس بقا چگونه ممکن است؟ شعارهای ایدئولوژیک به ویژه در این روزها برای بازتولید و تقوت تهدید است یا مدیریت تهدید و رسیدن به همان برجامی که خیانت تفسیر شد و قانون برای عبور از آن وضع شد؟ در نهایت کابوس دائمی تنگه و ماجراجویی عقیدتی ساختار سیاسی حاکم چگونه تهدید را مدیریت میکند و از باز تولید و تقویت آن فاصله میگیرد؟ چگونه در فضای نامتقارن نظامی میتوان انتظار پایداری این دیدگاه را داشت؟ ۲− متقارن‌سازی تهدید بدون متقارن سازی قدرت نظامی چگونه ممکن است و پایدار میماند؟ حتی با فرض عقب نشینی نظامی آمریکا، در سایه تحریم و اجرای کامل آن در فضاهای تنفسی که قبلا وجود داشت مانند امارات و قطر و چین، حتی باز شدن مدیریت شده تنگه چگونه میتواند اهرم جاودانگی شود؟ راههای انتقال جایگزین در حال توسعه بوده و راههای دور زدن تحریم در حال بسته تر شدن. اهمیت استراتژیک تنکه در حال کاهش و منابع بقاء ما در حال کاهش است. کدام جاودانگی؟ واقعیت آن است که این معادله دو طرف ایران و آمریکا-اسرائیل ندارد. پس دعا کنید منافع طرفهای ثالث به نفع حمایت این نظام سیاسی و اشتباه ساکنان پول پرست کاخ سفید برای عدم استقرار نیروی زمینی و اشغال ایران برقرار بماند. در غیر این صورت کار تمام است.
امیر حسین سلطان/تهران۴۲۳۴۳۵۵۱۴:۵۵:۲۰ ۱۴۰۵/۵/۲۵
هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بدون توسل به تنگه هرمز و هرگونه استفاده ابزاری و غیرابزاری از این تنگه سپری گردید و در نتیجه هیج اجماع جهانی نیز بر علیه ایران شکل نگرفت الان هم هر چه بوده است کافی است و باید هر چه زودتر از شکل گزفتن هرگونه اجماع جهانی بر علیه خودمان به بهانه بستن تنگه هرمز جلوگیری نماییم. اجازه بدهید مسائل اختلافی میان آمریکا و ایران به همان مسائل مطرح اعلام شده محدود گردد و مساله تنگه هرمز را بر این مسائل نیافزائید لطفا! چرا که به نظر می رسد تهدیدات و فشارهای بالقوه فعلی و بالفعل احتمالی در آینده بر علیه ایران نه تنها کاهش نیابند بلکه حتی افزایش نیز یابند و متاسفانه به نظر می رسد که آن وقت حل اختلافات موجود از دشواری کنونی دشوارتر نیز بشوند و با یک اجماع جهانی(ولو اینکه کاملا هم ناحق باشد) مواجه شویم و دیگر صرفا به مسائل هسته ای و امثالهم نیز محدود نخواهد بود و حتی احیای برجام نیز دیگر کارگشا نخواهد بود! (با وجود خوشبینی نویسنده گرامی به احتمال احیای برجام) والله اعلم
ناشناس۴۲۳۴۹۹۲۱۲:۰۲:۲۵ ۱۴۰۵/۵/۲۹
این تحلیل که ایران مذاکره کرد و آمریکا را و اقتصاد آمریکا را نجات داد کاملا غلط است . مذاکره نتیجه اش شد تفاهمنامه پاکستان که شاید بشود گفت جزو بهترین و مقتدر ترین توافق هاست و ما قطعا برنده این توافق بودیم اما متاسفانه آمریکا آن را نقض کرد
yektanetتریبون

آخرین عناوین