جنگ زیرساختی و بازی تصعید؛ هیچ بازیگری واقعا دیوانه نیست

حسین رجائی، گروه سیاسی الف،   4050428041 ۰ نظر، ۴ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار
جنگ زیرساختی و بازی تصعید؛ هیچ بازیگری واقعا دیوانه نیست

یکی از عادات مألوف سیاست خارجی دونالد ترامپ از همان آغاز دور اول ریاست جمهوری‌اش در 2016، بازی در نقش مرد دیوانه (Madman) بوده است. بازی که هرچند جلوه سیاسی و رسانه‌ای خوبی برای او داشته، اما هرچه گذشته، از اثرگذاری آن کاسته شده است. تجربه دور اول ریاست جمهوری ترامپ نشان داد TACO (مخفف عبارت: ترامپ همیشه جا می‌زند) صفتی برازنده‌تر برای رفتار سیاست خارجی او بوده است.

از زمانی که ترامپ کره‌شمالی را تهدید به نابودی کامل کرد تا امروز که تهدید کشورهای مختلف به افزایش تعرفه‌های تجاری، لقلقه زبان او شده است، استفاده بی‌رویه از تهدیدهای غالبا توخالی، اثرگذاری آن‌‌ها را در سیاست خارجی دولت ترامپ بسیار کاهش داده است. حتی مقامات اروپایی که روزگاری در برابر کوچکترین اظهار تهدیدی، خود را برای عرض ارادت و خاکساری به واشنگتن می‌رسانند، این روزها در برابر تهدید به اشغال گرینلند، تهدید به خروج از ناتو، تهدید به قطع کمک‌ها به اوکراین و تهدید به افزایش شدید تعرفه‌های تجاری تا حد زیادی بی‌حس شده‌اند. بی‌محلی آن‌ها به درخواست‌های فراوان ترامپ برای مشارکت فعال در جنگ با کشور ما یکی از نمودهای این وضعیت است. بر همین اساس، رایج شدن اصطلاح TACO برای توصیف رفتار سیاست خارجی ترامپ، بیانگر آنست که وی گرچه خطاهای بسیاری در سیاست‌ها و تصمیمات خود داشته ولی نه تنها هیچگاه دیوانه‌وار و پیش‌بینی‌‌ناپذیر عمل نکرده بلکه همواره یک بازیگر محتاط و حسابگر بوده است؛ بازیگری که هرگاه در برابر تهدیدهای خود با سد محکمی روبرو شده، به سرعت عقب نشسته است. یکی دیگر از نمودهای این ویژگی رفتاری را می‌توان عقب‌نشینی از جنگ با یمن دانست. جسارت یافتن ترامپ در ورود به جنگ با یمن و ایران، تنها ناشی از دریافت اطلاعات غلط و این سؤمحاسبه بود که رو در رو با جنگ‌هایی کم هزینه ولی پرفایده است. این نوع احتیاط و حسابگری در رفتار، البته در مورد عموم تصمیم‌سازان سیاست خارجی در جهان صدق می‌کند. بنابراین در هر نوع تصمیم‌سازی در خصوص جنگ و سیاست خارجی، باید این نکته را در نظر داشت که هیچ بازیگری واقعا دیوانه نیست، حتی ترامپ دیوانه‌نما. 

تهدید ترامپ به نابودی تمدن ایران و زدن تمامی نیروگاه‌های برق در طول جنگ رمضان را باید ذیل همین منطق تفسیر کرد. البته که جنگ با ایران ترامپ را در بد مخمصه‌ای گرفتار کرده، او اگر همچون جنگ یمن، مسیر امنی برای گریز از این جنگ پیدا می‌کرد لحظه‌ای درنگ نمی‌نمود ولی نه می‌تواند تنگه هرمز و منطقه خلیج فارس را در دست ایران بگذارد و برود که در آن صورت نامش به عنوان بدترین رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ ماندگار خواهد شد و نه وقتی عمری اوباما را بخاطر پرداخت پول به ایرانی‌ها تمسخر کرده می‌تواند چندبرابر آن پول را به عنوان غرامت به طرف ایرانی بپردازد و خود را مضحکه عام و خاص سازد. این البته یک بخش از محاسبات ذهنی وی است، همین منطق محاسباتی در مورد زدن زیرساخت‌های ایران نیز صدق می‌کند. اگر طرف ایرانی بتواند این معادله را در ذهن تصمیم‌سازان سیاست خارجی آمریکا جا بیندازد که نابودی نیروگاه‌های برق ایران مساوی است با نابودی تمام تاسیسات انرژی در منطقه، چه کسی در دنیا حاضر است بهای نابودی اقتصاد جهان را بپردازد!؟ منطق «نابودی حتمی متقابل» (Mutually assured destruction) که اساس بازدارندگی هسته‌ای است، در اینجا هم به عنوان کلید بازدارندگی به کار می‌آید.

بر همین اساس، آنچه می‌تواند جنگ زیرساختی آمریکا را به شکست بکشاند ابتدا توانمندی و سپس اراده است. دولت ترامپ ناگزیر از وارد شدن به بازی تصعید است؛ وارد کردن ضربات محدود زیرساختی که البته فقط یک روش آزمون و خطا، برای پیدا کردن نقاط ترس ماست. نقاطی که بتواند مجددا ما را به پای میز مذاکره مطلوب آمریکا برگرداند. اما مادام که توانمندی وارد کردن هزینه متقابل وجود دارد، نباید اجازه داد که ترس‌ بلاوجه از بلوف‌های نمایشی دشمن، یک جنگ پیروز را وارد بازی فرسایشی آتش‌بس و مذاکره کند. 

استفاده از این راهبرد البته نیازمند شناخت دقیق آستانه‌‌‌‌های تحمل درد دشمن و سطوح تشدید است و ظرایف و لوازم مهمی دارد: 1_ پاسخ به دشمن همیشه باید متناسب باشد. نباید در وارد کردن درد متقابل به دشمن آنقدر زیاده‌روی کرد که آب از سر بگذرد و نسبت به آن سطح از درد مقاوم شود. همچون که ریچارد نفیو در کتاب هنر تحریم‌ها اشاره می‌کند، شل و سفت کردن‌های به موقع و مداوم، مانع از مقاوم و انعطاف‌ناپذیر شدن طرف مقابل می‌شود. 2_ همواره باید راه گریز بسیار باریکی برای دشمن باقی گذاشت. حتی گربه‌ای که در کنج دیوار گیر بیافتد ناچار حمله می‌کند. اینکه برای باز کردن این راه گریز تا چه حد می‌توان در امتیاز دادن به دشمن سخاوتمند بود نیازمند شناخت دقیق مقدورات و محذورات خودمان و طرف مقابل است.

دیدگاه کاربران


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.

yektanetتریبون

آخرین عناوین